۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

روحانی: ۸۴ درصد خشونت و آدم‌کشی جهان در دنیای اسلام رخ می‌دهد


حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، روز یک‌شنبه با اشاره به آمار خشونت و ترور در جهان گفت که “۸۴ درصد خشونت، ترور، و آدم‌کشی در دنیای اسلام، در شمال آفریقا، خاورمیانه و غرب آسیا در حال رخ دادن است”.
حسن روحانی در بیست و نهمین کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی گفت آیا این برای دنیای اسلام شرم نیست که مسلمان‌ها و بچه‌های کوچک از میان آب سرد، رودخانه، دریاچه و دریا به پناه یک کشور غیر اسلامی بروند؟
روحانی در مورد ریشه‌یابی مسئله رواج خشونت در دنیای اسلام ادامه داد: برخی مدارسی که به نام دینی برپا شده‌اند، قرائت آنها از اسلام، متن قرآن و سیره پیامبر، قرائت خشونت‌بار است.
پیش از این باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، نیز در سخنرانی سالانه خود در مجمع عمومی سازمان ملل، با اشاره به جهان اسلام با تأکید بر این‌که «افکار نوجوانان را نباید با کینه آلوده کرد» گفته بود که «تسامح را باید از مدارس شروع کرد.»
حسن روحانی در ادامه سخنان یک‌شنبه خود اما، در عین حال خواستار مقابله کشورهای اسلامی با اسرائیل شده و از سوریه‌ حمایت کرده‌ است. این اظهارات آقای روحانی در حالی بیان می‌شود که ترکیه، عربستان، و برخی دیگر کشورهای منطقه‌ای خواستار برکناری رژیم کنونی سوریه هستند و به‌ویژه رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، بارها بر این امر تأکید داشته‌ است

۱۳۹۴ دی ۶, یکشنبه

عملکرد رژیم در برابر ملت اش


مصطفی بیگی اهل ایلام و مهندس معماری از دانشگاە تهران و عضو سابق هیئت علمی پژوهشگاە میراث فرهنگی کشور کە در انتخابات دهم مجلس با لباس کردی در محل ثبت نام حاضر شدە بود و ثبت نام کرد ، چند ساعت بعد از ثبت نام در تماسی تلفنی خبر رد صلاحیتش را بە وی اعلام می کنن کە دلیل رد صلاحیتش پوشیدن لباس کردی و دعوت از کردهای مقیم تهران برای حمایت از خود بودە کە بە تشخیص مراجع ذیربط این درخواست و لباس حالت ''قومگرایی'' دارد بە همین دلیل فاقد صلاحیت در انتخابات مجلس دهم را دارد

۱۳۹۴ دی ۳, پنجشنبه

چرا جمهوری اسلامی ازلباس کوردی می ترسد?


جمهوری اسلامی حتی ازلباس کوردی هم وحشت دارد,امروزدولت جمهوری اسلامی دستورداد در کردستان ایران هیچ کس حق ندارد با لباس کوردی وارده اداره جات شوند

۱۳۹۴ آذر ۲۹, یکشنبه

کونفرانس یه‌كیتی كوردان له‌ شاری ئیسكیلتونای وڵاتی سوید كونگڕه‌ی خۆی به‌ست 19/12/2015


کونفرانس یه‌كیتی كوردان له‌ شاری ئیسكیلتونای وڵاتی سوید كونگڕه‌ی خۆی به‌ست









شب یلدا


در شب یلدای سال ١٣٠٩، یعنی همان سالی کە سمکو یکی از رهبران کرد در پروسە مذاکرە با دولت وقت ایران ترور شد، در یکی از خانوادە های متمول و از بزرگان شهر ارومیە پسری بە دنیا آمد کە ٥٩ سال بعد در همان راه و همان ماهی کە سمکو ترور شدە بود بە سرنوشت سمکو دچار شد.
او اهمیت زیادی در نوشتەهایش بە سمکو میدهد فارغ از آنکە خودش روزی بە سوالی بزرگ، بە تحسینی عظیم و بە الهامی جاودان برای جوانان سرزمینش بدل خواهد شد. دکتر قاسملو استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاههای پراگ و سوربون، مسلط بە چند زبان و آنقدر شیفتە بە ادبیات فرانسە کە تا این حد تسلط یک خارجی بە ادبیات فرانسە برای فرانسویهایی کە میشناختنش تعجب بر انگیز بود. هرکس کتاب کرد و کردستان او راخواندە باشد و با آثار کلاسیک اقتصاد سیاسی مقایسە کردە باشد و یا تبیین او را از سوسیالیسم دمکراتیک مطالعە کردە باشد متوجە میشود این استاد جوان دانشگاه پراگ جای آن را داشت کە شانە بە شانە بزرگترین نظریە پردازان عصر حاضر بزند. اما اکنون او بە سوالی برای من تبدیل شدە.
انسانهای بسیار زیادی در فرهنگ غرب بە اسطورەهای دوران مدرن تبدیل شدە اند کە زندگی راحت خود را رها کردە اند و در گوشە ای از جهان خود را وقف آرمانهای انسانی و بە زبانی دیگر خدمت کردە اند. انسان همیشە توان رسیدن بە چنین ایمانی را داشتە اما سوال من این است کە چگونە انسانی با پسزمینەای از فضای آکادمیک بە شناختی در فراسوهای مرزهای شناخت علمی مسلط ان زمان میرسد و چنین راهی انقلابی برمیگزیند؟ این شناخت چیست؟
اگرچە انسانهای انقلابی بسیاری سراغ داریم، اگرچە انسانهای زیادی بە سمبلهای از خودگذشتگی در عصر حاضر تبدیل شدە اند، اما کاری کە دکتر قاسملو کردە یک انقلاب شگرف است کە تفاوتی بسیار با پدیدەهای مشابە خود دارد. انقلابی در آگاهی. انقلابی کە قاسملو آن را از درون خود آغاز کردە و تا اعماق ساختارهای مقاومت ملی جامعە خود کشاندە. قاسملو تنها کسی نیست کە زندگی آسودە غرب، آیندە ای پر از افتخار در فضای اکادمیک جهان و شعارهای فانتزی را رها کردە است، اما من کمتر کسی را میشناسم کە در راه واقعیت و تغییر واقعی آن چنین یک تنە در مبانی شناختی خود انقلاب کردە باشد، عقلانیت را تا این حد عمق دادە باشد، عمل را در دست گرفتە باشد.
من برای یک تحقیق اکادمیک دنبال جواب این سوال نیستم کما اینکە این سوال خود شان آکادمیک ندارد. آنچە من میخواهم با جواب این سوال بە آن برسم این است کە با دریافت این شناخت، با آشنایی با این راه انقلابی، بتوانم بە رهایی برسم، بە آنجا برسم کە بندهایی کە قلب قاسملو را در مسیر مرگ آلودە بە سوی تغییر نلرزاند در زندگی عادیم پاهایم را نلرزاند. بە رهایی از همە بندهایی کە شان انسانی بسیاری از ما را بە لجن کشیدە اما در مقابل قاسملو ....







۱۳۹۴ آذر ۱۷, سه‌شنبه

کشتی‌گیر سابق تیم ملی گلوله‌باران شد


فریدون قنبری سابق تیم ملی کشتی آزاد ساعاتی پیش در یکی از خیابان‌های شهرستان صحنه از استان کرمانشاه مورد تهاجم افرادی ناشناس با شلیک متوالی گلوله مورد سوءقصد قرار گرفت.
7 گلوله به سوی این کشتی‌گیر شلیک شده است که پس از ایجاد جراحت توسط حاضران به بیمارستان منتقل شده است. گویا در پی یک درگیری که فریدون قنبری در گذشته با برخی از افراد داشته ظهر امروز با حمله افراد مسلح در خیابان رستمی شهر صحنه روبرو شده است.

۱۳۹۴ آذر ۱۶, دوشنبه

توهمات و وحشت پان ايرانيست ها


تبلیغات روزنامه عربستانی برای تشکیل کشور جعلی کُردستان
روزنامه الوطن عربستان در جریان بررسی پیامدهای سفر رئیس منطقه کردستان عراق به عربستان نوشته که وارد شدن عربستان به مسأله کردستان از اهمیت بالایی برخوردار است.به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، روزنامه سعودی «الوطن»، در بررسی سفر «مسعود بارزانی» رئیس منطقه کردستان عراق به عربستان و دیدارش با «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه این کشور به طرح تجزیه سوریه، ایران، ترکیه و عراق به منظور تأسیس کشور کردستان پرداخته است.
این روزنامه نوشته: کارشناسان و تحلیلگران به اجماع رسیده‌اند که عربستان می‌تواند در پیچ تاریخی که خاورمیانه در آن قرار دارد نقش قابل توجهی بازی کند و دیدار بارزانی و ملک سلمان نقطه عطفی در روابط (عربی_سنی) منطقه است.
الوطن اعلام کرده علاوه بر مسأله همکاری‌های مشترک عربستان و منطقه کردستان و موضوع مبارزه با داعش و فعالیت‌های اقتصادی و موضوع آوارگان منطقه کردستان، دو طرف بر موضوعات مربوط به آینده نیز گفت‌وگو کرده‌اند.
بر اساس این گزارش عربستان برای مدتها حتی بعد از سقوط صدام حسین بر خلاف ایران و ترکیه از مسأله کردستان عراق و سرنوشت آن در آینده دور بوده و امروز ریاض وارد مسیر مربوط به این پرونده شده است.
روزنامه سعودی نوشته: کُردها یکی از بزرگترین قومیت‌های جهان با 35 میلیون نفر هستند که در مساحتی در حدود 500 هزار کیلومتر مربع در ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقیسیم شده‌اند و آرزوی آنها برای تأسیس کشور کردستان در حال محقق شدن است.
در حالی که اغلب احزاب کُرد با این طرح مخالف هستند و مسعود بارزانی به صورت انفرادی به دنبال اجرای همه پرسی در کردستان عراق درباره این مسأله است؛ این روزنامه نوشته که اجرای همه پرسی می‌تواند گام اول در تأسیس کشور کردستان باشد.
این روزنامه نوشته مبارزه کُردها با گروهک تروریستی داعش به آنها مشروعیت بین المللی داده و آنها را به شریک قابل اعتمادی برای غرب تبدیل کرده است.
الوطن مدعی شده شجاعت و وحدت کُردها آنها را به یکی از ارکان ثبات در خاورمیانه تبدیل کرده و جنگ کُردها علیه داعش به جنگ آنها برای استقلال [تجزیه] تبدیل خواهد شد و همه جهان از کُردها در این زمینه حمایت خواهد کرد.

چالش دولت کردستان ایران


چالش دولت کردستان ایران . دوستان فیسبوکی ام ,دوست دارم در فضای مجازی نظرتون درمورد تشکیل دولت جدید کردستان درایران را بنویسید؟

۱۳۹۴ آذر ۱۵, یکشنبه

بازگشته زائران گاو و گوسفند


بازگشته زائران اربعین حسینی از کربلا
با کامیون مخصوص گاو و گوسفند یا حیوانات..!!!
مقبره ها از طلا! ولی مردم با کامیون مخصوص حیوانات برده می شوند..!!
البته بعضی از مردم هرچی سرشون بیارن حقشونه..‌




۱۳۹۴ آذر ۱۳, جمعه

گۆگڵ ده‌وڵه‌تی كوردی به‌یان كرد..نیویۆرك‌پۆست: كورد كلیلی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوینه‌



ئه‌مه‌ریكا -KDP.info- گۆگڵ وه‌ك مه‌زنترین ده‌وڵه‌تی ئه‌لكترۆنیی جیهان ددانی نا به‌ نه‌خشه‌ی كوردستانی گه‌وره‌دا و بۆ دنیای خستە ڕوو؛ ڕۆژنامه‌ ئەمەریکاییەکەی نیویۆرك‌پۆستیش كورد به ‌كلیلی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوین ناو ده‌بات.
گۆگڵ زه‌نگێكی بۆ جیهان لێ دا كه‌ ئیدی ئه‌مه‌ نه‌خشه‌ی كوردستانی گه‌وره‌یه‌، نه‌خشه‌یه‌ك كه‌ سنووری هه‌رێمی كوردستانی له ‌هه‌رچوار پارچه‌ی كوردستان له‌خۆ گرتووه‌ و سنووره‌كه‌ی له‌ سێ لاوه‌ كێشاوه‌ كه‌ ده‌گاته‌ سه‌ر ده‌ریاو گشت ئه‌و شارانه‌یشی داناون كه‌ سنووری كوردستانی گه‌وره‌ن، بە هەموو دنیاییشی نیشان داوە كه‌ ئه‌مه‌ نه‌خشه‌ی ده‌وڵه‌تی كوردانه‌. له‌گه‌ڵ نیشاندرانی نه‌خشه‌ی كوردستانی گه‌وره‌ له‌ گۆگڵدا ڕۆژنامه‌ی نیویۆرك‌پۆستی ئه‌مه‌ریكایش زه‌نگێكی بۆ ڕۆژهه‌ڵاتی ناوین لێ دا و، دەڵێ‌ كورد كلیلی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوینه‌‌.
نیویۆرك‌پۆست له‌ ڕاپۆرتێكێدا باسی ڕۆڵی كورد دەکا له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی ناویندا كه‌ ده‌توانن ببن به‌ كلیلی چارەکرنی كێشه‌كانی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوین؛ هه‌م گۆگڵ و هه‌میش نیویۆرك‌پۆست ئاماژەیشیان داوە کە كورد گه‌وره‌ترین نه‌ته‌وه‌یی بێده‌وڵه‌تی دنیایە‌؛ گۆگڵ به‌ نەخشەی کوردستانی گەورە به‌ وێنه‌ بۆ جیهانی روونكردووه‌ته‌وه‌ كه‌ ئه‌مه‌ راستییه‌كه‌یه‌ ئه‌م نه‌ته‌وه‌یه‌ گه‌وره‌ترینی جیهانه‌ كه‌ تا ئێستا بێده‌وڵه‌ته‌، نیویۆرك‌پۆستیش به‌ وشه‌ باسی ئەو کلیلایەتییەی کورد و کوردستانیانی کردووە كه‌ بۆ رۆژهه‌ڵاتی ناوین مژده‌یه‌كی دره‌وشاوه‌یه‌.
وێڕای باسكردنی مێژوو و پێگه‌ی كورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی ناویندا نیویۆرك‌پۆست باسی له‌ فه‌یله‌سووفی كورد ئه‌حمه‌دی خانی كردووه‌ كه‌ ده‌مێكه‌ گوتوویه‌تی كه‌ كورد له‌نێو هه‌موو نه‌ته‌وه‌كانی دیكه‌ بێده‌وڵه‌ته‌. نیویۆرك‌پۆست ئه‌وه‌یشی نووسیوه‌ كه‌، كه‌ كورد له ‌به‌ره‌ی پێشه‌وه‌ی شه‌ڕی داعش و شه‌ڕی تیرۆردایە؛ ئا له‌به‌ر ئه‌و شەڕە و، چەند هۆكارێکی تریش، کوردی به‌ كلیلی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوین ناو بردووه‌.
له‌ په‌ره‌گرافێكی دیکەی بابەتەکەیشدا، ڕۆژنامه‌که‌ نووسیویه‌تی كه‌ ئه‌گه‌ر ئه‌مه‌ریكا هاوكار بێ ئه‌وا كورد ده‌بێته‌ ده‌وڵه‌ت و رۆڵێكی زۆر باشیان بۆ ناوچه‌كه‌ ده‌بێ، ئه‌مه‌یشی بۆ ڕۆژهه‌ڵاتی ناوین به‌ گرینگ زانیوه‌ و، به‌ پێویستیشی زانیوه‌ كه‌ ئه‌مه‌ریكا بۆ بەهێزترکردنی ڕۆڵی كورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی ناویندا، بایه‌خێکی زیاتر بدات به‌ كورد.



قدیمی تر متون باستان در خاورمیانه به زبان کوردی هورامانی دوهزارو صد تا دویست سال پیش نوشته شده ?


