۱۳۹۲ مهر ۵, جمعه

واکنش سازمان حقوق بشر ایران به بیانات حسن روحانی: با اعدام زندانها را خالی‌ نکنید


واکنش سازمان حقوق بشر ایران به بیانات حسن روحانی: با اعدام زندانها را خالی‌ نکنید


سازمان حقوق بشر ایران در واکنش به بیانات اخیر حسن روحانی رئیس جمهور ایران
بیانیه‌ای صادر کرد. متن این بیانیه به این شرح است:
آقای روحانی: با اعدام زندانها را خالی‌ نکنید!
بامداد امروز برخی‌ از رسانه‌ها با نقل قول از حسن روحانی رئیس جمهور ایران نوشتند: ما می‌‌می‌خواهیم زندان‌ها خالی‌ باشند. به گزارش سایت بی‌ بی‌ سی‌ " آقای روحانی که در جمع اعضای شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک صحبت می کرد در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت زندانیان در ایران گفت: ما دلمان نمی خواهد کسی را در زندان ببینیم و می خواهیم همه زندان ها خالی باشند."
سازمان حقوق بشر ایران ضمن استقبال از آزادی زندانیان سیاسی توجه جامعه بین المللی را به موج اعدام‌ها در ایران فراخواند. بنا به گزارش‌های منتشر شده توسط سازمان حقوق بشر ایران از زمان پایان انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران دستکم ۲۱۳ زندانی در شهر‌های مختلف ایران اعدام شده اند. از این تعداد ۱۲۵ اعدام زندانی توسط رسانه‌های رسمی‌ ایران اعلام شده اند و ۸۸ اعدام دیگر توسط منابع موثق نهادهای حقوق بشری گزارش شده اند. در بین زندانیان اعدام شده دستکم یک پسر ۱۸ ساله وجود دارد که زمان ارتکاب جرم ۱۴ سال سنّ داشت. همچنین ۴ زن در بین اعدام شدگان وجود دارد.
در این مدت کمتر از ۱۰۰ زندانی سیاسی ، که برخی‌ مدت زیادی از محکومیت‌شان باقی‌ نمانده بود مشمول عفو شده یا آزاد شدند. این اقدام حکومت توجه زیادی در رسانه‌های بین المللی گرفت.

محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این رابطه می‌گوید:" با وجود اینکه ما از آزادی این زندانیان بسیار خوشحالیم، ولی‌ باید به یاد داشته باشیم که این زندانیان بدون دادرسی عادلانه و با اتهامات جعلی و مغایر با استنداردهای بین المللی به حبس محکوم شده بودند. ما از جوامع بین المللی و رسانه‌ها میخواهیم که با توجه بیشتر به موج اعدام‌ها در ایران از حسن روحانی و نمایندگان حکومت ایران بخواهند که به اعدام‌ها ایران خاتمه دهند. از رئیس جمهور و مقامات مسئول ایرانی بخواهید که با اعدام زندانهای ایران را خالی‌ نکند. علاوه بر این، جدا از اینکه اعدام یک مجازات وحشیانه و غیر انسانی‌ است، اکثر این اعدام‌ها بر اساس قوانین بین المللی غیر قانونی هستند. گزارش‌های متعددی مبنی بر دادرسی غیر عادلانه، شکنجه و اعتراف اجباری وجود دارد کە بعضا نقض التزامات بین المللی ایران هستند. ما خواستار واکنش فوری مجامع بین المللی به اعدام‌ها در ایران هستیم."

۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

آغاز سال تحصیلی دانش آموزان ایلامی در مدارس چادری


آغاز سال تحصیلی دانش آموزان ایلامی در مدارس چادری

مدیر آموزش و پرورش آبدانان گفت: امسال ٢٣٠ دانش‌آموز عشایر در ٧ مدرسه‌ی چادری و ٥ کانکس سال تحصیلی را آغاز می‌کنند.بعد آخوند ها میران سازمان ملل از انرژی هستی دام میزنن

اعدام سهند علی محمدی از پیروان یارسان در زندان مرکزی ارومیه


هفته گذشته آقای سهند علی محمدی از پیروان یارسان که به 13 سال حبس محکوم بود، در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.
بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، سهند علی محمدی که در پی درگیریهای مسلحانه در مهر 83 بین نیروی انتظامی و جمعی از پیروان یارسان رخ داده بود، بازداشت و ابتدا به اعدام ولی در دادگاه تجدید نظر به 13 سال حبس و تبعید به زندان یزد محکوم شده بود.
سهند علی محمدی در سال 83 به همراه یونس آقایان، عبادالله قاسم زاده، بخشعلی محمدی از اهالی روستای اوچ تپه میاندوآب دستگیر شده بود.
دادگاه تجدید نظر حکم اعدام سهند علی محمدی و بخشعلی محمدی را به 13 سال حبس و تبعید به زندان یزد کاهش داد، اما حکم اعدام آقای قاسم زاده و یونس آقایان در دادگاه تجدید نظر تایید شد.
پیشتر حکم اعدام آقای قاسم زاده در سال 88 اجرا شد.
سهند علی محمدی نیز که در سال 1387 به زندان یزد تبعید و سپس به زندان ارومیه منتقل شده بود، نهایتا هفته گذشته در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.

اعتقاد به تثلیث، پرستیدن 3 خدای مختلف نیست؟






اعتقاد به تثلیث، پرستیدن 3 خدای مختلف نیست، بلکه اعتقاد و ایمان داشتن به خدای واحد حقیقی است که در سه شخصیت خودش را به ما مکشوف کرده. از زمان پیدایش و خلقت جهان هستی، پس از گناه آدم و حوا، خدا وعده کرد که نجات دهنده ای برای نسل بشر خواهد فرستاد. خدا آن نجات دهنده را مسیحا، خداوند، پادشاه، سرور و غیره نامید. ما هم بر اساس قدرت روح القدس خداوند و هم بر اساس شواهد تاریخی موجود در تنها کتاب الهام شده از طرف خدا (کتاب مقدس از پیدایش تا مکاشفه) ایمان داریم که عیسی مسیح آن نجات دهنده ای است که قرار بود بیاید. خداوند قادر مطلق است و کسی نمی تواند او را محدود به زمان یا مکان کند. او می تواند هر کاری که در اراده و قدوسیتش است انجام دهد. پس اگر اراده کند، می تواند به صورت انسانی کامل و بی گناه به جهان هستی آمده و راهی برای ما انسان های گناهکار مهیا سازد تا بواسطه آن، به رستگاری برسیم. ما نمی توانیم با اعمال شریعت و دین به خداوند برسیم، زیرا هرقدر هم سعی به خوب بودن بکنیم، باز هم بدی در ما وجود دارد و نمی توانیم به حظور پاک و مقدس خداوند قادر راه پیدا کنیم. در کلام خداوند می خوانیم که هیچ کس نمی تواند عیسی را خداوند بخواند، مگر بواسطه قدرت روح القدس. تثلیث پرستش سه خدای مختلف نیست، تثلیث کفر نیست. تثلیث مقدس ترین و مهم ترین نکته در مورد خداست. عیسی مسیح خداست، همان خدای پدر، همان خدای روح القدس. هر سه یک هستند، و در قدرت و ازلیت و جلال و شکوه به طور یکسان برابر و در ذات دارای موجودیت الهی می باشند. عزیزان لطفا به اشتباه به ما مسیحیان تهمت کفرگویی و سه خدا پرستی نزنید، بدانید که در روز قیامت بابت هر سخن بیهوده ای که بگویید باید به خداوند جواب پس دهید. خداوند را محدود نکنید و برای خدا تعلیم و تکلیف مشخص نکنید. خدا، خداست و قدرتش لایتناهی، او می تواند بین ما ظاهر شود، او بین ما ظاهر شد. عیسی مسیح از ازل بوده، همان خداست و همه چیز بواسطه او آفریده شد. عیسی مسیح گفت که من و پدر یک هستیم، هر کس مرا دیده باشد، پدر را دیده است. حال اگر شما با این سخن مشکل دارید و نمی خواهید (نه اینکه نمی توانید) آن را بپذیرید، آن را از عیسی مسیح بخواهید تا به شما توضیح دهد. ما ایمان داریم به خداوندی عیسی، بر طبق صحبت های خود عیسی! انجیل تحریف نشده است و هیچ مدرک و سندی در دسترس نیست که انجیل تحریف شده، به سخنان افرادی به اصطلاح متفکرند گوش فرا ندهید بلکه خودتان رفته انجیل را بخوانید تا روح القدس خداوند شما را هدایت کند، بلکه نجات یابید. "زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت کرد که یگانه فرزند خود را داد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نشود بلکه صاحب حیات جاودان گردد". این سخن خود عیسی بود، او برای دمشنی و جنگ و کینه و قضاوت نیامد، بلکه برای نجات بشر و صلح و آشتی خدا با بشر...تنها از طریق مسیح است که می توان به خدا رسید نه از طریق خواندن کتب به اصطلاح مقدس یا از طریق انجام اعمال شریعت و نه از طریق داشتن زندگیی خوب و پاک. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که بی گناه است...پس اگر می دانی که گناهکاری، تو به مسیح نیاز مندی، به او ایمان آور و او حیات جاویدان را به تو خواهد بخشید. فیض روح القدس با شما باد. اشکان یوسفی

شروع جنگ نرم جدید علیه مسیحیان توسط جمهوری اسلامی


لطفا این مقاله را تا به انتها بخوانید تا به نتیجه ای مثبت از جنب و جوش حکومت اسلامی حاکم بر ایران و ترس حاکمان مذهبی از به حقیقت دست پیدا کردن مردم برسیم که چگونه با نفوذ خود تحت عنوان فعال مسیحی یا دیگر باور های مذهبی جهت تفرقه دست به فعالیت های وسیع سایبری در سایت های اجتماعی همانند فیسبوک یا توییتر میزنند تا مسیحیت یا دیگر باورهای مذهبی را ضعیف نشان بدهند.
مدتی بود که در دنیای مجازی به ویژه فیسبوک شاهد این بودم که عده ای تحت عنوان مسیحی به دیگر مسیحیان تهمت و افترا میزدند که نه تنها برای من قابل هضم نبود و در برخی مواقع شاهد این بودم که مسیحیان دیگر را مسخره میکنند و از الفاظ زشت و زننده ای استفاده میکنند که با خود میاندیشم آیا این افراد که مدعی ایمان خود به مسیح هستند آیا یکبار هم که شده کتاب مقدس را درک کرده اند چرا که در رساله یعقوب باب یکم آیه ۲۶ میخوانیم:هر که خود را مسیحی میداند،اما نمیتواند بر زبان تند خود مسلط باشد،خود را گول میزند و مذهب اوپشیزی ارزش ندارد.
و گاهی به افراد حقیقی حمله های تندی میکنند و از هرگونه تهمت و افترایی دریغ نمیکنند و و بصورت ناجوانمردانه آنها را یکطرفه قضاوت میکنند که اینهم مغایر با تعلیمات مسیح میباشد و نشان از این داره که

کتاب مقدس را درک نکرده اند چرا که کلام خدا در رساله یعقوب باب چهارم آیه ۱۱ به صراحت چنین میفرماید

ای برادران عزیز؛از یکدیگر بدگویی نکنید و ایراد نگیرید و یکدیگر را محکوم نمایید.زیرا اگر چنین کنید؛در واقع

از احکام خدا ایراد گرفته اید و آن را محکوم کرده اید.اما وظیفه شما قضاوت درباره احکام خدا نیست،بلکه اطاعت

از آن .

و در بعضی از موارد شاهد این هستیم که قصد ایجاد جدایی و تفرقه بین ایمانداران به مسیح را سر لوحه اقدامات ضد مسیحی خود کرده اند با ایجاد تفرقه بین مسیحیان، استنباط شخصی من بر این است که با ایجاد تفرقه قصد شقاق کلیسا را ره توشه خود کرده اند البته با ز هم با نگرشی در کتاب مقدس در اول قرنتیان باب یک آیه ۱۰

ببینیم که کلام خدا در مور اتحاد چه میفرماید :اما ای برادران عزیز،به نام خداوند ما عیسی مسیح به شما التماس میکنم که از بحث و جدل دست برداشته،بکوشید با یکدیگر یکدل و یکزبان باشید تا در میان شما جدایی و شکاف پیش نیاید.خواهش میکنم که در فکر و هدف متحد باشید .

