۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

"روز جهانی مبارزه با خشونت برعلیه زنان"


از ۲۵ نوامبر سال۱۹۶۰ (چهارم آذر ۱۳۳۹)که سه خواهر میرابل در جمهوری دومینیکن در مبارزه با دیکتاتوری آن کشور بعد از شکنجه و تجاوز به قتل رسیدند تا سی و نه سال بعد از آن یعنی سال ۱۹۹۹ که سازمان ملل متحد این روز را روز رفع خشونت علیه زنان اعلام کرد، زنان و مردان عدالت خواه بسیاری بر ضرورت جهانی شدن مبارزه برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تاکید کرده و در این جهت تلاش کردند.
واقعیاتی که بر اساس آنها سازمان ملل بر جهانی شناختن این روز رای داد عبارتند از:
خشونت علیه زنان، نقض قوانین حقوق بشر است که مقابله با آن وظیفه همه است. خشونت علیه زنان ناشی از تبعیضات و نابرابری‌هایی است که در قوانین حکومت‌ها و در فرهنگ‌های مختلف بر زنان تحمیل می‌شود. خشونت علیه زنان رسیدن به صلح و امنیت را نا ممکن می‌سازد و مانع پیشرفت در بسیاری از زمینه ها از جمله مبارزه با فقر، مقابله با بیماری‌های خطرناکی چون ایدز و بیماری‌های اپیدمیک دیگر می‌شود.
اعلامیه‌ رفع خشونت علیه زنان؛ هر عمل مبتنی بر جنسیت را که احتمال آسیب فیزیکی، جنسی و روان‌شناختی و یا رنج زنان را درپی دارد خشونت نامیده و دولت‌ها را ملزم می‌کند تا از فعالیت‌های خشونت‌آمیز علیه زنان طبق قانون کشور جلوگیری کنند.
خشونت علیه زنان یکی از جدی ترین مشکلات جوامع بشری در سطح جهانی است که بررسی ابعاد، ریشه ها و چاره جویی برای رویاروی با آن همچنان یکی از دغدغه های دست اندرکاران این مشکل اجتماعی است. بنابر آمار سازمان بهداشت جهانی در سال 2013، دست کم بیش از یک‌ سوم از زنان در سرتاسر جهان، خشونت جنسی یا فیزیکی را تجربه کرده‌اند. در کشورهای موسوم به جهان سوم و حتی برخی از کشورهای اسلامی این رقم گاه به سه چهارم افزایش یافته است. در فارسستان فاشیست این میزان به رقم 66 درصد می رسد و در سطح بین المللی خشونت علیه زنان در ایران در رده بالایی قرار دارد. با این همه در برخی از نواحی خاورمیانه بیش از چهار پنجم زنان دستکم یکبار خشونت علیه خود را تجربه کرده اند. این که آمار بالای خشونت علیه زنان آیا ناشی از افزایش آگاهی جنسیتی و شکایت علیه خشونت نسبت به گذشته است یا آن که تعداد خشونت ها علیه زنان به طور مطلق افزایش یافته است، دقیقا روشن نیست و دلایل آن در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد. علاوه بر آن در بسیاری از این آمارها خشونت روانی علیه زنان بازتاب واقعی نیافته است و بسیاری نیز از ترس و یا شرم، تجربه خود از خشونت را بیان نمی کنند.


زوله کرماشان(فارسی کرماشانی )


ازکفن فروشی تا تولد فارسی عقیم کرماشانی دوره‌ی قاجارها توام با دایر شدن رسمی مصیبت بار برای کرماشان شد وآن انتقال اجساد مردگان به کربلا و نجف بود.این رسم غلط علاوه بر پیامدهای بهداشتی برای دیار کرماشان سرآغاز انعقاد یک نطفه‌ی حرام وبعدها تولد یک مولودی نامشروع بنام فارسی کرماشانی !!!!شد.


بعد از این بود که کسب وکار در این شهر رونق گرفت و رفته رفته از اصفهان تا اراک وقم عده ای دستفروش و به قول کوردها چرچی کرماشان رو برای کسب وکار مناسب دیدند و بدین سامان کوچ کردند.از کفن فروش تا قاطرچی .
فارسی کرماشانی کم کم در بین این جماعت رایج شد و مردم کورد بخاطرمهمان نوازی بی جهت غریبه شدند وآنان صاحب خانه.گویش فارسی و نوپای عهد قجری با آمیختگی کلمات کوردی.چیزی شبیه شبهای برره
کودک سر راهی قصه‌ی تراژدیک ما (فارسی کرماشانی)در لابلای کوچه پس کوچه های بزرگترین شهر کوردنشین جهان،قدکشید ورشد کرد وکرماشان بی توجه به رشد این ولد نامشروع به خاطر موقعیت ژئوپلوتیک گذشته اش به عنوان دروازه‌ی تعامل وتجارت با عثمانیها و نیز راه ارتباطی اصلی با شهرهای زیارتی عراق ،به مرکزیت غرب کشور تبدیل شد،وتجارت پر رونق محصولات کشاورزی،وصنایع دستی تولید مردم کرماشان،ودرآمد خدمات رسانی به کاروانهای زیارتی ،تجارتی،مجال پرداختن به عرصه‌ی فرهنگ وحفظ هویت ملی را از کوردهای این سامان گرفت.اینک فارسی کرماشانی در پستوی بازار وقهوه خانه‌ها وبساط گرم معرکه گیرهای خیابانی سرپناهی برای خود پیدا کرد..