قدیمی تر متون باستان در خاورمیانه به زبان کوردی هورامانی دوهزارو صد تا دویست سال پیش نوشته شده این دلیلی بر قدمت زبان کوردی در جغرافیای باستانی زاگروس وخاور میانه رو دارد ﭼﺮﻡﻧﺒﺸﺘﻪﻫﺎﯼ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﻗﺪﻣﺖﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﻭﺩچند ﺳﺪﻩ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﯽﺭﺳﺪ، ﺷﺎﻫﺪﯼ ﺑﺮ ﻗﺪﻣﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ، ﭘﮋﻭﻫﺶﻫﺎﯼ هوﺭﺍﻣﺎﻥﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﺎ ﻛﺸﻒ ﺳﻪ ﻗﺒﻠﻠﻪ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ 1913 ـ 1919 ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﯿﺪ . ﻫﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ، ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﺳﻨﺘﯽ ﻛﻬﻦ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺩﻭ ﻣﺘﻦ ﺍﺳﺖ : ﻣﺘﻦ ﺍﻭﻝ ﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﻓﻮﻗﺎﻧﯽ ﻗﺒﺎﻟﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﻮﻩ ﻃﻐﺮﺍﺳﺖ، ﻛﻪ ﺑﺎ ﺭﯾﺴﻤﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺗﻮﻣﺎﺭ ﻣﯽﮔﺬﺭﺩ، ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺨﺶ ﺗﺤﺘﺎﻧﯽ ﻗﺒﺎﻟﻪ، ﺑﺎﺯ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺭﻭﯾﺖ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ. ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﺳﻪﮔﺎﻧﻪ هوﺭﺍﻣﺎﻥ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﺗﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﻳﺎ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻗﺒﺎﻟﻪ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ‌ﯾﮏ ﺑﺎﻍ ﺍﻧﮕﻮﺭﻧﺪ . ﺷﯿﻮﻩ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺷﺎﯾﺎﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﺎﻛﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﻋﯽ ﻣﺎﻟﻜﯿﺖ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ، ﻗﺒﺎﻟﻪ ﯾﮑﻢ، ﺑﻪ ﺧﻂ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ 87 ﺗﺎ 88 ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻭ ﻋﺼﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺩﻭﻡ ﺍﺷﻜﺎﻧﯽ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ . ﻗﺒﺎﻟﻪ ﺩﻭﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﻂ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ 21 ﺗﺎ 22 ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻭ ﻋﺼﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﭘﺴﺮ ﭘﺎﻛﻮﺱ ﺍﺷﻜﺎﻧﯽ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻗﺒﺎﻟﻪ ﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻟﻔﺒﺎﯼ ﺁﺭﺍﻣﯽِ ﺩﺳﺖﻛﺎﺭﯼﺷﺪﻩ، ﺗﺤﺮﯾﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﭘﻴﺸﻴﻨﻪ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ 11 ﺗﺎ 12 ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻭ ﻋﺼﺮ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﺷﻜﺎﻧﯽ ﻣﯽﺭﺳﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻛﺎﻭﻟﯽ، ﻗﺒﺎﻟﻪ ﺳﻮﻡ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ کوردی ﺍﺳﺖ،وهمچنین ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻣﯿﻨﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻛوﺮﺩﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﺳﻨﺎﺩ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻨﺎﺳﺒﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻛﻬﻦ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﻨﻄﻘﻪ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﻛوﺮﺩﺳﺘﺎﻥ، ﺣﺎﯾﺰ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﺳﻪﮔﺎﻧﻪ هوﺭﺍﻣﺎﻥ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ، ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺁﻳﻴﻦ ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻭ ﺑﻪﻭﻳﮋﻩ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺩﺍﻣﻨﻪﻧﺸﯿﻨﺎﻥ ﺭﺷﺘﻪﻛﻮﻩ ﺯﺍﮔﺮﺱ ﻧﺸﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﻭﺍﻧﮕﻬﯽ، ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ هوﺭﺍﻣﺎﻧﺎﺕ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻣﻨﺴﺠﻤﯽ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻠﻨﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺤﻮﻩ ﺗﻘﺴﯿﻤﺎﺕ ﻛﺸﻮﺭﯼ ﺁﻥ ﻋﺼﺮ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺁﯾﯿﻦ ﻣﯿﺘﺮﺍﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻛوﺮﺩﻫﺎ، ﭘﯿﺸﯿﻨﻪﺍﯼ ﺩﺭﺍﺯﺁﻫﻨﮓ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺁﺛﺎﺭ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻛﻬﻦ ﺁﯾﯿﻦ، ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ملت 68میلیونیﻛوﺮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﻣﻠﻞ ﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﻭﺍﻧﯿﺪﻩﺍﺳﺖ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎﻥ ﺑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ زاگروسﺍﻧﻜﺎﺭﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺣﺎﻛﯽ ﺍﺯ ﺁﻥﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻠﻨﯿﺴﺘﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ، ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺗﻘﺮﯾﺮ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﭘﻴﺶﮔﻔﺘﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺁﺛﺎﺭ ﺁﯾﯿﻦﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻛوﺮﺩﻫﺎ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻘﺎﻁ زاگروسﺭﺍ ﺭﯾﺸﻪﻛﻦ ﻛﻨﺪ. ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻋﺼﺮ ﺍﻭﺝ ﻣﯿﺘﺮﺍﯾﯿﺴﻢ ﻭ ﻃﻠﻴﻌﻪ ﻣﺰﺩﺍﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ‌ ﺁﻥ ﻋﺼﺮ ﺁﯾﯿﻦ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻣﺰﺩﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮزاگروسﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻛوﺮﺩﻫﺎ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺁﺗﺸﮕﺎﻩ ﻣﺰﺩﯾﺴﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﭘﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﯿﺎﻛﺎﻥ ﻛوﺮﺩﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺁﻥﺟﺎ ﺑﻪ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻭ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺍﻫﻮﺭﺍﻣﺰﺩﺍ ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻫﻪ، ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺍﺻﻠﯽ ﻣﺰﺩﺍﭘﺮﺳﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺗﺸﻜﺪﻩ ﭘﺎﻭﻩ ﺍﺯ ﺳﺘﺎﯾﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻛوﺮﺩﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺁﻣﺪ. ﺑﺪﯾﻦﺳﺎﻥ ﻗﺒﺎﻟﻪﻫﺎﯼ ﻛﻬﻦ هوﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥﻛﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻠﻨﯿﺴﺘﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺟﻠﻮﻩﻫﺎﯼ ﺁﺛﺎﺭ ﻭ ﺁﯾﯿﻦﻫﺎﯼ ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻭ ﻣﺰﺩﯾﺴﻨﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ زاگروس و کوردستان باستان، ﻫﻮﺭﺍﻣﯽﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﭼﻮﻧﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛوﺮﺩﻧﺸﻴﻦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﻦ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ. ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻮﺭﺍﻣﺎﻥ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﭘﻴﺮﻭ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺗﺴﻨﻦ، ﺷﺎﺧﻪ ﺷﺎﻓﻌﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻭﺿﻊ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ صفویﻭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ، ﻃﺮﻳﻘﺖﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻭ ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻘﺸﺒﻨﺪﻳﻨﻪ، ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻭ ﺟﺰ ﺍﻳﻦﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻫﻮﺭﺍﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.ﺍﺷﻤﻴﺖ (1383 ) ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻭﯼ ﺍﺯ ﻣﻜﻨﺰﯼ ( 1986 ) ﺑﺮﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﮔﻮﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﺣﺎﺷﻴﻪ ﺩﺭﻳﺎﯼ ﺧﺰﺭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ گیلانی ها از مناطق گوران به گیلان گوچانده شده اند . ﺷﺮﻑﺧﺎﻥ ﺑﺘﻠﻴﺴﯽ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺷﺮﻑﻧﺎﻣﻪ 400 سال پیش( ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺳﺪﻩ ﺷﺎﻧﺰﺩﻫﻢ ﻭ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﺪﻩ ﻫﻔﺪﻫﻢ ﻣﻴﻼﺩﯼ/ ﺩﻫﻢ ﻭ ﻳﺎﺯﺩﻫﻢ ﻫﺠﺮﯼ ) ﺍﺻﻄﻼﺡ ﮔﻮﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﻣﻴﺪﻥ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ ﺍﺭﺩﻻﻥ (ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻛوﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ) ﻭ ﻛﺮﻣﺎشانﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩﺍﺳﺖ.. ﺍﺷﻤﻴﺖ ، ﻛوﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺷﻤﺎﻟﯽ (ﺷﺎﻣﻞ ﺷﺎﺧﻪ ﻏﺮﺑﯽ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻮﻳﺶ ﻛﺮﻣﺎﻧﺠﯽ ﻭ ﺷﺎﺧﻪ ﺷﺮﻗﯽ ﺭﺍﻳﺞ ﺩﺭ ﻣﺎﻭﺭﺍﯼ ﻗﻔﻘﺎﺯ ﺷﻮﺭﻭﯼ )، ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺮﻛﺰﯼ ( ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻮﻳﺶ ﺳﻮﺭﺍﻧﯽ ) ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺟﻨﻮﺑﯽ (ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﻳﺎﺩﯼ ﮔﻮﻳﺶﻫﺎﯼ ﻧﺎﻫﻤﮕﻮﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻮﻳﺶ کرماشانی، ﺳﻨﺠﺎﺑﯽ، ﻛﻠﻬﺮﯼ، ﻟﻜﯽ ﻭ ﻟوﺮﯼ ) ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﯽﻛﻨﺪ . ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﺷﻤﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟﻴﺰﻧﺒﺮﮒ، ﻫﻮﺭﺍﻣﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮ ﻗﻮﻣﯽ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻛوﺮﺩﯼ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺩﻳﮕﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﻮﺩ ﻫﻮﺭﺍﻣﯽﺯﺑﺎﻧﺎﻥ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻫﻮﺭﺍﻣﺎﻧﯽ، ﺻﻔﯽﺯﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ، ﻫﻮﺭﺍﻣﯽ ﺭﺍ ﺷﺎﺧﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻛوﺮﺩﯼ ﺑﺮﺷﻤﺮﺩﻩﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﻫﻮﺭﺍﻣﯽ ﻭ ﮔﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺧﯽ ﻭﻳﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﻳﺎﻓﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﻮﻳﺶﻫﺎﯼ ﻛوﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ. ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺳﺨﻦ ﺁﻥﻛﻪ ﻫﻮﺭﺍﻣﺎﻥ ، ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺁﻥ ﭘﻴﺸﻴﻨﻪﺍﯼ ﻛﻬﻦ ﺩﺍﺭﺩ . ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻧﺎﻡ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻧﻴﺰ ﭼﻮﻥﺍﻥﺯﺑﺎﻥ ﺁﻥ، ﺁﺭﺍﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺍﺭﺍﯾﻪ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﻛﻪ " هورامان" ﺁﻣﻴﺰﻩﺍﯼ ﺍﺯ "ﺍﻭﺭ " (ﺁﺗﺶ ) ﻭ " ﺍﻣﺎﻥ " ( ﻧﺠﺎﺕ ﻭ ﭘﻨﺎﻩ ) ﻭ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ « ﺁﺗﺶ ﭘﻨﺎﻫﻢ ﺩﻩ» ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، "ﻫﻪﻭﺭﺍﻣﺎﻥ " ﺭﺍ ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﺍﺯ " ﻫﻪﻭﺭ " (ﺑﺮﺁﻣﺪﮔﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ) ﻭ " ﺍﻣﺎﻥ " (ﺑﺎﻻ ﺁﻣﺪﻥ ) ﺩﺍﻧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ "ﻣﮑﺎﻧﯽ ﻣﺮﺗﻔﻊ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻧﺶ " ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺩﻳﮕﺮ، ﺩﺭ ﺍﻭﺳﺘﺎ " ﻫﻮﺭ " ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ "ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ " ﺍﺳﺖ ﻭ "ﻫﻮﺭﺍﻣﺎﻥ " ﯾﻌﻨﯽ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ. ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥﻛﻪ ﻧﺰﺩ ﺑﺮﺧﯽ، "ﻫﻮﺭﺍﻣﺎﻥ " ﺍﺯ ﺩﻭ ﻭﺍﮊﻩ " ﻫﻮﺭﺍ " ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ " ﺍﻫﻮﺭﺍﻣﺰﺩﺍ " ﻭ "ﻣﺎﻥ " ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ "ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ " ﺗﺮﮐﯿﺐ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺁﻥ " ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﻫﻮﺭﺍ ﻣﺰﺩﺍ " ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﺎﻥﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﯾﺶ ﻫﻢ ﺩﺭ کوردستان شرقی و جنوبی ﺭﺍﯾﺞ ﺍﺳﺖ : ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺩﺭ کوردستان شرقی: ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ کرماشانﻭ ﻛوﺮﺩﺳﺘﺎﻥ. ﻣﻨﻄﻘﻪ هورمان( هورامانﺗﺨﺖ ﻭ هورمانﻟﻬﻮﻥ )، ﻣﻨﻄﻘﺔ ﮊﺍﻭﺭﻭﺩ. ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﭘﺎﻭﻩ، ﻣﺮﻳﻮﺍﻥ، ﺟﻮﺍﻧﺮﻭﺩ، ﻧﻮﺳﻮﺩ، ﺭﻭﺍﻧﺴﺮ (ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﺗﺎﺑﻊ ) ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺩﺭ کوردستان جنوبیاز مهم ترین جشن ها در هورمان جشن کوم سا میباشد. این جشن در هورمان تخت زادگاه پیر شالیار برگزار میگردد. هر مهمان غیر بومی در روز جشن میهمان اهالی بوده و خود حق پخت و پز ندارد.
کوردهای هورامی
ایا هورامی ها کورد هستند چه دلیلی داره فارس ها و ترک ها به انکار اقوام کوردی از نظر هویت زدایی دست زده اند
""مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ آرامم نکن
ناحیه هورامان یكی از نواحی تاریخی است و محل جنگهای متعددی میان نیروهای متخاصم از جمله در حمله اسكندر و جنگهای سپاه اسلام و ساسانیان بوده است. هنوز آثاری تاریخی همچون مقبره پیرشالیار و بقایای آتشكده آتشگاه و مقبره سید عبیدالله معروف به كوسه هجیج در این ناحیه مشاهده می‌شوند. گویش بخش اعظم مردم منطقه به لهجه هورامی یكی از لهجه های متعدد زبان كوردی است و شباهت زیادی به زبان اوستائی دارد. بخش قابل توجهی نیز به لهجه جافی یكی دیگر از گوشیهای زبان كوردی تكلم می کنند. مردم هورامان از نظر مذهبی عموماً تابع دین اسلام و مذهب تسنن شاخه شافعی هستند. و این وضع بعد از جنگهای صفوی و عثمانی تثبیت شده است؛ با این حال طریقت های گوناگون مذهبی و عرفانی از جمله نقشبندینه، قادری و غیره نیز در تاریخ هورامان نقش بازی كرده‌اند. بخش اعظم مردم)حدود 60 درصد ) ساكن شهرهای پاوه ،نوسود، نودشه و باینگان و بقیه در روستاها ساكن هستند. تركیب جمعیتی منطقه عمدتاً جوان است. باغداری و كشاورزی به شیوه سنتی، بادلات مرزی (با كوردستان جنوبی ینی شمال عراق ) اشتغال در پرورش های در دست احداث در شهرهای دیگر ایران جعلی و اشتغال در ادارات دولتی از جمله مشاغل عمده فعلی نیروی كار قلمداد می شوند
1=از دیدگاه دانشنامه بریتانیکا اورامانی به عنوان یکی از گویش‌های گورانی، گویشی از زبان کوردی می‌باشد
2=دکترارانسکی این زبان را گونه‌ای از گویش‌های کوردی گورانی و زاز دانسته، وی بر این باور است که تفاوت چشمگیر گویش‌های گورانی و زازا با دیگر گویش‌های کوردی از لحاظ زبانی بسیاری از محققان را بر آن داشته‌است که این گویش‌ها را از کوردی جدا و مرتبط با گویش‌های مرکزی ایران و یا کرانه خزری بداننددرحالی که این طور نیست و این گویشش صد در صد کوردیست
3=دکترمحمد معین پدیدآورنده یکی از فرهنگ‌های مهم فارسی به نام فرهنگ معین (در شش جلد) در مقدمه این فرهنگ درباره تاریخ زبان فارسی میگوید برای آشنایی بیشتر با زبان پهلوی باستان زبان کوردی اورامی یک منبع مهم است. پهلوی با وزنی بخصوص و همانند گورانی خوانده می‌شده است وگاهی آن را پهلوی وبرخی اوقات آن را اورامه، اورامن و اورامنانیان میگفته اند
=هورامه‌نان – هورامانان = هور + امان (امدند) + آن – 4=زمان طلوع خورشید. همچنان که می‌گویند: (به یانیان) بامدادان، (ئیواران) زمان عصر=در زبان کوردی وان پسوند اسم ساز کوردیست کلمه هورامان و اورامان از نظر ساختاری کاملا کوردی هستند مثل مریوان.اژوان . چیا ماران.موکریان......
5=آیا می دانید که از کتاب زرتشت پیامبر که شامل 4 گاتا ی ( یسنا
–یشتا –وندیدا و خرده اوستا ) است 3 بخش و گاتای آن اورامی است
6=تمام هورمامی ها در تمام اعصار خود را کورد دانسته اندو میدانند این درحالیست دشمنان ملت کورد با ترفند های گوناگون مثل اتسخدام نویسندگان درجه سه برای فرافکنیو کتمان هویت کوردی و تاریخ سازی جعلی... که البته زبان شناسانو همچنین دیرنه شناسان مطرح دنیا بر کورد بودن هورامی ها تاکید داشته اندحال سوال این است چرا با وجو اینکه کوردهای هورامی خود راکورد میدانند فارس و ترک مترصد این هویت زدایی هستند چون زبان هورامی ریشه دار ترین زبان خاورمیانه و قدیمی ترین است و این موضو اثباتر گر تاریخ کوردستان باستان است و این درحالیست که اثبات تاریخ کوردستان باستان یعنی افشای دروغ های ترک وفارس پس به همین سادگی میشه گف این تکنیک سیاسی مدلی از مدل های مبارزه با هویت خواهی بومیان زاگروس یعنی کوردها است
7=آیین ها و باورهای کهن: در سراسر قباله های سه گانه‌ی اورامان، مجموعه ای از واژگان و به خصوص اسامی اشخاص به چشم می خورد که از آیین ها و اعتقادات باستانی دامنه نشینان رشته کوه زاگرس یعنی کوردستان باستان نشأت گرفته است. حتی برخی از نام های افراد در قباله ها، هم اکنون در میان کوردها رایج و بر سر زبان هاست. در لا به لای واژگان قباله های کهن اورامان، نشانه های آیین مهر پرستی (میترائیسم) آشکار است. مجموعه‌ی واژگانی همچون: رشنو، میرابندک، اروقت، میثراپادی نشانگر عصر مهر پرستی در میان ساکنان کوردهای هورامان است. مهر یا میترا/میثرا به معنای حورشیدو محبت است. به باور کوردستان باستان، میترا فرشته‌ی پیوند دهنده‌ی آفریدگار با آفریدگان بوده است. در آیین زردتشت، مهر به معنای عهد و پیمان و وعده آمده است. در اوستا، مهر یکی از آفریدگان اهورامزدا است. در قباله های اورامان، واژگانی همچون آراماست، آردین، آرشتت و دادباگا باگ از روزگار مزدا پرستی و آیین مزدیسنان (ستایشگران اهورامزدا) در این منطقه حکایت دارد. این موضوع گویای این است که در نظام یک دست دین در کوردستان باستان هورامی هاهمانند لک و کلهورو کرمانجو سورانو لور زازاحضور همگرایانه و یکی دستی داشته اند.
8=مجموعه‌ی قباله های باستانی اورامان از منظر زبان شناسی به عنوان سند تاریخی و کهن و اثر فرهنگی ارزشمندی تلقی می گردد. بر اساس قباله‌ی سوم اورامان، در دو هزار و اندی سال پیش از این در میان نیاکان کوردهای امروزی نوعی رسم الخط ویژه رایج بوده که اثبات گر ریشه دار بودن زبان کوردی و همچنین بی ریشه بودن و سطحی بودن ادعای فارس هاس که برای زبانشان تاریخ سازی کرده اندو همچنین است که این خط با الفبای آرامی نوشته شده و در آن عصر برای تحریر قباله ها و اسناد رسمی به کار رفته است. زبان شناسانی که برای نخستین بار قباله‌ی مزبور را قرائت نموده اند، آشکارا اذعان کرده اند که زبان متن قباله‌ی سوم به کوردی امروز نزدیک تر است. اما متأسفانه از آنجایی که بر زبان کوردی مسلط نبوده اند زبان قباله‌ی مزبور را پهلوی اشکانی نامیده اندالبته بازهم این مشکوک است و دژخیمان فارس نقش اصلی این ماجرا را بر دوش کشیده است. در حالی که زبان شناسان کورد بهتر از هر کس می دانند که بسیاری از واژگان قباله‌ی سوم هم اینک در میان کوردها رواج دارد و با گستردگی بر سر زبان هاست
9=شعری هورامی در وصف زبان کوردی از شاعر معروف هورامان { خانا قبادی } در جواب عده ای مجهول الهویت که ادعای مبنی بر جدایی گویش هورامی از زبان کوردی را داشتن این موضعروشنفکران هوراماندر برابر دژخیمان فارسو ترک و عرب است.
هه‌رچه‌ن مه‌واچان فارسی شه‌که‌ره‌ن
کوردی جه‌ شه‌که‌ر به‌ڵ شیرین ته‌ره‌ن
یه‌قینه‌ن جه‌ ده‌ور دونیای پڕ ئه‌ندێش
هه‌رکه‌س دڵشاده‌ن وه‌ زوان وێش
10=در مبارزات ازادی ملت کورد در برابر دشمانان بیشترین شهید را یک حانواده هورامی داده است در تمام سطوح کادر احزاب کوردی هورامیهای نقشهای ملیدی و پر رنگی داشته اندو دارند انان ریشه دارترین کوردهای کوردستان هستند که هدایت گراین شورش ها در حوزه سیاسی و فرهنگی بوده اندبه عنوان مثال یکی از سیاسیون کوردهای هورامی اینچنین میگوید**هیمن هورامی مسؤل روابط خارجي حزب دموكرات كوردستان عراق در گفتگو با خبرگزاری «المصدر نیوز» افزود: مردم کُورد علاقه‌مند‌است که در خصوص تعیین سرنوشت خود نظر دولت فدرال عراق را نیز جویا شود ، چراکه رهبران سیاسی کُورد نیز در این خصوص اتفاق‌نظر دارند.
هورامی همچنین گفت : کوردها ملتی68 میلیونی دارای سرزمین ، زبان و مرزهای متفاوت با دیگر اقوام در عراق هستند و مایلند که به‌طور مسالمت‌آمیز از عراق جدا شوند ، ولی می‌خواهند همچنان روابط و همکاری‌های خوبی با عراق داشته باشند.
11= واژۀ "آگر یا آهگر=آتش" در زبان کوردی، خوانشی کُهن از "آخگر یا اَخگر" است، اما در زبان پهلوی، خ را در بسیاری از واژگان نمی‌خوانده‌اند همانند: خور=هور، و یا "اور" به معنای خورشید همانند هورامان یا اورامان، اورمی (اورمیه) و چندین واژۀ دیگر ، خوش=وَش (در گویش هورامی هنوز هم وه‌ش گفته می‌شود)، خویش (خود): ویش در هورامی، و "وِژ" در گویش لکی، خالو= هالو (در گویش لوری)، خریدن: حریدن در گویش لوری. این بدان معناست که یک پارسی‌زبان بدون یاری‌گرفتن از زبان کُهن کُوردی هرگز معنای بسیاری از واژگان در زبان پارسی را در نخواهد یافت. و این نشان گر این است که این واژه ها از زبان کوردی وارد زبان فارسی شده اند
12=دکترمکنزی" خاورشناس برجسته اروپایی کتابی را به عنوان (دیاکلتیک اورامان لهون) چندین سال پیش در زمینه گویش اورامی/هورامی نوشته و تدوین کرده است. وی معتقد است این گویش نزدیکترین گویش به زبان اوستایی است.مکنزی هورامی را کاملا کوردی میداندگویش اورامی (هورامی)
کلیات دستور زبان و متون
نویسنده : پروفسور دی . ان . مکنزی(استاد دانشگاه آکسفورد)
مترجم: محمد صدیق زاهدی (PHD)
باید به خاطر سپرد که این گویش از زبان کوردی( گویش هورامی) به علت وجود کلمات زیاد آن که در کتاب اوستا جدا از سایر زبانها استفاده شده و همچنین ساختار خود زبان اوستا که به شیوەای نزدیک به این گویش از زبان کوردی نگاشته شده است این نظریه را قوت می بخشد که گویش هورامی همان زبان اوستای زرتشت بوده باشد .(از سری علل هایی که این گویش را دست نخورده باقی گذاشته است این بوده که اولا این منطقه به علت صعب العبور بودن و عدم وجود اقتصاد غنی مردمانش مورد تجاوز قرار نگرفته است و همان شکل کهن خود را حفظ کرده است که واژه گان نیز از این مهم استثنا نبودەاند. ثانیا سابقه یکجانشینی آنان به سدەهای پیش از میلاد می رسد که این قضیه باعث شده تا زبان و گویششان با زبان سایر ملل قاطی نشود.(ایوب رستم : ص 118)
عدەای گویش هورامی را به عنوان کهنترین گویشهای زبان کوردی می دانند.(ایوب رستم : 2008 ص 117
13=بسياري از زبان شناسان بزرگ ديگر اروپايي نيز اورامي را يك لهجه ي بزرگ از كورد ي دانسته اند.
ايت الله مردوخ اورامي راجزئ جدا ناپذير زبان كوردي مي داند در متون هاي مقدس ايين هاي ياري ويارسان.اهل حق وكاكه اي زبان نوشتاري لهجه ي هورامي است به طوري كه كاربرد اعلا ي اين لهجه در در متون زبان سلطان سهاك 0اسحق برزنجي)در قرن 8 واقعيت كاملا مشهود است. وبه دنبال ان باگسترش اين لهجهدردر سراسر جنوب كردستان شرقی ینی غرب ايران.جعلی كرماشان ولورستان اين لهجه بر تمامي لهجه اي ديگر تسلط يافت وصدها شاعر لورولك زبان.اورامي وجاف شعرهاي خو درا بااين لهجه ي مقدس سروده اندوهيچ كدام ازانها زبان هورامي را لهجه اي جدااز زبان كوردي ندانسته اند خسرو شيرين معروف خاناي قبادي به زبان هورامي است وبا افتخار تمام كوردي را به مراتب زيباتر از فارسي دانسته است...
راسه ن مه وا جان فارسي شه كه ره ن
كوردي جه فارسي بل شيرين ته ره ن
مضاف بر اين جناب اقايسعيد خان كوردستاني كه خوداورامي زبان است كتابي به نام (نزاني مزگاني دارد خود تحصيل كرده سوئد وانگليس بودهودر حمل ونقل قباله هاي اورامانوخواندن انها نقش بسزايي داشته است. با كورد شناسان بزرگ عصر خود رابطه ي نزديك داشته ايشان خودرا هورامي وكورد مي نامد
علاوه بر اين كسني چون بهلول ماهي درسال219ه.ق وشاه ويس قولي در سال810ه.ق اورامي بوده اند وخود را كورد معرفي كرده اند وبازهم در ادامه اگر در نامه ي سرانجام وديگر كتب نگريسته شود صدها تن از شاعرانورهبران ياري اغلب اورامي تبار بودهان وبه اورامي شعر سروده اند وهمگي خودرا كورد معرفي كرده اند. كسي مانند مصطفي بن محمود گوران بخش بزرگي از شاه نامه را به زبان کوردی هورامي سروده است چرا چنين مردان بزرگي ادعا ي كرد نبودهن هورامي ها را نكرده اند ان وقت افراد خام ان چناني نظريه بي اساس خود را بر مردم تحميل ميكنند ؟
ازسوي ديگر ايا هورامان در قلب كوردستان در نهايت حفظ اصالت جاي ندارد؟
ايا مي توان ان را از كوردستان جدا دانست ؟ا
14=رقص کوردهای هورامان با دیگر کوردها یکی است این چه معنی دارد برای یکی مخاطب واونها اون رقص را کوردی خطلب میکنن نه هورامی خالی
15=صنایع دستی و لباس و پوش مردمو کورد هورامان با دیگر نقاط کوردستان و اقوام کوردی یکیس و لباس خودشان را کوردی خطلب میکنند نه هورامی
16=اساطیر و توتم هاو تابوها و ادیان ...کوردهای هورامان با کوردهای کرمانجو لک ولوروکلهورو زازا وسوران یکیست این هم گرایی ریشه در کورد بودن دارد این غیر این میشود فکر کرد یا حالتی دیگری هم برای این قضیه قرار داده
17=اولین شعر مکتوب به زبان کوردی هورامی و دبیره‌ی پهلوی
با آغاز حمله اعراب به رهبری حضرت
عمر در سالهای (
۶۳۴-۶۴۲ م.) نواحی اربیل، موصل و نصیبین که نواحی کوردنشین بودند به تصرف اعراب درآمد بعد از عمر، در دوره جانشین وی عثمان نیز مناطق شمالی کوردها و مناطق قفقاز به تصرف درآمد.
پس از حمله اعراب کوردها دست به شورش‌های متعدد و مقاومت زدند. مثلا محمد بن جریر طبری مینویسد:
…در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کوردان در آن‌جا پراکنده‌اند. مُسَیب‌بن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحیی‌بن خالد بود، به منصور (خلیفه عباسی) پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کوردان را به خالد واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت… (تاریخ طبری، ج۱۱، ص۴۹۷۷).
حدود سالهای (۱۹۱۰ م.) پوست پارهٔ کهنه‌ای در کاوشهای روستای «هزارمیرد» استان سلیمانیه به دست آمد که در آن چهار بند سرود به زبان کوردی سره و با خط پهلوی نوشته شده‌است. این چهار بند شعر که به نام هرمزگان نامیده شده، یادآور حمله اعراب به سرزمین کوردستان و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان، این نوشته از همان آغاز هجوم اعراب است. این شعر کوردی که مایهٔ اندوه هر کوردی می‌شود، دورنمای آن روزگار را به خوبی نشان می‌دهدمتن اشعار:
هورمزگان رمان آتران کژان ……. هوشان شاردوه گوره گورگان
زور کار ارب کردند خاپور ……. گنانی پاله هتا شاره زور
ژن و کینکان بدیل فشینا میرد …… آزاتلی ره روی هونیا
روشت زردشتره ماند بیکس …… بزیکانیکا هورمزد هیوجکس
معنی اشعار چنین است:
1.(هرمزگان) معابد ویران شدند، آتش ها خاموش گشتند. بزرگ بزرگان خود را پنهان نمودند. (هرمزگان به معنی معابد یا مساجد است ودرزبان هورامی به مسجد مزگی گفته می شود. و مسجد معرب مزگد یا مزگت است که از مزدگه آمده یعنی هرمزدگه یا گد به معنی گدا که مقصود آن گداگاه هرمزد و محتاجین به هرمزد است) .
2.عرب ستمکار دهات وشهرها را تا شهرزور خاپور و ویران نمودند.
3.زنان ودختران را به اسیری گرفتند و دلیران به خون خود غلطیدند.
4.روش و آیین زردشت بیکس ماند و هرمزد به هیچ کس رحم نکرد.



