۱۳۹۲ شهریور ۹, شنبه

کردستان، قلب تحولات دمکراتیک خاورمیانه



مناطق چهارگانه کردستان در خاورمیانه‌ای واقع شده اند که امروز بنیادگرایی در آن موج می‌زند. کردستان هم به مانند سایر مناطق خاورمیانه ملتهب است اما نه در تب بنیادگرایی دینی، بلکه برای خواسته‌های دمکراتیک، منطقی و موجه.

انگار در حالی که در این منطقه از جهان، ملتها و دولتها در آتش نزاع دینی می‌سوزند، می‌باید بزرگترین ملت بی‌دولت جهان، قلب تحولات دمکراتیک برای آنها باشد.

در دوران جنگ سرد دولتهایی که سرکوبگر کردها بودند، برای چندین دهه از چتر بالانس ابرقدرتها برای تداوم سرکوب خود استفاده می‌کردند. ترکیه و ایران (دوران پهلوی) به جبهه غرب پیوسته بودند و سوریه و عراق نیز متحد شوروی شده بودند. در چنین فضایی فریاد حق‌طلبی کردها حتی در دوران حقوق بشر جیمی کارتر هم به جایی نمی‌رسید.

پس از پایان این بالانس قدرت اینبار ظهور حکومتهای دینی و نزاع بین شیعه و سنی مانع پیش روی کردها شده بود که آنها البته هیچ‌گاه تسلیم این فضای غالب نشدند.



"


هر چند در فجایعی نظیر فتوای خمینی در اوایل انقلاب ایران و عملیاتهای انفال و شیمیایی کردن حلبچه در عراق و همچنین انکار هویتشان در ترکیه و سوریه، تنها مانده بودند و حتی اخبار این رویدادها در رسانه های جهان انعکاسی نمی یافت.

اکنون شرایط برای آنها تغییر کرده، کردها در کردستان عراق دارای حکومتی خودمختار و فدرال هستند. در ترکیه مبارزات آنها دستاوردهای مهمی داشته و روند 'مذاکره و صلح' جای روند 'سرکوب و انکار' را گرفته است.



در سوریه دومین حکومت کردی در شرف تکوین است. در ایران اگرچه کردها دستاوردی فیزیکی و ملموس نداشته اند اما در نقطه عطفی تاریخی، دوران سربرآوردن جریانات جدید و پوست انداختن جریانات قدیمی به سر می‌برند.

چند هفته پیش که تصاویر کشتار غیرنظامیان کرد توسط جبهه النصره در سوریه منتشر شد، هیاتی حقیقت‌یاب متشکل از نمایندگان کردهای مناطق چهارگانه کردستان برای بررسی این رویداد راهی سوریه شد که پیامی آشکار برای جامعه جهانی داشت: کردها دیگر در برابر جنایتهای دشمنانشان و سکوت جامعه جهانی کوتاه نخواهند آمد و از این پس، خود به یاری همدیگر خواهند شتافت.

در این نوشته سعی خواهد شد فراتر از این منظر کلی، نگاهی دقیق‌تر به هرکدام از مناطق کردستان انداخته شود و روند تحولات دمکراتیک آنها در تعارض با جریان غالب اسلامی در خاورمیانه بررسی شود.
کردستان عراق:

از هیجده استان عراق تنها سه استانی که توسط حکومت اقلیم کردستان اداره می‌شود از آرامش و امنیت برخوردار است. دو استان کرکوک و موصل نیز که کردها در اداره آنها نقش دارند، در مقایسه با سایر استانها در شرایط بهتری به سر می‌برند.

این تفوق کردها در عراق تنها محدود به مساله امنیت نیست. فضای سیاسی هم در آنجا سالمتر است. در حالی که نزاع شیعه و سنی در مناطق عرب‌نشین عراق بی‌داد می‌کند، در کردستان رقابتی سالم و مدنی بین گرایشات سیاسی در جریان است و احزاب اسلامی هم به صورت قانونی، فعالیت سیاسی دارند.



"


آنها در پارلمان کردستان بخشی از اپوزیسیون حکومت را تشکیل می‌دهند. در کنار آنها اپوزسیون سکولار نیز(جنبش گوران) به اهرم فشاری علیه دو حزب حاکم تبدیل شده‌است. آنها غیر از تریبون پارلمان، از رسانه های متعدد خود برای افشای فسادهای مالی و سیاسی استفاده می‌کنند و به تدریج حکومت را مجبور به اجرای 'حاکمیت قانون' می‌کنند.

کسانی که در پروسه بازسازی و توسعه اقتصادی کردستان از رانتهای حزبی برای منافع خود استفاده می‌کردند، دیگر به مانند سابق بی‌محابا عمل نمی‌کنند و از فشار افکار عمومی و پیگیری‌های قانونی هراس دارند.

چندی پیش که مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان در آستانه پایان دوره دوم ریاستش قرار گرفته بود، با موجی اعتراضی علیه تداوم حکومتش مواجه شد.

هرچند خلایی قانونی اجازه این تداوم را برای مدتی کوتاه به اومی‌دهد، اما شواهد نشان می‌دهد که کماکان نگران افکار عمومی است. این اتفاق ارزشمند در خاورمیانه‌ای روی می‌دهد که تاریخش با سلطه ده‌ها ساله رهبران و رئیس‌جمهوران عجین شده است.

حکومت کردستان و دولت مرکزی هر دو به یک نسبت از افزایش فروش و افزایش قیمت نفت سود برده‌اند، اما تاثیرات این افزایش درآمدها در این دو منطقه قابل مقایسه نیست.

کردستان عراق رشد سریع اقتصادی را طی می‌کند و به بازاری برای نیروی کار کشورهای منطقه حتی کشورهای دور (بنگلادش و هند) تبدیل شده است و صنعت توریسم به عنوان نماد امنیت در حال شکل‌گیری است، اما در بغداد افزایش درآمدها بیشتر در قالب افزایش فساد مالی و فساد اداری خودنمایی می‌کند.
کردستان ترکیه:

از چند سال گذشته ترکیه به تدریج پایان هشتاد سال انکار و سرکوب کردها را شاهد بوده است. البته این تحول تنها حاصل تغییر اندیشه و نگاه حاکمان ترکیه نبوده، بلکه مستقیما به مبارزات کردها به رهبری پ‌ک‌ک مرتبط است.

یک جریان سیاسی که سی سال پیش با فعالیت گروهی چند نفری شروع شد و اکنون به جنبشی اجتماعی تبدیل شده است. پ‌ک‌ک توانست هویت انکارشده کردها را مجددا به آنها بازگرداند. در کنار مبارزه مسلحانه به مکتبی آموزش‌دهنده برای اعضا و هوادارنش تبدیل شود و در میزان جذب زنان، مقام نخست را در سطح جهان به دست آورد، آن هم در جامعه‌ای کاملا سنتی، در خاورمیانه‌ای مذهب‌زده.



"

حضور پرقدرت پ‌ک‌ک مجالی برای رشد حزب‌الله کردستان نداد. آموزه‌های پ‌ک‌ک نگاه مذهبی به زنان را به چالش کشید و حتی پوشش و حجاب زنان را از عرفی کاملا پذیرفته شده به انتخابی کاملا دلخواهانه تغییر داد.

دولت آنکارا زمانی مجبور به مذاکره با پ‌ک‌ک شد که آن را بسیار فراتر از جنبشی مسلحانه دید. رهبران پ‌ک‌ک موفق شده بودند طرف مقابل خود را با آمیخته‌ای از مبارزه پارلمانی، مبارزه خیابانی، نافرمانی مدنی، مبارزه درون زندانها و همزمان مبارزه مسلحانه مواجه کنند.

پیام نوروزی اقای اوجلان هم توپ را کاملا در میدان حکومت قرار داد. اکنون افکار عمومی ترکیه و جامعه جهانی منتظرند که گامهای بعدی را دولت ترکیه چگونه برخواهد داشت.