اما همچنان بی هویت بود
اواخر سلسلە ننگین قاجار مصادف شد با جنگ جهانی اول واین رخداد،دخالتهای هولناک قدرتهای بزرگ در ایران رو به دنبال داشت وملتهای ساکن ایران وبخصوص ساکنان مناطق غرب ،خسارتهای سنگینی دیدند.قحطی،بیماریهای واگیردار،ونا امنی همه جا را فرا گرفت و هزاران کورد جان باختند.استقرار سلسله پهلوی وتشکیل دولت مدرن ملی با محوریت قوم فارس واعتلا ورسمیت زبان فارسی توسط رضاشاه،با جدیت پی ریزی وپیگیری شد.دیگر ملتهای ساکن ایران از جمله کوردها سرکوب شدند .زبان و فرهنگشان تحقیر شد .بسیاری از نخبگان کورد،لور،ترک،بلوچ...که سالها در تمنای تشکیل دولت مقتدر ومدرن بودند به نوکری پان فارسی رضاخانی درآمدند.
ازکفن فروشی تا تولد فارسی عقیم کرماشانی
زوله کرماشان(فارسی کرماشانی ) در این ایام صاحب شناسنامه شد
کودک نا مشروع(فارسی کرماشانی)رخت ولباسی نو برتن نمود وشخصیتی دست وپا کرد ،آموزش زبان فارسی در مدارس جدید فراگیر شد.دیگر از حاکمیت هشتصدساله ادبی کوردی گورانی خبری نبود.رفته رفته برخی از ساکنان کرماشان درب خانه های خود را به روی ذوله کوچه وخیابان گرد،اما خوش رنگ ولعاب ،باز کردند.به قول گفتنی ،نشست وبرخاست با این ولدزنا دیروزی وصاحب شناسنامه‌ی امروزی کلاس داشت.کودک سر راهی دیگر در محدوده‌ی "در طویله‌ی قشون"پاتوق نداشت،بلکه دست در دست دختران زیباروی شهرم ،در "تاق وسان"قدم میزد.اما همچنان کرماشان بزرگترین شهر کوردنشین جهان بود....
دوران حاکمیت رضاشاه وتلاش او برای سرکوب و زدودن فرهنگ وزبان ملیتهای ساکن ایران ضربه ای سنگین بر کرماشان وارد نمود.طوری که دهه بیست و فضای نسبتا باز آن سالها فرصتی برای کوردها ،تورکها،عربها،بلوچها...بود که مطالبات فرهنگی خود را طرح وپیگیری نمایند؛اما بنا بر دلائلی که در بخشهای قبل ذکر شد و نیز همگرایی مذهبی(شیعه)کرماشانیان با ساکنان مناطق مرکزی ایران که در آن سالها مذهب عمده ساکنان شهر را شامل میشد،موجب آن گردید که کرماشان عمدتا به یک دنباله رو برای احزاب وجریانات مرکز نشین تبدیل شود؛احزابی که کمترین دغدغه وبرنامه ای برای پیگیری حقوق فرهنگی کوردها که در راس آن آموزش به زبان کوردی در منطقه بود،نداشتند.رفقای کمونیست و دو آتشه های مصدقی و پان ایرانیستهای فارس محور، بخشهای مختلف کشور از جمله شهر بی دفاع کرماشان را به عنوان تتمه‌ای از کویر بزرگ وبی آب و علف مرکزی مینگریستند.
و اما زوله (فارسی کرماشانی )این روزها سینما میرود ،به کافه ها سر میکشد،کلاه شاپو بر سر نهاده وکراوات بسته ودر ادارات دولتی جولان میدهد.در صف نانوایی ،گود زور خانه،چاله میدان،بازار،کوچه و خیابان،عرض اندام میکند.اما زوله خبر ندارد که رقیبی برایش پیدا شده که در آینده عرصه را بر او تنگ خواهد کرد و آن رقیب، آموزش فراگیر فارسی رسمی در
مدارس بود
پهلوی دوم ،دیکتاتوری خود را پس از 28مرداد32تحکیم بخشیده وسیاست مدرنیزاسیون پدر را ادامه داد.افزایش درآمدهای نفتی ،دستگاه فرهنگی را توسعه داد؛رسانه‌های صوتی،تصویری ومکتوب افزایش یافت و همه اینها در خدمت پادشاهی باستان گرایی بود که تمام ملتهای ساکن ایران را در خدمت ونوکری تمدن پارس!!می دید.آموزش زبان فارسی به دورافتاده‌ترین نقاط ایران راه پیدا کرد .اکنون کرماشان نخورده مست ونزده می رقصید.دیگر کسی از گذشته‌ی کودک نامشروع و سرراهی چیزی نمی پرسید واز والدینش سراغی نمیگرفت.رفیق تازه میدان دارش (فارسی رسمی)مثل زوله هر جایی نمی رود وهر چیزی را مثل زوله بلغور نمی کند.گویی قرار است اتفاقات آینده جور دیگری رقم بخورد.
اما رادیو کرماشان به لطف حضور بزرگان هنرمند کوردزبان وهنر بی بدیل،کوردی را سوار امواج رادیویی به اطراف می فرستد.