۱۳۹۴ آذر ۱۱, چهارشنبه

شیرین‌ترین و کاملترین زبان, زبان کُوردی است?


دانشمند سر شناس موریس گارزونی بیست سال مشغول تحقیق و تالیف
دستور زبان کُوردی بود، این کتاب وی، در لهجه اهالی
عمادیه شاخه‌ی کُرمانج در سال 1779 م در ایتالیا در شهر
رُم چاپ شده است. هورنلی (Hornli ) در مسافرت
تحقیقی سال 1835 برای ترجمه انجیل لوقا، از شیوه زبان موکری استفاده کرده که به عقیده او شیرین‌ترین و
کاملترین شکل زبان کُوردی است که برای همة کوردهای
متکلم به آن لهجه، قابل فهم است. هیئت علمی فرانسوی
ژاک دیمورگان در کوردستان (1891 – 1889) درباره اکثر
گویش‌های کُوردی تحقیق کرده و نتیجه پژوهشهای این
هیئت در زمینه تاریخ، جغرافیا و زبان‌شناسی مردم
کوردستان در 1899 در پاریس به چاپ رسیده است.
هیئت ژاک دیمورگان روی گویش‌های موکری، کرماشانی،
سنهِ‌یی، گروسی، بایزیدی، اورامانی، جافی، رجبی،
سلیمانیه‌ای، لکی، خاجوندی مطالعات زبانشناسی دقیقی
انجام داده و گویش موکری را بهترین و گسترده‌ترین نمونة
زبان کُوردی دانسته است



۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

"روز جهانی مبارزه با خشونت برعلیه زنان"


از ۲۵ نوامبر سال۱۹۶۰ (چهارم آذر ۱۳۳۹)که سه خواهر میرابل در جمهوری دومینیکن در مبارزه با دیکتاتوری آن کشور بعد از شکنجه و تجاوز به قتل رسیدند تا سی و نه سال بعد از آن یعنی سال ۱۹۹۹ که سازمان ملل متحد این روز را روز رفع خشونت علیه زنان اعلام کرد، زنان و مردان عدالت خواه بسیاری بر ضرورت جهانی شدن مبارزه برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تاکید کرده و در این جهت تلاش کردند.
واقعیاتی که بر اساس آنها سازمان ملل بر جهانی شناختن این روز رای داد عبارتند از:
خشونت علیه زنان، نقض قوانین حقوق بشر است که مقابله با آن وظیفه همه است. خشونت علیه زنان ناشی از تبعیضات و نابرابری‌هایی است که در قوانین حکومت‌ها و در فرهنگ‌های مختلف بر زنان تحمیل می‌شود. خشونت علیه زنان رسیدن به صلح و امنیت را نا ممکن می‌سازد و مانع پیشرفت در بسیاری از زمینه ها از جمله مبارزه با فقر، مقابله با بیماری‌های خطرناکی چون ایدز و بیماری‌های اپیدمیک دیگر می‌شود.
اعلامیه‌ رفع خشونت علیه زنان؛ هر عمل مبتنی بر جنسیت را که احتمال آسیب فیزیکی، جنسی و روان‌شناختی و یا رنج زنان را درپی دارد خشونت نامیده و دولت‌ها را ملزم می‌کند تا از فعالیت‌های خشونت‌آمیز علیه زنان طبق قانون کشور جلوگیری کنند.
خشونت علیه زنان یکی از جدی ترین مشکلات جوامع بشری در سطح جهانی است که بررسی ابعاد، ریشه ها و چاره جویی برای رویاروی با آن همچنان یکی از دغدغه های دست اندرکاران این مشکل اجتماعی است. بنابر آمار سازمان بهداشت جهانی در سال 2013، دست کم بیش از یک‌ سوم از زنان در سرتاسر جهان، خشونت جنسی یا فیزیکی را تجربه کرده‌اند. در کشورهای موسوم به جهان سوم و حتی برخی از کشورهای اسلامی این رقم گاه به سه چهارم افزایش یافته است. در فارسستان فاشیست این میزان به رقم 66 درصد می رسد و در سطح بین المللی خشونت علیه زنان در ایران در رده بالایی قرار دارد. با این همه در برخی از نواحی خاورمیانه بیش از چهار پنجم زنان دستکم یکبار خشونت علیه خود را تجربه کرده اند. این که آمار بالای خشونت علیه زنان آیا ناشی از افزایش آگاهی جنسیتی و شکایت علیه خشونت نسبت به گذشته است یا آن که تعداد خشونت ها علیه زنان به طور مطلق افزایش یافته است، دقیقا روشن نیست و دلایل آن در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد. علاوه بر آن در بسیاری از این آمارها خشونت روانی علیه زنان بازتاب واقعی نیافته است و بسیاری نیز از ترس و یا شرم، تجربه خود از خشونت را بیان نمی کنند.


