۱۳۹۳ تیر ۷, شنبه

اسماعیل بیشکچی: هر گاه در مورد شرق کُردستان سخنی به میان می‌آید، به یاد دکتر قاسملو می‌افتم



کوردستان میدیا: دکتر اسماعیل بیشکچی در گفتگویی تلویزیونی ضمن سخنانی در مورد تداعی نام دکتر قاسملو در ذهن وی به هنگام بحث در مورد کردستان ایران افزود، رژیم تهران هیچ چیز تازه‌ای برای کُرد ندارد.
اسماعیل بیشکچی نویسنده و اندیشمند ترک و از دوستداران ملت کُرد در مصاحبه‌ای که با کانال تلویزیونی "روداو" انجام داده است، در سخنان خود درباره کردستان ایران می‌گوید: "هر وقت در مورد شرق کُردستان سخنی به میان می‌آید، به یاد دکتر قاسملو می‌افتم که به سال ١٩٨٩ در وین ترور شد، وی به دیدار دیپلومات ایرانی رفته بود؛ اما در واقع طرف مقابل او پاسداری در لوای دیپلومات بود."
این اندیشمند ترک درباره‌ی د. قاسملو می‌‌افزاید: چگونگی ترور دکتر قاسملو از سوی رژیم ایران در شناخت دیدگاه و موضع حکومت تهران نسبت به مسئله کُرد و همچنین موضع جامعه بین‌الملل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، قاتلان دکتر قاسملو در کوتاهترین زمان ممکن وین و اتریش را ترک کرده و این کشور از بررسی و تحقیق دقیق در این باره عاجز بود، هر چند که همسر د. قاسملو تلاش بسیاری برای برملا کردن واقعیات و محاکمه تروریستان انجام داد و برای طرح این مسئله به شیوه حقوقی در دادگاه با میتران نخست وزیر وقت فرانسه، :جورج بوش" ریاست جمهوری ایالات متحده، نخست وزیر بریتانیا و مشاورین عالی رتبه آلمان انجام داد، اما توفیقی حاصل نشد و برای پیگیری این قضیه هیچ دادگاهی تشکیل نگردید، نکته اینجاست که چرا این دادگاه تشکیل نشد؟ حکومت اتریش اعلام کرد که در صورت برگزاری جلسه دادگاه، مناسبات تجاری و سیاسی آنها با ایران مختل می‌شود، لذا کُرد باید به این واقعیت رسیده باشد که حکومت‌ها حاضر نیستند برای حل مسئله کُرد روابط خود را بهم بزنند، این نیز به این دلیل است که کُرد در ملل متحد دارای نماینده خود نیست و چنانچه حقوقش نقض شود و تحت ستم قرار گیرد، برای کشورهای دیگر اهمیتی نخواهد داشت، تنها به این خاطر که کُرد در سازمان ملل متحد حضور ندارد. وقتی از ایران و کُردستان ایران سخنی به میان می‌آید، به یاد دکتر قاسملو می‌افتم، آنچه گفتم تنها خطاب به کُردستان ایران نیست، بلکه کُرد باید به حقیقت تمامی مواضع و دیدگاه‌های جامعه بین‌الملل آگاه باشد و بداند که جامعه بین‌الملل موضع دوستانه‌ای در قبال مسئله کُرد ندارد، من دکتر قاسملو را از نزدیک ملاقات نکرده‌ام، اما او را از طریق رسانه‌های بین‌المللی و کتاب‌هایش می‌شناسم.
بیشکچی در ادامه گفت: می‌بایست کُرد بر مسئله ملی و میهنی خود اشراف کامل داشته باشد و به خصوص رسانه کُردی نقش قابل ملاحظه‌ای از این جهت ایفا می‌کند، حکومت ایران تاکنون چیزی برای ملت کُرد در دست نداشته و علی رغم وعده‌های روحانی در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری به جامعه کُردستان ایران، اما حتی استاندارهای استان‌های کُردنشین را از بین خود مردم کُردستان انتخاب نکرد، به رغم بنده در کردستان ایران، افزایش آگاهی‌های ملی بیش از مواضع حکومت حائز اهمیت است.

زنده یاد دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیر اول حزب دموکرات کردستان ایران و رهبر ملت کرد در مشرق کردستان ،در باره حق تعیین سرنوشت ملت کرد چنین اظهار نظر میکند:


آقای منوچهر صالحی در طی مقاله ی مفصلی که دراین روزنامه چاپ شده با تیتری دهن پرکن « آیا ایران کشوری چند ملیت است یا چند قومی , مفهوم ملت،ملیت،خلق, قوم،دولت،ملت... رهایش،یا حق تعیین سر نوشت « نوشته و سعی کرده باصطلاح از دیدگاه تئوریک علمی و با استفاده از مآخذهائی چون فرهنگ دهخدا و یا نوشته های مارکس ، انگلس ، لنین و دیگر نوشته هایی به ز بان آلمانی, راه حلی باصطلاح عملی جهت حل مسئله ی ملی در ایران در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی ارائه دهد.
اگر به حرفهای آقای صالحی اعتقاد داشته باشیم طبق آمار سازمان ملل و بانک جهانی جمعیت ایران
در پایان سال ٢٠٠٣ برابربا ٦٩ ملیون نفر تخمین زده شده که از٥٠ در صد جمعیت ایران رافارسهاتشکیل میدهند، ٨ در صذ کردها هستند و ٤٢ درصد را ملتهای دیگرتشکیل میدهند، رجوع شود به صفحات ،١ ،١٢ ،١٩ و٢٠ .
البته گر چه هرگز دولتهای حاکم در ایران امار دقیق و علمی از سرشماری جمعیت به عمل نیاورده اند. ولی میدانیم که در سرشماری که در زمان حکومت شاه صورت گرفته , جمعیت کردها را با جمعیت سنی مذهبان یکی دانسته و کردها را فقط در استان کردستان بعنوان کرد شناخته و از آنجائیکه میدانیم که همین حکومت, آذربایجان غربی و استانهای کرمانشاه و ایلام را جزئی از کردستان بعمل نیاورده, جمعیت کرد در ایران را به منطقه ی کردستان منحصر کرده است. چنانکه در کتاب
Monthy Bulletin of Statistics, November 1971 U.N. New York
جمعیت ایران را ٠٠٠ ٨ ٥ ٢ ٨ ٢ ، و کردها را در منطقه کردستان ایران ٠ ٨ ٢ ١ ٢ ٥ ٤ ذکر نموده است. اگر به این آمار اعتقاد داشته باشیم جمعیت کردها به نسبت کل جمعیت ایران به ١٦ در صد بالغ میشود. ولی در سال ١٣٩١ طبق آمار رسمی دولت ایران
جمعیت ایران ٧٥ میلیون تخمین زده شده. اگر این آمار را با تراکم جمعیت در شهرستانهای کردستان چون سنندج وسقز در نظر بگیریم می بینیم که در سال ١٣٧٩ تا ١٣٨٥ جمعیت این شهرها به ترتیب از ٣١٥٠٠٠ به ٣٩٠٠٠٠ و از١٣٠٠٠٠ به ٢٠٠٠٠٠ نفرافزایش یافته است و از سال ١٣٨٥تا ١٣٩١ جمعیت کرمانشاه از ٨٤٠٠٠٠ به ١٩٠٠٠٠٠ نفر ودراشنویه از ٢٩٠٠٠ به ٧٠٠٠٠ نفر و همچنین مهاباد از ١٣٠٠٠٠ به ٢١٥٠٠٠نفر ،سردشت از ١١١٠٠٠ به ٣٧٠٠٠٠ نفر، و دست آخرارومیه از ٥٧٠٠٠٠ به ٩٦٠٠٠٠نفر و ده محمودآباد در دره قاسملو از ١٢٠٠ به ٥٨٠٠ نفر افزایش یافته است .
با افزایش زاد و ولدهائی که در کردستان صورت گرفته, میتوان چنین نتیجه گرفت که طبق آمار ارائه شده, نرخ زاد و ولد در مناطق کردنشین دو برابر مناطق فارس نشین است.از طرف دیگرچون در کردستان هیچ سرمایه گذاری صورت نگرفته و همچنین بهداشت عمومی و بیمارستان در کردستان به نسبت سایر مناطق ایران یا وجود ندارد و یا کمتر است میتوان نرخ مرگ و میردر کردستان را بیشتر از سایر مناطق ایران حدس زد. پس اگر تمام این عوامل را در آمارهای ارائه شده در نظر بگیریم, بخوبی درمیابیم که ملت فارس در سال ١٣٩١ نه تنها اکثریت نیست که ٤٢ درصد جمعیت ایران را تشکیل داده وکردها نه تنها ٨ درصد کل جمعیت ایران, بلکه حد اقل ١٦ درصد این جمعیت را در بر میگیرند, و در نتیجه میتوان ملت فارس را نسبت به کل جمعیت ایران در اقلیت به حساب آورد.
اما در مورد نظر ایشان که میخواهند حق تعیین سرنوشت و یا رهایش را طبق راه حل مارکسیستی و لنینیستی, « مسئله ملی رهایش،یا حق تعیین سرنوشت را « طابق نعل به نعل اجرا نمایند, عملی بیهوده و با شرایط کردستان ایران و به علت عقب ماندگی این منطقه که حکومتهای حاکم هیچگاه سرمایه گذاری مهمی در این گونه مناطق نکرده اند, قابل اجرا نیست ٢
دراینجا باید این افتخار را به آقای صالحی داد که زحمت فرموده ومتنهای مربوط به ملت،ملیت,و فدرالیزم و غیره.........را از کتابهای چپ کمونیستی بە فارسی ترجمه کرده اند.