اینجا همچنان بزرگترین شهر کوردنشین جهان است
همانطور که اشاره شد پهلوی دوم در تحقیر وسرکوب ملتهای ساکن ایران راه پدر را پیش گرفت و جشنهای 2500ساله ،برای بازتولید امپراطوری پارس بنیاد نهاده شد ودر این راه از هیچ غلو و دروغ پردازی برای برآوردن هرچه بیشتر پارس وکوبیدن وتحقیر غیرپارس کوتاهی نکردند.از طنز تلخ روزگار،قلم فروشی وحراج شرف در میان نخبگان غیر فارس برای ساختن وپرداختن مالیخولیای پهلوی دوم به یک مسابقه تبدیل شد و خائنی چون کوروش هخامنشی تا عرش اعلا بالا رفت و مقامی خداگونه یافت.در کرماشان نیز نخبگان کورد ،دوشادوش مهاجران ناسپاس ،کمر به نوکری دستگاه فرهنگی دربار بستند.و اما زوله...گوشه وکنار شهر را به رفیق جوان خود (فارسی رسمی)نشان می دهد،اما خود همچنان یکه تاز میدان است،در محفل شاعران اظهارفضل می کند و مست وپاتیل در چاله میدان عربده می کشد،دختران شهر از شمسی خانم تا خاتون چەو قەشەنگ،خاطرخواه زوله هستند.
اما همچنان اینجا کرماشان است ،پایتخت فرهنگی تمدن کهن ماد وبزرگترین شهر کورد نشین جهان
نسلی از نخبگان قومی مرکزگرا توسط نظام پهلوی پرورش یافتند که همانند زنبورهای عسل شیره‌ی فرهنگهای بومی را برای ارتزاق فرهنگ غالب مکیدند،در عرصه‌ی تاریخ همه‌ی راهها به تخت جمشید ختم میشد و افسانه‌های هخامنش نقطه‌ی هزیمت مورخان شد و زمینه‌ی ادبیات هزاران واژه از کوردی،بلوچی،گیلکی و...بی سروصدا وبدون رعایت امانت جایگزین واژگان عربی شد.مهاجران ناسپاس غارتگران چیره دست فرهنگ کورد شدند وبا شرمی تمام در سکوت خفت بار وحتی همراهی نخبگان بومی دست به کار تحریف تاریخ و پیشینه‌ی کرماشان زدند وسخن از کوردان پارسی گوی!!!!!!برسرزبانها انداختند واینکه کرماشان از عهد باستان به زبان پارسی سخن گفته‌اند و حتی موجودیت قوم ماد وتشکیل دولت کوردی توسط دیاکو را افسانه نامیدند.حالا روند آسمیله شدن مردمان شهر شتاب گرفته و کودک حرام زاده (فارسی کرماشانی)و رفیق ژیگولش (فارسی رسمی)میخ خود را کوبیده اند.
اما کرماشان همچنان بزرگترین شهر کوردنشین جهان است
پیروزی انقلاب 57 که با مشارکت گسترده‌ی خلقهای ایران همراه بوده ونویدبخش حقوق سیاسی و فرهنگ برای آنها بود،علیرغم نواقص متعدد در متن قانون اساسی،اما در اصل پانزدهم آن به صورت نسبی زبان و فرهنگهای غیر فارس به رسمیت شناخته شد ولی تحولات شتابناک سالهای نخست انقلاب وشعله ور شدن آتش جنگ،در عمل تحقق حقوق غیر فارسها در حوزه‌ی زبان و فرهنگ،مانند بسیاری حقوق دیگر به فراموشی سپرده شده وتاکنون نیز معطل مانده است.دهه‌ی شصت ،فعالیتهای رسانه های دولتی دامنه‌ی چندانی نداشت ،اما گفتمان ایدئولوژیک حکومت اسلامی برهمه جا سایه افکنده بود و سیاست فرهنگی فارس وفارسی محور در سطحی نازلتر همچنان پیگیری شد و لکه‌ی ننگ دیگری بر دامن کرماشان نشست وآن فرآگیرشدن اسمی منحوس بنام باختران به جای کرماشان بود ،نامی مقدس و باشکوه که ریشه‌ی آن به کارامایشن(کارامای یعنی امت +ئەشیەن یعنی ژیان)به واژه‌ی پلید یعنی باختران داد.گرچه حجم گسترده‌ی جمعیت آواره‌ی جنگی از شهرهای قصرشیرین ،سرپل ذهاب،وگیلانغرب،بار دیگر فضای کورده واری در کرماشان تقویت شد اما صدای عربده کشی زوله‌ی بی سروپا(فارسی کرماشانی)در کوچه وخیابان شهر همچنان بلند بود و رفیق ژیگولش (فارسی رسمی)حالا باظاهری متشرع در ادارات وتریبونهای رسمی جا خوش کرده بود.چپی های حکومتی دهه‌ی شصت که بعدها به اصلاح طلب تغییررنگ دادند با شدت تمام مدافع نام باختران بودند،پس از پایان جنگ وشکل گیری مجلس چهارم چهره ای جدید وکاریزماتیک پا میدان گذاشت که فضای کرماشان وارد حال وهوای دیگری شد،اسماعیل ططری