زوله کرماشان(فارسی کرماشانی )


ازکفن فروشی تا تولد فارسی عقیم کرماشانی دوره‌ی قاجارها توام با دایر شدن رسمی مصیبت بار برای کرماشان شد وآن انتقال اجساد مردگان به کربلا و نجف بود.این رسم غلط علاوه بر پیامدهای بهداشتی برای دیار کرماشان سرآغاز انعقاد یک نطفه‌ی حرام وبعدها تولد یک مولودی نامشروع بنام فارسی کرماشانی !!!!شد.


بعد از این بود که کسب وکار در این شهر رونق گرفت و رفته رفته از اصفهان تا اراک وقم عده ای دستفروش و به قول کوردها چرچی کرماشان رو برای کسب وکار مناسب دیدند و بدین سامان کوچ کردند.از کفن فروش تا قاطرچی .
فارسی کرماشانی کم کم در بین این جماعت رایج شد و مردم کورد بخاطرمهمان نوازی بی جهت غریبه شدند وآنان صاحب خانه.گویش فارسی و نوپای عهد قجری با آمیختگی کلمات کوردی.چیزی شبیه شبهای برره
کودک سر راهی قصه‌ی تراژدیک ما (فارسی کرماشانی)در لابلای کوچه پس کوچه های بزرگترین شهر کوردنشین جهان،قدکشید ورشد کرد وکرماشان بی توجه به رشد این ولد نامشروع به خاطر موقعیت ژئوپلوتیک گذشته اش به عنوان دروازه‌ی تعامل وتجارت با عثمانیها و نیز راه ارتباطی اصلی با شهرهای زیارتی عراق ،به مرکزیت غرب کشور تبدیل شد،وتجارت پر رونق محصولات کشاورزی،وصنایع دستی تولید مردم کرماشان،ودرآمد خدمات رسانی به کاروانهای زیارتی ،تجارتی،مجال پرداختن به عرصه‌ی فرهنگ وحفظ هویت ملی را از کوردهای این سامان گرفت.اینک فارسی کرماشانی در پستوی بازار وقهوه خانه‌ها وبساط گرم معرکه گیرهای خیابانی سرپناهی برای خود پیدا کرد..
اما همچنان بی هویت بود
اواخر سلسلە ننگین قاجار مصادف شد با جنگ جهانی اول واین رخداد،دخالتهای هولناک قدرتهای بزرگ در ایران رو به دنبال داشت وملتهای ساکن ایران وبخصوص ساکنان مناطق غرب ،خسارتهای سنگینی دیدند.قحطی،بیماریهای واگیردار،ونا امنی همه جا را فرا گرفت و هزاران کورد جان باختند.استقرار سلسله پهلوی وتشکیل دولت مدرن ملی با محوریت قوم فارس واعتلا ورسمیت زبان فارسی توسط رضاشاه،با جدیت پی ریزی وپیگیری شد.دیگر ملتهای ساکن ایران از جمله کوردها سرکوب شدند .زبان و فرهنگشان تحقیر شد .بسیاری از نخبگان کورد،لور،ترک،بلوچ...که سالها در تمنای تشکیل دولت مقتدر ومدرن بودند به نوکری پان فارسی رضاخانی درآمدند.
ازکفن فروشی تا تولد فارسی عقیم کرماشانی
زوله کرماشان(فارسی کرماشانی ) در این ایام صاحب شناسنامه شد
کودک نا مشروع(فارسی کرماشانی)رخت ولباسی نو برتن نمود وشخصیتی دست وپا کرد ،آموزش زبان فارسی در مدارس جدید فراگیر شد.دیگر از حاکمیت هشتصدساله ادبی کوردی گورانی خبری نبود.رفته رفته برخی از ساکنان کرماشان درب خانه های خود را به روی ذوله کوچه وخیابان گرد،اما خوش رنگ ولعاب ،باز کردند.به قول گفتنی ،نشست وبرخاست با این ولدزنا دیروزی وصاحب شناسنامه‌ی امروزی کلاس داشت.کودک سر راهی دیگر در محدوده‌ی "در طویله‌ی قشون"پاتوق نداشت،بلکه دست در دست دختران زیباروی شهرم ،در "تاق وسان"قدم میزد.اما همچنان کرماشان بزرگترین شهر کوردنشین جهان بود....
دوران حاکمیت رضاشاه وتلاش او برای سرکوب و زدودن فرهنگ وزبان ملیتهای ساکن ایران ضربه ای سنگین بر کرماشان وارد نمود.طوری که دهه بیست و فضای نسبتا باز آن سالها فرصتی برای کوردها ،تورکها،عربها،بلوچها...بود که مطالبات فرهنگی خود را طرح وپیگیری نمایند؛اما بنا بر دلائلی که در بخشهای قبل ذکر شد و نیز همگرایی مذهبی(شیعه)کرماشانیان با ساکنان مناطق مرکزی ایران که در آن سالها مذهب عمده ساکنان شهر را شامل میشد،موجب آن گردید که کرماشان عمدتا به یک دنباله رو برای احزاب وجریانات مرکز نشین تبدیل شود؛احزابی که کمترین دغدغه وبرنامه ای برای پیگیری حقوق فرهنگی کوردها که در راس آن آموزش به زبان کوردی در منطقه بود،نداشتند.رفقای کمونیست و دو آتشه های مصدقی و پان ایرانیستهای فارس محور، بخشهای مختلف کشور از جمله شهر بی دفاع کرماشان را به عنوان تتمه‌ای از کویر بزرگ وبی آب و علف مرکزی مینگریستند.
و اما زوله (فارسی کرماشانی )این روزها سینما میرود ،به کافه ها سر میکشد،کلاه شاپو بر سر نهاده وکراوات بسته ودر ادارات دولتی جولان میدهد.در صف نانوایی ،گود زور خانه،چاله میدان،بازار،کوچه و خیابان،عرض اندام میکند.اما زوله خبر ندارد که رقیبی برایش پیدا شده که در آینده عرصه را بر او تنگ خواهد کرد و آن رقیب، آموزش فراگیر فارسی رسمی در
مدارس بود
پهلوی دوم ،دیکتاتوری خود را پس از 28مرداد32تحکیم بخشیده وسیاست مدرنیزاسیون پدر را ادامه داد.افزایش درآمدهای نفتی ،دستگاه فرهنگی را توسعه داد؛رسانه‌های صوتی،تصویری ومکتوب افزایش یافت و همه اینها در خدمت پادشاهی باستان گرایی بود که تمام ملتهای ساکن ایران را در خدمت ونوکری تمدن پارس!!می دید.آموزش زبان فارسی به دورافتاده‌ترین نقاط ایران راه پیدا کرد .اکنون کرماشان نخورده مست ونزده می رقصید.دیگر کسی از گذشته‌ی کودک نامشروع و سرراهی چیزی نمی پرسید واز والدینش سراغی نمیگرفت.رفیق تازه میدان دارش (فارسی رسمی)مثل زوله هر جایی نمی رود وهر چیزی را مثل زوله بلغور نمی کند.گویی قرار است اتفاقات آینده جور دیگری رقم بخورد.
اما رادیو کرماشان به لطف حضور بزرگان هنرمند کوردزبان وهنر بی بدیل،کوردی را سوار امواج رادیویی به اطراف می فرستد.
اینجا همچنان بزرگترین شهر کوردنشین جهان است
همانطور که اشاره شد پهلوی دوم در تحقیر وسرکوب ملتهای ساکن ایران راه پدر را پیش گرفت و جشنهای 2500ساله ،برای بازتولید امپراطوری پارس بنیاد نهاده شد ودر این راه از هیچ غلو و دروغ پردازی برای برآوردن هرچه بیشتر پارس وکوبیدن وتحقیر غیرپارس کوتاهی نکردند.از طنز تلخ روزگار،قلم فروشی وحراج شرف در میان نخبگان غیر فارس برای ساختن وپرداختن مالیخولیای پهلوی دوم به یک مسابقه تبدیل شد و خائنی چون کوروش هخامنشی تا عرش اعلا بالا رفت و مقامی خداگونه یافت.در کرماشان نیز نخبگان کورد ،دوشادوش مهاجران ناسپاس ،کمر به نوکری دستگاه فرهنگی دربار بستند.و اما زوله...گوشه وکنار شهر را به رفیق جوان خود (فارسی رسمی)نشان می دهد،اما خود همچنان یکه تاز میدان است،در محفل شاعران اظهارفضل می کند و مست وپاتیل در چاله میدان عربده می کشد،دختران شهر از شمسی خانم تا خاتون چەو قەشەنگ،خاطرخواه زوله هستند.
اما همچنان اینجا کرماشان است ،پایتخت فرهنگی تمدن کهن ماد وبزرگترین شهر کورد نشین جهان
نسلی از نخبگان قومی مرکزگرا توسط نظام پهلوی پرورش یافتند که همانند زنبورهای عسل شیره‌ی فرهنگهای بومی را برای ارتزاق فرهنگ غالب مکیدند،در عرصه‌ی تاریخ همه‌ی راهها به تخت جمشید ختم میشد و افسانه‌های هخامنش نقطه‌ی هزیمت مورخان شد و زمینه‌ی ادبیات هزاران واژه از کوردی،بلوچی،گیلکی و...بی سروصدا وبدون رعایت امانت جایگزین واژگان عربی شد.مهاجران ناسپاس غارتگران چیره دست فرهنگ کورد شدند وبا شرمی تمام در سکوت خفت بار وحتی همراهی نخبگان بومی دست به کار تحریف تاریخ و پیشینه‌ی کرماشان زدند وسخن از کوردان پارسی گوی!!!!!!برسرزبانها انداختند واینکه کرماشان از عهد باستان به زبان پارسی سخن گفته‌اند و حتی موجودیت قوم ماد وتشکیل دولت کوردی توسط دیاکو را افسانه نامیدند.حالا روند آسمیله شدن مردمان شهر شتاب گرفته و کودک حرام زاده (فارسی کرماشانی)و رفیق ژیگولش (فارسی رسمی)میخ خود را کوبیده اند.
اما کرماشان همچنان بزرگترین شهر کوردنشین جهان است
پیروزی انقلاب 57 که با مشارکت گسترده‌ی خلقهای ایران همراه بوده ونویدبخش حقوق سیاسی و فرهنگ برای آنها بود،علیرغم نواقص متعدد در متن قانون اساسی،اما در اصل پانزدهم آن به صورت نسبی زبان و فرهنگهای غیر فارس به رسمیت شناخته شد ولی تحولات شتابناک سالهای نخست انقلاب وشعله ور شدن آتش جنگ،در عمل تحقق حقوق غیر فارسها در حوزه‌ی زبان و فرهنگ،مانند بسیاری حقوق دیگر به فراموشی سپرده شده وتاکنون نیز معطل مانده است.دهه‌ی شصت ،فعالیتهای رسانه های دولتی دامنه‌ی چندانی نداشت ،اما گفتمان ایدئولوژیک حکومت اسلامی برهمه جا سایه افکنده بود و سیاست فرهنگی فارس وفارسی محور در سطحی نازلتر همچنان پیگیری شد و لکه‌ی ننگ دیگری بر دامن کرماشان نشست وآن فرآگیرشدن اسمی منحوس بنام باختران به جای کرماشان بود ،نامی مقدس و باشکوه که ریشه‌ی آن به کارامایشن(کارامای یعنی امت +ئەشیەن یعنی ژیان)به واژه‌ی پلید یعنی باختران داد.گرچه حجم گسترده‌ی جمعیت آواره‌ی جنگی از شهرهای قصرشیرین ،سرپل ذهاب،وگیلانغرب،بار دیگر فضای کورده واری در کرماشان تقویت شد اما صدای عربده کشی زوله‌ی بی سروپا(فارسی کرماشانی)در کوچه وخیابان شهر همچنان بلند بود و رفیق ژیگولش (فارسی رسمی)حالا باظاهری متشرع در ادارات وتریبونهای رسمی جا خوش کرده بود.چپی های حکومتی دهه‌ی شصت که بعدها به اصلاح طلب تغییررنگ دادند با شدت تمام مدافع نام باختران بودند،پس از پایان جنگ وشکل گیری مجلس چهارم چهره ای جدید وکاریزماتیک پا میدان گذاشت که فضای کرماشان وارد حال وهوای دیگری شد،اسماعیل ططری
سالهای پایان جنگ،کرماشان شاهد ظهور چهره ای جدید بنام اسماعیل ططری بود،شباهت او به رهبران انقلابی چپ مارکسیست ،همانند کاسترو و سابقه‌ی او در مدیریت جنگهای نامنظم ،توجه همگان را به سوی خود جلب کرد.ططری لباس کوردی پوشید ودر تریبونهای تبلیغاتی برای ورود به مجلس ،با صراحت بر هویت کوردی تاکید و برای توده‌های حاشیه نشین کرماشان که اکثریت مطلق جمعیت را تشکیل می دادند به زبان کوردی سخنرانی کرد واشعار حماسی کوردی خواند.طولی نکشید که هزاران جوان کورد که علاوه بر حقوق اقتصادی واجتماعی،هویت فرهنگی و ملی شان لگدمال شده بود به حمایت از او برخواستند. مهاجران ناسپاس و حتی هواداران بی هویت زوله(فارسی کرماشانی)به تخریب و دشمنی با او برخواستند ،او را بیسواد وفاقد صلاحیت خواندند،اما با پشتوانه مردم کورد،ائم از لک و کلهر وجاف وسنجابی وکلیایی و زنگنه...به عنوان نفر اول به مجلس راه یافت.سخنرانی حماسی او در حمایت از طرح پیشنهادی خود مبنی بر بازگشت نام کرماشان،در اذهان ثبت است.علیرغم مخالفت سرسختانه مهاجران ناسپاس با تغییر نام باختران به کرماشان،که مدیریت عمده‌ی استان را در کنترل خود داشتند،لکه‌ی ننگ باختران برای همیشه از دامن شهر پاک شد.کرماشان زخمی از ناملایمات سلسله‌های پادشاهی ایران بار دیگر جان گرفت.دهه‌ی هفتاد شمسی ،سالهای تاریک زوله بود،چرا که دیگر احترام وحرمتی نداشت،اعتیاد او را آواره‌ی کوچه و خیابان کرد،دختران شهر دیگر به او محلی نمیگذاشتند،وبا پسر فارسی رسمی(تهرونی!!!!!!!)دوست شدند.زوله یک روز در گاراژ ترامادول و تریاک می فروخت و روز دیگر در خرابه‌های حاشیه شهر افیون به رگهای خود تزریق می کرد.زمستان‌ها از بی سرپناهی دست به دزدی می زد تا روانه‌ی زندان شود بلکه جای خوابی به دست آورد.مولود شومی که حیثیت فرهنگی وتاریخی بزرگترین شهر کوردنشین جهان را لکه دار کرد،حالا در فلاکت وپستی به سر می برد
پس از پایان جنگ دولت مرکزی به توسعه‌ی رسانه‌های صوتی وتصویری پرداخت،کانالهای رادیویی وتلویزیونی و دامنه‌ی نفوذ آن به دورافتاده ترین نقاط کشور رسید.فرهنگ های غیرفارس نه تنها سهمی ازاین گسترش نداشتند بلکه به مراتب شرایط سخت تر وهجمه‌های نرم برضد آنها شدت بیشتری گرفت اما پیشرفت تکنولوژی در جهان ،گسترش فناوری ماهواره،دریچه ای جدید به روی کوردها گشود.کانالهای کوردی در اروپا واقلیم کوردستان عراق هرچند به شکل غیرحرفه‌ای شروع به فعالیت کردند اما نویدبخش فصل تازه‌ای از تولید برنامه‌های فرهنگی به زبان کوردی بود گرچه عمده‌ی برنامه‌های پخش شده از این ماهواره‌ها با گویش اکثریت ساکنان کرماشان همخوانی نداشت،اما هرچه بود کوردی بود وبرجان ودل مردمان این سامان نشست و محبوبیت این رسانه نوپا عرصه را بر رسانه‌های حکومتی به شدت تنگ کرد،طوری که سالها بعد جنگ همه جانبه‌ای دربعد نرم افزاری وسخت افزاری ازسوی حاکمیت با این رقیب نوپا شکل گرفت.
واما زوله(فارسی کرماشانی) که روزگاری پدرانش اورا سوار برقاطرهای بارکش خود به دیار شیرین و فرهاد آورده وشرح داستان درقسمتهای گذشته ذکر شد،فلاکت ونکبتی اش دراین سالها به مضحکه‌ای برای غریبه‌هایی تبدیل شد که پس از سالهای جنگ وبرقراری نسبی امنیت به کرماشان آمدند.واژه‌های من درآوردی وصرف افعال عجق وجق ،مایه سرگرمی طنز وتمسخر والبته تعجب تازه واردهایی بود که کرماشان را قلب کوردستان میپنداشتند.یک روز پیرمردی تویسرکانی بنام قاسم کپک که سالهای زیادی در محدوده‌ی بازارشهر با چرخ حمالی بار جابجا می کرد وازاین راه روزگار می گذراند در میان حلقه‌های از مسافران نوروزی وهمشهریان درقبال دریافت مبلغی پول به یاد جوانیهایش ونوستالژی روزهای حرمت ورونق زوله(فارسی کرماشانی)عربده می کشید:نفس کیش!!!کیه بیاد جلو تا دینشه بذارم توی لووتش
کرماشان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
400سال پیش مالک شهر کرماشان یک کورد زنگنه بوده واین نشان میده که چیزی به اسم فارس کرماشانی خواستگاه بومی نداشته و در ان زمان ساکنان شهر همه کورد بوده اند چون ساختار اداره شهر ایلی بوده و حکام و مالکان هم از ایلات بزرگ بودن علی بالی بیک زنگنه مالک بزرگ کرماشان بود این که ملک کرماشان ملک شخصی و خریداری شده علی بالی بیک زنگنه بوده البته نویسنده عباس‌نامه، کرماشان را تیول زنگنه معرفی می‌کند در این که علی بالی‌خان زنگنه دارای روستاهای متعدد در غرب ایران بود تردیدی نیست، چنان‌چه نویسنده خلاصه السیر اشاره به یکی از آن‌ها به نام سرخ‌آباد دارد.به سال 1049قمری/منابع کرماشان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم ق، ص۳۰ـ۱۲۹.
محمدطاهر وحید قزوینی، عباسنامه، ابراهیم دهگان (تصحیح) کتابفروشی داودی اراک، ۱۳۲۹، ص۱۸۲.
م. اصفهانی، 86
*****************
کرماشان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
بعد از اسلام به پادشاهان بومی امیر می گفتند و بعد از حمله ی مغول خان و ایلخان نامیده شده اند
در سال ۱۰۵۵ق شهر خواف در خراسان به اقطاع دوستعلی‌خان زنگنه داده شددر سال ۱۰۵۷ق دوستعلی‌خان از زمره امرایی بود که در محاصره قندهار شرکت داشتنددر سال ۱۰۵۸ق حکومت ولایت گرمسیر با توابع و ملحقات و مضافات به دوستعلی‌خان حاکم ایل زنگنه که در این وقت تیولدار ولایت خواف و باخرز خراسان بود داده شد. از سال ۱۶۵۳م۱۰۶۴/ق به بعد شیخعلی‌خان زنگنه، خان ایل کلهر و تیولدار سنقر و کرماشان شد.این نشان میده که 362 سال پیش حاکم شهر کرماشان یک کورد زنگنه از ایل زنگنه بوده و ساختار بومی شهر نیز در نتیجه ایلی عشایری اداره میشده و چیزی به اسم فارس کرماشانی در این زمان وجود نداشته و قدرت در دست کورد های این دیار بوده است . چون حاکم و مردم کورد بودند در نتیجه تنها زبان موجود بین مردم بومی شهرکرماشان زبان کوردی خواهد بود .حال سوال اینه چرا بعضی از مهاجرین فارس و ترک خود را اصیل و بومی کرماشان میدانند و احساس مالکیت به این سرزمین کوردی دارندومردم بومی کورد این شهر را دهاتی و مهاجر خطاب میکنند براستی در 362 سال پیش این عده کجا بودند و به چه زبانی و باچه کسانی تکلم میکردند.
منابع نک: همان، ص۴۲۲
M.Rody;admimtrative...Ibid. p.۸۰
و. شاملو، همان، ج، ص۲۹۲
همان، ص۳۵۱
*****************
کرماشان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
تا240 سال پیس هنوز حاکمان کرماشان زنگنه های کورد بودند و کرماشان ایلی و عشیره ای اداره میشد چون زنگنه ها میخواستند به حکومت مرکزی دست پیدا کنند سیاست های ضد کوردی حکام فارس ها بر علیه کورد ها وارد دوره جدیدی از نضج ونمو خود شد وفارسی کرماشانی واکنشی بود بر علیه قدرت زنگنه های کورد. اسیمیلاسیون ابتدایی وذوب فرهنگی ملت کورد در کرماشان استارتش زده شداین در حالیست که تا این زمان چیزی به اسم فارس کرماشانی وجود نداشته و قدرت در دست کورد های این دیار بوده است . چون حاکم و مردم کورد بودند در نتیجه تنها زبان موجود بین مردم بومی شهرکرماشان زبان کوردی خواهد بود .حال سوال اینه چرا بعضی از مهاجرین فارس و ترک خود را اصیل و بومی کرماشان میدانند و احساس مالکیت به این سرزمین کوردی دارندومردم بومی کورد این شهر را دهاتی و مهاجر خطاب میکنند براستی در 240 سال پیش این عده کجا بودند و به چه زبانی و باچه کسانی تکلم میکردند
در عصر زندیه کرمانشاه با وجود حکمران مقتدر خود الله قلی خان زنگنه اگر چه دورانی کوتاه توام با آرامش را از سر گذراند اما با مطرح شدن الله قلی خان به عنوان یکی از مدعیان قدرت و تلاش وی برای دستیابی به تاج و تخت سلطنت بعد از مرگ کریم خان، بار دیگر این شهر به وادی جنگ و ستیز مبدل گشت. درطول تاریخ موارد بسیاری نیز از حمله حکام اردلان به کرمانشاه ذکرگردیده است.
از زمان روی کار آمدن محمدعلی خان زند (۱۱۹۳ هـ . ق) فرزند کریم خان ، که پس از مدتی کوتاه
صادق خان (۱۱۹۳-۱۱۹۵ هـ . ق ) به سلطنت رسید، گرماشان به سبب پشتیبانی الله قلی خان
از علی مرادخان زند هم چنان مستقل از امر و نهی آنان و در قلمرو علی مرادخانمحسوب می شد ،
چون جعفر خان قصد پیوستن به علی مرادخان کرد، الله قلی خان مأمور استقبال گردید که گلشن
مراد می نویسد : ( کل امرای درگاه و قاطبه ی مخصوصان محفل فلک اشتباه و جمهور سرکردگان
و سر خیلان سپاه نصرت همراه که معظم آنها مثل: رکن الدوله الله قلی خان زنگنه و ... بودند به
استقبال نواب سپهر رکاب استظهار الدوله ] محمد جعفر خان زند [ شتابند و از هنگامی که در خدمت
آن جناب عز ملاقات یابند الی ورود به اردوی همایون لحظه ای در عرض راه عنان از وادی عزم
و احترام حضرتش بر نتابند . )
و به هنگام تسلط صادق خان (۱۱۹۳-۱۱۹۵ هـ . ق) که علی مراد خان در پی جلوگیری از او برآمد و
رفتار تو را با ابولفتح خان دستاویز قرار داد ، الله قلی خان زنگنه و سواره و لشکریان کرماشان در
محاصره و فتح اصفهان و شیراز نقش عمده داشتند، چنانکه ابوالحسن غفاری آورده است: در سال
۱۹۱۵ هنگام جلوس محمد صادق خان؛ رکن الدوله الله قلی خان زنگنه در برابر تقی خان خان جانب
کوه را قرارگاه سپاه نصرت پژو ساخت ]و به طرفداری علی مرادخان بر علیه محمد صادق خان قیام نمود
عاقبت صادق خان با دو پسر بزرگش در ربیع الاول ۱۱۹۶ در فتح شیراز به قتل رسیدند، و علی مراد خان
برای بار دوم (۱۱۹۶-۱۱۹۹ هـ . ق) به یاری الله قلی خان زنگنه بر اریکه سلطنت تکیه زد .منابع کتاب شهریاران کورد/ سلطانی، محمد علی - جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان: ایلات و طوایف کرمانشاهان- تهران - ۱۳۸۱
*********************
کرماشان و لرستان شهر دیرین و تاریخی کوردها :
تا 173 سال پیش درکرماشان هیچ کس نمیتوانست فارسی صحبت کندو تا 159 سال پیش لرها خود را قدیمی ترین قوم کوردی میدانستنددر این زمانها اولین حرکت ژینوساید سفید ونسل کشی فرهنگی کرماشان و لرستان از طرف حکومت مرکزی خورده شددر واکنشی به اقتدار گرایی کوردهای لک وزنگنه وگلهور و لرکه در پی تصاحب حکومت مرکزی بودند. نحبگان حکومتی قجرکه با پایان تحصیلاتشان از اروپابرگشته بودن و با پیاده کردن برنامه مدرن ذوب فرهنگی مردم بومی بامحوریت نابودی زبان کوردی وجایگزینی ان با فارسی که بدون شک هسته اولیه نابودی فرهنگ مردم بومی کورد خواهد بود شروع به خنثی کردن اراده مردمانی کردن که گزنفون سردار یونانی دوهزارو اندی سال پیش انهارا انسان هایی فوق بشری خواندبودمحمد علی میرزا دولتشاه مهاجر ضد کورد (متولد: ۱۵ دی ۱۱۶۷ خورشیدی (۷ ربیع‌الثانی ۱۲۰۳ قمری یا ۴ ژانویه ۱۷۸۹ میلادی) در مازندران – درگذشته: ۳۰ آبان ۱۲۰۰ شمسی (۲۶ صفر ۱۲۳۷ قمری یا ۲۱ نوامبر ۱۸۲۱) در مداین) خاندان دولتشاهی می‌باشد.وی در قصبهٔ نوا در مازندران به دنیا آمد. پدرش فتحعلی شاه قاجار و مادرش زیباچهر خانم، سی وسومین همسر وی، از اهالی گرجستان بود.دولتشاه اولین پسر فتحعلی شاه قاجار و هفت ماه از عباس میرزا نایب السلطنه بزرگ‌تر بود ولی چون مادرش از ایل قاجار نبود، نمی‌توانست جانشین شاه باشد.دولتشاه در سال ۱۲۱۲ حاکم فارس، سال ۱۲۱۴ حاکم قزوین و گیلان، سال ۱۲۱۹ حاکم خوزستان و لرستان و در سال ۱۲۲۱ حاکم کرماشان بوده‌است.
دولتشاه مهاجر ضد کورد به واسطهٔ قدرتش، والیان سرحدات عراقین را انتخاب می‌کرد و همین امر یکی از عوامل بروز درگیری بین دو کشور می‌شد. درگیریهای متعدد دولتشاه و حاکمان عثمانی از ۱۲۲۱ تا ۱۲۳۶، به‌رغم پیروزی و برتری محمدعلی میرزا، به خواهش سلطان عثمانی و با وساطت علمایی چون شیخ جعفر نجفی، شیخ محمدنجفی و آقا احمد کرماشانی خاتمه یافت.
در ۱۲۳۱ دولتشاه مهاجر ضد کوردبه نواحی لرستان و خوزستان نظم داد و اسدخان بختیاری را مطیع کرد. در ۱۲۳۵ شروع به اختلاف انداختن بین کوردهای لرو لکو کلهور وجاف در شرق وجنوب کوردستان کردبا این برنامه که لر ها اصولا کورد نیستند .دولتشاه مهاجر ضد کورددر آخرین درگیری خود با عثمانی پس از جنگ با محمد پاشا، حاکم شهر زور، هنگامی که از سلیمانیه به طرف بغداد می‌رفت، بیمار شد و در ۲۶ صفر ۱۲۳۷ در ایوان مداین (طاق کسری) درگذشت.
پس از مرگ دولتشاه مهاجر ضد کورد، پسر بزرگ وی، محمدحسین میرزا حشمت‌الدوله، حاکم کرماشان شد. در ۱۱۲۳ از شیخ احمد احسایی خواست مدتی در کرماشان بماند. شیخ‌احمد تا زمان مرگ دولتشاه مهاجر ضد کورد از او مقرری دریافت می‌کرد.