تمام این تحولات دمکراتیک در شرایطی صورت می‌گیرد که این کشور در سالهای گذشته مسیری متفاوت و نادمکراتیک را آغاز کرده بود. اسلام‌گرایی و محدود کردن آزادی‌ها همراه با جاه‌طلبی‌های فرامرزی در راستای رهبریت جهان اسلام، مشخصه اصلی سیاست سالهای اخیر آنکارا بوده که با اقدامات دمکراتیک جنبش کردها به چالش کشیده شده است.
کردستان سوریه:

در تحولات دو سال گذشته، تفاوت بنیادی در جنبش کردها و جنبش عربهای سوریه را می‌توان در جایگاه زنان در این دو جنبش یافت. در جبهه کردها، زنان، هم در جنگهای جبهه‌ای و چریکی، هم در اداره امنیت شهرها و همچنین در شوراها و شهرداری‌ها، نقشی دوشادوش با مردها دارند. اما در جبهه عربها ردی از زنان جامعه را نمی‌توان دید و حتی در مواردی از آنها به عنوان زنان موقت جنگجویان عرب استفاده می‌شود (جهادالنکاح).

در پی بحران سوریه کردها نه دل خوشی از حکومت اسد داشتند که سالها هویت آنها را انکار کرده بود و نه امیدی به اپوزیسیونی بسته بودند که حتی حاضر نبود نام کشور را از 'جمهوی عربی سوریه' به جمهوری سوریه تغییر دهد. نامی که آن به وضوح انکار بزرگترین اقلیت کشور دیده می‌شود.

آنها مستقلا راه خود را برگزیدند از سال ۲۰۰۵ یعنی شش سال پیش از آغاز بحران سوریه حزب اتحاد دمکراتیک تشکیلات خود را منسجم کرده بود و در اولین خلا قدرتی که پیش آمد، توانست اداره اکثر شهرهای کردنشین را به دست بگیرد.

در نبرد با شاخه القاعده در سوریه، 'جبهه النصره'، شاخه نظامی اتحاد دمکراتیک چنان قوی عمل کرد که حتی توانست اعتماد بخشی از عربهای منطقه را هم جذب کند و گروههایی از آنها را تحت فرماندهی خود علیه جبهه‌النصره بسیج کند.



"

اکنون دومین حکومت خودمختار کردی در حال شکل‌گیری است و تاکنون تهدیدها و دخالتهای ترکیه نیز نتوانسته مانع تشکیل آن شود. این تحول بزرگ هم برای کردها و هم برای سایر مردم منطقه دستاوردهای مهمی خواهد داشت.

در خارج از کردستان تشکیل چنین حکومتی عرصه را برای بنیادگراها تنگتر خواهد کرد و به پناهگاهی برای نیروهای دمکرات و غیردینی تبدیل خواهد شد.

در داخل کردستان هم دو پیامد مهم خواهد داشت: نخست بر قدرت و حوزه نفوذ پ‌ک‌ک خواهد افزود و فشار را بر دولت ترکیه برای برداشتن گامهای جدی‌تر در راستای صلح بیشتر خواهد کرد. همچنین، حکومت کردستان عراق را از حالت یگانگی و بی‌رقیب بودن خارج خواهد کرد.

در طول سالهای گذشته بسیاری از موافقان و منتقدان حکومت اقلیم کردستان بر سر یک نکته متفق بودند که می‌باید مراعات شرایط ویژه نخستین حکومت کردی را بکنند و بر بسیاری از کاستی‌های آن چشم بپوشند. البته حکومت نیز از این حالت دردانگی ونازپروی خود نهایت استفاده را می‌کرد و زیاد به فشار برای اصلاح و بهبود شرایط تن نمی‌داد.

تشکیل دومین حکومت کردی آنها را به رقابتی در ارایه چهره‌ای دمکراتیک از حکومتهایشان خواهد کشاند که هرچند این رقابت در کوتاه مدت نگرانی هایی را برای مردم کردستان ایجاد خواهد کرد، اما در نهایت به سود هر دو حکومت و به طریق اولی، به سود مردم هر دو کردستان عراق و سوریه خواهد بود.
کردستان ایران:

اگر حکومت جمهوری اسلامی ایران را اولین حکومت بنیادگرای اسلامی از نوع جمهوری آن بدانیم، کردستان ایران را می‌توان اولین منطقه‌ای نامید که علیه این سلطه شورید.

از همان اوایل انقلاب احزاب چپ و دمکرات در شرایطی فضای سیاسی را در کردستان دراختیار داشتند، که در تهران اسلام‌گرایی در اوج قدرت بود. همین تضاد بنیادی، تنها شش ماه پس از پیروزی انقلاب به جنگی خونین انجامید که با فتوای خمینی بعدی کاملا مذهبی به خود گرفت.

مردم کردستان سیاستهای کلان خمینی را نمی‌پذیرفتند، در رفراندوم جمهوری اسلامی آری/خیر شرکت نکردند، در اعتراض حذف یکی از کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری هم شرکت نکردند، در دو انتخاب دیگری هم که شرکت کرده بودند، کسانی چون دکتر قاسملو و غنی بلوریان را به عنوان نمایندگان خود برگزیده بودند.

طبعا این فضا برای رهبر انقلاب قابل تحمل نبود. با اطمینان می‌توان گفت که هیچ‌کس در کردستان تصویر خمینی را در ماه ندیده بود، حتی آنهایی که احترامی برای او قایل بودند( گروه احمد مفتی‌زاده) نگاهی کاملا زمینی و انسانی به او داشتند. این جدال بیش از سی سال است که ادامه دارد.

از یکسو در جبهه تهران پتانسیل مذهبی به مانند اوایل انقلاب نیست و رهبر جدید نتوانسته جایگاه خمینی را به دست بیاورد و پایه‌های مشروعیت نظام به مانند سابق محکم نیست.



"

از سوی دیگر در جبهه کردستان نیروهای دمکرات و چپ در پی سه دهه ناکامی و پرداخت هزینه، فرسوده و خسته شده اند. در فضایی پر از تنش و عصبیت به نزاع با هم پرداخته و انشعابهای متعددی در آنها اتفاق افتاده است.

بعضی از آنها استقلال سیاسی خود را هم از دست داده‌اند و مجری سیاستهای احزاب کردستان عراق شده اند و از همه بدتر آنکه پتانسیل تحمل جریانات جدید را ندارند. اما حتی همین نزاع‌ها و انکارها هم در فضایی سیاسی و متمدنانه صورت می‌گیرد.

کم‌کم فشارهایی از داخل برای پوست انداختن این احزاب شکل گرفته، از سوی گروههایی بر لزوم استقلال سیاسی تاکید شده و اخیرا شخصیتهای خوش‌نام و محبوب جنبش، با شهامت به نقد سیاست انکار ولزوم تنش‌زدایی ‌پرداخته‌اند.

همچنین مردم کردستان ایران هم منتظر پایان منازعات آنها نمانده‌اند. در آخرین انتخابات ریاست جمهوری، هم پیام واضحی برای این احزاب فرستادند و هم بر نقش مهم خود برای دولت مرکزی تاکید کردند. آنها بر خلاف فراخوان این احزاب نه تنها در انتخابات شرکت کردند که حتی می‌توان گفت حسن روحانی را مستقیما به ریاست جمهوری رساندند.

او که تنها اندکی بیش از پنجاه‌درصد آرا را به دست آورد، بدون هفتاد درصدی که در کردستان کسب کرده بود، کارش به دور دوم کشیده می‌شد و معلوم نبود در جدال با قالیباف، سرنوشتش به کجا می‌کشید.