سالهای پایان جنگ،کرماشان شاهد ظهور چهره ای جدید بنام اسماعیل ططری بود،شباهت او به رهبران انقلابی چپ مارکسیست ،همانند کاسترو و سابقه‌ی او در مدیریت جنگهای نامنظم ،توجه همگان را به سوی خود جلب کرد.ططری لباس کوردی پوشید ودر تریبونهای تبلیغاتی برای ورود به مجلس ،با صراحت بر هویت کوردی تاکید و برای توده‌های حاشیه نشین کرماشان که اکثریت مطلق جمعیت را تشکیل می دادند به زبان کوردی سخنرانی کرد واشعار حماسی کوردی خواند.طولی نکشید که هزاران جوان کورد که علاوه بر حقوق اقتصادی واجتماعی،هویت فرهنگی و ملی شان لگدمال شده بود به حمایت از او برخواستند. مهاجران ناسپاس و حتی هواداران بی هویت زوله(فارسی کرماشانی)به تخریب و دشمنی با او برخواستند ،او را بیسواد وفاقد صلاحیت خواندند،اما با پشتوانه مردم کورد،ائم از لک و کلهر وجاف وسنجابی وکلیایی و زنگنه...به عنوان نفر اول به مجلس راه یافت.سخنرانی حماسی او در حمایت از طرح پیشنهادی خود مبنی بر بازگشت نام کرماشان،در اذهان ثبت است.علیرغم مخالفت سرسختانه مهاجران ناسپاس با تغییر نام باختران به کرماشان،که مدیریت عمده‌ی استان را در کنترل خود داشتند،لکه‌ی ننگ باختران برای همیشه از دامن شهر پاک شد.کرماشان زخمی از ناملایمات سلسله‌های پادشاهی ایران بار دیگر جان گرفت.دهه‌ی هفتاد شمسی ،سالهای تاریک زوله بود،چرا که دیگر احترام وحرمتی نداشت،اعتیاد او را آواره‌ی کوچه و خیابان کرد،دختران شهر دیگر به او محلی نمیگذاشتند،وبا پسر فارسی رسمی(تهرونی!!!!!!!)دوست شدند.زوله یک روز در گاراژ ترامادول و تریاک می فروخت و روز دیگر در خرابه‌های حاشیه شهر افیون به رگهای خود تزریق می کرد.زمستان‌ها از بی سرپناهی دست به دزدی می زد تا روانه‌ی زندان شود بلکه جای خوابی به دست آورد.مولود شومی که حیثیت فرهنگی وتاریخی بزرگترین شهر کوردنشین جهان را لکه دار کرد،حالا در فلاکت وپستی به سر می برد
پس از پایان جنگ دولت مرکزی به توسعه‌ی رسانه‌های صوتی وتصویری پرداخت،کانالهای رادیویی وتلویزیونی و دامنه‌ی نفوذ آن به دورافتاده ترین نقاط کشور رسید.فرهنگ های غیرفارس نه تنها سهمی ازاین گسترش نداشتند بلکه به مراتب شرایط سخت تر وهجمه‌های نرم برضد آنها شدت بیشتری گرفت اما پیشرفت تکنولوژی در جهان ،گسترش فناوری ماهواره،دریچه ای جدید به روی کوردها گشود.کانالهای کوردی در اروپا واقلیم کوردستان عراق هرچند به شکل غیرحرفه‌ای شروع به فعالیت کردند اما نویدبخش فصل تازه‌ای از تولید برنامه‌های فرهنگی به زبان کوردی بود گرچه عمده‌ی برنامه‌های پخش شده از این ماهواره‌ها با گویش اکثریت ساکنان کرماشان همخوانی نداشت،اما هرچه بود کوردی بود وبرجان ودل مردمان این سامان نشست و محبوبیت این رسانه نوپا عرصه را بر رسانه‌های حکومتی به شدت تنگ کرد،طوری که سالها بعد جنگ همه جانبه‌ای دربعد نرم افزاری وسخت افزاری ازسوی حاکمیت با این رقیب نوپا شکل گرفت.
واما زوله(فارسی کرماشانی) که روزگاری پدرانش اورا سوار برقاطرهای بارکش خود به دیار شیرین و فرهاد آورده وشرح داستان درقسمتهای گذشته ذکر شد،فلاکت ونکبتی اش دراین سالها به مضحکه‌ای برای غریبه‌هایی تبدیل شد که پس از سالهای جنگ وبرقراری نسبی امنیت به کرماشان آمدند.واژه‌های من درآوردی وصرف افعال عجق وجق ،مایه سرگرمی طنز وتمسخر والبته تعجب تازه واردهایی بود که کرماشان را قلب کوردستان میپنداشتند.یک روز پیرمردی تویسرکانی بنام قاسم کپک که سالهای زیادی در محدوده‌ی بازارشهر با چرخ حمالی بار جابجا می کرد وازاین راه روزگار می گذراند در میان حلقه‌های از مسافران نوروزی وهمشهریان درقبال دریافت مبلغی پول به یاد جوانیهایش ونوستالژی روزهای حرمت ورونق زوله(فارسی کرماشانی)عربده می کشید:نفس کیش!!!کیه بیاد جلو تا دینشه بذارم توی لووتش
کرماشان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
400سال پیش مالک شهر کرماشان یک کورد زنگنه بوده واین نشان میده که چیزی به اسم فارس کرماشانی خواستگاه بومی نداشته و در ان زمان ساکنان شهر همه کورد بوده اند چون ساختار اداره شهر ایلی بوده و حکام و مالکان هم از ایلات بزرگ بودن علی بالی بیک زنگنه مالک بزرگ کرماشان بود این که ملک کرماشان ملک شخصی و خریداری شده علی بالی بیک زنگنه بوده البته نویسنده عباس‌نامه، کرماشان را تیول زنگنه معرفی می‌کند در این که علی بالی‌خان زنگنه دارای روستاهای متعدد در غرب ایران بود تردیدی نیست، چنان‌چه نویسنده خلاصه السیر اشاره به یکی از آن‌ها به نام سرخ‌آباد دارد.به سال 1049قمری/منابع کرماشان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم ق، ص۳۰ـ۱۲۹.