با نوشتن این مطالب خواستم به مخاطبان خود اعلام کنم یک مسیحی واقعی همیشه زبان خود را کنترل میکند تا همنوع خود را نیازارد ،یک مسیحی واقعی از مسیحی دیگر بد گویی نمیکند و اورا قضاوت نمیکند ،یک مسیحی واقعی بدنبال ایجاد اتحاد بین ایمانداران به مسیح میباشد نه اینکه در بین ایمانداران تفرقه ایجاد کند و به کلیسا ضربه بزند
و تمام این اعمال و حرکات مرا به فکر فرو برد مگر میشود یک ایماندار واقعی به مسیح با توجه به داشته های ما در کتاب مقدس تبر بر دست گرفته و بدن مسیح را تکه تکه کند؟مگر ما مسیحیان به روز داوری اعتقاد نداریم؟
مگر میشود کسی به روز داوری اعتقاد داشته باشد و چنین کند؟ پس خواهر و برادر من در مسیح هوشیار باش که
اینگونه اقدامات فقط از اشخاصی بر میاید که افزایش روز به روز ایمانداران به مسیح موقعیت او را بخطرمیاندازد
و چنان میشود که رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای ،محمود احمدی نژاد و محمد باقر قالیباف شهردار تهران
ترویج مسیحیت و وجود کلیساهای خانگی را بزرگترین دشمنان جمهوری اسلامی میدانند
که علی خامنه ای از فعالان سایبری وابسته به حکومت دعوت میکند که علیه ترویج مسیحیت اقدام به جنگ نرم بنمایند
در زیر راه هایی که توسط حکومت جهت جنگ نرم انجام میشود را به شما یاد آوری میکنم که خودتان قضاوت کنید که آیا اینگونه اقداماتی که توسط این مسیحی نما ها انجام میشود شباهتی به جنگ نرم حکومت علیه مسیحیان ندارد ؟
بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه یک تفکر است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.
۱:ترور شخصيت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نميتوان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيتزدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و… وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند. جمهوری اسلامی هم نیز با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و… كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و مذهبی موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.




۲:برچسب زدن: بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را نهادهاي مختلف نسبت مي دهند

۳:تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم.

۴:تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است.

۵:دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار ميگيرد.

۶:انسانيتزدايي و اهريمنسازي: يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيتزدايي» است.یعنی شخص مقابل را تقریب کرده و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهرکرد ، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.

۷:ايجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان یک تفکر است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

۸:توسل به ترس و ايجاد رعب: در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي طرف مقابل ، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.

۹:مبالغه: مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند.همانند حال حاظر که جمهوری اسلامی از پیشرفت مسیحیت احساس خطر کرده .

حکومت جمهوری اسلامی با گماردن ماموران امنیتی خشن و نیروهای زبده اطلاعاتی برای مقابله با گسترش مسیحیت در ایران، تلاش سازمان یافته و طراحی شده ای برای منزوی کردن رهبران مسیحی و خارج کردن اداره کلیساها از دست آنها با روشهای جاسوسی و تفرقه افکنانه دارد. آنها می خواهند در نهایت این رهبران را با افزودن فشارها مجبور به مهاجرت از ایران بکنند و بعد آنها را عوامل تحریک شده دشمنان جمهوری اسلامی معرفی کنند.

مقصود نهائی رهبران جمهوری اسلامی و روحانیون تندرو شیعه از این اعمال تعطیلی کامل همه کلیساها در ایران و توقف هرگونه مراسم نیایش و پرستش مسیحی در این کشور می باشد. رفتار آنها با کلیساها و رهبران مسیحی باعث ایجاد یک نگرانی بزرگ در جامعه مسیحیان ایران برای از دست دادن همین حداقل امکانات موجود برای پرستش خداوند در کشورشان می باشد.

رفتارهای حکومت ایران در مورد مسیحیان به طور کامل مغایر با اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین بین المللی درباره آزادی مذهبی است که جمهوری اسلامی متعهد یه رعایت آن میباشد.

۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

اعدامهای جمعی در ايران ادامه دارد و شمار اعدامها پس از نمايش انتخابات به ۱۷۸ رسيده است











پذيرش روحانی در مجمع عمومی همزمان با اعدامهای جمعی به سخره گرفتن حقوق بشر، دموکراسی و عدالت در جهان امروز است
رژيم آخوندی در سحرگاه روز سه شنبه 2مهر، در همان روز حضور آخوند روحانی در مجمع عمومی ملل متحد چهار زندانی را در کرمان به دار آويخت. روز پيش از آن نيز در يک اقدام سبعانه يک جوان 18ساله که از 14سالگی در زندان به سر می برد، در کازرون اعدام شد.
در روزهای پيش از آن نيز 23زندانی در زندانهای زاهدان، يزد، تنکابن، و زندان گوهردشت بدار آويخته شده بودند. به اين ترتيب شمار اعدامهای ثبت شده بعد از نمايش انتخابات رياست جمهوری در 24خرداد، به 178تن بالغ می شود. اين در حالی است که هزاران زندانی در تهران و شهرهای مختلف کشور از جمله 3000 زندانی در قزلحصار و 300زندانی در ديزل آباد کرمانشاه در انتظار اعدام به سر می برند.
استقبال از رئيس جمهور فاشيسم دينی حاکم بر ايران در مجمع عمومی ملل متحد همزمان با اعدامهای جمعی و خودسرانه در ايران، به سخره گرفتن حقوق بشر، دموکراسی و عدالت در جهان امروز است.
در شرايطی که 100روز پس از نمايش انتخابات، ديکتاتوری دينی حاکم بر ايران علاوه بر روند فزاينده اعدامها، به مشارکت در کشتار مردم سوريه و پروژه های اتمی ابعاد جديدی بخشيده است، هر گونه دامن زدن به توهم اعتدال و ميانه روی در اين رژيم قرون وسطايی، صرفاً عليه حقوق بشر و دموکراسی در ايران و صلح و آرامش در منطقه و نقض ارزشهای پايه يی و جهان شمولی است که ملل متحد بر آنها بنا شده است.

۱۳۹۲ مهر ۲, سه‌شنبه

یعنی‌، هر چه شد شد ولی ملا باشه








وقتی 150 میلیون دلار برای آوردن آخوند های فراماسونری پرداختند این خیلی ساده لوحانه ست که دشمنی های نمایشی را باور کنید دستها کاملا رو شده بازی مدلش عوض میشه <<<<<<<<<<<<<<<<<>امروز اوباما آب پاکی‌ را ریخت رو دست مردم، اوباما گفت که حتی اگر نصف مردم ایران هم اعدام، شکنجه، در بدر، مفقود، مجروح و محروم از هر گونه کمترین حقوق بشر هم بشند ما دوست داریم که ملاها بمانند.

70 نفر از برادران و خواهران مسیحی ما را به شهادت رساندند.


متاسفانه با خبر شدم که روز یک‌شنبه دو مسلمان افراطی وابسته به حزب «جند الله» با بستن کمربند انفجاری، دست کم 70 نفر از برادران و خواهران مسیحی ما را به شهادت رساندند.

از شنیدن این خبر بسیار دلم گرفت.
از خداوندمان عیسی مسیح برای بازماندگان این حادثه تسلی و آرامش مخصوص خداوند را خواهانم.
کلیسای در جفای پاکستان تسلیت.

با بغض و اندوه

رادیو ترسایان

لینک خبر: محبت نیوز
http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&view=article&id=7518%3A1392-06-31-17-34-45&catid=53%3Achurch-difficulty&Itemid=282

صدور حکم اعدام برای یک شهروند کرد آژانس خبری موکریان سرویس حقوق بشر


دادگاه انقلاب مهاباد برای یک فعال سیاسی کرد حکم اعدام صادر کرد.
بنا به گزارش آژانس خبری موکریان، با گذشت سه سال و نیم از بازداشت یک شهروند کرد اهل بوکان، روز شنبه 30 شهریورماه 92 شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد "محمد عبدالهی" زندان سیاسی کرد زندان مهاباد را به اعدام محکوم کرد.
بر اساس همین گزارش، این فعال سیاسی طی تماسی با خبرنگار آژانس خبری موکریان ضمن تایید این خبر اظهار داشت: "حکم صادره از طرف دادگاه به صورت کتبی به من ابلاغ نشده ولی مسئولان زندان مرا در جریان حکم صادره قرار داده اند و بنده تصمیم ندارم به حکم صادره اعتراض کنم".
در ادامه گزارش خبرگزاری موکریان آمده است، در پی اظهارات عبدالهی مبنی بر عدم اعتراض به حکم صادره، خبرنگار موکریان در تماس کوتاهی با کفاشی، وکیل مدافع تسخیری این زندانی سیاسی آخرین وضعیت پرونده نامبرده را جویا شد که ایشان ضمن تایید خبر حکم اعدام گفت: "بنده به حکم صادره اعتراض دارم و در مدتی که فرصت اعتراض وجود دارد لایحه اعتراضی را تقدیم دادگاه تجدیدنظر خواهم کرد".


گفتنی است؛ محمد عبدالهی، اولین بار 4 فروردین ماه 89 بازداشت و پس از سه ماه نگهداری در اداره اطلاعات به زندان مرکزی مهاباد منتقل شد.

این گزارش می افزاید، این زندانی سیاسی اهل بوکان تاکنون 11 بار به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب مخالف و تبلیغ علیه نظام دادگاهی شده است که آخرین جلسه آن در یکم مردادماه سال جاری در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد برگزار شد.

لازم به ذکر است، محمد عبدالهی برادر محمد امین عبدالهی، زندانی سیاسی زندان طبس است که حدود 8سال پیش به اتهام محاربه دستگیر و در مجموع به ۱۸ سال حبس و تبعید به زندان طبس محکوم شده است.

دیدار جمعی از خانواده‌های دراویش زندانی با نسرین ستوده








جمعی از خانواده‌های دراویش زندانی محبوس در زندان اوین، عصر روز گذشته با نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر دیدار کردند.
به گزارش مجذوبان نور؛ تعدادی از اعضای خانواده دراویش زندانی روز یکشنبه ۳۱ شهریورماه به دیدار نسرین ستوده فعال حقوق بشر که هفته گذشته از زندان اوین تهران آزاد شد، رفته و خوشحالی خود را از آزادی وی ابراز داشتند. در این دیدار نسرین ستوده با آرزوی آزادی تمامی زندانیان سیاسی عقیدتی به لزوم تداوم روند آزادی زندانیان تاکید کرد.
مصطفی دانشجو، فرشید یداللهی‌، امیر اسلامی‌، امید بهروزی از وکلای زندانی دراویش محبوس در زندان اوین هستند که هر یک به هفت سال و شش ماه حبس محکوم شده اند.

۱۳۹۲ شهریور ۳۱, یکشنبه

حسن روحانی شیادی هزار چهره با لبخند و کلید مسخره اش میخواهند جامعه جهانی را فریب بدهند


 حسن روحانی شیادی هزار چهره با لبخند و کلید مسخره اش میخواهند جامعه جهانی را فریب بدهند
و وقت زیادی بدست بیاورند برای بقول خودشان ظهور مهدی همان دستیابی به سلاحهای متعارف کشتار همگانی است.
که ماموریشت این آخوند شیاد این است که جامعه جهانی با لبخندی ظاهرا دوستانه و نرم اما زیر این لبخند کینه ای کشنده خود را قایم نموده است فریب بدهند.
رژیم هر زمان که دید در تنگنا قرار گرفته است فردی را علم میکند برای نجات جان نظام پوسیده سرکوبگر دیکتاتوری جنون اسلامی مثل همان که در سال 1992 در آلمان صورت گرفت که رژیم ایران دست به ترور دکتر صادق شرفکندی زد و اتحادیه اروپا به خاطر جنایتخای رژیم در خاک اروپا سفرایی خود را از تهران فراخواندن و رژیم به طور کامل در تنگنا و قرار گرفته بود و کاملا منزوی شده بود و به دنبال نجات نظام تروریستی بودند سران رژیم تا خاتمی شیاد را علم نمودند با لبخندهای فریبنده تا حدی موفق شدند و جامعه جهانی را فریب دادند.
که در زمان خاتمی با شعارهای توخالی و بسیار فریبنده مخالفین داخلی را کشف و نابود کردند و همان بود که همه ما آن را دیدیم که قتلهای زنجیر ای در ایران به فرمان خاتمی انجام گرفتو حالا حسن روحانی را علم نموده اند برای فریب جامعه جهانی و خریدن وقت بیشتر برای بدست آوردن سلاح اتمی

۱۳۹۲ شهریور ۳۰, شنبه

نامه عبدالحمید مولانا به خامنه‌ای در خصوص صدور حکم اعدام ۲۶ جوان کرد


خبرگزاری هرانا - مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان طی نامه‌ای به سید علی خامنه ای رهبر ایران، در خصوص صدور حکم اعدام ۲۶ تن از جوانان اهل سنت کرد در زندان رجائی شهر کرج، خواستار مداخله ایشان در این مسأله شدند.
در بخشی از این نامه که در وبسایت رسمی عبدالحمید مولانا منتشر شده است و در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۲ به دفتر مقام معظم رهبری ارسال شده است، به "شرایط ملتهب جهانی" اشاره شده و آمده است: "شرایط جهانی بسیار ملتهب است و دشمنان قسم خورده اسلام که از اختلاف سود می‌برند، در صدد بهره برداری‌اند."
مولانا عبدالحمید در پایان این نامه خطاب به خامنه‌ای نوشتند: "اینجانب با اطمینان از درایت و دوراندیشی آن زعیم عالیقدر و با انگیزه خیرخواهی برای نظام و میهن اسلامی، درخواست دارم با تدبیر حکیمانه، به هر نحوی که صلاح می‌دانید از اعدام این افراد جلوگیری فرمایند؛ زیرا اعدام این جمع اثرات منفی در داخل و خارج کشور بجا می‌گذارد."
گفتنی است رونوشتی از این نامه جهت تدبیر و پیگیری موضوع به رئیس جمهور نیز ارسال شده است.