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

نادرشاه افشارکه بود ?


نادرشاه افشار یک کورد کورمانج بود واژه شناسی افشار
نادرشاه دلاوری از تیره کوردان قرقلو
در بعضی از کتاب ها و اسناد نادر شاه را از تیره ی “قَرقَلو “که شاخه ای از ایل افشار است دانسته اند.که ذکر آنها بر درازای مقاله خواهد افزود . اما “قَرَقلو “ها از کوردان شادلو هستند و در روستاهای “بیدک “و “لنگر”بجنورد اسکان دارند .(نادر صاحبقران -کلیم الله توحدی ص۴۱۴) همچنین روستای “قرقلو “در کوردستان شمالی در ولایت “خنس”ارزروم که کُورد کرمانج هستند، مسکن اولیه ی اجداد نادر شاه بوده است که در زمان صفویه به خراسان آمده اند .البته در مسیر حرکت اینان به خراسان ،گروه هایی از طایفه قرقلو در آذربایجان ، قزوین،و….ساکن شده اند . که بعضی از آنها ترک شده اند و بعضی فارس شده اند , ولی در خراسان ، زبان کوردی اجداد خود را همانند کورمانج های کوردستان شمالی, پاس داشته اند.ضمن اینکه «قرقلو» واژه ای است کوردی که بر گرفته از واژه «کارَه» در کتیبه های کوردستان باستان آمده است(تبدیل «ق» به «ک»)که ابتدای واژه کورمانج (کارَه + مان+جیه) از آن گرفته شده است . واژه صحیح «کارَمانجَیَه»(کارمانج) است. به معنی «آزادگانِ قوم مانا» که در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از آنان آگاهی داریم. وقتی این واژه توسط دیگران مخاطب قرار میگیرد تبدیل به «کُورمانج» میشود.که مطابق با گرامر زبان کوردی کارمانجی است.واژه «کُورد» یکی از معنانیش نیز به معنی «آزاده» از همین واژه گرفته شده است که ریشه در گوت دارد گوتها اجداد کوردها در زمان باستان بودند.اما در ترکی این واژه می تواند به واژه «گِرخ» به معنی عدد«۴۰» شباهت داشته باشد.که با توجه به اینکه در ایل افشار نمادی از عدد ۴۰ نداریم ، قابل قبول نیست.
کوردستان خراسان
در تمامی اسناد تاریخی بعد از قرن ۱۷ ، از شمال خراسان به نام کوردستان خراسان نام برده شده است و قبل از قرن ۱۷ نیز ، کوههای شمال خراسان ، ” جبال الاکراد ” نامیده شده اند . این موضوع را استاد توحدی و پرفسور فرهاد ایزدی ،بارها و بارها خاطر نشان کرده اند و تا اوایل پهلوی تمام حاکمان شمال خراسان از ایلات کُورد بوده
نظر مورخان و صاحبنظران در مورد نادرشاه افشار
روانشاد دکتر احمد حامی استاد دانشگاه تهران میگوید:
کوردهای افشار که نادرشاه از میان آنها برخاسته در روستای نزدیک تیکان تپه در نواحی کبکان و درگز سکونت کرده اند .قیافه ، چشمان درشت و ابروی پر پشت و ریش انبوه نادر ، دلالت بر کُورد بودن او دارد (مرزداران دامنه ی کیسمار – روانشاد هاشم صادقی باجگیران –ص۲۶و ۲۷)
دکتر صادق زیبا کلام نیز در کتاب سنت و مدرنیت ص۳۱و ۳۲ افشار ها را کُورد میداند .
همچنین دکتر ناصر انقطاع در کتاب ” نادر، پادشاه ناکام ، قهرمانی بی آرام ” نادر شاه را کُورد می داند.
روانشاد دکتر جمشید صداقت کیش : در مصاحبه خوذ اعلام کرده بود که گروهی از کوردان ابیورد در زمان نادرشاه جهت امور نظامی به استان فارس منتقل شده اند . و آقای توحدی مدارک محکمی در باره کُورد بودن نادرشاه دارد. ایشان در ادامه مصاحبه خود گفته : کاش من هم یک کورد بودم( ر.ک به وبلاگ کُوردان شیراز)
نظر مورخان و صاحبنظران در مورد نادرشاه افشار
روانشاد دکتر احمد حامی استاد دانشگاه تهران میگوید:
کوردهای افشار که نادرشاه از میان آنها برخاسته در روستای نزدیک تیکان تپه در نواحی کبکان و درگز سکونت کرده اند .قیافه ، چشمان درشت و ابروی پر پشت و ریش انبوه نادر ، دلالت بر کُورد بودن او دارد (مرزداران دامنه ی کیسمار – روانشاد هاشم صادقی باجگیران –ص۲۶و ۲۷)
۱- محمد کاظم که نویسنده تاریخ نادر شاه است در کتاب عالم آرای نادری مینویسد : “‌صاحبقران ( نادر) با گروهی از طوایف اکراد که با آن ” خونی ” بوده اند ( به منزل فتحعلی خان ) رسید و گفت : ای خان تو محبوس پادشاهی ” ( عالم آرای نادری – جلد ۱ ص ۶۶-به تصیح دکتر ریاحی )
۲- میرزا حبیب الله مستوفی که در دربار ملک محمد سیستانی حضور داشته است , در مورد نژاد نادراین چنین میگوید : ( نادر صاحبقران – کلیم الله توحدی – ص ۲۱۰)
زبانش به اکراد چون هست یک ز اکراد آید برایش کمک
۳- آرتین طنبوری که همراه ” مصطفی پادشاه “سفیرعثمانی در سال ۱۱۴۸قمری پس از تاج گذاری نادر شاه به ایران آمده و به هنگام محاصره ی قندهار در سال ۱۱۴۹ به حضور نادر ، باریافته است . از قول پسر عموی نادر شاه مینویسد : ” تهما سبقلی خان “( نادر شاه)عمو زاده ای داشت که تقریبا همسال خود او بود ما از این عمو زاده خواستیم جریان شاه شدن “نادر شاه “را برای ما تعریف کند و او گفت : ” در اصل تهما سبقلی از کلات و از نژاد کوردهای «دیار بکر»(کوردستان شمالی) است ” که شاه عباس آنها را از عثمانی به کلات فرستاد( سفارتخانه های ایران –دکتر ریاحی به قول کتاب “در رکاب نادر شاه “تاریخ تهماسبقلی خان –آروتین طنبوری –ص۱۴۶)
تاکنون معنی های مختلفی در مورد واژه ی افشار گفته شده است که به دلیل اینکه از علم ترمینولوژی به دور بوده اند از تکرار آنها در میگذریم . اما واژه ی افشار از دو جز ” اَپ”(اف)+ “شار” (شال) تشکیل شده است .” اَپ”در واژه افسر (بالای سر)،افراز(بلند)و…..وجود دارد و در کوردی کورمانجی نیز به سبب بزرگداشت خانواده پدری ،« عمو» را «ap» به معنی «بزرگ» و «بالا مرتبه» مینامند.در انگلیسی نیزup به معنی بالا است. “شار”درکوردی به معنی ” شال ” است .” افشار”یعنی دارای سر بند (شال)بر روی سر .به گمان افشارها کلاهخود و کلاه نداشته اند در تصاویر نقاشی شده از سپاه نادر نیز گروهی از سربازان او ،بر روی سر “شال” دارند . بستن شال بر سر (سر بند )از رسوم باستانی کوردهااست (نیاکان ایلامی ما – مهدی خرسندی)و پادشاه باستانی کوردان (کاسی ها ایلامی ها اوراتو ها هیتی و میتانی ها ماننا ها که گوتی بودند)نیز بدون کلاه و با سر بند ،تصویر شده است (تاریخ ماد – دیاکونوف –صفحه ی ۱۱۱ –چاپ نهم )و این خود اصالت کوردی( گوتی)افشار را نشان گر است .
افشارهای شمال کوردستان بزگ هنوز کورمانجی صحبت می کنند .. از جمله اینکه هولیا افشار (مجری وخواننده و بازیگر معروف) در مصاحبه ای در پاسخ به اظهار وزیر فرهنگ ترکیه که گفته بود در ترکیه کوردی وجود ندارد، گفته بود که والدین من از کوردهای افشار هستند و هنوز کورمانجی صحبت می کنند و اسیمیله نشده اند (که این حاکی از آگاهی خانوادگی افشارهای ترکیه بر کورد بودن خودشان است) .. پدر زنده یاد قاسملو هم افشار بوده اند




