محمدطاهر وحید قزوینی، عباسنامه، ابراهیم دهگان (تصحیح) کتابفروشی داودی اراک، ۱۳۲۹، ص۱۸۲.
م. اصفهانی، 86
*****************
کرماشان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
بعد از اسلام به پادشاهان بومی امیر می گفتند و بعد از حمله ی مغول خان و ایلخان نامیده شده اند
در سال ۱۰۵۵ق شهر خواف در خراسان به اقطاع دوستعلی‌خان زنگنه داده شددر سال ۱۰۵۷ق دوستعلی‌خان از زمره امرایی بود که در محاصره قندهار شرکت داشتنددر سال ۱۰۵۸ق حکومت ولایت گرمسیر با توابع و ملحقات و مضافات به دوستعلی‌خان حاکم ایل زنگنه که در این وقت تیولدار ولایت خواف و باخرز خراسان بود داده شد. از سال ۱۶۵۳م۱۰۶۴/ق به بعد شیخعلی‌خان زنگنه، خان ایل کلهر و تیولدار سنقر و کرماشان شد.این نشان میده که 362 سال پیش حاکم شهر کرماشان یک کورد زنگنه از ایل زنگنه بوده و ساختار بومی شهر نیز در نتیجه ایلی عشایری اداره میشده و چیزی به اسم فارس کرماشانی در این زمان وجود نداشته و قدرت در دست کورد های این دیار بوده است . چون حاکم و مردم کورد بودند در نتیجه تنها زبان موجود بین مردم بومی شهرکرماشان زبان کوردی خواهد بود .حال سوال اینه چرا بعضی از مهاجرین فارس و ترک خود را اصیل و بومی کرماشان میدانند و احساس مالکیت به این سرزمین کوردی دارندومردم بومی کورد این شهر را دهاتی و مهاجر خطاب میکنند براستی در 362 سال پیش این عده کجا بودند و به چه زبانی و باچه کسانی تکلم میکردند.
منابع نک: همان، ص۴۲۲
M.Rody;admimtrative...Ibid. p.۸۰
و. شاملو، همان، ج، ص۲۹۲
همان، ص۳۵۱
*****************
کرماشان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
تا240 سال پیس هنوز حاکمان کرماشان زنگنه های کورد بودند و کرماشان ایلی و عشیره ای اداره میشد چون زنگنه ها میخواستند به حکومت مرکزی دست پیدا کنند سیاست های ضد کوردی حکام فارس ها بر علیه کورد ها وارد دوره جدیدی از نضج ونمو خود شد وفارسی کرماشانی واکنشی بود بر علیه قدرت زنگنه های کورد. اسیمیلاسیون ابتدایی وذوب فرهنگی ملت کورد در کرماشان استارتش زده شداین در حالیست که تا این زمان چیزی به اسم فارس کرماشانی وجود نداشته و قدرت در دست کورد های این دیار بوده است . چون حاکم و مردم کورد بودند در نتیجه تنها زبان موجود بین مردم بومی شهرکرماشان زبان کوردی خواهد بود .حال سوال اینه چرا بعضی از مهاجرین فارس و ترک خود را اصیل و بومی کرماشان میدانند و احساس مالکیت به این سرزمین کوردی دارندومردم بومی کورد این شهر را دهاتی و مهاجر خطاب میکنند براستی در 240 سال پیش این عده کجا بودند و به چه زبانی و باچه کسانی تکلم میکردند
در عصر زندیه کرمانشاه با وجود حکمران مقتدر خود الله قلی خان زنگنه اگر چه دورانی کوتاه توام با آرامش را از سر گذراند اما با مطرح شدن الله قلی خان به عنوان یکی از مدعیان قدرت و تلاش وی برای دستیابی به تاج و تخت سلطنت بعد از مرگ کریم خان، بار دیگر این شهر به وادی جنگ و ستیز مبدل گشت. درطول تاریخ موارد بسیاری نیز از حمله حکام اردلان به کرمانشاه ذکرگردیده است.