۱۳۹۲ شهریور ۲۹, جمعه

چهار شهروند کرد ایرانی در معرض اعدام قرار دارند


عفو بین‌الملل با انتشار اطلاعیه‌ای از خطراعدام قریب‌الوقوع چهار نفر از اقلیت کرد در ایران خبر داده است. این چهار نفر می‌گویند، در دوران بازداشت شکنجه شده و از دسترسی به وکیل مدافع نیز محروم بوده‌اند.
جمشید دهقانی و برادر کوچکترش جهانگیر دهقانی، حامد احمدی و کمال مولایی در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۰ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده‌اند. این چهار متهم در حالی که از حق وکیل مدافع محروم بودند، به اتهام‌هایی چون "محاربه" و "فساد فی‌الارض" به اعدام محکوم شدند.
عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ خود می‌نویسد، این چهار نفر به تازگی اطلاع یافته‌اند که احکام اعدام آنها در دیوان عالی کشور تایید و پرونده‌شان به بخش اجرای احکام فرستاده شده است. یکی از مقام‌های زندان به‌طور غیررسمی به متمهمان اطلاع داده که احکام اعدام آنها در روزهای آینده اجرا خواهد شد.
جمشید و جهانگیر دهقانی، حامد احمدی و کمال مولایی در ماه‌های ژوئن و ژوئیه ۲۰۰۹ توسط ماموران امنیتی بازداشت و در اداره اطلاعات سنندج زندانی می‌شوند. آنها برای مدتی نیز در همدان زندانی بودند تا آنکه در فوریه ۲۰۱۱ به زندان رجانی‌شهر کرج انتقال می‌یابند.
این چهار نفر متهم‌اند که با همدستی شش نفر دیگر در روز ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ (۱۷ سپتامبر ۲۰۰۹) ملامحمد شیخ‌الاسلام، روحانی سنی و نماینده استان کردستان در مجلس خبرگان رهبری را به قتل رسانده‌اند. شیخ‌الاسلام، پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در حال خروج از مسجد سید قطب سنندج بود که ترور شد.
در سال ۱۳۸۸ چند ترور دیگر نیز در سنندج صورت گرفت. ماموستا برهان عالی، از روحانیان اهل سنت و امام جمعه موقت سنندج و یک قاضی دادگاه انقلاب سنندج از جمله کسانی بودند که در این ترورها کشته شدند. نهادهای امنیتی ایران این ترورها را به گروه‌های "سلفی" نسبت ‌دادند.
چهار متهم زندانی هر گونه دخالت خود در ترور ماموستا شیخ‌الاسلام را رد می‌کنند.
عفو بین‌الملل می‌گوید اطلاع یافته که این متهمان در دوران بازداشت و پیش از محاکمه شکنجه شده و مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند: «آنها زیر فشار و تهدید متن‌هایی را امضا کرده‌اند بدون آنکه از محتوای آن‌ها اطلاع داشته باشند.»
چهار زندانی یادشده با هدف توقف اجرای احکام اعدم خود به همراه شماری دیگر از زندانیان کرد در زندان رجائی‌شهر در اسفند ۱۳۹۱ برای مدتی دست به اعتصاب غذا زدند.
عفو بین‌الملل از اعضای خود و فعالان حقوق بشر خواسته با ارسال نامه به مقام‌های ایرانی، خواستار توقف اجرای احکام اعدام این چهار نفر و محاکمه مجدد آنها براساس استانداردهای قضایی عادلانه شوند.

آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و محاکمه آمرین و عاملین جنایت علیه بشریت در ایران





در طی روزهای اخیر تعداد بسیار اندکی از زندانیان سیاسی ، یکی از وکلا و یکی از حامیان مادران پارک لاله بطور مشروط آزاد شدند . اکثر کسانی که آزاد شده اند یا مدت کوتاهی به پایان محکومیت آنها باقی مانده بود و یا اینکه وضعیت جسمی بعضی از آنها چنان حاد است که ناگزیر به آزادی آنها شده اند. در این راستا رژیم ولی فقیه در رسانه های دولتی خود دست به تبلغات گسترده ای در اینباره زده است.
از طرفی دیگر هدف از بکارگیری آزادی مشروط در حقیقت این است که بعد از رسیدن به هدف فریبکارانه خود دوباره تحت عناوین واهی و دروغین آنها را ازبازداشت نماید کماینکه در این سالیان بارها روی داده است
اقدام به آزادی مشروط تعداد اندکی از زندانیان خود نشانه قاطعی است که این زندانیان ، بی گناه و غیر قانونی دستگیر شده اند، مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته اند ،پرونده سازی با اتهامات دروغین و محکومیت سنگین و غیر انسانی توسط قضات وزارت اطلاعات که خود از جنایتکاران علیه بشریت می باشند شده اند.
پس باید به تمامی زندانیانی که آزاد شده اند به دلیل تمامی ستمهایی که در این مدت بر خود و خانواده شان روا داشته شده است غرامت پرداخت گردد و همچنین آمرین و عاملینی که به خانه های آنها یورش بردند، آنها را دستگیر کرده اند، مورد شکنجه قرار داده اند و احکام سنگین و غیر انسانی علیه آنها صادر کرده اند و به عمد باعث فشارهای روحی، تهدید و موجب اذیت و آزار فرزندان خردسال و خانواده های آنها شده اند عادلانه محاکمه و مجازات شوند.

این اقدام فریبکارانه و نمایشی در آستانه برگزاری جلسات مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شرکت آخوند حسن روحانی در این جلسات صورت گرفته است تا اعدام های گروهی در زندانها ،در آستانه به اجرا در آوردن حکم اعدام تعداد زیادی از زندانیان عقیدتی اهل سنت،یورش به پیروان ادیان و مذاهب و دستگیری و صدور احکام سنگین علیه آنها ( مسیحیان ، بهاییان ، اهل سنت ،دراویش و.غیره) ، یورش و دستگیری اقوام مختلف ایرانی، سرکوب زنان تحت عنوان بدحجابی، دستگیری و تحقیر جوانان در اماکن عمومی و زندانها ، فشارهای طاقت فرسا و قرون وسطایی علیه زندانیان سیاسی،عقیدتی و اقوام مختلف در زندانها مانند : (زجرکش کردن ، عدم درمان زندانیان سیاسی ، قطع دارو ، ازدحام بیش از حد در سلولها ، کاهش جیره غذایی به لحاظ کمی و کیفی،عدم وجود امکانات بهداشتی،قرار دادن آنها در میان مجرمین عادی و معتاد به مواد مخدر و موارد متعدد دیگر) که در جریان است را فریبکارانه پنهان و تحت شعاع قرار دهد.
در حال حاضر تعداد بیشماری از زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، دانشجویان ، زنان ،دراویش، اهل سنت، مسیحیان و بهاییان وهموطنان بلوچ در زندانها بسر می برند که بی گناه و غیر قانونی دستگیر شده اند. که بطور اختصار به بعضی از آنها می پردازیم:
۱ـ زندانی عقیدتی آقای کاظمینی بروجردی به صرف اینکه خواهان جدایی دین از سیاست است و مخالف اعمال غیر انسانی رژیم ولی فقیه است تحت شرایط غیر انسانی و قرون وسطایی در زندان نگهداری می شود.
۲ـ کشیش زندانی بهنام ایرانی از اعضای شورای رهبری مسیحیان ایران به صرف اینکه مسیحی است و از عقاید خود دفاع می کند از درمان محروم می باشد و خانواده وی تحت فشارهای بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد.
۳ـ ده ها نفر از زندانیان عقیدتی اهل سنت در زندانهای قزل حصار ، گوهردشت کرج، زاهدان و سایر زندانها در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.
۴ـ تعداد زیادی از هموطنان بلوچ در زندانهای مختلف ایران علیرغم اینکه در هنگام دستگیری سن بعضی از آنها زیر ۱۸ سال بوده است به اعدام محکوم شده اند و در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.
۵ـ زندانیان سیاسی تبعیدی کرد در زندانهای مختلف تحت شرایط غیر انسانی قرار دارند و یکی از آنها به نام افشین سهراب زاده توسط بازجویان وزارت اطلاعات در حال زجرکش شدن است.
۵ـ زندانی سیاسی ارژنگ داودی به صرف مخالفت با اعمال قرون وسطایی رژیم ولی فقیه در زندان بندرعباس در تبعید بسر می برد و رژیم ولی فقیه منزل مسکونی وی را به تصرف خود در آورده است ، همسر بی گناه او را تنها به خاطر اینکه از همسرش دفاع می کرد ۴ ماه در سلولهای انفرادی زندانی نمودند.
۶ـ زندانی سیاسی علی معزی ، احمد و محسن دانشپورمقدم که از بیماریهای حاد جسمی رنج می برند ، بازجویان وزارت اطلاعات در حال زجرکش کردن تدریجی آنها است.
۷ـ وکلای با شرافتی مانند عبدالفتاح سلطانی و وکیل سیف زاده و سایر وکلا به صرف دفاع از موکلین خود در زندان بسر می برند.
۸ـ دانشجویانی مانند مجید دری ، میثاق یزدان نژاد و سایر دانشجویان سالها است که در زندان بسر می برند.
۹ـ زنان زندانی که به صرف دفاع از حقوق خود و سایر زنان و مردم ایران در زندان بسر می برند
آخوند حسن روحانی پیش از انتصابش در پست ریاست جمهوری توسط ولی فقیه آخوندعلی خامنه ای ، رئیس شورای امنیت ملی ( آخوندها) و نماینده خامنه ای در این شورا بوده است. در مناظره های انتخاباتی بین کاندیداهای منصوب شده حداقل ۲ کاندیدا به نام های محمد باقر قالیباف و جلیلی در تلویزیون دولتی اعتراف کردند که او در سرکوب ۱۸ تیر دانشجویان و سرکوبهای خونین مردم نقش تصمیم گیرنده داشته است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانی سیاسی، عقیدتی و محاکمه آمرین و عاملین جنایت علیه بشریت در ایران است و از دبیر کل سازمان ملل متحد و رهبران کشورهای حاضر در این اجلاس خواستار تاکید به آخوند حسن روحانی منصوب خامنه ای که در صورت ادامه جنایت علیه بشریت در ایران پرونده آنها به دادگاه جنایی بین المللی ارجاع خواهد شد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۹ شهریور ۱۳۹۲ برابر با ۲۰سپتامبر ۲۰۱۳

بازداشت یک وبنگار منتقد هنگام خروج از کشور








احمدرضا نجداد نویسنده، محقق و وب‌نگار منتقد، روز پنج‌شنبه هنگام خروج از کشور بازداشت شد.
احمدرضا نجداد، نویسنده، محقق و وب نگار منتقد، روز پنجشنبه هنگام خروج از کشور، در فرودگاه بین المللی تهران، توسط ماموران امنیتی لباس شخصی ابتدائا مورد پرسش و سپس بازداشت قرار گرفت.
آقای نجداد، نویسنده وبلاگ "برابری، آزادی"، پیش از این نیز مورد احضار و بازجویی قرار گرفته و کتاب اخیر وی پیرامون کنکاشی در علل عقب ماندگی نیز، ماه‌ها در اداره کتاب وزارت ارشاد اجازه انتشار نیافته بود.
هنوز از علت بازداشت، محل نگهداری و وضعیت آقای نجداد خبری منتشر نشده است.
هرانا

فراخوان گسترده برای رهایی و بازگشت مریم مقدم به سوئد


مریم مقدم، هنرپیشه‌ی ایرانی ساکن سوئد، در پی ممنوع الخروج شدن، از ماه مارس گذشته در ایران مانده است. امروز چندین روزنامه‌ی سوئد، فراخوانی گسترده را برای رهایی او انتشار دادند.
این فراخوان از جمله توسط ناهید پرشون مستندساز، گابریلا پیچلر کارگردان ، استلان اسکارش‌گورد هنرپیشه و مدیران تئاتر باکا انجام شده و آنها خواستار شده‌اند که دولت ایران به زیرپاگذاردن حقوق اولیه مریم مقدم پایان دهد.
مریم مقدم در تماسی تلفنی از تهران می‌گوید که از شنیدن این خبر بسیار شاد شده است. او تاکید می‌کند که از اینکه افرادی هستند که در سوئد به‌فکر او هستند، دلگرم می‌شود. او ابراز امیدواری می‌کند که این تلاش‌ها نتیجه‌ای داشته باشد و می‌گوید که صدای جمعی همیشه بیشتر از صدای یک‌نفر شنیده می‌شود.
درماه فوریه گذشته بود که پلیس ایران، گذرنامه‌ی مریم مقدم را ضبط کرد. او پس از شرکت در فستیوال فیلم برلین به ایران سفر کرده بود. در این فستیوال فیلم پرده، اثر جعفرپناهی که در خفا ساخته شده بود، با بازیگری مریم مقدم به نمایش درآمده بود. جعفرپناهی که خود در حبس خانگی‌ست، به بیست‌سال محرومیت از فیلمسازی محکوم شده است. مریم مقدم نیز به دلیل بازی در این فیلم غیر مجاز، ممنوع‌الخروج شد. او درگفتگوی تلفنی با رادیو سوئد گفته است که هشت ماه پیش که این اتفاق برای او افتاد از رسانه‌ای شدن پرونده‌ هراس داشت وفکر می‌کرد که وضعیت بدتر می‌شود. اما اکنون حدس می‌زند اوضاع فرق کرده باشد. فیلم پرده به کارگردانی جعفر پناهی و بازیگری مریم مقدم، سال آینده در فستیوال فیلم یوتبوری به نمایش در خواهد آمد.

۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

چرا دولت آلمان تا به حال واکنشی نشان نداده ؟ و چرا سفارت رژیم اسلامی جنایات کار را نبسته ؟







امروز بيست و يكمين سالگرد ترور ميكونوس است. اينجا، رستوران ميكونوس، همان مكاني بوده كه سه تن از رهبران سياسي كرد و يك فعال سياسي به قتل رسيدند. پنج سال بعد، دادگاهي در برلين، در راي خود اعلام كرد بالاترين مقامات جمهوري اسلامي مسئول اين ترور هستند. با اين همه هنوز سوالات بي پاسخ بسياري به خصوص در مورد نقش سفارت ايران و شخص سفير، حسين موسويان در اين قتل دولتي وجود دارد.

بی خبری از سرنوشت یک روزنامه نگار کرد




از سرنوشت ناصر باباخانی روزنامه نگار کرد پس از بازداشت وی هیچ خبری در دست نیست.
خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، بنابه گزارش آسو نیوز، ناصر باباخانی عضو شورای علمی دانشگاه آزاد میاندواب پس از بازداشت از سوی نیروهای امنیتی، تاکنون هیچ خبری از وضعیت وی در دست نمی باشد.
براساس این گزارش و به نقل از یکی از اعضای خانواده وی، تاکنون چندین بار خانواده ناصر باباخانی به منظور با خبر شدن از وضعیت فرزند خود به نهادها وادارات اطلاعات مراجعه کرده اند که هربار با بی توجهی و عدم پاسخ گویی آنان مواجه شده اند.
شایان ذکر است ، ناصر باباخانی سابقه همکاری با مجله سروه به مدت چهار سال، وعضویت در شورای نویسندگان دوماهنامه ی "روانگه" را در پرونده خود دارد.

۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

کوردستان میدیا





بیشتر مناطق کردستان با شعارهای حزبی و یاد و نام شرفکندی موزین شد .

کوردستان میدیا: اعضا و هواداران حزب دمکرات کُردستان ایران در شهرهای سقز و بوکان بە مناسبت ٢١مین سالروز ترور د.صادق شرفکندی و همراهانش فعالیت تبلیغی انجام دادند.

بە گزارش وب‌سایت کوردستان میدیا، اعضا و هواداران حزب دمکرات کُردستان ایران در شهرهای سقز و بوکان بە مناسبت بیست‌و‌یکمین سالروز ترور د.صادق شرفکندی و همراهانش با پخش پوستر و تراکت، تروریسم رژیم ایران را محکوم کردند.

شافعی،٢٢ متری، صالح‌آباد، بیمارستان تامین اجتماعی، کریم‌آباد، مسجد حضرت‌عمر مکان‌هایی در شهر سقز هستند که در آن فعالیت تبلیغی انجام شدە است.

در همین رابطه و در شهر بوکان، اعضا و هواداران حزب دمکرات کُردستان ایران بە مناسبت بیست و ششم شهریورماە، بیست‌و‌یکمین سالروز ترور د. شرفکندی و همراهانش در بیشتر مکان‌های شهر بوکان دیوارنویسی و فعالیت تبلیغی انجام دادند.

اعضا و هواداران حزب در محلات ابوذر، سامان، شهرک، بیمارستان قدیم، ساحلی، قلعە سردار، بلوار کُردستان، میدان فرمانداری، بلوار د.قاسملو و امیرآباد پوستر و تراکت پخش کردند.

همچنین در روستاهای قره‌کند، عزیزکند، ترغە، نوباز، حمامیان، داشبند و پخش سیمینه "قرەمسالی" فعالیت تبلیغی انجام شدە است.

در همین رابطە، در شهر بوکان در چشمەی "سنگران ترغە" پرچم کُردستان توسط اعضا و هواداران حزب بە اهتزاز در آوردە شد و عکس‌هایی از د.سعید شرفکندی در این روستا پخش شد.
کوردستان میدیا: اعضا و هواداران حزب دمکرات کُردستان ایران در شهر مریوان بە مناسبت ٢٦ شهریورماە سالروز شهید شدن د. شرفکندی فعالیت تبلیغی انجام دادند.

بە گزارش وب‌سایت کُردستان میدیا، کوچەی هردی و اطرافش مکان‌هایی در شهر مریوان هستند کە در آن‌ها فعالیت تبلیغی برگزار شدە است.

همچنین در روستاهای موسک، سرتپەی موسک و دارسیران٣ شعار نوشتە شدە و تراکت و پوستر مرتبط بە سالروز ترور د. شرفکندی و همراهانش پخش شدە است.

بە گزارش وب‌سایت کُردستان میدیا، اعضا و هواداران حزب دمکرات کُردستان ایران ، بە مناسبت ٢٦ شهریورماه سالروز ترور دبیر کل حزب دمکرات کُردستان ایران و همراهانش در آلمان توسط تروریست‌های رژیم ایران، در چندین مکان شهرستان مهاباد فعالیت تبلیغی انجام دادند.

اعضا و هواداران حزب در بیشتر مکان‌های مهاباد عکس د.شرفکندی را پخش کردند و با دیوار‌نویسی تروریسم رژیم ایران را محکوم کردند.

مکان‌های کە در شهر مهاباد فعالیت تبلیغی صورت گرفت عبارتند از: کوی دانشگاه، مجبورآباد، زمین‌های شهرداری، تپە قاضی و بهارستان.

از دیگر سو، در روستای "یوسفکند" از توابع شهرستان مهاباد فعالیت تبلیغی انجام شد و پوسترهای ویژه روز٢٦ شهریورماه پخش گردید.

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

رئیس پلیس ایران: استفاده مقامات دولتی از فیس‌بوک قانونی نیست

اشاره آقای احمدی مقدم به استفاده گروهی از مقامات دولتی از سایت فیسبوک است که از چهار سال پیش دسترسی به آن از داخل ایران فیلتر شده است. گفته می شود که سازمان های دولتی می‌توانند با ارائه درخواست به کمیته ۱۲ نفره فیلترینگ از قانون ممنوعیت مستثنا شوند.تورج کاظمی معاون مبارزه باجرایم پلیس فتا پیشتر گفته بود "براساس قانون جرایم رایانه‌ای موضوعی به اسم مجازات افراد به دلیل عضویت در فیسبوک وجود ندارد" و محمدعلی اسفنانی، نماینده مجلس و عضو کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه هم گفته: "چنانچه در فیسبوک فعالیت خلاف قانون صورت نگیرد، نمی‌توان افراد را محکوم کرد". او گفت که فیسبوک تنها به این دلیل فیلتر شده است که در این شبکه مواردی وجود دارد که امنیت ملی و اخلاقی کشور را تهدید می‌‌کند.

طی یک ماه گذشته دست‌کم ۴۲ تن در شهرهای مختلف ایران اعدام شدند






طی یک ماه گذشته دست‌کم ۴۲ تن در شهرهای مختلف ایران اعدام شدند که اعدام ۱۰ تن از این افراد در ملأ عام اجرا شده است؛
محاکمه یک کشیش ارمنی در ایران، وضعیت جسمی محمدرضا پورشجری وبلاگ‌نویس زندانی در گفت‌و‌گو با فرزندش و ادامه بازداشت اکبر امینی فعال سیاسی و مریم شفیع‌پور فعال دانشجویی.

۱۳۹۲ شهریور ۲۰, چهارشنبه

طی روز گذشته دست‌کم ۶ متهم به قاچاق موادمخدر در زندان مرکزی تبریز اعدام شدند که یک تن از ایشان زن بوده است.

سحرگاه روز گذشته ۱۹ شهریور ماه دست‌کم ۵ مرد و ۱ زن به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند.
اسامی این افراد بدین شرح است: بهروز شیر پور، منوچهر داوودی، بهمن قیطرانی، قاسم اکبری، ذکریا نصرالهی، مشخصات یکی از متهمان که از بند زنان اعدام شده است تاکنون به دست گزارشگران هرانا نرسیده است.
دستگاه قضایی تاکنون هیچ گزارشی در مورد این اعدام‌ها در زندان ارومیه صادر نکرده است.

چرا نباید تحصیل بە "زبان مادری" آزاد باشد؟






چرا نباید تحصیل بە "زبان مادری" آزاد باشد؟
در هر جامعه یکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه استثمار انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است.
ما خواهان حق مسلم خود که همان تحصیل به زبان مادریمان "کوردی" است ، هستیم.
یعنی در مناطق کوردنشین، در کنار زبان فارسی "باید" زبان کوردی هم در مدارس تدریس شود.


کرمانجی ناوەڕاست
بۆ خوێندن بەزمانی دایکی نابێ ئازاد بێ ؟
هەر کۆمەڵگایەک کە مرۆڤەکان تێیدا لە پەروەردە بوون بە زمانی دایکی بێ بەهرە بن، مانای ئەوەیە کە دەسەڵاتی زڵم و زۆری سیاسی و کۆمەڵایەتی بە سەر ئەو کۆمەڵگایەدا زاڵە. بێداد هەیە، چونکوو لەوێ زمانێک بە سر زمانەکانی کە و گرووپێک لە مرۆڤەکان بە سەر ئەوانیتردا زاڵن و خۆیان بە باشتر دەزانن. ئەمە ئەو مانایەی هەیە کە لە ئاوەها کۆمەڵگایەکدا خەڵکی ژێر دەست لە ناو چوون و سڕینەوەیان لە سەر لاپەڕەی مێژوو لە پێشدا بەرنامەی بۆ داڕێژراوە.
ئێمە خوازیاری مافی ڕەوای خۆمانین کە خوێندن بە زمانی پاراوی دایکی کوردیە.
بەو مانایە کە ئەبێ لە ناوچە کوردیەکاندا، ئەبێ زمانی کوردیش بخوێندرێ بە منداڵان..... تکایە پارڤەی بیکەن.
کرمانجی ژۆر
چما خاندن ب زمانێ دای و باڤ نابە ئازاد بە ؟
هەر جڤاتەک کو مرۆڤ تێدا نکارە ب زمانێ دایکی پەروەردە ببە، مانا وی ئەڤە کو دەستەلاتەکی زلم و زۆرا سیاسی و جڤاتی ب سەر ڤێ زالە. بێداد هەیە، چونکی زمانەک ب سەر زمانێن دن و دەستەیەک مرۆڤ ب سەر ئەوێن دن زالن و خوە ب باشتر دزانن. مانا وی ئەڤە کو ل جڤاتەک وسادا ل ناڤ چوون و ڤەسرینا خەلکێ ژێردەست ل سەر ڕووپەرا دیرۆک هاتیە نڤیسین. ئەم مافێ ڕەوایێ خوە دخازن کو خاندن ب زمانێ خوەیێ پاراڤێ کوردیێ دایکیە. دبە ل ناڤچەیێن کوردی، دبە !! زارۆک ب زمانێ کوردی بخوینن.