با این اوصاف اگر در آینده به هر نحوی، ایرانی دمکراتیک شکل بگیرد، بدون تردید مدیون مبارزات کردهایی خواهد بود که با پرداخت هزینه‌هایی بسیار، از همان روز نخست در برابر حکومت دینی و نادمکراتیک ایستادند.



کردها در خاورمیانه‌ای جنگ‌زده، مذهب‌زده و تعصب‌زده، هم بیشترین هزینه‌ها را متحمل شده‌اند و هم در صف اول مبارزه با فضای غالب ایستاده‌اند. آنها که در سطح جهان لقب بزرگترین ملی بی دولت را گرفته‌اند، انگار در رسالتی اعلام‌نشده، وظیفه رهایی ملتها و دولتها را نیز بر دوش گرفته‌اند.

خطر مرگ حسین رونقی ملکی و مادرش را تهدید می‌کند




اعدام دست کم ۲۶ نفر طی ۱۰ روز گذشته در شهرهای مختلف ایران، اجرای حکم شلاق یک قاچاقچی مواد مخدر درملاءعام و اظهارات محمدجواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه درباره گزارش های احمد شهید از وضعیت حقوق بشر در ایران از موضوعات اصلی دریچه این هفته است.
مهتاب وحیدی راد در ادامه نگاهی دارد به آخرین وضعیت حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس زندانی در گفت‌و‌گو با پدرش، وضعیت چند زندانی سیاسی، تأیید حکم ۸ سال زندان سعید عابدینی کشیش ایرانی- آمریکایی در گفت‌و‌گو با همسرش و ادامه بازداشت نوکیشان مسیحی در کرج، تهران، اصفهان و تبریز.

۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

کرماشان





کرماشانگم، ای خاک زیرین
هاوزاراوگی بدره و خانقین
جگر گوشگی ایلام دیرین
نیشتمانگی فرهاد و شیرین
یادگارگی ماد و ساسانی
تو سان شاریل گشت کردستانی
کرمانج بید، سوران، گوران یا کلهر
تو ارای ایمه هر مینیده دُر
ناوت سر رسته ی تاریخ ایمس
و بی کرماشان، کردستان دی چس؟

۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه

سفر در اروپا با قاچاقچی علیرغم داشتن گذرنامه‌ی معتبر سوئدی



برای بسیاری از شهروندان، داشتن گذرنامه‌ی سوئدی، اعتباری برای سفرهای مطمئن و بی‌دردسر در داخل اروپاست اما برای حمید، جوان ۳۰ ساله‌‌ی ایرانی سوئدی، که در ترکیه با مشکل روبروشد، داشتن تابعیت سوئدی و گذرنامه‌ی این کشور هیچ کمکی نکرد. او برای خروج از ترکیه و ورود به بلغارستان که در داخل اتحادیه اروپاست، مجبور شد که چندین هزار دلار پول به قاچاقچیان بدهد. حمید به پژواک می‌گوید که هرگز تصورنمی‌کرد که پاسپورت سوئدی در اروپا چنین بی ارزش باشد. دردسرهای او کمی پیشتر از این آغاز شد. حمید مانند بسیاری دیگر از ایرانی‌تبارهای مقیم خارج، برای تعطیلات تابستانی به ایران سفر کرد. در بدو ورود به ایران، مشکل سربازی او دردسرساز شد تا جایی که پاسپورت ایرانیش ضبط و خود او ممنوع‌الخروج شد. حمید که تابعیت سوئد را نیز دارد به سفارت سوئد در تهران مراجعه کرد تا کمکی دریافت کند. حمید به ما می‌گوید که سفارت سوئد در تهران به او پیشنهاد کرد، غیرقانونی از ایران خارج و به ترکیه برود. پیشنهادی که برای او بسیاری دردسرساز شد.

در گفتگو با وزارت خارجه‌ی سوئد، این سوال را مطرح کردم که آیا سفارت‌خانه‌ها می‌توانند توصیه‌های خلاف قانون بکنند؟ پاتریک نیلسون از بخش کنسولی وزارت خارجه سوئد:

-یک سفارت خانه یا بخش کنسولی هرگز نباید و نمی‌تواند سفارشی کند یا پیشنهادی کند که برخلاف قانون و مقررات آن کشور باشد.

با این حال خروج غیرقانونی حمید از ایران و ورود به ترکیه بدون مجوز، باعث شد که او نتواند پرواز خود را از استانبول به سوئد انجام دهد.

کنسولگری سوئد در شهر استانبول طبق قانون موظف است که به شهروندان سوئدی خدمات کنسولی و حقوقی بدهد اما حمید در گفتگو با پژواک می‌گوید که آنها هیچ کمکی به او نکردند و او را در برابر ادارت دولتی ترکیه تنها گذاشتند.

پاتریک نیلسون از وزارت خارجه‌ی سوئد در گفتگو با پژواک از جوابگویی در این مورد خاص طفره می‌رود ولی در مجموع می‌گوید که مسئولیت همه‌ی تدارکات سفر با خود شخص است و سفارت‌خانه‌های سوئد در خارج از کشور تاجایی که می‌توانند، باید به مسافران نیازمند کمک کنند. اما این کمک‌ها محدودیت‌هایی نیز دارد.

-در وههله‌ای اول باید بیاد داشت که کسی که مسافرت می‌کند، خود مسئول تمامی مراحل سفر خود است، برای مثال باید بیمه‌های لازم را داشت و اقدامات لازم را انجام داد، اما اگر با تمامی این آمادگی‌ها، مشکلی برای شما پیش آمد، می‌توانید از سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌ها تقاضای کمک کنید.

این دقیقا کاری بود که حمید در استانبول کرد. اما در پایان، حمید از ترس دستگیرشدن و بازفرستاده‌شدن به ایران، مجبور می‌شود که با کمک قاچاقچی، از ترکیه خارج و به بلغارستان برود. از وزارت خارجه‌ی سوئد این سوال را پرسیدم که اگر شهروندی شکایتی از رفتار و عملکرد سفارت‌خانه‌ها و کنسولگریها داشته باشد، به کجا باید مراجعه کند؟

-به نظر من این فرد باید کتبا مراتب شکایت خود را به وزارت خارجه بفرستد و خواستار جوابگویی مسئولین شود. هر کسی این حق را دارد که در مراجعه به ادارات سوئدی، بصورتی حرفه‌ای و درست با او برخورد شود و بهترین راهنمایی‌ها را در باره‌ی مشکل خود دریافت کند.

در هر حال، حمید ۳۰ ساله، که برای یک سفر استراحتی تابستانی به ایران رفته بود، با گذرندان روزهای بسیار در سفر و خرج دهها هزار کرون هزینه اضافه به استکهلم بازگشت.

ایران باردیگر از دادن ویزای ورود به احمد شهید خودداری کرد






خبرگزاری هرانا - ایران باردیگر از دادن مجوز ورود به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امورایران خودداری کرد.


به گزارش رادیو فردا، عباس عراقچی، سخنگوی وزارت خارجه ایران روز سه شنبه باردیگر احمد شهید را به نقض بی‌طرفی متهم کرد.

او گفت که دو نامه از احمد شهید برای دریافت مجوز ورود به ایران دریافت کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی تا زمانیکه احمد شهید گزارش‌های "مغرضانه" درباره وضعیت حقوق بشر در ایران می‌نویسد به او ویزا نخواهد داد.

احمد شهید گفته است گزارش‌هایش را براساس تماس با شاهدان و فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از ایران تهیه می‌کند و اگر جمهوری اسلامی اعتراض دارد باید به او مجوز ورود بدهد تا بطور مستقیم با منابعش گفتگو کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، جمهوری اسلامی احمد شهید را همچنین متهم کرده است که موضوع نقض حقوق مردم ایران را به علت تحریم‌ها نادیده می‌گیرد.

۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه

روح الله حسینیان، نماینده مجلس از فراكسيون مصباح يزدى: انقلاب نکردیم که ایران را آباد کنیم!

روح الله حسینیان، نماینده مجلس از فراكسيون مصباح يزدى: انقلاب نکردیم که ایران را آباد کنیم!
روح الله حسینیان، نماینده مجلس از فراکسیون جبهه پایداری (هواداران مصباح یزدى) با انتقاد از گفته های هاشمی رفسنجانی درباره “ساختن ایران” گفت: فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌اسلامی حرف دیگری داشت. شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا معنویت و دین داشته باشیم. ما با ابرقدرت‌های جهانی سر جنگ داریم.



سام کشمیری از هنرمندان و فعالان سیاسی ابتدای هفته جاری جهت تحمل محکومیت ۴ ماه حبس تعزیری خود به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.


خبرگزاری هرانا - سام کشمیری از هنرمندان و فعالان سیاسی ابتدای هفته جاری جهت تحمل محکومیت ۴ ماه حبس تعزیری خود به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

به گزارش تارنمای کلمه، این هنرمند گرافیست و طراح، اندکی پیش از برگزاری انتخابات مجلس در بهمن ۱۳۹۰ توسط اطلاعات سپاه در خیابان بازداشت و پس از تحمل یک ماه انفرادی در بازداشتگاه ۲ – الف به قید وثیقه آزاد شد.

این زندانی سیاسی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور محاکمه و به تحمل یکسال حبس که ۸ ماه آن تعلیق شده محکوم شده است.

سام کشمیری از جوانان اصلاح طلب و از دانش آموختگان رشته گرافیک دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران و از نخبگان دانشگاهی این رشته هنری است.

۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه

پرچم کوردستان بر فراز دماوند برافراشته شد.






"ئاڵای پیروزی کوردستان" بەدەستی شاخەوانانی کوردی کرماشان و خۆراسان لە چیای دەماوەند هەڵکرا..... تکایە پارڤەی بیکەن

پرچم کوردستان بر فراز دماوند برافراشته شد.



چند روز پیش کوهنوردانی از شهرهای کرماشان (کرمانشاه) و قوچان به کوه دماوند صعود کرده و پرچم کوردستان را بر قله‌ی آن به اهتزار درآوردند.

این تصویر اثر Bartolome Esteban Murillo اسپانیایی است که روم را به لرزه در آورد..






این تصویر اثر Bartolome Esteban Murillo اسپانیایی است که روم را به لرزه در آورد..

تصویر حکایت پدری را دارد که در زندان به سر می برد و طبق حکم این پیرمرد نباید غذایی به او داده شود. تنها به دخترش اجازه ملاقات با پدر را می دهند و با کلی تفتیش که مبادا با خود غذایی وارد سلول کند.
دختر با دیدن جثه بی حال پدر و ضعف شدید و رو به مرگ ، شروع به شیر دادن پدرش از سبنه خود می کند. در یک ملاقات . نگهبانان سلول, وارد می شوند و از دیدن این صحنه به لرزه در می آیند . زود خبر به دادسرا می رسد و حکم آزادی پدر بخاطر عشق دختر به پدرش که باعث شد حد و حدود خدا را بشکند , صادر شد.

این اثر تا به امروز مورد بحث و جدل واقع شده..

ما کردهای ایران یک کردستان داریم ؟ سنندج ,کرمانشان ,ایلام, لرستان


كوردستان و كرماشان از هم جدا نیستند.
وقتى سخن از كورد و كوردستان به ميان مىايد يعنى تمام سرزمين جغرافيايى بزرگى كه كوردها حتى خارج از مرزهاى ايران در آن قرار گرفتند، ولى متاسفانه بعضی ها از روى عمد يا غير عمدى دقيقا از سياست كثيف رضاخان پهلوى پيروى ميكنيد، رضاخان هم براى اينكه بتواند از اتحاد و مبارزه كوردها جلوگيرى كند، شروع به تحريف جغرافياى سياسى كوردستان و تحريب كوردها، كرد، بطورى كه استان سنندج را كوردستان ناميد تا تمام كوردستان و كوردها را در يك استان خلاصه كند ولی دوستان مطمئن باشد به امید خداوند دوباره دولت کردستان تشکیل میدهم ؟

خانمی پیام داده چرا نمیرید قرآن رو بخونید به خدا این آخوندا هستن که اسلام رو خراب کردن و گرنه اسلام هیچ تبعیضی نسبت به ما زنها نداره (!) تو قرآن هزار تا آیه هستش که زنها رو با مردها برابر دو نسته






خانمی پیام داده

چرا نمیرید قرآن رو بخونید به خدا این آخوندا هستن که اسلام رو خراب کردن و گرنه اسلام هیچ تبعیضی نسبت به ما زنها نداره (!) تو قرآن هزار تا آیه هستش که زنها رو با مردها برابر دو نسته

در جواب ایشون و همفکران ایشون :

ای مردم زنان کشتزار شمایند از هر طرف که می خواهید به کشتزار خود در آیید / سوره بقره آیه 223
مردان را بر زنان مرتبتی است / سوره بقره آیه 228
شهادت زنان نصف مردان ارزش دارد / سوره بقره آیه 282
ای مردان از زنان هرچه شما را پسند افتد دو تا و یا سه تا و یا چهارتا به نکاح در آورید / سوره نساء آیه 3
سهم ارث پسر دو برابر سهم ارث دختر است / سوره نساء آیه 11
نکاح زنان شوهردار بر شما حرام شده اند مگر این زنان شوهردار را در جنگ به غنیمت گرفته باشید / سوره نسآه آیه 24
مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند/ سوره نساء آیه 34
آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید ابتدا اندرز دهید و سپس از خوابگاهشان دوری کنید و سپس کتکشان بزنید / سوره نساء آیه 34
سهم ارث زن نصف مرد است / نساء 176
ای پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که با چادر خود را بپوشانند / احزاب آیه 59

یک ایرانی که در کشورش برای مسیحیت تبلیغ می کرده، به جرم توزیع انجیل به ده سال زندان محکوم شده است.








یک ایرانی که در کشورش برای مسیحیت تبلیغ می کرده، به جرم توزیع انجیل به ده سال زندان محکوم شده است.

خبرگزاری فرانسه به نقل ازخبرگزاری واتیکان گزارش می دهد که محمد هادی بردبار دسامبر دستگیر شد و بنا به گزارش ها گفته است قصد داشته با توزیع ۱۲ هزار نسخه انجیل جیبی برای مسیحیت تبلیغ کند.

۱۳۹۲ شهریور ۲, شنبه

۹اعدام جنايتکارانه در اهواز، اميديه اهواز و بندر گناوه








۹اعدام جنايتکارانه در اهواز، اميديه اهواز و بندر گناوه

رژيم ضدبشری آخوندی 9زندانی را در اهواز، اميديه اهواز و بندر گناوه اعدام کرد. سه زندانی در زندان مرکزی بندر گناوه حلق آويز شدند. نام اعدام شدگان عبارتند از: اسد کاکی، رشيد سلکی و بشير صابری

روز سه شنبه 29مردادماه رژيم جنايتکار آخوندی 5زندانی را در زندان مرکزی اميديه اهواز بدار آويخت. هويت اعدام شدگان اعلام نشده است. امروز شنبه نيز رژيم آخوندی يک زندانی را در زندان اهواز بدار آويخت. وی سعيد نام داشت. دژخيم علی افتخاری معاون رئيس دادگستری استان خوزستان گفت اين زندانی بامداد امروز در زندان اهواز اعدام شد. اعدام جنايتکارانه در اهواز، اميديه اهواز و بندر گناوه
رژيم ضدبشری آخوندی 9زندانی را در اهواز، اميديه اهواز و بندر گناوه اعدام کرد. سه زندانی در زندان مرکزی بندر گناوه حلق آويز شدند. نام اعدام شدگان عبارتند از: اسد کاکی، رشيد سلکی و بشير صابری

روز سه شنبه 29مردادماه رژيم جنايتکار آخوندی 5زندانی را در زندان مرکزی اميديه اهواز بدار آويخت. هويت اعدام شدگان اعلام نشده است. امروز شنبه نيز رژيم آخوندی يک زندانی را در زندان اهواز بدار آويخت. وی سعيد نام داشت. دژخيم علی افتخاری معاون رئيس دادگستری استان خوزستان گفت اين زندانی بامداد امروز در زندان اهواز اعدام شد.