۱۳۹۴ آذر ۱, یکشنبه

چرا رضاخان بزرگترین استان کوردنشین خاورمیانه را تجزیه کرد?


کرماشان شاری کوردان
در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ با روی کار آمدن رضاشاه حکومت مرکزی توانست تا اندازه‌ای نفوذ و قدرت خود را در سراسر ایران تأمین نماید. در این زمان سنندج بخشی از استان پنجم بود. از سال ۱۳۴۰ به بعد استان کرماشان تقسیم شد به استان کوردستان و استان کرماشان و سنندج به عنوان مرکز سیاسی و اداری استان کوردستان، مهمترین و بزرگترین شهر استان جدید التاسیس کوردستان بود.کرماشان جز 5استان بزرگ ایران بود که رضاخان به 17همین استان تبدیلش کرد ایلام نیر در سال 1314 از کرماشان جدا کردند
از سال ۱۳۴۶ نیز فرمانداری کل لورستان تأسیس گردید و شهرهای لک نشین، استان کرماشان (جنوب رود سیمره) به فرمانداری جدید به مرکزیت خرم‌آباد پیوستند، که بعدها تبدیل به استان مستقلی به نام استان لورستان گردید.
استان کرماشان استان کاملاکوردنشین است.برخی از بزرگترین ایل‌های کورد روژهلات ناوین نظیر ایل کلهر، ایل زنگنه، ایل گوران، ایل سنجابی، ایل جمور، ایل قلخانی و ایل زوله در استان کرماشان زندگی می‌کنند. زبان های گوناگون زبان کوردی نظیر کلهری، جافی، کوردی کرماشانی، لکی، سورانی، پاوه‌ای، ژاو رودی، لهونی، بالاجوبی، اورامی و گوران از رایج‌ترین گونه‌های گویشی در استان کرماشان هستند.منبع کتب نشر شده جمعیت شناسی جمهوری اسلامی ایران

۱۳۹۴ شهریور ۲۲, یکشنبه

مرگ مشکوک شاهرخ زمانی فعال کارگری در زندان رجایی شهر کرج


برخی از فعالان حقوق بشر و منابع مطلع کارگری، از مرگ «شاهرخ زمانی» فعال کارگری دربند، امروز یک‌شنبه ۲۲ شهریورماه، در زندان «رجایی شهر کرج» خبر داده‌اند.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، «شاهرخ زمانی» از اعضای سابق «هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش»، امروز یک‌شنبه ۲۲ شهریورماه ۱۳۹۴، در سالن ۱۲ زندان «رجایی شهر کرج» به دلایل نامعلوم و به طرز مشکوکی جان باخت.
گفته شده پیکر این فعال کارگری زندانی با “سیاهی و کبودی‌هایی بر بدن” و “کاملا بی جان”، جهت “کالبدشکافی” به پزشکی قانونی منتقل شده و گمانه‌زنی‌های اولیه بر پایه “سکته مغزی” این زندانی اعلام شده است.
این فعال کارگری، در سال ۱۳۹۰، از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شده و به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۱۱ سال زندان محکوم شده بود.

۱۳۹۴ شهریور ۷, شنبه

صادق شرفکندی‌ که‌ بود


صادق شرفکندی‌، دبیرکل حزب دمکرات کردستان روز 21 دیماه‌ سال 1316 خورشیدی‌ ـ 11 1ژانویه‌ سال 1938 میلادی‌ در خانواده‌ای‌ وطن پرست و میهن دوست در روستای‌ "ته‌ره‌غه‌" از توابع بوکان دیده‌ به‌ جهان گشود. در دوران کودکی‌ از پدر محروم و تحت سرپرستی‌ و مراقبت برادر بزرگترش، یعنی‌ شاعر بزرگ و میهن پرست کرد مرحوم استاد "هه‌ژار" قرار گرفت. دوران کودکی‌ زنده‌یاد"دکتر محمد صادق شرفکندی‌" همزمان بود با گسترش م...بارزات آ‌زادیخوانه‌ مردم کردستان و تأسیس جمهوری‌ کردستان. لذا توصیه‌ها‌و رهنمودهای‌ برادرآ‌گاه‌ و انقلابیش همراه‌ بسیاری‌ از تصاویر رخدادهای‌ آ‌ن مرحله‌ از تاریخ در فکر و اندیشه‌ او نقش بست.
سال اول و دوم ابتدایی‌ را در بوکان و پس از آ‌نکه خانواده‌اش در مهاباد اقامت گزید تحصیلات دوره‌ ابتدایی‌ و دبیرستان را در آ‌ن شهر و سال آ‌خر دبیرستان را در تبریز به‌ اتمام رساند و در سال 1338 شمسی‌ ـ 1959ـ میلادی‌ موفق به‌ اخذ لیسانس در رشته‌ شیمی‌ از دانشسرای‌ عالی‌ تهران گردید. قابل ذکر است که‌ زنده‌یاد در تمام مراحل تحصیلی‌ حائز رتبه‌ی‌ نخست یا از جمله‌ محصلین ممتاز بوده‌ است. در هیمن سال عنوان دبیر درس شیمی‌ در شهرهای‌ مهاباد و ارومیه‌ بکار اشتغال ورزید و سال 1344 شمسی‌ ـ 1965 میلادی‌ کار تدریس و دبیری‌ را دنبال نمود. در تمامی‌ این مدت عنوان دبیری‌ ممتاز به‌ منظور پرورش و بالابردن سطح معلومات دانشآ‌موزان کردستان جدیت و فعالیت ویژه‌ای‌ از خود نشان داد. بگونه‌ای‌ که‌ دانشآ‌موزان و فارغ التحصیلان تحت تدریس وی‌ سال به‌ سال بیشتر در کنکور دانشگاهها قبول می‌شدند و به‌ دانشگاه‌ راه‌ می‌یافتند. سرانجام ساواک (دستکاه‌ جاسوسی‌ و جهنمی‌) رژیم پهلوی‌ ادامه‌ خدمت فرهنگی‌ را در کردستان در حق وی‌ روا ندید و همراه‌ تعداد دیگری‌ از دبیران همفکر و همکارش او را تبعید و روانه‌ی‌ شهرهای‌ اراک، کرج، و دیگر شهرهای‌ مرکزی‌ کشور نمودند.
کاک محمد صادق شرفکندی‌ در سال 1349 شمسی‌ ـ 1970 میلادی‌ به‌ دانشگاه‌ تربیت معلم انتقال یافت و عنوان آ‌سیستان بخش شیمی‌ این دانشگاه‌ مشغول بکار شد. پس از آ‌نکه در این سمت نیز لیاقت و کاردانی‌ خود را نشان داد با استفاده‌ از بورس تحصیلی‌ وزارت علوم در سال 1351شمسی‌ ـ 1972 میلادی‌ راهی‌ کشور فرانسه‌ شد و پس از 4 سال تحصیل در دانشگاه‌ شماره‌ 6 پاریس موفق به‌ اخذ درجه‌ی‌ دکترا در رشته‌ی‌ شیمی‌ (شیمی‌ تجزیه‌) گردید.
دکتر صادق شرفکندی‌ سال 1355شمسی‌ ـ 1976 میلادی‌ به‌ کشور بازگشت و عنوان استادیار درس شیمی‌ در دانشگاه‌ "تربیت معلم" به‌ کار تدریس ادامه‌ داد که‌ در انجام این خدمت فرهنگی‌ نیز موفقیتهای‌ چشمگیری‌ کسب و او را محبوب اساتید و دانشجویان این دانشگاه‌ گردانید، گونه‌ای‌ که‌ او را عنوان استادی‌ دلسوز و در همان حال انقلابی‌ می‌شناختند.
وی‌ سال 1352 شمسی‌ ـ 1973 میلادی‌ یعنی‌ زمانیکه‌ دوره‌ی‌ دکترا را در پاریس میگـذرانید از طریق رهبر بزرگ ملت کرد، دکتر عبدالرحمان قاسملوو با برنامه‌ و اساسنامه‌ی‌ حزب دمکرات کردستان ایران آ‌شنا گردید و تقاضای‌ عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران را نمود. یپس از مراجعت به‌ ایران به‌ عنوان رابط بین دکتر قاسملو و اعضا قدیمی‌ حزب در داخل کشور وظیفه حزبی‌ خود را بطور شایسته‌ای‌ انجام رساند و در این رابطه کرات جان خود را بخطر انداخت. بدنبال سقوط رژیم پهلوی‌ و تجدید فعالیت علنی‌ حزب در سال 1358 شمسی‌ ـ 1979 میلادی‌ عنوان مشاور کمیته‌ی‌ مرکزی‌ و در اسفندماه‌ 1358 شمسی‌ ـ فوریه‌1980 میلادی‌ در کنگره‌ی‌ چهارم حزب عنوان عضو کمته‌ مرکزی‌ انتخاب گردید و مسئولیت کمیته‌ی‌ حزب در تهران به‌ ایشان سپرده‌ شد که‌ بحق در این مسئولیت نیز لیاقت و شایستگی‌ خود را نحو احسن نشان داد.
در اوایل تابستان سال 1359 شمسی‌ ـ 1980 میلادی‌ از سوی‌ رهبری‌ حزب برای‌ کار تمام وقت در حزب به‌ کردستان فراخوانده‌ شد و در جریان نشست کمیته‌ مرکزی‌ حزب در تابستان همانسال به‌ عضویت دفتر سیاسی‌ حزب انتخاب گردید. در کنگره‌های‌ پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم عضویت دفتر سیاسی انتخاب می‌شد.
دکتر محمد صادق شرفکندی‌ در دوران عضویتش در رهبری‌ حزب اکثراً مسئولیت بخش انتشارات و تبلیغات را برعهده‌ داشت و از سال 1365 تا هنگام شهادت دکتر قاسملو وظیفهی‌ معاونت دبیرکل حزب را عهده‌دار بود.
دکتر محمد صادق شرفکندی‌ در نخستین نشست کمیته‌ی‌ مرکزی‌ پس از شهادت دکتر قاسملو اتفاق آ‌را اعضای‌ کمیته‌ مرکزی‌ به‌ دبیرکلی‌ حزب انتخاب و در کنگره‌ نهم نیز مجدداً به‌ این سمت انتخاب گردید و تا زمان شهادتش (27 شهریور 1371 ـ17 سپتامبر 1992) وظیفه سنگین دبیرکلی‌ حزب را بر عهده‌ داشت.
مبارز ‌وو انقلابی‌ ملت کرد، دکتر محمد صادق شرفکندی‌ طی‌ دوران فعالیت علنی‌اش در صفوف حزب همواره‌ دارای‌ نقش اساسی‌ و مۆثر در رهبری‌ حزب و جنبش خلقمان و یکی‌ از چهره‌های‌ آ‌گاه‌ و سرشناس جنبش ملی‌ ـ دمکراتیک ملت کرد بود و بحق باید اذعان نمود که‌ شاگرد شایسته‌ و یار وفاداری‌ برای‌ زنده‌یاد دکتر قاسملو بود که‌ پس از شهادت وی‌ نیز در مقام معلم ادامه‌کاری‌ و ادامه‌ راه‌ دکتر قاسملو با شایستگی‌، لیاقت و کاردانی‌ مخصوص به‌ خود اجازه‌ نداد که‌ دشمنان جنبش خلق کرد آ‌نگونه‌ که‌ انتظار داشتند به‌ اهدافشان در رابطه با حزب دمکرات نایل آ‌یند.
دکتر صادق شرفکندی‌ از همانموقع که‌ به‌ عضویت حزب درآ‌مد یکی‌ از طراحان مۆثر سیاست و مواضع حزب بود. مصرانه‌ در حفظ اموال و پرنسیپهای‌ حزب دی‌کوشید.
دکترصادق شرفکندی‌ مبارزی‌ شجاع، باروحیه‌، بااخلاق، راستگو، درستکار و صادق به‌ تمام معنا بود، حامی‌ حق وعدالت بود و همه‌ این ویژگیها را در سیاست و عمل بکار می‌گرفت. پرکار و خستگی‌ناپـذیر بود، تمام هم و وقت خود را به‌ انجام امور حزب اختصاص داده‌بود، مبارز بمعنای‌ خالص کلمه‌ ‌و دمکرات بمعنای‌ واقعی‌ بود، این ویژگیها در تمامی‌ کار وکردار و گفتارش متجلی‌ بود... اعتقاد عمیقی‌ به‌ دمکراسی‌ و حقوق ملیتهای‌ ایران داشت، همین سبب از دیدگاه‌ او معیار برای‌ هر حرکت انقلابی‌ در ایران و کردستان عبارت از تلاش بمنظور استقرار دمکراسی‌ و تحقق حقوق ملی‌ ملت کرد و همه‌ ملل ایران بود. سیاست و تاکتیک برای‌ دکتر صادق در اصطلاحات و عبارت خلاصه‌ نمی‌شد از دیدگاه‌ او سیاست عبارت بود از اقدام انقلابی‌. همین جهت هم بحق و در عمل سمبل ویژگیهای‌ برجسته‌ حزب دمکرات کردستان ایران بود.
دکترشرفکندی‌ رهبری‌ بی‌آ‌لایش و بی‌ تکلف و متواضع بود، با این حال همان اندازه‌ که‌ نسبت به‌ دوستان و رفقایش آ‌رام و باگـذشت بود، در برابر دشمنان حزب و ملت قاطع، مصمم و بدون اغماض بود، ذره‌ای‌ نرمش از خودش نشان نمی‌داد و یک قدم از مواضع اصولی‌ حزب عقب نمی‌کشید. او ملت کرد را با جان و دل دوست می‌داشت همین جهت زندگی‌ خود را وقف خدمت به‌ آ‌نان کرده‌بود، از جمله‌ سیاستمدارانی‌ نبود که‌ مردم را وسیله‌ای‌ برای‌ پیشبرد منافع و مصالح خویش می‌دانند بلکه‌ جز منافع ‌و مصالح خلق، چیز دیگری‌ برایش مهم مطرح نبود.
کاک دکتر صادق ایمان محکم و اعتقاد عمیقی‌ به‌ همکاری‌ و همرزمی‌ ملل و همه‌ی‌ آ‌زادیخواهان ایران داشت.