۱۳۹۲ شهریور ۱۷, یکشنبه

احضار ، بازجویی و تهدید همسر کشیش زندانی توسط بازجویان وزارت اطلاعات




احضار ، بازجویی و تهدید همسر کشیش زندانی توسط بازجویان وزارت اطلاعات
بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» احضار ، بازجویی و تهدید چند ساعته همسر کشیش زندانی بهنام ایرانی توسط بازجویان وزارت اطلاعات.
روز دوشنبه ۱۱ شهریور ماه خانم کریستینا بابک خانوا همسر کشیش زندانی بهنام ایرانی توسط اداره اطلاعات کرج احضار شد فردی که خودش را حسینی می نامید خانم خانوا را برای مدت طولانی مورد بازجویی و تهدید قرار داد.او سئوالات متعددی با پرخاشگری و خشونت کلامی از ایشان پرسید که از جمله سئوالات این فرد ؛ هزینه های زندگی تان را چگونه تامین می کنید ؟ چه کسی به شما کمک می کند؟ چه کسانی با شما در ارتباط هستند ؟ ما شماها را زیر نظر داریم حواستان را کاملا جمع کنید و سئوالات متعدد دیگر.
خانم کریستینا خانوا همسر کشیش زندانی که همراه با ۲ فرزندش برای دیدار با خانواده اش به خارج از کشور مسافرت کرده بودند ، روز شنبه ۹ شهریورماه هنگام بازگشت در نقطه مرزی نوردوز بین ایران و ارمنستان آنها را به مدت ۲ ساعت متوقف کردند و مورد اذیت و آزار و فشارهای روحی قرار دادند و بعد از آن پاسپورتهای آنها را ضبط و نهایتا بعد از ۲ ساعت به آنها اجازه ورود به کشور را دادند.این فشارها و اذیت و آزارها در حالی صورت می گرفت که خانم خانوا همرا با ۲ فرزندش به نام های ربکا ۱۲ ساله و پسرش ادریل۵ ساله بود آنها شاهد برخوردهای غیر انسانی مامورین با مادرشان بودند.
هموطنان مسیحی در ایران به خاطر اعتقادات مذهبی شان همواره مورد یورش نیروهای وزارت اطلاعات ، دستگیری ، شکنجه های جسمی و روحی و احکام سنگین مانند اعدام و زندان قرار گرفته اند و کلیساهای آنها یا بسته می شود و یا اینکه اجازه برگزاری مراسم مذهبی به آنها داده نمی شود.
کشیش زندانی بهنام ایرانی از اعضای هیئت رهبری کلیساهای ایران می باشد. او آخرین بار در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ در یک کلیسای خانگی در کرج در حالیکه مشغول عبادت و دعا بود مورد هجوم مسلحانه مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و با برخوردی وحشیانه و ضرب و شتم به بند ۸ معروف به بند سپاه در زندان گوهردشت کرج منتقل شد و به مدت ۷۷ روز در سلولهای انفرادی مورد بازجویی قرار گرفت و نهایتا با پرونده سازی بازجویان وزارت اطلاعات به ۵ سال و ۸ ماه زندان محکوم شد و از آن زمان تاکنون در زندان ندامتگاه کرج زندانی می باشد. کشیش زندانی به بیماریهای متعددی مبتلا شده است و بازجویان وزارت اطلاعات نه او را درمان می کنند و نه اجازه مرخصی استعلاجی جهت درمان به وی می دهند .
رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی همواره علیه هموطنان مسیحی، زرتشتی،بهایی،داراویش،اهل تسنن،کلیمی و اقوام مختلف ایرانی شیوه های سرکوبگرانه و ضدبشری بکار می برند و دائم در ستیز و نبرد با بشریت در ایران، منطقه و جهان می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، احضار ، بازجویی و تهدید همسر کشیش زندانی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به مراجع قضایی بین المللی است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۷ شهریور ۱۳۹۲ برابر با ۸ سپتامبر ۲۰۱۳

۱۳۹۲ شهریور ۱۶, شنبه

دادگاه یک نوکیش مسیحی در تهران برگزار شد !








دادگاه یک نوکیش مسیحی در تهران برگزار شد !

شنبه, 15 تیر 1392

دادگاه "مصطفی بردبار" از نوکیشان مسیحی بازداشت شده که در حال حاظر به همراه تنی دیگر از مسیحیان زندانی در بند 350 زندان اوین بسر می برد، در تهران برگزار گردید.

به نقل از گزارشگران « محبت نیوز » ، دادگاه محمد هادی (مصطفی) بردبار از نوکیشان مسیحی ساکن رشت که در ایام کریسمس سال گذشته (پنجشنبه مورخ 7 دی ماه 1391 برابر با 27 دسامبر2012) دستگیر شده بود صبح روز یکشنبه 19 خرداد 1392 (برابر با 9 جون 2013) در شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شد.

دادگاه اتهام این نوکیش مسیحی را " تبانی و اجتماع و شركت در جلسات كليساي خانگي" عنوان کرده است که به گفته «شیما قوشه» عضو کمیسیون حقوق بشر ایران و وکیل مدافع وی، اتهاماتی است که در صورت محکومیت با نظر قاضی از 7 تا ١٠ سال حبس بدنبال خواهد داشت. اما حکم قطعی وی از سوی مراجع قضایی تاکنون اعلام نشده است.

"مصطفی بردبار" دقایقی پیش از برگزاری دادگاه در حالیکه لباس زندان بر تن داشته و بر دستان او دست‌بند زده شده بود موفق شد تا با پدر و مادر خود ملاقات داشته باشد، اما به جز وکیل مدافع، از ورود پدر و مادر او به جلسه دادگاه جلوگیری شد. وی هم اکنون در بند 350 زندان اوین نگهداری می‌شود و در کنار سایر زندانیان مسیحی از جمله فرشید فتحی ، سعید عابدینی و علیرضا سیدیان است.

وی که متولد سال 1365 خورشیدی است پس از یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به محل گردهمایی جمعی از نوکیشان مسیحی که بمناسبت فرا رسیدن كریسمس و سال نو میلادی دورهم گرد آمده بودند، بازداشت شد.

«مصطفی بردبار» پیش از این نیز در سال ۱۳۸۸ در شهرستان رشت به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در كلیسای خانگی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد . وی همچنین از سوی بازپرسی شعبه یک محکوم به «ارتداد» و پس از طی مراحل دادگاهی به قید وثیقه آزاد و این محکومیت نیز به عنوان سابقه کیفری در پرونده ایشان درج شده است .( سند در محبت نیوز محفوظ است )

اما در ایران قاضی پیرعباسی که به «متخصص محرومیت و تبعید» شهرت دارد، وی همان قاضی است که «سعید عابدینی» کشیش زندانی ایرانی مقیم آمریکا را در بهمن سال 1391 در داگاهی به اتهام تشکیل کلیسای‌های خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد .

لازم به ذکر است پیش از این اخباری منتشر شده بود که مصطفی بردبار و دو تن از نوکیشان مسیحی دیگر به نامهای فرشید فتحی و علیرضا سیدیان که به دليل فعاليت‌های مسيحی خود در بند ۳۵۰ زندان اوين، دوران محکوميت خود را بسر ميبرند، با ارسال پيامی ضمن تبريک پيروزی اقای روحانی در انتخابات رياست جمهوری، نوشته اند امیدواریم «در دوران رياست جمهوری شما، بخاطر ايمان به عيسی مسيح و انجيل او، مجبور به تحمل رنج زندان نباشيم.

این سه نوکیش مسیحی در بخشی از نامه شان خطاب به آقای روحانی نوشته اند «حضور شما دراین مقام خطیر، به مدد الهی باعث سرافرازی دوباره نام ایران زمین وبازگشت آزادی به اقلیت های مذهبی، خصوصن مسیحیان گردد.»

۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

کوردستان هەر وڵاتێکەو نابێت بە چوار






وەبیرمە لە مەکتەبا دەیان پرسی دوو دانە دوو دەکاتە چەند ؟
هەموو تێکرا دەیان نوسی چوار
کەچی من لە حیسابا نمرەی کەمم دەهێناو دەهاتمە خوار
ئەویش تەنیا لەبەر ئەوەی

... لای من وابوو دوو دانە دوو دەبێت بە یەک
نابێ بە چوار

لای من وابوو ددان و دوو لێو و زبان نابن بە چوار دەبن بە زار
بەتێکرایی دەکەن هاوار

لای من وابوو دوو دەستو دوو لاقی مرۆڤ نابن بە چوار
لە لەشێکا وادێنە کار

لای من وابوو گەرەک خانو کۆلان شەقام نابن بە چوار
دەبن بە شار
تێیدا دەژین دەولەمەند و خەلکی هەژار

لای من وابوو کۆلکە و ریشە لق و گەلا نابن بە چوار
دەبن بە دار
هەندێک کوورت و هەندێک درێژ و وەکو چنار

لای من وابوو ئەوین و دڵ جوانی و پاکی نابن بە چوار
دەبن بە یار لە لای دڵدار

ئەو هەمووەی وا دوو بە دووەی دەبن بە یەک نابن بە چوار
یەک جار زۆرن بەڵام لەکوێ دێنە ژمار

تەنیا ئەوەندەیی دەزانم لەشم سەت پارچە بکەن
بم دەنە ژێر گولەو رەکبار بچمە سەر دار
قسەی دڵم دێتە سەر زار
کوردستان هەر وڵاتێکەو نابێت بە چوار

اعدام محمد غریب مرادی در زندان دیزل آباد کرمانشاه








اعدام محمد غریب مرادی در زندان دیزل آباد کرمانشاه
روز پنچ شه‌ممه‌ شنبه‌ 13 شهریور سپتامبر خبر اعدام محمد غریب مرادی از طرف جمهوری اسلامی به خانواده‌اش اعلام شد. محمد غریب مرادی متولد سال 1353 روز سه‌شنبه‌ پنجم شهریور در زندان دیزل آباد کرمانشاه مخفیانه اعدام گردید و پس از چند روز به خانواده‌ش اطلاع داده‌ شده‌ است.
محمد غریب مرادی مدت پنچ سال و نیم در زندان های جمهوری اسلامی به اتهام رفت و آمد به اقلیم کردستان (عراق) و فعالیت سیاسی بسر برد که با شکنجه‌ و اذیت آزار وحشیانه توام بود.
کومه‌له‌ ضمن محکوم کردن این جنایت رژیم، به خانواده‌ و بازماندگانش تسلیت می گوید.
کومه‌له‌ زحمتکشان کردستان
14

۱۳۹۲ شهریور ۱۳, چهارشنبه

ارمیا 49: 34 - 39 ( عیلام‌ = iran )



ارمیا 49: 34 - 39 ( عیلام‌ = iran )

34.در آغاز سلطنت‌ صدقیا، پادشاه‌ یهودا، خداوند قادر متعال‌ پیامی‌ برضد عیلام‌ به‌ من‌ داد و فرمود: 35.«من‌ سپاه‌ عیلام‌ را درهم‌ خواهم‌ کوبید. 36.مردم‌ عیلام‌ را به‌ هرسو پراکنده‌ خواهم‌ ساخت‌ طوری‌ که‌ هیچ‌ سرزمینی‌ نباشد که‌ آوارگان‌ عیلام‌ در آن‌ یافت‌ نشوند. 37.من‌ با خشم‌ شدید خود، عیلام‌ را دچار بلا و مصیبت‌ خواهم‌ کرد و ایشان‌ را به‌ دست‌دشمنانشان‌ خواهم‌ سپرد تا بکلی‌ نابودشان‌ کنند. 38.من‌ پادشاه‌ و بزرگان‌ عیلام‌ را از بین‌ خواهم‌ برد و تخت‌ سلطنت‌ خود را در آنجا برقرار خواهم‌ نمود. 39

.ولی‌ درآینده‌، عیلام‌ را دوباره‌ کامیاب‌ خواهم‌ ساخت‌.

باراک اوباما وارد سوئد شد

هواپیمای حامل رییس جمهور آمریکا در فرودگاه آرلاندای استکهلم به زمین نشست. شهر استکهلم با شدیدترین اقدامات امنیتی روبرو شده است. از نیمه شب گذشته، تمامی راههای منتهی به هتل محل اقامت پرزیدنت اوباما بسته شده و این اقدامات در طول روز و ورود او به استکهلم تشدید نیز خواهد شد



ایلام/ صبح امروز یک تن در ملاء‌عام اعدام شد






حکم اعدام یک شهروند کُرد در ایلام پس از ٤ سال حبس و با دستور دستگاه قضایی حکومت اسلامی ایران، بە اجرا در آمد.


بر پایەی گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، سحرگاه روز چهارشنبە ١٣ شهریور‌ماه، یک شهروند کُرد ساکن ایلام کە بە دلیل قتل یک شهروند دیگر بە قصاص محکوم شدە بود، در ملاء‌عام به دار آویخته شد.