در باره فدرالیسم به صفحه ٨ از ٩ مقاله در قسمت دوم چنین ادامه میدهند:
در فدرالیزم دولت مرکزی جای خود را به اتحادیه دولتها و یا ایالات میدهد ودر نتیجه فقط آن بخش
از قدرت در نزد دولت مرکزی باقی میماند که مربوط به منا فع جمعی میشود،همچون سیاست خارجی ،ارتش که وظیفه دفاع از مرزهای مشترک را دارد ،برنامه ریزی اقتصاد کلان،اداره بانک مرکزی ،پلیس مرکزی،اداره و تنظیم سیستم قضائی کشور،و غیره در فدرالیسم قدرت دولتی, سر شکن میشود و در سطوح مختلف تمرکزمییابد
نتیجه گیری که ایشان از فدرالیزم می کند تاسف اور است.،در قسمت آخر مینویسد:
با این حال در کشورهائی چون ایران که تا کنون دارای حکومتهات مرکزی نیرومند بودند،تحقق حکومت فد رالی بغرنج خواهد بود زیرا در ایران استبداد دولت مرکزی وجود داشت و هیچ گونه تجربه ای از دولت های ایالتی ولایتی وجود ندارد ،بهمین دلیل نیز هر گام نسنجید ای میتواند سبب تجزیه ایران گردد.،امری که میتواند با خطر تجزیه و پراکندگی نیروهای پیشروهمراه گردد،یعنی در حرف فدرالیسم و در عمل استبداد بیکران دولت مرکزی ،امری که در نهایت ادامه وضع موجود خواهد بود .
او با چنین استدلالی که چون در ایران با تاریخ ٦٠٠٠ ساله اش هیچگاه دمۆکراسی وجود نداشته و یا پیاده نشده ،واینکه در ایران هرگز تجربه ی دموکراسی وجود نداشته و یا اگردر ایران دمۆکراسی پیاده شود ، تبدیل به تجزیه گرایی خواهد شد در نتیجه چنین حقی را برای ملل ساکن ایران قائل نیست.و به نظر من این نتیجه گیری خلاف واقع است.
مساله ی رهایی مستعمرات کشورهای زیر دست سریعتر از دیگر مسائل عصر حاضر به پیش میرود،این امر نیز از تحولات تاریخی ناشی میشود که جهان در پی جنگ دوم جهانی با آنها مواجه بوده است .اکنون هیچ ملتی را نمیتوان یافت که به ازادی دست نیافته و یا بسوی رهائی گام بر نداشته باشد.از طرف دیگر دولتهای استعماری میکوشند تا حد ممکن استقلال سیاسی ملتها را به تاخیر بیاندازند، ویا بعضی از ملتها رشد نیافته قلمداد شوند. کردستان وکرد: تالیف د.ع .قاسملو، ترجمه از متن چکی
ڵنین و حق تعیین سر نوشت.
مارکسیسم و لنینیسم حق تعیین سر نوشت را برای کلیه ملتها برسمیت میشناسد، واین حق از محتوای روشن و صریحی بر خوردار است، بطوریکه لنین در بر خورد با رفرمیستها و منحرفین با صراحت بسیار روشن ساخته که: حق تعیین سرنوشت ملتها یعنی استقلال این ملتها و تأسیس یک دولت مستقل ملی. لنین: حق ملل جهت تعیین سر نوشت،تا لیفات جلد ٢ صفحه ٤٠٣
حق تعیین سرنوشت که بخشی از برنامه مارکسیستها است از لحاظ تاریخی و اقتصادی تنها یک معنی دارد آن هم عبارتست از تعیین سرنوشت سیاسی، یعنی استقلال دولتی و تشکیل یک دولت ملی مستقل. لنین : حق ملل جهت تعیین سرنوشت تالیفا ت جلد٢ صفحه ٤٠٧ ٣
سوسیالیست ملت فرمانروا اگردر زمان جنگ یا صلح در راستای تحقق حق استقلا ل ملتهای تحت ستم نکوشد سوسیالیست نیست و انترناسیونالیست هم بشمار نمیرود،بلکه شوونیست است. لنین ‌: پرولتاریای انقلابی و حق ملل در تعیین سر نوشت جلد ٢ صفحه٤١٦
حکومت کشاورزان, حق تعیین سر نوشت تا حد جدائی از دولت را برا اقلیتهای ملی ساکن کشور یعنی /کردها/ برسمیت می شناسد. .برنامه احزاب کمو نیست مشرق زمین: مسکو١٩٣٤
بنا بە این اگر بخواهیم به مفهوم حق ملل در تعیین سر نوشت خویش پی ببریم و در عین حال خود را با تعریفهای قضائی سر گرم نکنیم و تعریفهای مجرد / وضع ننمائیم / بلکه شرایط تاریخی ،اقتصادی جنبشهای ملی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم ،آنوقت نا گزیر باین نتیجه خواهیم رسید ، که منظور از حق ملل در تعیین سر نوشت خویش / یعنی حق آنها در جدا شدن از مجموعه ای ملتهای غیر خودی و تشکیل دولت ملی مستقل. لنین آثار منتخبه: در دو جلد، جلد اول ،قسمت دوم صفحه ٣٧٠ مسکو ١٩٥٢