از زمان روی کار آمدن محمدعلی خان زند (۱۱۹۳ هـ . ق) فرزند کریم خان ، که پس از مدتی کوتاه
صادق خان (۱۱۹۳-۱۱۹۵ هـ . ق ) به سلطنت رسید، گرماشان به سبب پشتیبانی الله قلی خان
از علی مرادخان زند هم چنان مستقل از امر و نهی آنان و در قلمرو علی مرادخانمحسوب می شد ،
چون جعفر خان قصد پیوستن به علی مرادخان کرد، الله قلی خان مأمور استقبال گردید که گلشن
مراد می نویسد : ( کل امرای درگاه و قاطبه ی مخصوصان محفل فلک اشتباه و جمهور سرکردگان
و سر خیلان سپاه نصرت همراه که معظم آنها مثل: رکن الدوله الله قلی خان زنگنه و ... بودند به
استقبال نواب سپهر رکاب استظهار الدوله ] محمد جعفر خان زند [ شتابند و از هنگامی که در خدمت
آن جناب عز ملاقات یابند الی ورود به اردوی همایون لحظه ای در عرض راه عنان از وادی عزم
و احترام حضرتش بر نتابند . )
و به هنگام تسلط صادق خان (۱۱۹۳-۱۱۹۵ هـ . ق) که علی مراد خان در پی جلوگیری از او برآمد و
رفتار تو را با ابولفتح خان دستاویز قرار داد ، الله قلی خان زنگنه و سواره و لشکریان کرماشان در
محاصره و فتح اصفهان و شیراز نقش عمده داشتند، چنانکه ابوالحسن غفاری آورده است: در سال
۱۹۱۵ هنگام جلوس محمد صادق خان؛ رکن الدوله الله قلی خان زنگنه در برابر تقی خان خان جانب
کوه را قرارگاه سپاه نصرت پژو ساخت ]و به طرفداری علی مرادخان بر علیه محمد صادق خان قیام نمود
عاقبت صادق خان با دو پسر بزرگش در ربیع الاول ۱۱۹۶ در فتح شیراز به قتل رسیدند، و علی مراد خان
برای بار دوم (۱۱۹۶-۱۱۹۹ هـ . ق) به یاری الله قلی خان زنگنه بر اریکه سلطنت تکیه زد .منابع کتاب شهریاران کورد/ سلطانی، محمد علی - جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان: ایلات و طوایف کرمانشاهان- تهران - ۱۳۸۱
*********************
کرماشان و لرستان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
تا 173 سال پیش درکرماشان هیچ کس نمیتوانست فارسی صحبت کندو تا 159 سال پیش لرها خود را قدیمی ترین قوم کوردی میدانستنددر این زمانها اولین حرکت ژینوساید سفید ونسل کشی فرهنگی کرماشان و لرستان از طرف حکومت مرکزی خورده شددر واکنشی به اقتدار گرایی کوردهای لک وزنگنه وگلهور و لرکه در پی تصاحب حکومت مرکزی بودند. نحبگان حکومتی قجرکه با پایان تحصیلاتشان از اروپابرگشته بودن و با پیاده کردن برنامه مدرن ذوب فرهنگی مردم بومی بامحوریت نابودی زبان کوردی وجایگزینی ان با فارسی که بدون شک هسته اولیه نابودی فرهنگ مردم بومی کورد خواهد بود شروع به خنثی کردن اراده مردمانی کردن که گزنفون سردار یونانی دوهزارو اندی سال پیش انهارا انسان هایی فوق بشری خواندبودمحمد علی میرزا دولتشاه مهاجر ضد کورد (متولد: ۱۵ دی ۱۱۶۷ خورشیدی (۷ ربیع‌الثانی ۱۲۰۳ قمری یا ۴ ژانویه ۱۷۸۹ میلادی) در مازندران – درگذشته: ۳۰ آبان ۱۲۰۰ شمسی (۲۶ صفر ۱۲۳۷ قمری یا ۲۱ نوامبر ۱۸۲۱) در مداین) خاندان دولتشاهی می‌باشد.وی در قصبهٔ نوا در مازندران به دنیا آمد. پدرش فتحعلی شاه قاجار و مادرش زیباچهر خانم، سی وسومین همسر وی، از اهالی گرجستان بود.دولتشاه اولین پسر فتحعلی شاه قاجار و هفت ماه از عباس میرزا نایب السلطنه بزرگ‌تر بود ولی چون مادرش از ایل قاجار نبود، نمی‌توانست جانشین شاه باشد.دولتشاه در سال ۱۲۱۲ حاکم فارس، سال ۱۲۱۴ حاکم قزوین و گیلان، سال ۱۲۱۹ حاکم خوزستان و لرستان و در سال ۱۲۲۱ حاکم کرماشان بوده‌است.
دولتشاه مهاجر ضد کورد به واسطهٔ قدرتش، والیان سرحدات عراقین را انتخاب می‌کرد و همین امر یکی از عوامل بروز درگیری بین دو کشور می‌شد. درگیریهای متعدد دولتشاه و حاکمان عثمانی از ۱۲۲۱ تا ۱۲۳۶، به‌رغم پیروزی و برتری محمدعلی میرزا، به خواهش سلطان عثمانی و با وساطت علمایی چون شیخ جعفر نجفی، شیخ محمدنجفی و آقا احمد کرماشانی خاتمه یافت.
در ۱۲۳۱ دولتشاه مهاجر ضد کوردبه نواحی لرستان و خوزستان نظم داد و اسدخان بختیاری را مطیع کرد. در ۱۲۳۵ شروع به اختلاف انداختن بین کوردهای لرو لکو کلهور وجاف در شرق وجنوب کوردستان کردبا این برنامه که لر ها اصولا کورد نیستند .دولتشاه مهاجر ضد کورددر آخرین درگیری خود با عثمانی پس از جنگ با محمد پاشا، حاکم شهر زور، هنگامی که از سلیمانیه به طرف بغداد می‌رفت، بیمار شد و در ۲۶ صفر ۱۲۳۷ در ایوان مداین (طاق کسری) درگذشت.