۱۳۹۴ شهریور ۴, چهارشنبه

"بهروز آلخانی اعدام شده است"


ماشين كشتار جمهورى ادمكش اسلامى ايران سالهاست بر ملت بزرگ ايران به ويژه كردستان سايه انداخته و همچنان دارد جان مي گيرد وما هر روز شاهد اعدام زندانيان سياسى در بند اين رژيم خونخوار هستيم
گزارشات انتشار یافته حاکی از اجرای حکم اعدام یک زندانی دیگر سیاسی در زندان مرکزی شهر ارومیه می‌باشد.
به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، سحرگاه امروز چهارشنبه، چهارم شهریورماه بهروز آلخانی زندانی سیاسی کُرد در محوطه‌ی زندان دریا در شهر ارومیه به دار آویخته شد.
اعدام بهروز آلخانی از اهالی بخش کوهسار سلماس توسط "کانون مدافعان حقوق‌بشر کُردستان" و به نقل از اعضای خانواده‌ی آلخانی عنوان گردیده است.
روز گذشته نیز برخی از بستگان بهروز آلخانی در مقابل زندان مرکزی ارومیه دست به تجمع زدند.
تجمع بستگان بهروز آلخانی جلوی زندان مرکزی ارومیه
تلاش آژانس کُردپا جهت ارتباط با وکیل، برادر و دیگر نزدیکان خانواده‌ی بهروز آلخانی و اطلاع از صحت و سقم خبر اعدام بی‌نتیجه ماند.
اجرای حکم اعدام برای این زندانی ٣٠ ساله در حالی است که روز گذشته و درپی انتقال بهروز از بند عمومی به سلول انفرادی زندان ارومیه، سازمان عفوبین‌الملل با صدور بیانیه‌ایی از مقامات حکومت اسلامی ایران خواست که فوراً اعدام این فعال سیاسی کُرد را متوقف کنند.
سعید بومدوها معاون مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل گفته است که روند محاکمه آقای آلخانی "به شدت غیرعادلانه" بوده و اجرای مجازات اعدام در حالی که زندانی در انتظار نتیجه درخواست تجدید نظر است نقض فاحش قوانین ایران و قوانین بین‌المللی است و دهن کجی به عدالت است."
بهروز آلخانی پیشتر با نگارش دادنامه‌ایی، از شکنجه و اذیت و آزار خود توسط مأموران امنیتی در زندان خبر داده بود.
هفتم بهمن‌ماه ٨٨ بهروز در شهر سلماس بازداشت و به مدت ١٨ ماه در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات ارومیه نگهداری که بعدها از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب شهر ارومیه به اتهام "همکاری با یکی از احزاب کُرد اپوزسیون حکومت اسلامی ایران" و "قتل دادستان کل شهر خوی" به اعدام محکوم گردید.
وی برخی از اتهامات وارده را پذیرفته اما کلا منکر قتل دادستان خوی شده است.
اوایل ماه جاری نیز حکم اعدام یکی دیگر از زندانیان سیاسی کُرد به نام سیروان نژاوی توسط مسئولان زندان مرکزی تبریز و با حضور مقامات امنیتی به مورد اجراء درآمد.

۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

بازداشت چند ساعته ماداران آشتی کُرد توسط اداره اطلاعات سردشت


اداره اطلاعات ایران 13 تن از مادران صلح اهل سنندج را که برای شرکت در مراسم یادبود یکی از جانباختگان مقاومت کوبانی در سردشت رفته بودند، بازداشت و به آنها و توهین کرد.
یک فعال حقوق بشر کُرد به شبکه‌ی حقوق بشر کُردستان گفت: نیروهای اداره‌ی اطلاعات شهرستان سردشت روز گذشته یک‌شنبه ۲۵ مردادماه، جمعی از مادران آشتی شهر سنندج جهت دیدار با خانواده‌ی تعدادی از جانباختگان مقاومت شهر کوبانی و همچنین دیدار با خانواده‌ی زندانی سی...اسی اعدام شده‌ی کُرد سیروان نژبازداشت چند ساعته ماداران آشتی کُرد توسط اداره اطلاعات سردشت
اداره اطلاعات ایران 13 تن از مادران صلح اهل سنندج را که برای شرکت در مراسم یادبود یکی از جانباختگان مقاومت کوبانی در سردشت رفته بودند، بازداشت و به آنها و توهین کرد.
یک فعال حقوق بشر کُرد به شبکه‌ی حقوق بشر کُردستان گفت: نیروهای اداره‌ی اطلاعات شهرستان سردشت روز گذشته یک‌شنبه ۲۵ مردادماه، جمعی از مادران آشتی شهر سنندج جهت دیدار با خانواده‌ی تعدادی از جانباختگان مقاومت شهر کوبانی و همچنین دیدار با خانواده‌ی زندانی سی...اسی اعدام شده‌ی کُرد سیروان نژاوی به شهر سردشت مراجعه کرده بودند در منزل عبدالله قاسمی جوان کُرد که مدتی پیش در درگیری با نیروهای داعش در کوبانی جانباخته بود با یورش نیروهای امنیتی بازداشت و به اداره‌ی اطلاعات این شهر منتقل شدند.
به گفته‌ی همان منبع، بعد از بازداشت این مادران که تعداد آنها ۱۳ نفرد بوده‌اند در اطلاعات مورد بی‌احترامی و توهین قرار گرفته‌اند که به دنبال آن یکی از این مادارن دچار افت فشار شده و حال وی نامناسب می‌شود. نهایتا بعد از سه ساعت با تهدید و فشار از آنها تعهد گرفته می‌شود که بار دیگر در چنین مراسم‌هایی در این شهرستان شرکت ننمایند، سپس آزاد شدند.
جمعیت ماداران آشتی کُردستان توسط تعدادی از مادران جانباختگان و زندانیان سیاسی اعدام شده کُرد تاسیس شده و هدف خویش را کمک به برقراری صلح و آشتی در کًردستان و توقف خونریزیها اعلام کرده‌اند.








۱۳۹۴ مرداد ۲۳, جمعه

کوردستان من چه‌ کرده‌است?


مگر کوردستان من چه‌ کرده‌است که‌ هر بار از چهار طرف بر صلیبش میکشند، تا یادش نرود (چوپی هایش) بر زخمهای کودکانش بسته‌ شدند، تا یادش نرود که‌ روی (سه‌روێن) مادرانش هنوز گل آلود است....
گناهت چیست ای سرزمینی که‌ یک دم دود از آسمانت قطع نشد، نه‌ آن زمان که‌ جنگلهای بلوطت را سوزاندند و نه‌ زمانی که‌ درختان چنارت را تبدیل به‌ چوبه‌ اعدام برای مردم بی گناهت کردند..
گناهت چیست سرزمین حاصلخیز و بایر شده‌ام، که‌ مین های در دل خاک کاشته‌ات منتظر بوسه‌ بر لبه‌ داس تنها نان آور خانه‌ است.... گناهت چیست سرزمین دلیرانی که‌ با رویی گشاده‌ پذیرای هزاران مهمان ناخوانده‌ شدی ولی صاحب خانه‌هایت زندانی شدند.
مگر تو چه‌ کرده‌ای کوردستان من که‌ با شنیدن نامت تنها آوارگی و رنج و کشتار، زندان... یادمان می آید همان خصوصیاتی که‌ به‌ بلندی تاریخ همراهت بودند، عجب یاران با وفایی داری !
تو که‌ دوست نداشتی خون هیچ انسانی را بر خاک سراسر رنجت بریزند پس این همه‌ گل لاله‌ که‌ سبد سبد از دامانت به‌ غارت برده‌ میشود نشانگر چیست ؟ بگو با من از گناهان نکرده‌ای که‌ نوعروسانت را با (له‌چک)هایشان به‌ گورهایی سپردند که‌ یاد شیرین و شمع در دلهایمان زنده‌ بماند...
تو را به‌ کدامین گناه متهم کرده‌اند که‌ اینچنین زانوی غم بغل کرده‌ای، یا اینکه‌ برای جوانان آواره‌ات دست به‌ زانو نشسته‌ای که‌ صدای زوزه‌ تیر و ترکش لالایی شب های کودکیشان بوده‌ است.
کوردستان من، لبخند بزن سرت را بالا بگیر و به‌ تاریخت افتخار بکن، به‌ همان تاریخی که‌ به‌ بلندیش زجر کشیدی و کمر خم نکردی، پاره‌ پاره‌ات کردند ولی زنده‌ ماندی... عجب سرزمینی دارم من که‌ صاحب خانه‌هایش همه‌ اجاره‌ نشین شدند، سگ همسایه‌ کودکانش را گاز گرفت و کاسه‌هایش را لیسید بی آنکه‌ من او را دزد خطاب کنم...
تارهای تنبورم را بریدند، به‌ جایش تار های گیسوان مادرم را به‌ تنبور بستم تا از هر طرف که‌ بنوازم صدای (وه‌ی) سرآمد تمام آهنگ هایش باشد. کوردستان من، تو که‌ مجلس شادیشان را به‌ عزا تبدیل نکرده‌ بودی، تو که‌ فرزندانشان را ترور نکردی، تو که‌ نانشان را روی (ساج) خون آلود نکردی، تو که‌ پاهایت را بر روی گلیمشان دراز نکردی.... پس چرا من مستحق شنیدن صدای زجه‌ مادران چشم به‌ راه و نوعروسان به‌ خانه‌ بخت نرسیده‌ات هستم....
کوردستانم، تو خوب میدانی با هر زبانی که‌ نوشته‌ شوی برای ما کوردستانی،( دوستت داریم)...

۱۳۹۴ مرداد ۱۶, جمعه

ایا فلسفه جالب و کوتاه رقص کردی را میدانید..؟

در سال 612 قبل از میلاد ، امپراتوری ماد به رهبری هوخشتره ، نینوا را از تسخیر آشوریان که برای مادها همیشه دردسر ساز بودند ، درآورد و امپراتوری خود را گسترش داد.. و پس از اتمام جنگ،پادشاه ماد ( هوخشتره ) از فرماندهان خود خواست چگونگی جنگ را برای وی به صورت پانتومیم شرح دهند .. چون بردن سلاح به کاخ پادشاهی ممنوع بود ، برای تشریح جنگ فرمانده اول به جای شمشیر ، از دستمال قرمز رنگی استفاده کرد و چگونگی جنگ را برای پادشاه تشریح کرد .. فرمانده اول که همان چوپی کیش نام گرفت ،دست تمام سربازان خود را گرفت که نماد همبستگی و وفاداری سربازانش به همدیگر است .. نخست با رقصی آهسته که امروزه آن را گهریان مینامند ، شروع کرد و این یعنی ما جنگ را آهسته شروع کردیم .. سپس با ریتم رقص را تند تر نمود و این یعنی که ما سریعا به سمت دشمن حمله بردیم .. در میان رقص که حماسی ترین رقص تاریخ است ، چندین نوع دیگر وجود دارد از جمله رقص سه پا که یک پا به عقب رفته و سریعا دو پا به جلو برداشته میشود و به این معناست که اگر ما در جنگ یک قدم ، عقب نشینی کردیم ، در نهایت سریعا دو قدم به جلو رفتیم .. همچنین نوعی دیگر رقص کردی وجود دارد که چوپی کیش پای راستش میلنگد ولی سپس به یکباره رقص را تند مینماید و این یعنی اگر در جنگ زخمی شدیم ، خیلی زود بهبود یافتیم و باز به سوی دشمن هجوم بردیم .. هوخشتره پادشاه امپراتوری ماد ، فرمان داد که این آیین را در همه ی مراسم ها به ویژه بعد از فتوحات و شادیها به کار بندند تا حماسه ی جنگ و پیروزی امپراتوری ماد ، بر دشمنان فراموش نشود..

۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه

اعمال فشار بر شهروندان مسیحی در اردبیل


ماف نیوز: اعمال فشار دستگاه امنیتی بر یکی از شهروندان مسیحی ترک زبان در اردبیل ادامه دارد.
به گزارش ماف نیوز، یکی از نوکیشان مسیحی آذری به نام “فرید بهرنگ” که در اوایل فروردین ماه سال جاری نیز به اداره‌ی اطلاعات اردبیل احضار شده بود، بار دیگر از سوی دستکاههای امنیتی مورد آزار قرار گرفت.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده‌ی این نوکیش آذری به ماف نیوز گفت: “فرید بهرنگ از سوی ماموران امنیتی مورد تهدید قرار گرفته و از برگرداندن مدارک ضبط شده وی شامل اوراق شناسائی، اسناد بانکی، گواهی تحصیلی و همچنین مدارک خودرو و تلفن همراه ایشان امتناع می‌شود.”
پیشتر تمامی اسناد بانکی و مدارک وی از سوی اداره‌ی اطلاعات اردبیل، مورد بازرسی و ضبط شده بودند.
نامبرده به شرکت در مراسم مذهبی و انجام امور دینی خود از جمله تبلیغ آئین مسیحی متهم شده است.
وی تهدید شده است در صورتی که به تبلیغ برای مسیحیت پایان دهد، می‌تواند به خدمت یکی از ارگانهای امنیتی ایران در بیاید.

اعتصاب پرستاران در کُردستان و ایران


ماف نیوز: در ادامه‌ی تجمعات اعتراضی پرستاران در شهرهای مختلف ایران، طی روزهای گذشته در چندین شهرستان، پرستاران اقدام به اعتصاب کردند.
به گزارش ماف نیوز، پرستاران بیمارستان رسالت واقع در بزرگراه رسالت – خیابان ابوذر غفاری در تهران، روز گذشته اعتصاب کرده و در پی اعلام حضور بازرس سازمان در این بیمارستان، از قبل برای اعتصاب برنامه‌ریزی کرده بودند، از ساعت ۱۰ و با حضور این بازرس، در حیاط و مقابل در ورودی تجمع کردند.


در شهرستان ماکو نیز در استان ارومیه، بیمارستان خمینی این شهرستان امروز چهارشنبه را در اعتصاب به سر برد. در این بیمارستان بازرسی از سازمان، نظاره‌گر اعتصاب‌کنندگان بوده واسامی‌شان را یادداشت کرد.
اعتصاب این پرستاران تا زمان خروج این بازرس از این بیمارستان، ادامه داشت و طبق گفته شاهد عینی، پرستاران دیگری اعم از بازنشسته، پرستار شیفتهای دیگر نیز با هماهنگی همکاران خود در این بیمارستان، برای اعتصاب به این بیمارستان آمده بودند.
در تهران نیز روز سه‌شنبه ۶مرداد ۹۴ پرستاران بیمارستان هاشمی‌نژاد واقع در حوالی میدان ونک و خیابان ولیعصر تهران، دست به اعتصاب زدند طبق گفته‌ی شواهد عینی، این پرستاران از ساعت ۹ در خارج از ساختمان این بیمارستان و ورودی ساختمان، تجمع کردند.
این اعتصاب در اعتراض به تبعیض و پایین بودن حقوقها و پرداخت نشدن مطالبات بر حق پرستاران صورت گرفت.
در روز دوشنبه ۵مرداد ۹۴ در سلماس در استان ارومیه هم پرستاران بیمارستان خاتم الانبیاء در اعتراض به عدم اجرای طرح عملکرد در محوطه این بیمارستان برابر درب اورژانس تجمع کردند.
در بجنورد هم روز دوشنبه ۵مرداد ماه ۹۴ کارکنان مرکز انتقال خون استان خراسان شمالی در اعتراض به پرداخت نشدن دو ماه حقوق عقب‌افتاده برای ساعتهایی دست از کار کشیدند و در برابر دفتر مدیریت سازمان مرکز انتقال خون این استان در بجنورد تجمع کردند.
این اعتصابات در حالی صورت می‌گیرد که شنبه‌ی گذشته در شهرستان اردبیل نیز پزشکین این شهرستان، در اعتراض به کشته‌شدن دکتر “اصغر پیرزاده” اعتصاب کرده و خواهان قصاص و تامین امنیت جانی جامعه‌ی پزشکین شده بودند.

۱۳۹۴ مرداد ۷, چهارشنبه

تخریب نمازخانه اهل‌سنت تهران در محله پونک


پیش از این نیز بسیار پیش آمده است که جمهوری اسلامی دست به تخریب عبادت‌گاه و مکان‌های مقدس و گورستان‌های پیروان ادیان و مذاهب دیگر زده باشد. تخریب حسینیه‌ی دروایش گنابادی، تخریب گورستان‌های بهائیان، حمله به کلیساهای خانگی و از بین بردن آن‌ها، تخریب مساجد ِ اهل سنت، محدود کردن زرتشتیان برای برگزاری آداب و آئین خود مواردی از این دست است.
بار دیگر در راستای همین محدودسازی پیروان ِ ادیان و مذاهب دیگر و به گزارش «کلمه» نمازخانه‌ی اهل سنت واقع در پونک تهران، صبح امروز توسط برخی نهادها و ارگان‌های دولتی تخریب شد.
«کلمه» به گزارش پایگاه خبری «سنی‌آنلاین»، آورده است که نمازخانه‌ی اهل سنت تهران معروف به «نمازخانه پونک»، صبح امروز چهارشنبه ۷ مردادماه توسط نیروهای شهرداری و با پشتیبانی نیروهای انتظامی و امنیتی تخریب شد.
این گزارش می‌افزاید:
« صبح امروز پس از مراجعه نیروهای امنیتی به نمازخانه پونک و گرفتن تلفن همراه مولوی عبیدالله موسی‌زاده- امام جماعت این نمازخانه- و تفتیش منزل وی، ده‌ها تن از نیروهای شهرداری اقدام به تخریب این نمازخانه کردند.
نمازخانه پونک تهران چند ماه قبل نیز توسط نیروهای امنیتی تهران بزرگ پلمپ شد، ولی پس از فک پلمپ، نمازگزاران اجازه برگزاری نماز جمعه و عیدین را در این نمازخانه نداشتند.
لازم به ذکر است، تخریب این نمازخانه درحالی اتفاق افتاده است که اهل‌سنت تهران از داشتن مسجد در تهران محروم هستند و نمازهای خود را در منازل استیجاری (نمازخانه) برگزار می‌کنند.»