۱۳۹۳ خرداد ۳۱, شنبه

۲۰ ژوئن توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل روز جهانی پناهندگان نامگذاری شده است


به بهانه روز جهانی پناهندگان؛ آوارگان و پناهندگان آسیب‌پذیرتر از همیشه
طبق آمار منتشر شده از سوی این نهاد بین‌المللی بیش از ۵۰ میلیون جمعیت انسانی تا پایان سال ۲۰۱۳ وادار به ترک محل زندگی‌شان شده‌اند؛ رقمی که طی بیست سال اخیر بی‌سابقه بوده و بعد از جنگ جهانی دوم به بالاترین میزان خود رسیده است. این آمار شش میلیون بیشتر از میزان آوارگان و پناهندگان تا پایان سال ۲۰۱۲ میلادی است.
یکی از دلایل اصلی بحران پناهندگی، وضعیت کشور سوریه و ناآرامی‌های در جریان جمهوری افریقای مرکزی و جنوب سودان است که صدها هزار انسان را وادار به جلای سرزمین کرده است. آمار دیگری بیانگر وجود بیش از ۱۵ میلیون و چهارصد هزار پناهنده، ۹۳۷ هزار جویای پناهندگی و بیش از ۲۸ میلیون و ۸۰۰ هزار جمعیتی است که در کشور خودشان مجبور به ترک مکان شده‌اند. جنگ داخلی سوریه به تنهایی ۹ میلیون آواره بر جای گذاشته است و نزدیک به سه میلیون نفر از این کشور فرار کرده‌اند و شش میلیون در داخل سوریه بی خانمان شد‌ه‌اند. بزرگترین مأمن پناهندگان پاکستان، ایران و لبنان است که وضعیت ثبات لبنان به خاطر جنگ سوریه برای چهارمین سال در معرض خطر قرار گرفته است. ۵۵ درصد از پناهنگان کشورهای افعانستان، سومالی، عراق، سوریه و سودان نیز به خاطر جنگ ‌فرار کرده‌اند.‌
افغانستان همچون سوریه رقم بالایی در پناهنده شدن مردمش در کشورهای دیگر تا پایان سال ۲۰۱۲ داشته و این رقم حدود دو میلیون و ۶۰۰ هزار نفر بوده است. کشور پاکستان نیز میزبان یک میلیون و ۶۰۰ هزار پناهنده بوده است. ایران نیز رتبه دوم را در پذیرش پناهندگان افغان با رقم ۸۶۸ هزار و ۲۰۰ نفر دارد. اما چالش بزرگ جایی است که کشورهایی که افرادش خود به جایی دیگر پناهنده شده‌اند، میزبان گروهی دیگر یا همان پناهندگان هم هستند. کشورهای در حال توسعه بیش از ۸۰ درصد پناهندگان را در خود جای داده‌اند. آمارها حاکی از آن است که ۴۸ درصد پناهندگان زن بوده‌اند و ۴۶ درصد آن‌ها کمتر از ۱۸ سال سن دارند. امریکا بزرگ‌ترین میزبان موارد پناهندگی است و پس از آن آلمان با ۶۴ هزار و ۵۰۰، افریقای جنوبی با ۶۱ هزار و ۵۰۰ و فرانسه با ۵۵ هزار و ۱۰۰ مورد در رده‌های بعدی قرار دارند.
ایران هم یکی از همان دست کشور‌های خاورمیانه است که خود میزبان پناهندگان و همینطور فرستنده آن‌ها به کشورهای دیگر است...

۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

اجرای حکم ۲۳ ماه حبس سه جوان اهل سنت در بندر ترکمن به خاطر مطالب فیسبوکی






سه جوان اهل سنت در بندر ترکمن که سال گذشته به دلیل فعالیت‌شان در فیسبوک، بیش از چهار ماه را در بازداشت به سر برده بودند، روز سه‌شنبه (۲۷ خرداد-۱۷ ژوئن) جهت سپری کردن دوران محکومیت ۲۳ ماهه‌ی خود بار دیگر بازداشت و روانه‌ی زندان این شهرستان شدند.
دانیال بابایانی، حبیب‌الله بیگ‌زاده و نعمت‌الله کمی، نخستین بار در شهریورماه سال گذشته از سوی اداره‌ی اطلاعات استان گلستان بازداشت و در آذرماه همان سال از سوی شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب شهرستان گنبد هر یک به ۲۳ ماه حبس محکوم شده بودند.
عبدالناصر خرمالی، دیگر جوانی که همراه با این سه نفر بازداشت شده بود نیز از سوی دادگاه به ۳۷۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۲ ضربه شلاق محکوم شد.
اتهامات این چهار نفر در آن زمان، “توهین به رهبری”، اهانت به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی”، “اهانت به امامان شیعه”، “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی”، و نگهداری ماهواره عنوان شده بود.
آن‌ها در دی‌ماه سال گذشته با قرار وثیقه آزاد شدند و در خردادماه امسال محکومیت‌شان عینا از سوی دادگاه تجدیدنظر استان گلستان تایید شد و در مرحله‌ی اجرا قرار گرفت.
در میان این چهار جوان، دانیال بابایانی، ۲۱ ساله و دانشجوی رشته برق صنعتی در دانشگاه شهید چمران گرگان است.
اجرای حکم زندان این افراد به دلیل فعالیت در فیسبوک تنها ۲۰ روز پس از صدور احکام سنگین حبس برای هشت فعال سایبری دیگر که در تابستان و پاییز سال گذشته توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده بودند صورت می‌گیرد.
این افراد که ۷ نفرشان هم‌چنان در بند ۳۵۰ زندان اوین و نیز زندان زنان تهران در قرچک ورامین زندانی هستند، به مجموعه اتهاماتی چون “توهین به مقدسات”، “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی”، “توهین به رهبر و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام”، “توهین به سران سه قوه جمهوری اسلامی” و “انتشار تصاویر مبتذل از طریق اینترنت” که به دلیل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و به ویژه فیسبوک به آن‌ها وارد شده، از سوی شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی مقیسه به ۷ تا ۲۰ سال حبس محکوم شده‌اند.

























۱۳۹۳ خرداد ۱۵, پنجشنبه

بررسی وضعیت گروههای قومی و مذهبی ایران در پارلمان سوئیس


به گزارش سازمان حقوق بشر کردستان ایران، نمایندگان پارلمان سوئیس روز چهارشنبه 4-6-2014 کنفرانسی را با حضور نمایندگانی از سازمان ملل متحد و سفرای کشورهای خارجی برای بررسی شرایط جدید ایران بعد از سرکار آمدن دولت حسن روحانی و با نگاهی به وضعیت حقوق بشر، و نقض حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، درشهر برن سویس برگزار کردند.
این کنفرانس بنا به دعوت تعدادی از نمایندگان پارلمان سوئیس به ریاست «کارلو سوماروگا» رئیس کمیسیون سیاست خارجه پارلمان و خانم «یوان جیلی» عضو ارشد پارلمان آن کشور و با شرکت نمایندگان رسانه های بین المللی در شهر برن برگزار شد.
هدف اصلی این کنفرانس بحث و بررسی شرایط جدید ایران پس از روی کار آمدن روحانی و گفت وگو درباره وضعیت حقوق بشر بویژه مسئله نقض حقوق اقلیت های قومی و مذهبی در این کشور است .
یک گروه کارشناسی با شرکت 7 نفر از خبرگان آقایان کارلو سومارگا، رافائل چینویل هزان رئیس سازمان احیای فرهنگ ملل تحت ستم در پاریس، مصطفی هجری دبیر کل حزب دموکرات و از بنیانگذاران کنگره ملت های فدرال، دکتر کریم بنی سعید عبدیان مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر اهواز و از مؤسسان کنگره ملت های ایران فدرال، ناصر بلیده ای رئیس حزب مردم بلوچستان و از مؤسسین کنگره ملت های ایران فدرال، تیمور الیاسی نماینده حقوق بشر کردستان ایران در ژنو، خانم ها یوان جیلی عضو ارشد پارلمان سوئیس و دایان علائی مدیر مسؤول سازمان جهانی بهائیان موضوعات مطرح را بررسی کردند.

هرکدام از اعضاء گروه کارشناسی در مورد وضعیت کلی حقوق بشر در ایران قبل و بعد از آمدن حسن روحانی و مقایسه آن با وضعیت حقوق بشر اقلیت های قومی و مذهبی در ایران سخنرانی و رساله های خود را تقدیم کردند. بعد از آن گروه کارشناس به پرسش های نمایندگان پارلمان سوئیس و رسانه های گروهی مقیم برن و ژنو و نیز نمایندگان سفارتخانه های مقیم پایتخت سوئیس پاسخ دادند و موارد مختلف نقض حقوق بشر اقلیت های قومی و مذهبی در ایران را با آنها مورد بحث و گفتگو قرار دادند.
اولین سخنرانان این کنفرانس آقای سوماروگا رئیس کمیسیون امور خارجە کشور سوئیس و سپس خانم ایڤۆن جیلی معاون انجمن "پارلمان های دوست کرد" بودند.
این دو سخنران ضمن اشاره به نقض مکرر حقوق اقلیت های قومی و مذهبی در ایران بر اهمیت بررسی و حل این مسئله در ایران تاکید کردند.
پس از آن تیمور الیاسی، نمایندە انجمن حقوق بشر کردستان ایران در ژنو سخنرانی کرده و به نقض مکرر حقوق بشر در ایران بویژه در دوران حکومت حسن روحانی اشارە کرد. وی همچنین به افزایش آمار اعدام ها، "کشتار بی رحمانه " کولبران کرد، ادامە سیاست تبعیض نژادی علیە اقلیتهای قومی و مذهبی در ایران و عمل نکردن روحانی بە وعدەهای انتخاباتی اش اشارە نمود

مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران و یکی از مٶسسان "کنگرە ملیتهای ایران فدرال"، نیز در این کنفرانس سخنرانی کرد. وی در سخنرانی خود به مسئله ولایت فقیە اشارە کرد و از آن به عنوان بزرگترین مانع اصلاح یا دگرگونی در وضعیت مسائل حقوق بشر ایران یاد کرد. وی گفت رکن اساسی رژیم ایران بر مبنای اصل ولایت مطلق فقیه و بر اساس فقە شیعە ولایت فقیهی بنیانگذاری شدە است. او افزود : در جمهوری اسلامی قدرت اصلی در دست رهبر است، و رئیس جمهور بە تنهایی قدرت حل مسئلە ملیتهای ایران را ندارد. مصطفی هیجری در ادامه سخنرانی اش گفت:" تنها با فشار جامعه بین المللی می تواند در ایران تغییر ایجاد کردد. در همین رابطە بە محاصرەی اقتصادی در رابطە با مسئلەی انرژی اتمی اشارە کرد".
دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در پایان سخنان خود از کشور سوئیس خواست تا برای تشکیل یک کنفرانس بین المللی در رابطە با حل مسئلە اقلیتهای قومی در ایران تلاش کند.
ناصر بلیده ای نمایندە حزب مردم بلوچستان نیز یکی از سخنرانان بود. آقای بلیده ای بە مسئلە ستم قومی علیه بلوچ ها در ایران پرداخت. وی اظهار داشت که بلوچ ها در ایران از انواع ستم ها رنج می برند. آنها علاوه بر ستم قومی، از ستم مذهبی نیز رنج می برند. وی افزود :"رژیم ایران مسئله حقوق ملت بلوچ را با راه حل امنیتی پاسخ می داده و "سرکوب های وحشیانە" و تبعیض های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، محیط زیستی و سیاسی را در بلوچستان بشیوه سیتماتیک اجرا کرده است".