هویت این فرد که در میدان امام حسین ایلام اعدام شد نامعلوم است.

گفتە می‌شود کە این شهروند کُرد، سال ١٣٨٨ بە دلیل اختلافات بە وجود آمدە در اطراف کوه‌‌های ایلام، یک شهروند دیگر را بە قتل رساندە و از سوی دادگاه قضایی حکومت اسلامی ایران بە اعدام محکوم شدە بود.

با استناد به آمارهای ثبت‌شده در مرکز آمار آژانس خبررسانی کُردپا، طی ١٣ روز گذشتە ١٩ شهروند در ایران اعدام شدەاند کە ٣ تن از آنان کُرد بودە و همچنین یک شهروند کُرد دیگر نیز، بە اعدام محکوم شدە است.

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

جمهوری اسلامی کمر به نابودی مسیحیت بسته است


17
ژوئیه
واقعیتی تلخ در مورد جفا بر مسیحیان ایران؛ مسیحیانی که بخاطر دگر اندیشی و تغییر دین از سوی حکومت مذهبی جمهوری اسلامی مورد اتهام و محکومیت قرار می گیرند. ضرب و شتم، شکنجه و تهدید به مرگ برای مسیحیان ایرانی تبدیل به امور عادی شده است.

در نگاهی کلی، جفا بر مسیحیان در کشور های اسلامی رو به رشد است و روزانه مسیحیان بسیاری از سوی مسلمانان مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. در جمهوری اسلامی ایران نیز، تعداد بی شماری از مسیحیان بخاطر تغییر دین و فعالیت های مذهبی شان زندانی شده، مورد اتهام و محکومیت قرار می گیرند.

به تازگی بخش اروپایی مرکز قانون و عدالت در آمریکا در یک اقدام قضایی در سطح بین الملل گزارشی را منتشر نمود که در آن به تفصیل به چهارچوب اسلامی قوانین در ایران و مشقت هایی که مسیحیان در این کشور بخاطر ایمانشان متحمل می شوند پرداخته است.

چکیده این گزارش به قرار زیر است:

«در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است که مکتب اسلام شیعه اثنا عشری مذهب رسمی کشور است. بر همین قرار، تمامی قوانین کشور باید طبق شریعت اسلامی و موافق آن باشند. از این رو، رفتار دولت ایران با اقلیت مسیحی ایران نه تنها ناقض قانون اساسی کشور است، بلکه تعدادی از معاهدات و پیمان های بین المللی که ایران از امضا کنندگان آنهاست را نیز نقض می کند. این الزامات بر آمده از قانون اساسی و معاهدات بین المللی دولت ایران را ملزم می دارد تا عادلانه به دادرسی بپردازد و همچنین موارد مختلف حقوق بشر از جمله آزادی مذهب و محافظت در برابر شکنجه را نگاه دارد. اما رفتار دولت ایران با اقلیت مسیحی مستمرن این الزامات را زیر پا می گذارد.»

سوال اینجاست که چگونه دولت ایران قوانین خود و معاهدات بین الملل ی را دور می زند؟ نخست، دولت ادعا می کند که نوکیشان مسیحی اصلن مسیحی نیستند که بخواهند مورد حفاظت این قوانین قرار بگیرند. دوم اینکه، اگرچه «ارتداد» در قانون به عنوان یک جرم تعریف نشده است، اما شریعت اسلامی آن را جرم قلمداد می کند. در واقع، بند 167 قانون اساسی به مقامات قضایی می گوید که احکام خود را بر اساس «منابع اسلامی و فتوا های معتبر» صادر کنند و نه اینکه پرونده ای را بخاطر عدم تعریف یک جرم در قانون مختوم اعلام نمایند.

در نتیجه، دادرسان معمولن اتهاماتی را متوجه مسیحیان می کنند و مدعی می شوند که فعالیت های مسیحی این افراد منجر به جرائمی مانند «تبلیغ علیه رژیم» و «اقدام علیه امنیت ملی» می شوند. واقعیت این است که دولت جمهوری اسلامی با اینکه به حفاظت های قانون اساسی برای مسیحیان معترف است، اما آنها را در رابطه با جامعه مسیحیان ایران به اجرا نمی گذارد.

از هشت سال پیش که محمود احمدی نژاد به رئیس جمهوری ایران رسید تا کنون آمار دستگیری، بازجویی، بازداشت و در کل آزار مسیحیان و نقض حقوق بشر ایشان به شدت افزایش داشته است.

کلیساهای مسیحیان به شدت تحت کنترل است و اعضای کلیسا ها تحت مراقبت هستند تا اینکه مقامات جمهوری اسلامی بتوانند نوکیشان را از میان آنها شناسایی کنند. یک نمونه از این کنترل ها این است که افراد در ایران باید مذهب خود را در فرم های استخدام قید نمایند. به همین خاطر نوکیشان مسیحی که اسامی اسلامی نیز بر خود دارند بر سر دو راهی قرار می گیرند که آیا خطر کنند و مذهب خود را مسیحیت اعلام کنند یا بالاجبار حقیقت را در فرم استخدام درباره مذهب خود ننویسند. وقتی هم که مشخص شود که این افراد مسیحی شده اند، معمولن با تهدید، دستگیری و بازداشت مواجه می شوند.

طبق آمار و ارقام سازمان ملل متحد، «بیش از 300 مسیحی بین ماه ژوئن سال 2010 تا سپتامبر سال 2012 بطور خودسرانه دستگیر و بازداشت شدند.» البته لازم به ذکر است که عدد گزارش شده بسیار کمتر از مقدار واقعی آن است. زیرا مسیحیان بسیاری پس از آزاد شدن از زندان تهدید می شوند که درباره دستگیری شان با کسی چیزی نگویند و آن را به هیچ رسانه ای گزارش ننمایند والا خود و اعضای خانواده شان مورد آزار و اذیت بیشتری قرار خواهند گرفت.

گزارش سال 2012 گزارشگر ویژه سازمان ملل، آقای احمد شهید شدت جفا بر مسیحیان ایرانی را با ذکر جزئیات آورده است. یافته های این گزارش بر اساس مصاحبه با 221 تن از زندانیان عقیدتی بدست آمده است. نتایج این گزارش جالب توجه است.

«نزدیک به 73 درصد گفتند که هنگام بازجویی ها چشمشان بسته شده بود؛ 58 درصد گزارش دادند که برای مدت طولانی در سلول انفرادی نگاه داشته می شدند؛ 62 درصد گفتند که برای اعمال فشار بر ایشان اعضای خانواده شان را تهدید و ارعاب کردند؛ 78 درصد گفتند که در زمان بازجویی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، و 8 درصد گزارش دادند که برای گرفتن اعتراف از سقف آویزانشان کردند. همچنین 64 درصد از مصاحبه شوندگان گفتند که پس از اتمام دوره تحقیق پرونده دسترسی مناسب به وکیل نداشتند و 82 درصد هم گفتند که قاضی پیش از آنکه آنها به دادگاه بروند حکمشان را تعیین کرده بود و همچنین از دفتر دادستانی هدایت می شده است.»
مفقود شدن های مشکوک، ضرب و شتم، شکنجه و تهدید به مرگ برای مسیحیان ایرانی تبدیل به امور عادی شده است.
بسیاری از کشور های جهان نیز از این واقعیت های دردناک برای مسیحیان ایران آگاهند و به آن توجه دارند. کشور نیوزلند در روند رسیدگی به پرونده های پناهندگی مسیحیان ایرانی متوجه شده است که اگر نوکیشان مسیحی به کشور ایران بازگردانده شوند به مشکلات جدی برخواهند خورد. استرالیا هم گفته است که مسیحیان در ایران با «خطر جدی» مواجه هستند. کشور های دیگر هم مانند کانادا، ایالات متحده آمریکا، ایرلند و بریتانیا نیز علنن اعلام کرده اند که بدتر شدن وضعیت مسیحیان و آزار و اذیت ایشان از سوی رژیم تندروی اسلامی ایران را به رسمیت می شناسند.
گزارش بخش اروپایی مرکز قانون و عدالت در آمریکا در ادامه به شرح وضعیت تعدادی از این مسیحیان که مستند شده است، مانند سعید عابدینی و فرشید فتحی نیز پرداخته است.
پر واضح است که جفای مسیحیان نه تنها در ایران، بلکه در کشور های دیگر اسلامی نیز رو به افزایش است. اکنون با وجود نا آرامی ها در مصر و دیگر کشور های خاورمیانه، ضروری است که این مسیحیان شجاع را به یاد داشته باشیم و تا حد امکان برای رساندن صدای ایشان به گوش رهبران و مردم جهان تلاش نماییم.