پس از مرگ دولتشاه مهاجر ضد کورد، پسر بزرگ وی، محمدحسین میرزا حشمت‌الدوله، حاکم کرماشان شد. در ۱۱۲۳ از شیخ احمد احسایی خواست مدتی در کرماشان بماند. شیخ‌احمد تا زمان مرگ دولتشاه مهاجر ضد کورد از او مقرری دریافت می‌کرد.

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

نادرشاه افشارکه بود ?


نادرشاه افشار یک کورد کورمانج بود واژه شناسی افشار
نادرشاه دلاوری از تیره کوردان قرقلو
در بعضی از کتاب ها و اسناد نادر شاه را از تیره ی “قَرقَلو “که شاخه ای از ایل افشار است دانسته اند.که ذکر آنها بر درازای مقاله خواهد افزود . اما “قَرَقلو “ها از کوردان شادلو هستند و در روستاهای “بیدک “و “لنگر”بجنورد اسکان دارند .(نادر صاحبقران -کلیم الله توحدی ص۴۱۴) همچنین روستای “قرقلو “در کوردستان شمالی در ولایت “خنس”ارزروم که کُورد کرمانج هستند، مسکن اولیه ی اجداد نادر شاه بوده است که در زمان صفویه به خراسان آمده اند .البته در مسیر حرکت اینان به خراسان ،گروه هایی از طایفه قرقلو در آذربایجان ، قزوین،و….ساکن شده اند . که بعضی از آنها ترک شده اند و بعضی فارس شده اند , ولی در خراسان ، زبان کوردی اجداد خود را همانند کورمانج های کوردستان شمالی, پاس داشته اند.ضمن اینکه «قرقلو» واژه ای است کوردی که بر گرفته از واژه «کارَه» در کتیبه های کوردستان باستان آمده است(تبدیل «ق» به «ک»)که ابتدای واژه کورمانج (کارَه + مان+جیه) از آن گرفته شده است . واژه صحیح «کارَمانجَیَه»(کارمانج) است. به معنی «آزادگانِ قوم مانا» که در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از آنان آگاهی داریم. وقتی این واژه توسط دیگران مخاطب قرار میگیرد تبدیل به «کُورمانج» میشود.که مطابق با گرامر زبان کوردی کارمانجی است.واژه «کُورد» یکی از معنانیش نیز به معنی «آزاده» از همین واژه گرفته شده است که ریشه در گوت دارد گوتها اجداد کوردها در زمان باستان بودند.اما در ترکی این واژه می تواند به واژه «گِرخ» به معنی عدد«۴۰» شباهت داشته باشد.که با توجه به اینکه در ایل افشار نمادی از عدد ۴۰ نداریم ، قابل قبول نیست.
کوردستان خراسان
در تمامی اسناد تاریخی بعد از قرن ۱۷ ، از شمال خراسان به نام کوردستان خراسان نام برده شده است و قبل از قرن ۱۷ نیز ، کوههای شمال خراسان ، ” جبال الاکراد ” نامیده شده اند . این موضوع را استاد توحدی و پرفسور فرهاد ایزدی ،بارها و بارها خاطر نشان کرده اند و تا اوایل پهلوی تمام حاکمان شمال خراسان از ایلات کُورد بوده
نظر مورخان و صاحبنظران در مورد نادرشاه افشار
روانشاد دکتر احمد حامی استاد دانشگاه تهران میگوید:
کوردهای افشار که نادرشاه از میان آنها برخاسته در روستای نزدیک تیکان تپه در نواحی کبکان و درگز سکونت کرده اند .قیافه ، چشمان درشت و ابروی پر پشت و ریش انبوه نادر ، دلالت بر کُورد بودن او دارد (مرزداران دامنه ی کیسمار – روانشاد هاشم صادقی باجگیران –ص۲۶و ۲۷)
دکتر صادق زیبا کلام نیز در کتاب سنت و مدرنیت ص۳۱و ۳۲ افشار ها را کُورد میداند .
همچنین دکتر ناصر انقطاع در کتاب ” نادر، پادشاه ناکام ، قهرمانی بی آرام ” نادر شاه را کُورد می داند.