قابل توجه دوستانی که کوردی را با رسم الخط فارسی می نویسند!!

قابل توجه دوستانی که کوردی را با رسم الخط فارسی می نویسند!!

رسم الخط فارسی هیچگاه نمی تواند برای زبان کوردی مناسب شناخته شود و اصلا توانایی و ظرفیت آنرا ندارد که بتواند برای زبان کوردی نقشی ایفا کند. در این مورد باید علمی تصمیمی را اتخاذ کرد، نه با فرهنگ غلط و لجاجت شخصی، نظری را بدون هیچ پشتوانه علمی و منطقی ارائه دهیم.
در ضمن انتخاب رسم الخط برای هر زبانی طبق شناخت زبانشناسی و معیارهای علمی انتخاب می شود.
اکنون رسم الخط زبان کوردی در تمام دنیا به رسمیت شناخته شده و حتی در ایران نیز پذیرفته شده است؛ یعنی محرز و مشخص است که زبان کوردی باید طبق دستور و قوائد تعریف شده زبان کوردی نوشته شود.
محسن صفاریان

لطفا به اشتراک بگذارید.
تکایە پارڤەی بیکەن

برای داونلود فونت رسم الخط زبان کوردی بە لینک های زیر مراجعە کنید:

http://www.lexilogos.com/keyboard/sorani.htm

۱۳۹۲ مرداد ۳۰, چهارشنبه

اظهارات وزیر اطلاعات درباره امکان بازگشت منتقدان سیاسی مهاجر

محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران، می‌گوید کسانی که پس از رویدادهای انتخابات سال ۱۳۸۸ کشور را ترک کرده‌اند، اگر عمل «خلافی» مرتکب نشده‌اند، می‌توانند بازگردند و وزارت اطلاعات نگرانی آنها را برطرف می‌کند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، آقای علوی که صبح چهارشنبه، ۳۰ مرداد در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران حضور یافته بود با پرسشی مواجه شد درباره امکان بازگشت آن دسته از فعالان سیاسی به کشور که در پی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران را ترک کردند.
او اما درباره نگرانی این افراد از بازگشت به کشور گفت: «ترس بی‌مورد کلیه کسانی را که خلافی مرتکب نشده‌اند، حل می‌کنیم و هر کسی خلافی نداشته باشد تضمین می‌کنیم که مشکلی پیدا نمی‌کند.»
پیش از این دیگر مقامات ایران نیز از امکان بازگشت آن دسته از ایرانیانی سخن گفته بودند که به‌خاطر دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران و رویدادهای متعاقب آن کشور را ترک کردند، اما در عین حال تاکید هم کرده‌اند که اگر «جرمی» مرتکب شده‌اند، با آنها برخورد قضایی می‌شود

احمد شهید : ۸۵ درصد از زنان و ۳۵ درصد مردان زندانی در ایران مورد تجاوز قرار می‌گیرند


احمد شهید : ۸۵ درصد از زنان و ۳۵ درصد مردان زندانی در ایران مورد تجاوز قرار می‌گیرند




اؤیرنجی سسی :”۸۵ درصد از زنان و ۳۵ درصد مردان در زندان های ایران مورد تجاوز قرار می گیرند.” این بخشی از اظهارات احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، است که در “شهروند” چاپ کانادا منتشر شده است.

وی تصریح کرده است که کاربرد شکنجه و قانون شریعت ازجمله موارد شایع در ایران به شمار می رود.

احمد شهید در گزارش خود به نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و از جمله به وضعیت اقلیت های قومی و مذهبی و ناعادلانه بودن احکام صادره برای این گروه ها اشاره کرده است.

نبودن زنان در پست ها و موقعیت های کلیدی ، از دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران ذکر شده است. یکی دیگر از موارد وضعیت دگرباشان ایرانی است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

دوستان و همراهان عزیز کرد زبانم...








دوستان و همراهان عزیز کرد زبانم...با توجه به آسیبهایی که پیکره زبان کردی را تهدید می‌کند..و برای حفظ زبان شیرین کردی (کلهری...لکی...سورانی...گوران....هورامی..کرمانجی.. زازا..)و با احترام به دیگر زبانهای رایج در ایران بر خود واجب می‌دانم که از این پس جز به زبان کردی با دوستان هم خونم به زبانی دیگر مکالمه نکنم.امیدوارم به این طریق ٔبر زخمهای کهنه زبان مادریمان مرهمی زده باشیم...با سپاس(رشید محمدی)

یک شهروند کُرد اهل روانسر، پس از ٦ سال بازداشت و در سن ١٨ سالگی در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه اعدام شد.







یک شهروند کُرد اهل روانسر، پس از ٦ سال بازداشت و در سن ١٨ سالگی در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه اعدام شد.
بنا بە گزارش آزانش خبررسانی کُردپا، سحرگاه روز سەشنبە ٢٩‌مرداد‌ماه، "آرمان محمدی" فرزند"انور"، بە اتهام قتل عمد در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه اعدام شد.
بە گفتە‌ی یک منبع نزدیک بە خانوادە وی، آرمان در زمان بازداشت تنها ١٢ سال سن داشتە است کە از سوی دادگاه بە اتهام دست داشتن در قتل یک شهروند روانسری بە اعدام محکوم گردید کە بعد از ٦ سال بازداشت و رسیدن بە سن ١٨ سالگی حکم اعدام وی بە اجرا در آمدە است.
خانوادە این شهروند چندین بار خواهان بخشش و عفو فرزندشان شدند، اما علی‌رغم کم سن و سال بودن فرزندشان این حکم بە اجرا در آمدە است.
گفتە می‌شود ٢ فرد دیگر نیز در این قتل شرکت داشتەاند که از سوی دستگاه قضایی حکومت اسلامی ایران برای آنها حکم حبس ابد صادر شدە است.
بنا بە آمار بە ثبت رسیدە در مرکز آمار آژانس کُردپا، طی یک ماه گذشتە ١٧ شهروند ایرانی با دستور دستگاه قضایی حکومت اسلامی ایران اعدام شدەاند کە ٤ مورد آن در ملاء‌عام بە اجرا در آمدە است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه

سندی ديگر بر اثبات تاريخ ١٢ هزار ساله كوردستان Latest evidence to confirm 12 thousand years of civilization in Kurdistan