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

هويت ملي كُرد در شرق كُردستان


كشور ايران در شكل‌گيري هويت كُردي داراي سهم مهمي مي‌باشد. قرابت زباني و فرهنگيِ بين كُردها و فارس‌ها داراي جايگاه مهمي در اين شكل‌گيري مي‌باشد. نام «ايران» از اصطلاح آريايي سرچشمه مي‌گيرد كه ريشه‌ي آن به جامعه‌ي نئوليتيك[يا نوسنگي] بازمي‌گردد؛ و به معناي «سرزمين اجتماعات آريايي» است. اجتماعات آريايي نيز اجتماعات كلاني و قبيله‌ايِ برزگر و چوپاني هستند كه انقلاب نئوليتيك را تحقق بخشيده‌اند. از ميان اينان، پروتو كُردها از اولين گروه‌هاي پيشاهنگي هستند كه از نظر فرهنگي در صحنه‌ي تاريخ ظاهر شده‌اند. اصطلاح آريايي در اصل جهت تعريف اين گروه‌ها به‌كار مي‌رود. يك معناي كلمه‌ي اَرد= خاك، در معنايي ديگر آر= آتش ، كه هر دو معنا نيز يك واقعيت را بيان مي‌نمايد. در بنيان اصطلاح «ايران»، قداست «اَرد» و «آر» نهفته مي‌باشد؛ زيرا در دامنه‌ي كوه‌هاي زاگرس، آتش در فصل زمستان و كشاورزي در فصل تابستان از عناصر بنيادين حيات مي‌باشند. هم تمدن سومر و هم تمدن ايران محصول فرهنگ اجتماعي موجود در دامنه‌هاي زاگرس هستند؛ همان فرهنگ اجتماعي‌اي كه آتش، كشاورزي و دامداري مضمون آن را تشكيل مي‌دهند. مي‌توان اين واقعيت را در تشكل‌هايي مشاهده نمود كه در طول تاريخ، از زمان سومرـ گوتي‌ها تا ماد‌ـ پارس‌ها و از ساساني‌ها تا به ايران امروزين آمده‌اند. اولين هويت قومي نيز به رهبري كاهنان زرتشتي، در دوران كنفدراسيون مادها گامي حمله‌آسا برداشته و با اين هويت به يك مرحله‌ي چشمگير رسيده‌اند. از نظر هويت كُردي، مادها عنوان «اولين اجداد قوم كُرد» را دارا هستند كه در تاريخ نوشتاري درباره‌‌ي آن‌ها آگاهي وجود دارد. هويت پارسي نيز موجوديت خويش را اساساً وامدار مادهاست. در تاريخ هردوت، مادها به‌عنوان مترقي‌ترين قوم آن دوران تعريف مي‌شوند؛ پارس‌ها و يوناني‌هاي آن دوران در حكم شاگرداني هستند كه از مادها فرهنگ مي‌آموزند. مادها در سير پيشرفت نظام تمدن مركزي، حداقل به اندازه‌ي سومريان ايفاي نقش نموده‌اند. اين فرهنگ ماد است كه شكل‌گيري تمدن‌هاي پارس، اژه، هلن و روم را ميسر گردانده و بنيان و شالوده‌ي آن را تدارك ديده است.
همان ميراث تاريخي، در زمينه‌ي شكل‌گيري فرهنگ اسلامي طي قرون وسطي نيز نقش مهمي را ايفا مي‌نمايد. بخش بزرگي از قرآن از آموزه‌هاي زرتشت گردآوري شده است. هم بخش مهمي از مقوله‌هاي اعتقادي و هم بخش مهمي از مقوله‌هاي اخلاقي، سرچشمه‌‌ي خود را از اين سنت مي‌گيرند. آيين «ايزدي» بخش كوچكي از اين سنت است كه هنوز هم به حيات خويش ادامه مي‌دهد. سهم اين ميراث در سنت‌ كُردهاي سوران، لُر و علوي نيز مصداق دارد.
ايران شيعي از نظر دسته‌بندي، بر مبناي هم‌پيمانيِ موجوديت‌هاي قوميِ تركمن، فارس و كُرد در برابر اسلام قدرت‌گراي سني برساخته شده است. «شيخ صفي‌الدين اردبيلي» كه يك كُرد صاحب خانقاه است، بنيان مذهبي صفويان ـ‌كه اولين خاندان شيعي است‌ـ را تدارك ديده است . خاندان‌هاي اكثراً تركمنِ شيعي كه با خاندان سني ترك عثماني مخالف بودند نيز با گذشت زمان و طي يك روند به بيماري قدرت آلوده گشته‌اند. از يك كنفدراسيون سياسي كه كفه‌ي سنت‌هاي دموكراتيك آن سنگين‌تر است، به يك نظام دولتي كه كفه‌ي بروكراتيكِ مركزي آن سنگين‌تر است متحول گشته‌اند. تشيع نيز به بخشي از ايدئولوژي رسمي قدرت تبديل شده است. هرچند در بخش مهمي از اسلام شيعي سنت‌هاي قدرت‌ستيز تا روزگار ما باقي مانده‌اند، اما اسلام شيعي نيز همانند اسلام سني داراي خصلتي قدرت‌گرا و دولت‌گراست. به‌شكلي جالب توجه، بخش مهمي از كُردهاي ايران از طريق نوعي سنت منعطف و غيرقاطعانه‌ي اسلام سني، «مخالفت دموكراتيك و به تبع آن واقعيت دموكراتيك» را در برابر قدرت‌هاي شيعي نمايندگي مي‌نمايند. هويت كُردي معاصر ايران، از اوايل سده‌ي 19 تلاش به خرج داده تا خود را در مقابل قدرت‌هاي شيعي شاكله‌بندي نمايد. شورش «سمكو» به سال 1920 و آزمون جمهوري كُردستان در مهاباد به سال 1946 نيز بيانگر همين واقعيت مي‌باشد. اين واقعيت و سنت مقاومت‌طلبي، در نهايت با ايستار خود در مقابل جمهوري اسلامي ايران به رهبري خميني(قدرت مستبد ايراني)، بار ديگر خويشتن را اثبات نمود. فرهنگ‌هاي قدرت‌گراي اسلامي، خواه به‌شكل تسنن و خواه به‌شكل تشيع، همانند لباس‌هايي ناپاك و نابرازنده‌اند كه به‌ زور بر تن كُردها پوشانده‌اند. كُردها به محض يافتن فرصت آزادي، اين لباس‌هاي ناپاك را درآورده و با لباس‌هاي فرهنگيِ حقيقي خويش، خود را مي‌آرايند.
پيمان‌نامه‌ي «قصر شيرين» كه به سال 1639 ميان صفوي‌ها و عثماني‌ها منعقد گرديد، در جداسازي كُردهاي ايران از تماميت كُردستان و كُردها سهم مهمي داشت. اين معاهده به معناي جداگرديدن كُردهاي ساكن زاگرس از تماميت كُردها مي‌باشد. كُردهاي ايران در حكم سلول بنيادين هويت كُردي بودند. نمايندگان اصلي سنت زرتشتي بودند. موقعيت اسلامي آنان در برابر قدرت‌هاي شيعي، دموكراتيك‌تر است. مبارزه‌اي شبيه مبارزه‌ي آزادي‌خواهانه‌ي دموكراتيكي كه كُردهاي علوي شمال كُردستان در برابر سنت قدرت‌گرايانه‌ي سني انجام مي‌دهند را اساساً كُردهاي سني شرق كُردستان در برابر قدرت شيعي صورت مي‌دهند. اين وضعيت با منابع ايدئولوژيك‌ـ فرهنگيِ قدرت در ارتباط مي‌باشد. فرهنگ حاكم موجود در واقعيت كُردهاي ايران، بيشتر از اينكه ديني و مذهبي باشد، كيفيتي اتنيكي و قومي را داراست. در حاليكه خصوصيات قوميِ فارس‌ها و آذري‌ها در ميان فرهنگ شيعه هرچه بيشتر تضعيف شده است، كُردها به سبب مخالفت با فرهنگ رسمي شيعه، شاخصه‌ها و خصوصيات قومي خويش را حفظ نموده‌اند. در عوض اين، خصوصيات و شاخصه‌هاي قومي كُردهاي شيعه و به‌ويژه لُرها(يكي از كهن‌ترين شاخه‌هاي فرهنگي كُردها) دچار تضعيف شده و در ميان فرهنگ شيعه آسيميله گشته‌اند. همچنين كُردهاي خراسان كه داراي جمعيت قابل توجهي هستند، كُرمانج و شيعه مذهب مي‌باشند؛ هرچند تلاش‌هاي متمركزي در جهت آسيميله‌نمودن و بي‌تأثيرگردانيدن آن‌ها از نظر سياسي صورت گرفته، اما آن‌ها همچنان بر حفظ فرهنگ و هويت خويش اصرار مي‌ورزند. مقاومت‌هايي كه از سال 1806 به رهبري بابان‌هاي سوران آغاز شده و تا روزگار ما ادامه يافته‌اند، تأثير مهمي در شكل‌گيري هويت معاصر كُردي در شرق كُردستان داشته‌اند. شورش‌هايي كه از اوايل سده‌ي 19 آغاز شده‌اند، تأثيري عمومي برجاي گذاشته‌اند. تحركات مبتني بر تقويت قدرت مركزي كه در راستاي پاكسازي اتوريته‌ي بيگ‌نشين‌ها و عشيره‌هاي كُرد صورت گرفته‌اند، هرچند قدرت‌هاي سنتي مزدور كُرد را پاكسازي كرده‌اند، اما قادر به تأثيرگذاري نامطلوب چنداني در فرهنگ اجتماعي كُردها نگشته‌اند. به‌نوعي، هويت كُردي قدرت‌گرا پاكسازي گشته و هويت اجتماعي كُردي نيز به مرحله‌ي نويني رسيده است . شورش‌ها بيشتر با هدف كسب دوباره‌ي قدرتِ ازدست‌رفته صورت گرفته‌اند. هدف‌شان اين نبوده كه موجوديت ملي تمامي كُردها را حفظ كنند و آن را توسعه بخشند. بايد اين ويژگي اتونومي‌‌هاي آريستوكراتيك[يا خودگرداني‌هاي اَشرافي] را بسيار نيك درك كرد و تفاوت‌شان را از جنبش‌هايي كه براي حفظ موجوديت و توسعه‌ي آزادي مبارزه مي‌كنند، به‌خوبي متمايز ساخت.
جنگ‌ و درگيري‌هايي كه در راستاي اتونومي‌هاي نادموكراتيك صورت گرفته‌اند، به اقتضاي ساختار طبقاتي پيشاهنگانشان، اكثراً به شكست انجاميده و اين نيز به‌طور كلي تخريبات عميقي را بر موجوديت ملي و آزادي كُردها وارد آورده است. هر شكست منجر به يك قتل‌عام شده، هر قتل‌عام نيز نسل‌كشي فرهنگي را گامي ديگر به جلو برده است. جنبش‌هايي كه به پيشاهنگي «شيخ عبيدالله نهري» در سال 1878، «سمكو» در سال 1920 و «قاضي محمد» در سال 1945 در شرق كُردستان صورت گرفتند نيز منجر به نتايج مشابهي گشتند. شكست و سركوبي هرچه بيشتر، موجوديت ملي و آزادي را هرچه ضعيف‌تر نموده و موجب درافتادنش به وضعيت نوميدانه‌اي گشته است. آزمون جمهوري كُردي مهاباد كه قاضي محمد رهبري آن را برعهده داشت، هرچند از كيفيت مدرن خلق‌گرايانه‌اي برخوردار بود، نتوانست از عاقبتي مشابه ساير شورش‌ها رهايي يابد. پيمان «سعدآباد» كه ميان فاشيسم سفيد ترك و فاشيسم رضا شاه پهلوي در سال 1937 بسته شد، در اصل شكل معاصر معاهده‌ي «قصر شيرين» بود و در راستاي تعميق تجزيه‌ي كُردها و پاكسازي مشترك جنبش آزادي‌خواه آنان هدفمند بود. امروزه نيز بين قدرت فاشيستي سبز در تركيه و قدرت اسلامي فاشيستي در ايران، معاهدات پنهان پر شماري عليه جنبش مبارزاتيِ «حفظ موجوديت ملي كُردستان و تحقق آزادي آن» به‌صورت پنهاني امضا گشته و اجرايي مي‌شوند.
مانيفست تمدن دموكراتيك‌‌ـ عبدالله اوجالان

وضعیت سلامتی شماری از کارگران سرپل‌ذهاب به علت حفر چاه نفت نامناسب می‌باشد

کوردستان میدیا: شماری از کارگران در منطقه‌ی سرپل ذهاب به علت حفر چاه نفت و وجود مواد شیمیایی به بیمارستان منتقل شده‌ و در وضعیت نامناسب جسمانی بسر ‌می‌برند.
به گزارش وب‌سایت کُردستان میدیا، رژیم اسلامی ایران مدتی است در نزدیک روستای "کوچگار چرموی" از توابع سرپل‌ذهاب مشغول حفر چاه نفت می‌باشند و به این منظور شماری کارگر بدون هیچ وسایل ایمنی در این پروژه مشغول کار می‌باشند.
در همین رابطه، به علت وجود مواد شیمیایی و سمی در داخل چاه، وضعیت جسمانی شماری از کارگران به شرایط نامناسبی درآمده است و به بیمارستان شهرستان سرپل‌ذهاب و کرمانشاه منتقل شده‌اند.

به گفته‌ی ساکنین منطقه‌ی دشت ‌ذهاب، شماری از این کارگران به علت اثرات ماده سمی، تحت نظارت پزشکی و مراقبت‌های ویژه قرار دارند.
پزشکان، علت نامناسب بودن وضعیت جسمانی این کارگران را وجود مواد شیمیایی و سمی در منطقه و عدم استفادەی آنان از تجهیزات ایمنی عنوان کرده‌اند.

هویت طلبی؛ مطالبات هویتی، فدرالیسم سیاسی یا جدایی طلبی؟






برداشت نادرست از کنش هویت طلبی و غلبه توهم توطئه موجب شده هم نظام سیاسی حاکم و هم بخش موثری از اپوزیسیون این نظام و حتی طیف وسیعی از روشنفکران مستقل ایرانی قادر به درک گوناگونی‌ها، تمایزات در اهداف، راهبردها و روشهای عمل سیاسی جریانهای هویت طلب نباشند.

چنین برداشتهایی کلیکموجب می‌شود روشنفکر حوزه عمومی آنچه را "هویت طلبی قوی"(؟) می‌نامد عاملی بداند که می‌تواند روشنفکران را به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی بکشاند. یا فلان زندانی خوشنام را به جایی برساند که دفاع از حقوق فعال هویت طلب زندانی را تقبیح کند.

در این مقاله می‌کوشم ضمن ارائه تعریفی از هویت طلبی به تمایزات جریانهای هویت طلبی در ایران و گونه شناسی آنان بپردازم و به این پرسش پاسخ دهم که هویت طلبان در ایران چه کسانی هستند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند و نتایج عمل سیاسی آنها چیست.

هویت طلبی

هویت مفهومی ارتباطی است که در پیوند با دیگری و در اجتماع شکل می‌گیرد و همچون سایر ساختارهای اجتماعی و سیاسی که محصول ارتباطات انسانی هستند پدیده ای متغیر و سیال بوده و براساس مکانیزمهای زبانی و فرهنگی و در رابطه ای مستقیم و تنگاتنگ با قدرت تشخص می‌یابد.

تمایزگذاری هویتها در اساس امری طبیعی و ناشی از ساختار زبانی است اما مداخله عنصر قدرت در امر تبین هویت موجب می‌شود این تمایزگذاری از حوزه زبانی فراتر رفته و به تقویت موقعیتهای ارتباطی نامتوازن در حوزه اجتماع دامن بزند.

در موقعیتهای ارتباطی نامتوازن، گروه فرادست که به دلیل تسلط بر زبان و مکانیزمهای آن، قدرت تعریف و تبیین هویت‌ها و تحمیل آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی خویش را دارد، دقایق گفتمانی خویش را محوریت می‌بخشد و سایر گروه ها را به حاشیه فرستاده و منزوی می‌کند.

برجسته شدن یکی از طرفین ارتباط موجب می‌شود حاملان هویتهای فرودست تلاش کنند مختصات رابطه ارتباطی را بازتعریف کنند. در چنین شرایطی کنش هویت طلبانه همچون واکنش مقاومتی شکل می‌گیرد. در این معنا هویت طلبان کسانی هستند که در راستای حفظ، گسترش و ارتقای جایگاه اجتماعی/سیاسی ممیزه‌های هویتی/ فرهنگی خویش تلاش می‌کنند.