دکتر کریم عبدیان رئیس سازمان حقوق بشر اهواز نیز یکی از سخنرانان کنفرانس برن بود. وی با تشکر از همه برگزار کنندگان این کنفرانس گفت: "تدارک و برگزاری این سمپوزیوم در این زمان براستی نشانه عقل و درایت و آینده نگری و بلوغ سیاسی تدارک دهندگان آنست که تلاش می کنند مردم اروپا و دیگر اعضاء جامعه جهانی از آنچه در زمینه نقض گسترده حقوق بشر در ایران روی می دهد، به شکل واقعی آگاه کنند".
وی افزود: "بیش از سی سال است که ایران در صدر اخبار جهان قرار گرفته است و این موضوع متناسب با قدرت و امکانات این کشور نیست و با داشتن نقشی ناشایست و شرایط اقتصادی و سیاسی وخیم و تحمیل آن بر مردم ایران، منطقه و جهان به ماجراجوئی مشغول است و بنام یک یاغی بین المللی دست به آشوب و توطئه میزند. رد پای ایران را در همه منازعات و جنگ های داخلی کشورهای خاورمیانه و دیگر حوادث منطقه به وضوح می توان ردیابی کرد. در سوریه، عراق، لبنان، افغانستان ، یمن و بحرین و با استفاده از دلارهای نفتی و صرف میلیاردها دلار به نوکران و ایادی خود در خاورمیانه ، باعث بی ثباتی در منطقه و جهان شده است".
وی در ادامه گفت:"جمهوری اسلامی نه فقط برای مردمان خود در درون ایران نکبت و عقب ماندگی به بار آورده است، بلکه در منطقه و جهان مشکل آفرین بوده و هست. علی رغم وجود چنین حقائقی، اما جمهوری اسلامی با روش های فریبکارانه و تبلیغات دروغ ویژه یک حکومت دیکتانوری وخفقان انگیز، توانسته است نگاه عمومی جهان را از آنچه در ایران میگذرد، به خارج معطوف کند."
"بعضی تحلیل گرایان معتقدند یکی از دلایل اساسی عدم توانایی غرب برای طرح و تکوین یک سیاست صحیح برای مقابله با ماجراجویُی و یاغیگری ایران، عدم اطلاع و درک صحیح از جامعه ایرانی و پویائی درونی و جنبش های آنست. یعنی کسی بدرستی نمیداند در ایران چه می گذرد. بر خلاف آنچه جمهوری اسلامی ایران به جامعه جهانی می گوید که ایران در صلح و ثبات درونی به سر می برد و از پشتیبانی مردمی برخوردار است، در حقیقت حکومت جمهوری اسلامی ایران یک رژیم دیکتاتوری ایدُولوژیک مذهبی که با زور و قدرت پلیسی و امنیتی استوار است و علیرغم ثروت های سرشار معدنی و انسانی و مردمانی پویا و با انرژی، به یمن وجود حکومت ولایت فقیه ،جامعه امروزی ایران با سیاستی ورشکسته و اقتصادی ورشکسته تر ، مواجه با بیکاری و فقر دهشتناک، عدم بالندگی اجتماعی و فرهنگی، و فاقد رشد اقتصادی و در برخی مواقع با رشد منفی مواجه بوده است. بیکاری و اعتیاد بی سابقه جوانان و موج عدم امنیت از حال و آینده خود، مخالفت های گسترده ای را برانگیحته و این رژیم را با عدم ثبات کامل مواجه کرده است. شالوده نظام ولی فقیه بر مبنای یک آپارتاید مذهبی و فرهنگی بنا شده است که بطور تاریخی پایدار نخواهد بود."
وی در ادامه اظهار داشت: "ایران گرفتار دیکتاتوری و از نظر سیاسی و اجتماعی از دیگر کشورهای همجوار عقب مانده تر است. حکومتی فوق العاده متمرکز در تهران با سیطره و تسلط فقط یکی از ملت های ساکن بر این سرزمین را در پیش گرفته و با هرنوع مشارکت و یا توزیع و گردش قدرت سیاسی مخالف است و حاضر به اعتراف و قبول شهروندی یکسان برای ایرانیان غیر فارس نیست و اعطای خود گردانی و خود مختاری در مناطق ملت های ایرانی غیر فارس که در جغرافیای پیرامونی سرزمین ایران قرار دارند را به هیچ وجه برنمی تابد و در جهت عکس آن ، سعی در محو دیگر فرهنگ ها و زبان ها و رسمیت بخشیدن و حفاظت یکسویه و انحصاری مذهب شیعه جعفری دوازده امامی و زبان و فرهنگ فارسی است و بس!".
دکتر کریم عبدیان با اشاره به سرکوب و تبعیض علیه ملیت عرب های اهوازی گفت: "اکنون اجازه دهید کمی در مورد شرایط زندگی و وضعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ملت عرب در ایران یا عرب های اهوازی بگویم: رژیم جمهوری ولایت فقیه در ایران در مورد تعداد جمعیت اقلیت های مذهبی و قومی هیچ گونه آماری نمی دهد، ولی بنا به آمار غیر رسمی جمعیت عرب ها در ایران را ۸-۱۰ در صد کل جمعیت ایران می دانند که بیش از 5 میلیون آن در جنوب غرب ايران در استان خوزستان و در نزدیکی مرز عراق و کویت ساکنند. خود مردم محلی عرب، اين استان را به نام تاریخی و بومی آن، يعنی ایالت و یا استان اهواز ( که عربی آن الاهوازاست) و يا اقليم اهواز ؛ و یا عربستان که تا چندی پیش نام ایرانی و بین المللی آن بوده؛ مي شناسند."
"عربهای اهوازی در ايران اقليتی ملی (National)، بومی (Indigenous) ، اتنيکی (Ethnic) ، و زبانی (Linguistic) ميباشند."
"عربهای اهوازی در خوزستان در فقر بسر برده و از داشتن هرگونه امکانات اوليه زندگی محرومند، در حاليکه زمينهای زير پايشان روزی میليون ها بشکه نفت تولید و قریب به 90% درآمد نفت ایران از این اقلیم تاًمین می شود، ولی خود آنها و منطقه شان از اين ثروت بی بهره اند. بعبارتی وجود نفت برای عربها درایران خود به عامل بدبختی مبدل شده است."

تجزیه طلب!!!


مردمانی از دور، حرکات موزون و ناموزون کوردها را می‌بینند. صدا و ساز و آوازشان را اما نمی‌شنوند. فکر می‌کنند دیوانه شده اند. نیچه راست می‌گفت: «وقتی صدای موسیقی را نشنوی، من رقاص را دیوانه می‌پنداری».
وقتی «مصیبت کورد بودن» را نفهمی، وقتی مرگ یک انسان، نتواند به اندازه گاز گرفتن یک انسان دیگر تو را تکان دهد، شیون و بغض و اعتراض مردمان دیگر را نمی‌توانی بفهمی. تجزیه طلبی، برخلاف تصور موجود، تجزیه خاک نیست. تجزیه اشک و تجزیه درد و تجزیه احساس است. آنانی که می‌گویند: «اعدام‌ها را بزرگ نکنید»، آنانی که می‌گویند: «حقشان است، اعدامشان کنید ؛ همه آن‌ها، جزیره ای مستقل تشکیل داده‌اند. آن‌ها تجزیه شده‌اند. اشک و درد و احساسشان را بدون هیچ رفراندومی، از ما جدا کرده‌اند.