روانشاد دکتر جمشید صداقت کیش : در مصاحبه خوذ اعلام کرده بود که گروهی از کوردان ابیورد در زمان نادرشاه جهت امور نظامی به استان فارس منتقل شده اند . و آقای توحدی مدارک محکمی در باره کُورد بودن نادرشاه دارد. ایشان در ادامه مصاحبه خود گفته : کاش من هم یک کورد بودم( ر.ک به وبلاگ کُوردان شیراز)
نظر مورخان و صاحبنظران در مورد نادرشاه افشار
روانشاد دکتر احمد حامی استاد دانشگاه تهران میگوید:
کوردهای افشار که نادرشاه از میان آنها برخاسته در روستای نزدیک تیکان تپه در نواحی کبکان و درگز سکونت کرده اند .قیافه ، چشمان درشت و ابروی پر پشت و ریش انبوه نادر ، دلالت بر کُورد بودن او دارد (مرزداران دامنه ی کیسمار – روانشاد هاشم صادقی باجگیران –ص۲۶و ۲۷)
۱- محمد کاظم که نویسنده تاریخ نادر شاه است در کتاب عالم آرای نادری مینویسد : “‌صاحبقران ( نادر) با گروهی از طوایف اکراد که با آن ” خونی ” بوده اند ( به منزل فتحعلی خان ) رسید و گفت : ای خان تو محبوس پادشاهی ” ( عالم آرای نادری – جلد ۱ ص ۶۶-به تصیح دکتر ریاحی )
۲- میرزا حبیب الله مستوفی که در دربار ملک محمد سیستانی حضور داشته است , در مورد نژاد نادراین چنین میگوید : ( نادر صاحبقران – کلیم الله توحدی – ص ۲۱۰)
زبانش به اکراد چون هست یک ز اکراد آید برایش کمک
۳- آرتین طنبوری که همراه ” مصطفی پادشاه “سفیرعثمانی در سال ۱۱۴۸قمری پس از تاج گذاری نادر شاه به ایران آمده و به هنگام محاصره ی قندهار در سال ۱۱۴۹ به حضور نادر ، باریافته است . از قول پسر عموی نادر شاه مینویسد : ” تهما سبقلی خان “( نادر شاه)عمو زاده ای داشت که تقریبا همسال خود او بود ما از این عمو زاده خواستیم جریان شاه شدن “نادر شاه “را برای ما تعریف کند و او گفت : ” در اصل تهما سبقلی از کلات و از نژاد کوردهای «دیار بکر»(کوردستان شمالی) است ” که شاه عباس آنها را از عثمانی به کلات فرستاد( سفارتخانه های ایران –دکتر ریاحی به قول کتاب “در رکاب نادر شاه “تاریخ تهماسبقلی خان –آروتین طنبوری –ص۱۴۶)
تاکنون معنی های مختلفی در مورد واژه ی افشار گفته شده است که به دلیل اینکه از علم ترمینولوژی به دور بوده اند از تکرار آنها در میگذریم . اما واژه ی افشار از دو جز ” اَپ”(اف)+ “شار” (شال) تشکیل شده است .” اَپ”در واژه افسر (بالای سر)،افراز(بلند)و…..وجود دارد و در کوردی کورمانجی نیز به سبب بزرگداشت خانواده پدری ،« عمو» را «ap» به معنی «بزرگ» و «بالا مرتبه» مینامند.در انگلیسی نیزup به معنی بالا است. “شار”درکوردی به معنی ” شال ” است .” افشار”یعنی دارای سر بند (شال)بر روی سر .به گمان افشارها کلاهخود و کلاه نداشته اند در تصاویر نقاشی شده از سپاه نادر نیز گروهی از سربازان او ،بر روی سر “شال” دارند . بستن شال بر سر (سر بند )از رسوم باستانی کوردهااست (نیاکان ایلامی ما – مهدی خرسندی)و پادشاه باستانی کوردان (کاسی ها ایلامی ها اوراتو ها هیتی و میتانی ها ماننا ها که گوتی بودند)نیز بدون کلاه و با سر بند ،تصویر شده است (تاریخ ماد – دیاکونوف –صفحه ی ۱۱۱ –چاپ نهم )و این خود اصالت کوردی( گوتی)افشار را نشان گر است .
افشارهای شمال کوردستان بزگ هنوز کورمانجی صحبت می کنند .. از جمله اینکه هولیا افشار (مجری وخواننده و بازیگر معروف) در مصاحبه ای در پاسخ به اظهار وزیر فرهنگ ترکیه که گفته بود در ترکیه کوردی وجود ندارد، گفته بود که والدین من از کوردهای افشار هستند و هنوز کورمانجی صحبت می کنند و اسیمیله نشده اند (که این حاکی از آگاهی خانوادگی افشارهای ترکیه بر کورد بودن خودشان است) .. پدر زنده یاد قاسملو هم افشار بوده اند




















۱۳۹۴ آذر ۱, یکشنبه

چرا رضاخان بزرگترین استان کوردنشین خاورمیانه را تجزیه کرد?


کرماشان شاری کوردان
در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ با روی کار آمدن رضاشاه حکومت مرکزی توانست تا اندازه‌ای نفوذ و قدرت خود را در سراسر ایران تأمین نماید. در این زمان سنندج بخشی از استان پنجم بود. از سال ۱۳۴۰ به بعد استان کرماشان تقسیم شد به استان کوردستان و استان کرماشان و سنندج به عنوان مرکز سیاسی و اداری استان کوردستان، مهمترین و بزرگترین شهر استان جدید التاسیس کوردستان بود.کرماشان جز 5استان بزرگ ایران بود که رضاخان به 17همین استان تبدیلش کرد ایلام نیر در سال 1314 از کرماشان جدا کردند
از سال ۱۳۴۶ نیز فرمانداری کل لورستان تأسیس گردید و شهرهای لک نشین، استان کرماشان (جنوب رود سیمره) به فرمانداری جدید به مرکزیت خرم‌آباد پیوستند، که بعدها تبدیل به استان مستقلی به نام استان لورستان گردید.
استان کرماشان استان کاملاکوردنشین است.برخی از بزرگترین ایل‌های کورد روژهلات ناوین نظیر ایل کلهر، ایل زنگنه، ایل گوران، ایل سنجابی، ایل جمور، ایل قلخانی و ایل زوله در استان کرماشان زندگی می‌کنند. زبان های گوناگون زبان کوردی نظیر کلهری، جافی، کوردی کرماشانی، لکی، سورانی، پاوه‌ای، ژاو رودی، لهونی، بالاجوبی، اورامی و گوران از رایج‌ترین گونه‌های گویشی در استان کرماشان هستند.منبع کتب نشر شده جمعیت شناسی جمهوری اسلامی ایران