هویت طلبی در ایران

برکشیدن انحصاری هویت قومی فارس به هیات هویت ملی ایرانی موجب ارائه تعریف خاصی از هویتهای قومی غیر فارس شده که به تمامی متأثر از روابط قدرت و رابطه ارتباطی نامتوازن است.

تلقی خاص ناسیونالیسم متاخر ایرانی از فارس زبانان و انکار هویت قومی برای آنان به طور مشخص به جعل هویت ملی انحصاری برای خصوصیت قومی انان می‌انجامد.

به این ترتیب هویت ملی ایرانی به هویت فارسی تقلیل یافته و زبان رسمی، دین رسمی، مذهب رسمی، فرهنگ رسمی و به طور خلاصه هویت رسمی و مشروع از آن استخراج می‌شود.

در نتیجه چنین فرایندی هویت متمایز دست‌کم نیمی از ساکنان این سرزمین (ترکها، کردها، عربها، بلوچها، ترکمنها و …) با نادیده گرفتن جایگاه آن‌ها در شکل‌گیری هویت ملی ایرانی انکار شده و پذیرفتن هویت فارسی زیر لوای هویت ملی ایرانی، بدیهی و طبیعی جلوه داده می‌شود.

پیوند ارگانیک ناسیونالیسم متاخر ایرانی با ساخت دولت مدرن، هیات خاصی به مداخلات قدرت مستقر در حوزه زبان و فرهنگ در دوران معاصر بخشیده است. به طور کلی هماهنگی و توازن بین وجوه سیاسی و نظامی قدرت با سویه های فرهنگی و زبانی آن موجب طبیعی و بی‌نقص نشان دادن هویت قوم حاکم می‌شود.

قوم فارس به دلیل فرادستی و تسلطش در حوزه های سیاست، اقتصاد، زبان و فرهنگ، هویت خویش را هویتی اصیل، خالص و معادل با ایرانی بودن بودن جلوه داده و هویت سایر قومیتهای ایرانی را هویتهای بدوی، ایلی و قبیله‌ای معرفی کرده و در مواردی حتی آن‌ها را به حد هویتهای غیر انسانی تقلیل می دهد.

در چنین بستری مقاومت هویتی و گفتمان هویت طلبی در ایران شکل گرفته و متأثر از تحولات سیاسی داخلی، منطقه ای و جهانی با اتخاذ راهبردهای متفاوت در چند دسته متمایز تشخص می‌یابد.

هویت طلبان

جریانات هویت طلبی در ایران را باید ذیل سه دسته اصلی تقسیم‌بندی کرد: هویت طلبانی که در پی تضمین حقوق زبانی و فرهنگی خویش در چارچوب ساخت سیاسی موجود یا ممکن هستند.

هویت طلبانی که تأمین حقوق سیاسی، فرهنگی خویش را تنها از رهگذر تغییر در ساختار سیاسی موجود و در چارچوب نظامی فدرال در ایران ممکن می‌دانند و هویت طلبانی که در تلاش برای تاسیس نظام سیاسی مستقل مبتنی بر هویت متمایز خویش، خواهان جدایی از ایران هستند.

دسته نخست فعالان و جریانهای هویت طلب در تلاشند تا حقوق زبانی و فرهنگی خویش را در ساخت سیاسی موجود در ایران تأمین کنند. این طیف از هویت طلبان معتقدند تأمین حقوق زبانی و فرهنگی آن‌ها در چارچوب هر نظام سیاسی که این حقوق را به رسمیت بشناسد ممکن است و تغییر ساخت سیاسی لزوماً پیش شرط تأمین این مطالبات نیست.

رسمیت بخشیدن به زبان مادری، حق آموزش به زبان مادری، حق حفظ و تقویت میراث فرهنگی و توسعه حیات فرهنگی در سطح ملی، حق داشتن انتشار کتاب و نشریات و داشتن شبکه‌های رادیو و تلویزیونی به زبان مادری و حق حضور مؤثر در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و داشتن سهم متناسب از قدرت سیاسی و اجتماعی از جمله حقوقی هستند که هویت طلبان دسته نخست در تلاش برای احقاق آن‌ها هستند.

سرکوب خشن علایق و فعالیتهای هویت طلبانه در ایران و عدم وجود حزب یا احزاب سیاسی که هویت طلبان را نمایندگی کنند موجب می‌شود نتوان برآورد دقیقی از عمق نفوذ کنش هویت طلبی در میان ملتها و اقوام غیر فارس در ایران داشت.

البته طیف وسیع اما مرتبط اهداف مورد انتظار دسته نخست هویت طلبان و امید و تلاش آن‌ها برای تحقق آن اهداف در چارچوب سرزمینی ایران فارغ از نوع نظام سیاسی مستقر (هزینه و چالش کمتر) و رای بالای آن دسته از کاندیداهای ریاست جمهوری، مجلس و حتی شوراهای محلی، در مناطق غیر فارس نشین، که در شعارهای انتخاباتیشان بخشی از مطالبات هویتی را لحاظ کرده‌اند قاعدتاً ناظران را به این باور می‌رساند که این دسته، قشر وسیعی از جامعه همزبانانشان را نمایندگی می کنند.

البته در تحلیل آرای انتخاباتی باید این نکته را نیز در نظر داشت که هویت طلبان دسته دوم و سوم نیز در صورت رای دادن در انتخابات به همان کاندیداهای مطلوب دسته نخست رای می دهند.

دسته دوم هویت طلبان کسانی هستند که معتقدند تأمین مطالبات هویتی مدنظر دسته نخست جز از رهگذر تغییر ساخت سیاسی موجود و جایگزینی آن با نظام فدرال دمکراتیک ممکن نخواهد شد.

جریانهای هویت طلب فدرالیست معتقدند ساخت سیاسی موجود، صرف نظر از نیت و اراده سیاسی حاکمان یا افکار عمومی مرکز، اساساً ظرفیت تحقق مطالبات هویتی را ندارد و تمرکز زدایی ساختاری از قدرت مستقر مبتنی بر پذیرش اصل حاکمیت دوگانه (حاکمیت محلی و فدرال) پیش شرط هر گونه تغییر دمکراتیک معطوف به حقوق هویتی ملیتها و قومیتهای فرودست است.

بر این اساس فدرالیستها معتقدند باز توزیع عمودی قدرت سیاسی در کشوری همچون ایران، که ساخت مطلقه دولت مدرن مبتنی بر یک زبان یک ملت به گسترده شدن و فعال شدن شکافهای اجتماعی مبتنی بر هویت در آن دامن زده است، تنها امکانی است که می‌تواند همزیستی داوطلبانه و در نتیجه همگرایی ملی را در درازمدت تأمین کند.

فدرالیستها تاکید می‌کنند نظام دمکراتیک متمرکز که متکی بر مفاهیم کلاسیک حقوق بشر است قادر به پاسخگویی به نیازهای خاص گروه‌های فرهنگی و زبانی متمایز نیست.

فدرالیستها در پاسخ به این انتقاد که فدرالیسم در ایران مقدمه تجزیه کشور است یادآوری می‌کنند تجربیات جهانی نشان می‌دهد که هیچ کشور دمکراتیک و فدرالی که هویت و حقوق اقوام و ملیتهای عضو را در پناه قانون قرار داده و از آن‌ها پاسداری کرده تاکنون دستخوش تجزیه نشده است.




سابقه تاریخی ایران در دوران پیشا مدرن، ساتراپ ها در دوران باستان و ممالک محروسه در اواخر صفویه و دوران قاجار، نیز شاهدی بر کارکرد مثبت ساختار غیرمتمرکز و چندگانه قدرت در ایران در عین حفظ پیوستگی آن است.

فدرالیستها همچنین یادآور می‌شوند که برخلاف آنچه ادعا می‌شود تجربه نشان داده است پیشرفته بودن و درجه بالایی از همگرایی پیش شرط فدرالیسم نیست و در‌ واقع این فدرالیسم است که در جوامع چند فرهنگی با تقسیم اختیارات و بهره گیری بیشتر از عقل جمعی در چارچوب منافع عمومی مقدمه و حتی پیش شرط همگرایی بیشتر و پیشرفت است

تمام احزاب شناخته شده کرد، و سایر احزاب و گروه‌های سیاسی عرب، ترک، بلوچ و ترکمن عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال از جمله طرفداران برپایی یک نظام فدرال دمکراتیک در ایران هستند.

دسته سوم هویت طلبان اما تنها راه رسیدن به خواسته‌های هویتی خویش را در جدایی از ایران و تشکیل واحد سیاسی مستقل می‌بینند. جدایی طلبان معتقدند ساخت دولت مدرن در ایران و فرهنگ سیاسی غالب به گونه‌ای است که مطالبات هویتی و حقوق ابتدایی آنان را نمی‌تواند تأمین کند و آنان در مقام گروه‌های قومی که به خوداگاهی ملی رسیده و خود را به هیاتی سیاسی سامان داده‌اند این حق را دارند که دولت مستقل ملی خویش را تشکیل دهند.

این دسته معتقدند فارغ از اینکه جغرافیای سیاسی ایران جغرافیایی تحمیلی است یا تاریخی، این حق گروه‌های ملی ساکن در جغرافیای سیاسی ایران است که در باب ماندن در چارچوب سرزمینی ایران یا گسستن از آن تصمیم بگیرند.

جدایی طلبان با اشاره به حق فعالیت آزادانه و اما مسالمت آمیز جریانها و احزاب جدایی طلب در کشورهای دمکراتیک دنیا تأکید می‌کنند در یک جامعه دمکراتیک و فضای آزاد سیاسی این حق انهاست که علایق سیاسی خویش را به شیوه مسالمت آمیز تعقیب کنند زیرا جدایی طلبی اساسا یک ترم سیاسی است و نه یک جرم جنایی.

جدایی طلبان تقدس تمامیت ارضی را امری برساخته و قراردادی می‌دانند و با استناد به اینکه هیچ چیز جز حق حیات انسان و آزادی و کرامت او تقدسی ندارد، اصل حرمت تمامیت ارضی ایران ضرورت پایبندی به آن را بنا بر حق انتخاب و آزدی گروه‌های انسانی برای تعیین سرنوشت خویش به چالش می کشند.

هویت طلبی و بحران عمل سیاسی

هویت طلبان گروهی یکدست با علایق و آرمانها و اهداف مشابه نیستند و نتیجه عمل سیاسی آن‌ها نیز یکسان نیست. همانطور که اشاره شد دو دسته نخست هویت طلبان تحقق مطالبات هویتی خویش را در چارچوب سرزمینی ایران ممکن و مطلوب می‌دانند و سودا و برنامه‌ای برای جدایی از ایران و تجزیه سرزمینی آن ندارند.

با توجه به این موضوع مخالفت بخشی از جریانهای مرکزگرا با فعالان هویت طلب دو دسته نخست و یا دست‌کم سکوت تایید آمیز آنها در قبال سرکوب آنها توسط جمهوری اسلامی چه معنایی می‌تواند داشته باشد جز فهم نادرست کنش هویت طلبی و گرفتاری در دام تاریخی تئوری توطئه؟

در یک شرایط برابر همانگونه که اصلاح طلبان، سکولارها، جمهوری خواهان، سبزها و چپها حق دارند آرمانهای سیاسی خویش را بدون ترویج نفرت و خشونت تعقیب کنند، هویت طلبان نیز باید بتوانند بدون هراس از سرکوب و آزار برنامه سیاسی خویش را تعقیب کنند.

البته این آزادی عمل نه تنها دو گروه نخست هویت طلبان که هویت طلبان جدایی خواه را نیز باید شامل شود.

باید بپذیریم که در یک جامعه دمکراتیک و در پرتو آموزه‌های نوین حقوق بشر اندیشه جدایی طلبی و پیگیری مسالمت آمیز آن اندیشه در عمل، کنشی است قانونی و در جوامع دارای تنوع قومی و ملی این علایق بخشی جدایی ناپذیر از زندگی سیاسی هستند.

آنچه باید به حق نگران آن بود نه علایق احتمالا جدایی طلبانه نزد برخی گروه ها و جریانهای سیاسی که افراطی بودن جریانهایی در هر دو سو است که برای تحقق آرمانهایشان هیچ خط قرمزی نمی شناسند و تمام روشها را مجاز می‌شمارند.

واقعیت این است که ما نه اخلاقا مجازیم و نه می توانیم با توسل به زور تمامیت ارضی ایران را برای همیشه حفظ کنیم.

اگر خواهان حفظ تمامیت ارضی ایران هستیم باید شرایطی را فراهم کنیم و ساختارهای سیاسی و اجتماعی را به شیوه ای بازسازی کنیم که حتی در نتیجه یک رفراندوم آزاد حق تعیین سرنوشت رایی جز رای به ماندن در چهارچوب سرزمینی ایران از صندوق رای هموطنان کرد و ترک و عرب و بلوچ بیرون نیاید.