۱۳۹۴ مرداد ۶, سه‌شنبه

ممانعت از برگزاری مراسمی جهت یادبود کیانوش آسا


ماف نیوز: ستاد خبری اداره‎‌ی اطلاعات کرمانشاه، دانشجویانی را که خواهان برگزاری مراسمی جهت یادبود “کیانوش آسا” بودند را تهدید کرد که برگزاری هرگونه مراسم یادبود برای وی، با برخورد قانونی روبرو خواهد شد.
به گزارش ماف نیوز، بعد از آن که گروهی از دانشجویان دانشگاه آزاد کرمانشاه در پی برگزارش مراسمی جهت یادبود کیانوش آسا در یکی از سالنهای فرهنگی این شهرستان برآمدند، اداره‌ی اطلاعات آنها را تهدید کرد که باید از برگزاری مراسم خودداری کنند.
قرار بود خانواده‎ی کیانوش آسا نیز در این مراسم شرکت کنند.
پیشتر و در ماه گذشته نیز در روز سوم تیرماه نیز از برگزاری مراسم سالگرد کشته‌شدن وی از سوی خانواده‌ی وی ممانعت به عمل آمده بود.
کیانوش آسا در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در سردخانه‌ی پزشکی قانونی توسط خانواده‌اش شناسایی شد. آسا در اثر اصابت دو گلوله کشته شده‌ بود. وی کیانوش آسا اقلیت مذهبی بوده و خانواده‌ای با مذهب یارسان (اهل حق) داشته ‌است.
پس از کشته شدن کیانوش آسا، تنها پارک دانشگاه علم و صنعت ایران به پاس بزرگداشت این دانشجو، توسط دانشجویان این دانشگاه به صورت غیر رسمی پارک شهید آسا نام گرفت.

۱۳۹۴ مرداد ۲, جمعه

طی شش ماه اول سال هر روز ۳ تن در ایران اعدام می شوند


سازمان عفو بین الملل در گزارشی اعلام کرده است که در شش ماهه ۱ ژانویه تا ۱ ژوئیه، دستکم ۶۹۴ نفر در ایران اعدام شده ‌اند.
بنا بر این گزارش که در سایت سازمان عفو بین الملل منتشر شده، این رقم بدان معنی است که هر روز به طور متوسط دستکم سه نفر در ایران اعدام شده‌اند.
شمار اعدامی های ایران در شش ماه نخست امسال کمی از اعدام شدگان در شش ماه نخست سال گذشته میلادی که ۷۴۳ تن بودند، کمی کمتر است. بنا بر گزارش سازمان عفو بین الملل، ۲۸۹ مورد از اعدام ها را، رسانه های رسمی اعلام کرده اند اما اخبار ۴۵۴ مورد دیگر توسط «منابع معتبر» به دست آمده است.
سعید بومدوحه، معاون امور خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، در این باره گفته ات: «اگر مقام‌های ایران به این روند وحشتناک اعدام‌ها ادامه دهند احتمالا تا آخر سال شاهد بیشتر از ۱۰۰۰ مورد کشته شدن شهروندان به دست حکومتشان خواهیم بود.»
شمار بالای اعدام‌ ها در ایران از مسائل عمده مورد انتقاد فعالان حقوق بشر است. برپایه آمار رسمی ایران پس از چین بالاترین شمار اعدام را در جهان دارد.
عفو بین‌الملل می‌گوید گذشته از مخالفتش با اصل مجازات اعدام، استفاده از آن در ایران به طور ویژه نگران‌‎کننده است چرا که به گفته این سازمان، روند قضایی در ایران دچار مشکلاتی بنیادی چون عدم دسترسی متهم به وکیل، ابهام در قوانین و بی طرف نبودن دادگاه‌ها است.
اغلب اعدام‌ شدگان در شش ماهه اخیر مجرمان پرونده‌ های مواد مخدر بوده ‌اند. سازمان عفو بین‌الملل از اعدام‌ های مرتبط با مواد مخدر انتقاد کرده و می ‌گوید هیچ نشانه ‌ای در دست نیست که استفاده از مجازات اعدام در جرایم مرتبط با مواد مخدر توانسته باشد به کنترل این جرایم کمک کند.
همچنین این سازمان می‌گوید اقلیت ‌های ایران، از جمله زندانیان سیاسی کرد و سنی ‌ها قربانی احکام اعدام بوده اند.







۱۳۹۴ مرداد ۱, پنجشنبه

طرح اعطای تابعیت به رزمندگان و مجاهدین غیرایرانی گروههایی تروریستی ﴿حماس , طالبان , داعش و غیره…﴾



مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی هفته گذشته اظهارنظر کارشناسی خود درباره طرح اصلاح ماده ۹۸۰ قانون مدنی جهت تسهیل اعطای تابعیت به رزمندگان، ایثارگران و نخبگان غیرایرانی گروههایی تروریستی ﴿حماس , طالبان , داعش و غیره…﴾ را منتشر کرد.
روزنامه "اعتماد" روز پنج‌شنبه (۱ مرداد/ ۲۳ ژوئیه) در گزارشی به پیگیری این طرح پرداخته و نظر دو نماینده مجلس را درباره آن را منتشر کرده است.
مطابق نظر کارشناسی مرکز پژوهش‌ها، که متن آن در پایگاه اطلاع‌رسانی این نهاد منتشر شده این طرح "درصدد تسهیل اعطای تابعیت به رزمندگان و مجاهدان غیرایرانی است كه در مسیر نبرد حق علیه باطل شركت نموده یا نخبگانی كه درصدد خدمت به جمهوری اسلامی هستند."
قدردانی با اعطای تابعیت
کارشناسان مرکز پژوهش‌ها معتقدند از آنجا که "تکریم کسانی که به هر نحوی در مسیر اهداف انقلاب اسلامی جنگیده‌اند امری است لازم" کلیات پیشنهاد اعطای اقامت دائم یا تابعیت به این افراد "مورد تائید می‌باشد."
به نظر این کارشناسان، طرح پیشنهادی نقص‌هایی دارد که یکی از آنها محدود بودن گروه‌های هدف به "مجاهدین در راه حق و نخبگان" است.
نهاد پژوهشی مجلس بر این نظر است که افرادی نظیر "خانواده شهدای غیر ایرانی، جانبازان غیر ایرانی،‌ همكاران ویژه نهادهای انقلابی" نیز باید به فهرست گروه‌های هدف افزوده شوند.
"همکاران ویژه" کسانی توصیف شده‌اند که "در زمینه‌های اطلاعاتی یا تداركاتی" با جمهوری اسلامی همکاری می‌کنند اما الزاما در میدان‌های جنگ حضور ندارند.
در بررسی مرکز پژوهش‌ها، برای هر یک از گروه‌های هدف و نحوه بررسی درخواست تابعیت آنها شرایطی پیشنهاد شده است.
اعطای تابعیت توسط سپاه
مرکز یادشده پیشنهاد می‌کند گروه "رزمندگان" شامل افرادی باشد که "تحت امر سپاه" فعالیت کرده‌اند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این فعالیت را تائید و درخواست آنها را بررسی کند.
برای این گروه شرط‌های دیگری نظیر "عدم امكان رجوع به كشور متبوع یا سكونت در آن"، اقامت پنج‌ساله در ایران و "تعهد به خدمت در نهاد مربوطه" پس از دریافت تابعیت در نظر گرفته شده است.
این مرکز برای دیگر گروه‌ها نیز شرط‌های دیگری پیشنهاد می‌کند. بر این اساس کسانی در "گروه جانبازان" قرار می‌گیرند که "جانبازی ۲۵ درصد یا بالاتر" آنها به تائید بنیاد شهید برسد.
کارشناسان مرکز پژوهش‌ها پیشنهاد کرده‌اند که به جز گروه نخبگان، در مورد بقیه گروه‌ها تائید درخواست تابعیت با نظر موافق سپاه و وزارت اطلاعات انجام شود.
از آنجا که این پیشنهادها با قوانین مدنی ایران مغایرت دارند کارشناسان مرکز معتقدند که نمایندگان به جای طرح اصلاح ماده ۹۸۰ آن بهتر است طرح را به صورت قانون مستقلی تحت عنوان "اعطای تابعیت به نخبگان، رزمندگان، جانبازان و خانواده‌های شهدای غیر ایرانی" تصویب کنند.
در قانون مدنی ایران تصمیم‌گیری درباره تابعیت افراد در حوزه اختیارات دولت است و سپردن آن به یک نهاد نظامی با این قانون تعارض دارد.
تابعیت برای اعزام‌شدگان به سوریه
احمد بخشایش ‌اردستانی، عضو كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در موافقت با این طرح به "اعتماد" گفت: «اصل این طرح برای حمایت از مجاهدانی است كه علاقه‌مند به حفاظت از منافع شیعه هستند.»
چنانکه این نماینده مجلس گفته، این طرح برای دادن امتیاز به خارجیانی است که توسط جمهوری اسلامی برای جنگ به کشورهای دیگر، از جمله سوریه اعزام می‌شوند.
بخشایش ‌اردستانی گفته است: «ما رهبر جنبش مقاومت در منطقه هستیم. مثلا در سوریه نبرد با داعش در جریان است اما ما مایل نیستیم كه نیروی ایرانی در آنجا داشته باشیم اما برخی شیعیان پاكستانی، افغانستانی و تركمنستانی هستند كه مثلا برای حفاظت از حرم حضرت زینب داوطلب هستند، ما از مجاهدت این نیروها استفاده می‌كنیم.»
عضو کمیسیون امنیت ملی با تاکید بر این که این نیروها در جهت منافع جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند می‌افزاید، "دادن تابعیت به این افراد كار بدی نیست"

۱۳۹۴ تیر ۲۹, دوشنبه

زبان دوم در کشورهای مختلف جهان، چه زبانی است.


دوستان با توجه به این که ما درایران تقریبا ۵,۶ زبان مادری از قبیل ﴿کردی ٕعربی ٕاذری ٕترکی ٕبلوچی ٕلری وغیره﴾ که زبان دوم انها محسوب می شود داریم . در میان ده زبان اول این فهرست، عربی و کردی نیز جای دارند که به ترتیب زبان دوم ۶ و ۴ کشور هستند.
وب‌سایت “مووهاب” (MoveHub) که منبعی تخصصی در خصوص مسائل مربوط به مهاجرت بین‌المللی به حساب می‌آید، به تازگی یک اینفوگرافیک منتشر کرده که نشان می‌دهد زبان دوم در کشورهای مختلف جهان، چه زبانی است.
بعضی از اطلاعات منتشرشده در این اینفوگرافیک قابل حدس هستند مانند زبان فرانسوی که زبان دوم در کانادا است. اما برخی دیگر به ریشه‌های تاریخی زبان در مناطق مختلف اشاره دارد که نشان می‌دهد جهان چگونه در طول صدها سال تغییر کرده است.
بر اساس این اطلاعات، زبان انگلیسی در ۵۵ کشور جهان زبان دوم به شمار می‌آید که از این نظر در جای نخست قرار دارد. پس از آن و با اختلاف، به ترتیب زبان‌های فرانسوی، روسی، و اسپانیایی قرار دارند که در ۱۴، ۱۳، و ۸ کشور، زبان دوم محسوب می‌شوند.در میان ده زبان اول این فهرست، عربی و کردی نیز جای دارند که به ترتیب زبان دوم ۶ و ۴ کشور هستند.
اطلاعات تصویری گردآوری‌شده توسط “مووهاب” را می‌توانید در تصویر زیر ببینید.

نامه‌ای از زندان اوین،ازنرگس محمدی، مدافع حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر




او در این نامه که در سایت کانون مدافعان حقوق بشر منتشر شده است، به دشواری‌های مادر شدنش اشاره کرده و به اینکه نخستین بار وقتی فرزندانش دو سال و شش ماهه بوده‌اند، ساکی آماده کرده که اگر به زندان برده شد، بچه‌هایش را هم همراه خود ببرد.
نرگس محمدی در نامه اش نوشته که هنگامی که فرزندانش سه سال و شش ماهه شدند، دخترش کیانا دچار مشکلی شد که ناگهانی بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت: «ساعت هشتونیم شب بود و بعد از برداشته شدن بخیه‌ها در دو قسمت از شکمش به خانه بازگشتیم. کیانا هنوز تب داشت. ساعت ده ونیم ماموران وزارت اطلاعات برای بازداشت من وارد خانه شدند. علی جان گریه می‌کرد. روی پاهایم گذاشتمش. لالایی خواندم تا خوابید. روی تختش گذاشتم. کیانا بی‌تاب و بی‌قرار بود. بغلش کردم، تب داشت. دارویش را دادم. بوسیدمش. گفتم: “کیانا جانم، مامان چرا لالا نمی‌کنی؟” می‌گفت: “لالا ندارم. می‌خوام بغلت باشم.” به خودم چسباندمش شاید آرام گیرد. کاملا ناامنی محیط را فهمیده بود. ساعت یکونیم نصفه شب بود. ماموران نه کودک بی‌قرارم را می‌دیدند و نه مادر آشفته‌حال را. دستور دادند حرکت کن، باید برویم. سعی کردم کیانا را از خودم جدا کنم. دست‌های کوچکش را با تمام توانش دور گردنم قلاب کرده بود. با دست‌هایم به زحمت دستانش را باز کردم و بغل تقی دادم.»
فرزندان این فعال حقوق بشر پس از آن بارها شاهد خشونت ماموران امنیتی با پدر و مادرشان و هجوم آنها به خانه خود بوده‌اند. در سال‌های اخیر نیز این دو کودک به دلیل خروج پدرشان، تقی رحمانی از کشور، با مادر خود زندگی می‌کردند.
اکنون که قرار است نرگس محمدی شش بای مانده از حبسش را بگذراند، کودکان او از کشور خارج شده‌اند تا این دوران را با پدرشان بگذرانند: «در درونم با علی جان و کیانا جان شروع به صحبت می‌کنم: “علی جانم و کیانا جانم، شما حق دارید در سرزمینی که حاکمان‌شان دنیای کودکانه شما را به رسمیت نشناختند و روح و روان زلال و بی‌آلایش‌تان را آزردند، زندگی نکنید. آخر چندبار دل‌های کوچک و پاک و معصوم شما را لرزاندند و اشک جدا شدن از پدر و مادرتان را از چشمان‌تان جاری کردند. نمی‌دانم شاید در سرزمین دیگری که مهر مادر و فرزند را بفهمند و درک کنند، حتی در نبود من احساس آرامش و امنیت بیشتری داشته باشید. من هم چون بسیاری از مادران دیگر تاب خواهم آورد؛ نه داوطلبانه بلکه از سر جبری که به ما تحمیل شده است.»
او در نامه خود به زندانیان زن دیگری اشاره کرده که آنها نیز ماه‌ها و سال‌هاست از فرزندان کوچک خود دور نگه داشته شده‌اند.
نرگس محمدی فعال حقوق بشر، روزنامه‌‌نگار، زندانی سیاسی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، عضو کارزار لغو گام به گام اعدام و کانون شهروندی، رئیس هیئت اجرایی شورای صلح ایران، آخرین بار در ۱۵ اردیبهشت‌ماه سال جاری پس از بار‌ها تهدید و احضار، با مراجعه نیروهای امنیتی به منزل شخصی‌اش بازداشت و برای سپری کردن محکومیت شش ساله راهی زندان اوین شد.
او پیش از این ۲۰ خردادماه ۱۳۸۹، یک سال پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، بازداشت شد و در مهرماه ۱۳۹۰ به سه اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام» به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این رأی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس کاهش یافت.
پس از آخرین بازداشت نرگس محمدی، تاکنون افراد و سازمان‌های بسیاری به بازداشت مجدد او اعتراض کردند. افرادی چون گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، محمد نوری‌زاد، روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی سابق و محمد ملکی و شیرین عبادی به شیوه‌های گوناگون به دستگیری او اعتراض کرده اند.
همچنین، سازمان‌های ملی و بین‌المللی نیز مانند کانون شهروندی زنان، گزارشگران بدون مرز و انجمن قلم دانمارک آزادی او را خواستار شدند.
دادگاه او قرار بود دوشنبه ۱۵ تیرماه برگزار شود که این اتفاق نیفتاد. درباره دلایل تعویق زمان محاکمه و تاریخ بعدی دادرسی هنوز چیزی اعلام نشده است.