کشف جدید دانشمندان: ایران (کرماشان) منشأ کشاورزی در 12 هزار سال پیش بوده است:
نیکولاس کونارد که تحقیقات تحت رهبری او به یافته‌های جدید ختم شده، می‌گوید، پس از پیشنهاد یک همکار ایرانی در پروژه‌ی تحقیقاتی‌شان ، یک محوطه را به عمق 8 متر حفر کرده‌اند و به یک کلونی انسانی متعلق به 12 هزار سال پیش رسیده‌اند.
بر اساس یافته‌های جدید باستان‌شناختی، 12 هزار سال پیش در منطقه‌ی زاگرس ایران کشاورزی می‌شده است.
به گزارش عصر ایران به نقل از شبکه‌ی خبری "ان بی سی" آمریکا، یافته‌های جدید باستان شناختی در منطقه‌ی تپه‌های چغاگاوانه در اسلام‌آباد غرب(شاباد)، بقایایی از دانه‌های گندم، جو و عدس را از یک کلونی انسانی متعلق به 12 هزار سال پیش نشان می‌دهد.
از سال 2009 حفاری‌هایی به رهبری " نیکولاس کونارد " باستان شناس دانشگاه " توبینگن" آلمان در این منطقه آغاز شده بود.
هدف از این طرح مطالعاتی که "پروژه باستان شناختی زاگرس مرکزی(CZAP)" نام گرفته و یک برنامه‌ی تحقیقاتی مشترک بین ایران و انگلیس است، پژوهش در مورد منشاهای یکجانشینی، اهلی‌گری و کشاورزی در غرب ایران است.
طبق فرضیه پشین، دانشمندان منشا کشاورزی را در منطقه‌ای در غرب "هلال حاصلخیز"( دانشمندان اصطلاح هلال حاصلخیز را به عنوان منشا پیدایش کشاورزی در خاورمیانه نام می‌برند) در بین عراق و ترکیه و سوریه و اردن می‌دانستند، اما با یافته‌ی جدید دانه‌هایی متعلق به 12 هزار سال پیش به همراه اشیایی از زندگی دوران سنگی انسان در تپه‌های چغا‌گاوانه در اسلام‌آباد غرب در استان کرمانشاه در منطقه‌ی زاگرس ، منشا پیدایش کشاورزی‌های اولیه را به ایران منتقل می‌کند.
نیکولاس کونارد که تحقیقات تحت رهبری او به یافته‌های جدید ختم شده،می‌گوید، پس از پیشنهاد یک همکار ایرانی در پروژه تحقیقاتی‌شان، یک محوطه را به عمق 8 متر حفر کرده اند و به یک کلونی انسانی متعلق به 12 هزار سال پیش رسیده اند.
کونارد که یک سنگ‌شناس است، صدها دانه‌ی جو و گندم و عدس را برای مطالعات بیشتر به همکار خود خانم "سیمون ریئل" در دانشگاه توبینگن آلمان می‌فرستد و وی در مطالعات بیشتر بر روی این دانه‌ها متوجه می‌شود این دانه‌ها متعلق به 12 هزار سال پیش هستند.

۱۳۹۲ مرداد ۲۶, شنبه

رنجنامه کشیش زندانی درباره شکنجه در بازداشتگاه / فرشید فتحی



خبرگزاری هرانا - "فرشید فتحی" از نوکیشان مسیحی که توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس محکوم شده است در یادداشتی که به تازه گی از وی منتشر شده از شکنجه‌های شدید روحی و تحت فشار بودن خود توسط ماموران و بازجویان خبر داد.

به گزارش محبت نیوز، "فرشید فتحی" از نوکیشان و فعالین مسیحی است که دوران محکومیت ۶ ساله خود را در زندان اوین می‌گذارند، وی در رنج نامه خود خبر داده که در زندان با شکنجه‌های شدید روحی قرار گرفته و برای تحت فشار قرار دادن وی درباره بازداشت همسر و سکته پدرش اخبار دروغ به او گفته شده است.

این زندانی عقیدتی، که فارغ‌التحصیل در رشته الهیات مسیحی است در پنجم دی ماه سال ۱۳۸۹ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل گردید. "فرشید" یک سال از دوران بازداشت خود را بلاتکلیف در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات گذارند و نزدیک به ۵ ماه نیز در سلول انفرادی بود.

"فرشید" متولد ۱۳۵۸ دارای دو فرزند می‌باشد وی در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ به اتهام "برعهده داشتن سمت مسئول ارشد سازمان‌های خارجی در ایران و تهیه وجه مالی برای این سازمان‌ها" در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و مجموعن به ۶ سال حبس تعزیری محکوم می‌گردد. اگر چه با وجود اعتراضات از سوی گروه‌های مدافع حقوق مسیحیان و گروه‌های کلیسایی اما حکم شش سال زندان در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد.

این کشیش مسیحی در رنج نامه خود افشاء کرده که در دوران



بازداشت به شدت مورد شکنجه روحی و توهین و تحقیر و افتراء قرار گرفته است. وی در بخشی از رنجنامه خود نوشته: "به دروغ به بنده گفته می‌شد همسرم نیز بازداشت شده و از من می‌خواستند که سرپرستی موقتی برای فرزندانم «رزانا و بردیا» معرفی کنم؛ یا به دروغ به بنده گفته می‌شد که پدرم سکته کرده و در بیمارستان است و حتا در مورد زنده یا مرده بودن وی به من اطلاعی داده نمی‌شد، در حالیکه ایشان اصلن سکته نکرده بودند."

این مطلب کوتاه تنها بخشی کوچکی از آن چیزی است که از زمان بازداشت وی تاکنون در زندان مخوف اوین برسر این نوکیش مسیحی آمده است.

پیش از این نیز دل نوشته ایی از فرشید منتشر شده که در بخشی از این نامه از داخل زندان خطاب به پدرش نوشت: "اغلب اوقات بعضی چیز‌ها موجب تاثرم می‌شوند ولی هیجگاه به خود اجازه نداده‌ام که مغلوب غم و یاس شوم. خیلی وقت‌ها اینجا مرا مورد توهین و تحقیر و آزار قرار می‌دهند ولی هیچگاه به وجود مسیح درونم شک نکرده‌ام. بعضی‌ها تنهایم گذاشتند و بعضی دیگر از من فرار کردند، ولی من آن‌ها را مطمئنن قضاوت و توبیخ نخواهم کرد، زیرا که خدا هیچگاه مرا تنها نگذاشته است."

مرداد ماه سال ۱۳۹۰ همسر و فرزندان "فرشید فتحی" به دلیل فشارهای زیاد وزارت اطلاعات مجبور به ترک ایران می‌شوند، آنان از ایران به ترکیه و در ‌‌نهایت پس از طی مراحل پناهندگی در بهمن ۱۳۹۱ رهسپار کانادا شدند و به دور از وطن و عزیزان در آنجا ساکن شدند.

"گفتنی است مهدی خزعلی"، از منتقدان دولت و فرزند آیت الله خزعلی، از روحانیون محافظه‌کار و عضو مجلس خبرگان رهبری که در سال گذشته از هم بندی‌های "فرشید فتحی" بوده در خصوص شخصیت وی در مصاحبه با برخی رسانه‌ها درباره او می‌گوید: "فرشید جوانی مودب و بااخلاق و با لبخندی گرم و شیرین همیشگی بود و همه بچه‌ها در بند ۳۵۰ اوین خاطره‌ای که از فرشید به یاد دارند اخلاق خوب اوست. اخلاقی مثال زدنی و دوست داشتنی است. کسی از او یک تندی و غیراخلاقی ندید. اوساخته شده و انسانی مهربان است."