۱۳۹۳ خرداد ۱۴, چهارشنبه

بازداشت سه تن از فعالان وبلاگ نویس و دانشجویی در شیراز و اهواز



سه تن از فعالان وبلاگی و دانشجویی، طی روزهای گذشته در شیراز و اهواز بازداشت شدند.
به گزارش کمیته گزارشگران، مصطفی صفری و فرزین فرزاد روز شنبه، دهم خرداد ماه در شیراز و محمود صالحی، روز یکشنبه یازدهم خرداد ماه، در اهواز بازداشت شده اند.
بر اساس این گزارش، مصطفی صفری فعال وبلاگ نویس (صاحب وبلاگ «نسل نو») و فرزین فرزاد فعال دانشجویی، روز شنبه دهم خرداد ماه، در حالیکه قصد ورود به دانشگاه آزاد شیراز را داشتند، توسط سرنشینان یک دستگاه خودروی ون متوقف و با ضرب و شتم مجبور به سوار در خودروی مذکور شدند.
دو تن از ماموران لباس شخصی در حالیکه بیسیم به دست و مسلح به سلاح کمری بودند، به چند دانشجوی که در محل بازداشت تجمع کرده بودند، به طور اهانت آمیزی تذکر دادند که فورا محل را ترک کنند.
همچنین ماموران با مراجعه به منزل آقای صفری، محل را مورد تفتیش قرار داده و وسایلی از جمله کامپیوتر شخصی وی را با خود انتقال دادند.
روز یکشنبه یازدهم خرداد ماه نیز، محمود صالحی، فعال فیسبوکی و دارنده وبلاگ «نگاه برابر»، در محل کار خود در اهواز بازداشت شد. این گزارش می افزاید؛ ماموران لباس شخصی ظهر روز یکشنبه با مراجعه ی دو تن از ماموران که حکم بازرسی محل را داشتند، اقدام به تفتیش محل کرده و ضمن بازداشت آقای صالحی، کتب، فایلها و سی دی های موجود را ضبط نموده و با خود انتقال دادند.
بر اساس گزارش منابع مذکور و شاهدان، آقای صالحی از نوکیشان مسیحی بوده و چند بار توسط اداره اطلاعات استان احضار شده بود.

۱۳۹۳ خرداد ۱۳, سه‌شنبه

زبان_مادری چیست و چرا اهمیت دارد؟


زبان مادری زبانیست که از مادر، پدر و نزدیکانمان آموخته ایم. بنا به نطر پژوهشگران کودک در رحم مادرش با زبان مادریش آشنا میشود و هنگام بدنیا آمدن که گریستن آغاز میکند اگر به زبان مادریش با وی سخن گفته شود، گریه اش را قطع کرده گوش میدهد.
کودک با گذشت زمان و شنیدن مکرر، زبان مادریش را آموخته آغاز به ادای آن میکند. کم کم با ساختن جملات کوتاه آغاز به سخن گفتن به زبان مادریش میکند. در طول زمان کوتاهی می آموزد تا به زبان مادریش احساسات و خواسته هایش را به اطرافیان خود تفهیم نماید. با زبان مادریش با دیگران رابطه برقرار کند. با همین زبان بازی میکند، می خندد، می گرید و وارد مشاجره و بگو مگو می شود. تنها و تنها با زبان مادریش است که قادر می شود دنیای پیرامون خود را بشناسد و بیان نماید. با سخن گفتن به زبان مادری از فردیت و تنهایی خویش خارج گشته از تعلق خود به گروه ویژه ای آگاه میشود. او با مهر و محبت، اعتماد و امنیتی که این تعلق به وی ارزانی داشته است زندگی میکند.
اگر بخواهم یک توضیح علمی بدهم، خواهم گفت که سخن گفتن خود تفکری آهنگین (مصوّت) است. ما هنگام تفکر خاموشانه با
خود سخن می گوئیم. و آنگاه که لب به سخن می گشائیم، در حقیقت با صدا می اندیشیم.
هنگامیکه ما به زبان مادری سخن می گوئیم، بین ذهن و دهان (زبان) رابطه ای مستقیم برقرار می شود. در اینجا می خواهم مسئله را قدری بیشتر باز کرده بگویم، زمانیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم در حقیقت بین قلب و ذهن و دهانمان(زبانمان) رابطه ای تنگاتنگ برقرار میشود. زیرا این سخنان لحظات زندگی و تجارب گذشته مان را تداعی کرده در ذهن و روانمان زنده میکند، با هر واژه ای احساسهای عمیقی را زندگی میکنیم، خرسند میشویم، ناخشنود می گردیم، حسرت می خوریم و انتظار میکشیم. با زنده شدن جملاتی که در ذهنمان شکل گرفته اند، مکنونات دلمان جان گرفته، از طریق دهان و زبان تمامی احساسات و اندیشه های خودرا بیان و بدیگران تفهیم میکنیم. درست بهمین جهت هنگامیکه ما بزبان مادریمان سخن می گوئیم، مکانیزم سه گانه ای بین دهان و قلب و ذهنمان نظم و شکل میگیرد که با طبیعت انسانی سازگاری کامل و تمام دارد. لذا زبان مادری همچون کلیدیست که دنیای درونی مانرا گشوده به نمایش میگذارد. حجب و حیا، عیب و هنر و تمامی مکنونات درونی مان تنها و تنها زمانی آشکار می گردد که ما به زبان مادریمان سخن می گوئیم. فاضل صادقی