این فعال مسیحی با وجود اینکه نزدیک به سه سال از دوران محکومیت خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین و ماههای متمادی را در سلول انفرادی گذرانده، اما تاکنون اجازه مرخصی به وی داده نشده است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۵, جمعه

واشنگتن تایمز: وزیر جدید دفاع ایران طراح حمله به مقر نیروی دریایی آمریکا است



واشنگتن تایمز: وزیر جدید دفاع ایران طراح حمله به مقر نیروی دریایی آمریکا است

سایت تیک : واشنگتن تایمز نوشت: رییس‌جمهور منتخب جدید ایران وزیر دفاع جدید خود را انتخاب کرد. او یک فرمانده سابق نظامی است که مسوول طراحی حمله به مقر نیروی دریایی آمریکا در سال ۱۹۸۳ در بیروت است که در جریان آن ۲۴۱ نفر از نیروهای آمریکایی کشته شدند.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، حسین دهقان پیش از این رییس کمیته سیاسی، دفاعی و امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. این مجمع متشکل از گروهی از مشاوران ذی‌نفوذ پیرامون آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران است که خود را به عنوان صدای انقلاب اسلامی ایران توصیف می‌کند.
نرال شیمون شاپیرا فرمانده بازنشسته ارتش اسراییل در گزارش مختصری که در مرکز امور دولتی اورشلیم منتشر شده به زندگی‌نامه دهقان پرداخته است؛‌ از جمله این موضوع که او تمام حرفه نظامی خود را در سپاه پاسداران انقلاب ایران سپری کرده است.
شاپیرا ادامه می‌دهد که او در سال ۱۹۷۹ و در سن ۲۲ سالگی به این نیرو ملحق شد و تا سال ۱۹۸۲ فرمانده نظامی تهران بود. اما در این سال و پس از اشغال لبنان توسط اسراییل که یک دهه جنگ شهری را برافروخت. دهقان به منظور کمک به تاسیس شاخه نظامی حزب‌الله که جنبش سیاسی شیعه مورد حمایت ایران است به لبنان عازم شد. سال بعد او به عنوان فرمانده سپاه پاسداران در لبنان منصوب شد.
در تاریخ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۳، یک نفر شیعه با حمله انتحاری با یک کامیون باری، بمبی را در مقر نیروی دریایی آمریکا در بیروت منفجر کرد که منجر به مرگ ۲۴۱ نفر شد. به طور هم‌زمان در جریان یک حمله انتحاری دیگر در مقر چتربازان فرانسوی در بیروت ۵۸ نفر سرباز کشته شدند. شاپیرا در این زمینه می‌نویسد: «انتقال دستور انجام این حمله و تامین مالی و آموزش عملیاتی آن با کمک سپاه پاسداران در لبنان و تحت فرماندهی حسین دهقان انجام شد.»

افزایش شمار زنان مسیحی بازداشتی در زندان‌های جمهوری اسلامی



افزایش شمار زنان مسیحی بازداشتی در زندان‌های جمهوری اسلامی
محدودیت و نا.دیده گرفتن حقوق شهروندی برای نیمی از جامعه (زنان) مدت طولانی است که در نظام جمهوری اسلامی نهادینه شده و بسیارند زنانی که به خاطر داشتن اعتقاد و ایمان به مسیحیت بدون آنکه نامی از آنان برده شود در زندانهای این رژیم محبوس هستند.
« محبت نیوز» - با وجود اینکه مشارکت زنان در داخل ایران به عنوان نیمی از شهروندان جامعه زیر سایه باورهای سنتی و مذهبی با موانع و دشواری‌های زیادی روبه رو است و نهادهای عقیدتی و سیاسی نیز بر طبل آن می‌کوبند، اما کم نیستند زنانی از حداقل فرصت‌های بدست آمده برای حضور در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی استفاده و برای بدست آوردن حقوق اساسی خود تلاش می‌کنند.
در کنار تلاش‌های فعالین حوزه زنان در قالب جنبش های مختلف سیاسی و اجتماعی نباید تلاش زنانی که در حوزه‌های دینی و عقیدتی فعالیت می‌کنند را نادیده گرفت. در جامعه‌ای که اکثریت آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند و حکومت حتی در مراکز علمی و آموزشی حوزه‌های ورزشی برای زنان محدودیت‌های سنگینی را به اجرا می‌گذارد، زندگی روزمره زنان اقلیت مذهبی به شدت با واکنش‌های امنیتی و پلیسی مواجه می‌شود. از میان این اقلیت‌ها بیشترین آسیب‌ها و تهدیدات شامل زنان نوکیش مسیحی می‌شود که تعداد آنها کم هم نیست.
در بسیاری از زندان‌های جمهوری اسلامی ده‌ها تن از زندانیان عقیدتی و سیاسی بی‌آنکه نامی از آنها درجایی منتشر شده باشد، گمنام پشت میله‌های زندان روزگار می‌گذرانند و بسیاری از آنان را زنان تشکیل می‌دهند.
طی سالهای اخیر نخستین بار که به طور رسمی از وجود زنان مسیحی در زندان‌های جمهوری اسلامی صحبتی به میان آورده شد روز سه شنبه (20 فروردین) سال جاری بود که فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی ( رئیس جمهور پیشین ایران) بود که پس از آزادی از زندان در مصاحبه با روزنامه «بهار» خبر داد که در زمان بازداشت با دو زندانی زن مسیحی هم بند بوده است.
روایت "فائزه" از زندانیان و اشاره او به دو بانوی مسیحی گمانه زنی در خصوص اینکه این دو زندانی خانم‌ها «میترا زحمتی» و «مریم جلیلی» باشند را بیشتر کرد. به نظر می‌رسید این دو در تابستان سال 1390 توسط ماموران امنیتی بازداشت و سپس این دو از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اتهام بشارت آئین مسیحیت در بین مسلمانان و «عضویت در گروه غیرقانونی» هر کدام به دو سال و شش ماه زندان محکوم شدند که همچنان در زندان اوین در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند.
بنا به گزارشات دریافتی از ایران از ابتدای امسال تاکنون تعداد زیادی از نوکیشان مسیحی دستگیر و بازداشت شده‌اند که در میان‌آنها تعدادی از زنان مسیحی هم حضور داشتند.
«سمیه بختیاری»، «روناک سماوات» و «نسیم زنجانی» سه تن از فعالین نوکیش زن مسیحی هستند که در نیمه اول سال 92 به طور جداگانه دستگیر و روانه زندان شدند. این افراد به علت برپایی جلسات دعا و نیایش در کلیسای خانگی دستگیر شدند.
«مریم نقاش» دیگر فعال مسیحی است که همین اواخر در پی احضار دادستان جهت اجرای محکومیت خود به زندان اوین مراجعه کرده و بازداشت شدند. خانم نقاش به اتهام " تبلیغ مسیحیت " به ۵ سال زندان محکوم شده است، روز دوشنبه ۲۴ تیر ماه وی وارد بند زنان زندان اوین شد.
ارتباط نه چندان زیاد با رسانه‌ها از جمله مشکلات جامعه نوکیشان مسیحی ایران است که باعث می شود نهادهای امنیتی در سکوت خبری با خشن‌ترین و توهین آمیزترین برخوردها اقدام به تهدید و فشار بر مسیحیان و خانواده آنان کنند. بسیاری از نوکیشان و فعالین مسیحی با یورش ماموران امنیتی به منازل آنها در هر ساعت از شبانه روز دستگیر می شوند که این شکل از برخورد کمتر با زندانیان سیاسی صورت می‌گیرد






آقای بانکی مون، زنان و کودکان کرد سوری را دریابید



آقای بانکی مون، زنان و کودکان کرد سوری را دریابید!

عالیجناب،همانگونه که مستحضرید کردها در سوریه با جمعیت 3 تا 4 میلیون نفری و عموماً ساکن در مناطق شمال و شمال شرقی آن کشور بزرگترین اقلیت قومی در سوریه هستند. این مردم در طول تاریخ موجودیت کشوری به نام سوریه، بویژه در نیم قرن اخیر از ابتدایی ترین حقوق سیاسی و فرهنگی محروم و حتی از حقوق شهروندی و حق تابعیت نیز بی نصیب بوده اند. اما علیرغم این بی حقوقی ها و محرومیت ها مردم و اغلب سازمان های سیاسی کرد در جنگ جاری میان دولت حاکم و مخالفانش، سیاست و مواضعی بی طرفانه اتخاذ نمودند،ولی این سیاست متاسفانه مانع از تعرض و حملات نیروهای طرفین درگیر به مناطق کردنشین نشده است، تا آنجا که اخیراً تعدد و شدت این حملات افزایش یافته و تنها طی چند هفته گذشته دهها تن از نیروهای مردمی محافظ کرد،کشته شده و صدها نفر از روستائیان بی دفاع ربوده و اسیر و زندانی گردیده اند.
در این مدت برخی از فعالان سیاسی و رهبران کرد ترور و تعدادی از گروگان های کرد زنده زنده در آتش سوزانده شدند و به طرز دلخراشی به قتل رسیده اند. در آخرین زنجیره حملات و جنایات انجام گرفته علیه مردم کرد در سوریه 450 زن و کودک و سالمند روستایی از جمله یکصد کودک خردسال،بی رحمانه قتل عام شدند. این رشته از جنایات هولناک ظاهراً توسط گروه های وابسته به سازمان القاعده صورت گرفته که گفته می شود در میان اپوزیسیون نیروهای مخالف دولت نفوذ کرده اند.
عالیجناب !
با عنایت به مراتب فوق،سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از جنابعالی به عنوان دبیرکل سازمان ملل درخواست می نماید با یافتن راه چاره ای برای توقف و جلوگیری از کشتار زنان و کودکان بی دفاع کرد در سوریه و شهروندان غیر نظامی آن کشور،سریعاً اقدام نمایید، همچنین جهت انجام تحقیقات پیرامون کشتار مردم بی دفاع و شناسایی آمران و عاملان جنایات اخیر در کردستان سوریه و سپردن آنان به دست عدالت، هیات ویژه ای به آن کشور اعزام نمایید.
محمدصدیق کبودوند/ زندان اوین


۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه

٢٥ گلآویز و چوار پارچه کردستان تبریک ویشم






گه‌لاوێژەو مانگ لە شەوارێگ ،بێ کرچە هەڵاێد
گەلاوێژەو هەسارە کرو کرو لە دیارێگ پڕ لە پرشنگ ،ئاخڵەێ ئێ دیمەنە ،هەتا روژێگ پڕ لە لیسکیْ خوەر ،پرشەێ نیشێدەو ئاسو .
روژ بودە جەژن و شەواروە شە وقیْ مانگەشەو ،همێد وە دڵەیل دڵ خوەشی دەێد ،نۊر وە چەوان هاز .
گیان هێز گرێدو شادی وەهار وەهار گەلاوێژە کەێدە وەرز جمْشیْ شنەباێ ژیان .
گەلاوێژ بودە هێماێ مان و نیشانەێ وەرزێگ لە بەرزایی.
هە لەێ مانگە ،هە لە لاێ ئێ هەسارە ،هە لە ئاخڵەێ ئێ مانگە و لە لیسکیْ پەنجەوە نازیْ خوەر لەێ وڵاتە ،پڕ لە خەنین ،هەنین هەنین ،دمۆکراتێگ لە دایک بوودو روژْ دامەزریان ئێ نازدارە ناوە ٦٨ وەهار وە سەر بەێدو ٢٥ مانگە پڕ لە هەسارەگەی گەلاوێژ کەێدە جەژن بمارکی .....
گەلاوێژ لە وڵاتم ،لە خەباتم ،لە گێشت هیواخوازەیلیْ ئاواتم، بمارک
'' ساروج ''













چند بیت شعر از هادی خرسندی



هموطن علاف روحانی مشو
زينب اين تعزيه خوانی مشو

از پس آن ياوه گوی بددهن
محو استاد سخنرانی مشو

با مواعيدش خودارضايی مکن
همچنين در خواب، شيطانی مشو

در عروسی و عزای اين رژيم
مثل مرغ و جوجه قربانی مشو

خر همان خر، رهبری بر آن سوار
خوشدل از تعويض پالانی مشو

بگذر از سبز و بنفش و سرخ و زرد
در حصار رنگ، زندانی مشو

خانه ات روشن ز دزد با چراغ
بيخودی شاد از چراغانی مشو

تا کليد خانه دست سارق است
در شکايت از نگهبانی مشو

گول بی.بی.سی و وی.او.ای مخور
خام حرف مفت و مجانی مشو

توی رودرواسی امت نمان
وامدار جهل و نادانی مشو

راه خود را زود پيدا ميکنی
منکر ادراک ايرانی مشو

از کنار گود لنگش کن مگو
هادی خرسندی ثانی مشو

یک زن و مرد در آستانه اجرای حکم سنگسار بسر می برند/ به همراه سند






یک زن و مرد در آستانه اجرای حکم سنگسار بسر می برند/ به همراه سند
زهرا پورساعی فرزند حسن و علی ساعی باشسیز فرزند حسن، در سال نود ویک، در شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی به ریاست آخوند امیری محاکمه و به اتهام زنای محصن و محصنه به مجازات رجم (سنگسار) محکوم شده‌اند.

نقی محمودی، فعال حقوق بشر در گفتگو با هرانا اعلام داشت: " طبق اطلاع ماخوذه از اجرای احکام دادگستری تبریز، وکلای متهمین به دادنامه‌ی صادره اعتراض کرده‌اند که رسیدگی به اعتراض‌شان به شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است. شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور به ریاست مرتضی فاضل و عزیزالله رزاقی (مستشار) پس از رسیدگی و بررسی اعتراض متهمین و وکلای آن‌ها، اعتراض را وارد ندانسته و مبادرت به صدور حکم کرده است."
متن حکم دیوان عالی کشور به قرار زیر است: "با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و اظهارات متهمان ومفاد اظهارات مطلعین و فیلم تهیه شده پیرامون رابطه‌ی متهمان و انعکاس واضح ارتکاب عمل زنا با میل و رغبت طرفین و تصریح اعضای دادگاه مبنی بر مشاهده‌ی فیلم و احراز شرایط احصان از سوی کلیه‌ی اعضای دادگاه و عدم ابراز دلیل کافی موجب نقض از سوی محکوم علیه ما و وکلای آنان، دادنامه‌ی شماره‌ی ۰۰۰۰۱۲۹- ۱۹/۴/۹۱ صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی حاوی محکومیت آقای علی ساعی و خانم زهرا پورساعی به رجم بابت ارتکاب زنای محصن و محصنه مطابق مقررات تشخیص و مستندا به بند الف ماده‌ی ۲۶۵ قانون آئین دادرسی کیفری، تایید می‌گردد."


این حکمِ قطعی، در تاریخ ۲۶/۹/۹۱ به متهمین در زندان مرکزی تبریز ابلاغ شده است و لذا بیم آن می‌رود که اجرای احکام دادگستری تبریز به صورت مخفیانه درصدد اجرای این حکم غیرانسانی برآید.

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

"مسته‌فای‌ هیجری‌" سكرتێری‌ حزبی‌ دیموكراتی‌ كوردستانی‌ ئێران، له‌م گفتوگۆیه‌ی‌ ئاوێنه‌دا ده‌ڵێت "ئێستا هه‌لومه‌رجی‌ كورد به‌گشتی‌ له‌هه‌مو پارچه‌كانی‌ كوردستاندا، جگه‌ له‌ئێران، جوڵاوه‌".










"مسته‌فای‌ هیجری‌" سكرتێری‌ حزبی‌ دیموكراتی‌ كوردستانی‌ ئێران، له‌م گفتوگۆیه‌ی‌ ئاوێنه‌دا ده‌ڵێت "ئێستا هه‌لومه‌رجی‌ كورد به‌گشتی‌ له‌هه‌مو پارچه‌كانی‌ كوردستاندا، جگه‌ له‌ئێران، جوڵاوه‌".



ئاوێنه‌: ئێستا باس باسی‌ كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌ییه‌، ئێوه‌ وه‌ك حیزبی‌ دیموكراتی‌ كوردستانی‌ ئێران، سه‌رنج‌و تێبینیتان له‌سه‌ر ئه‌م كۆنگره‌یه‌ چییه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: پێمانوایه‌ كۆنگره‌كه‌ له‌كاتێكی‌ باشدا خه‌ریكن ئاماده‌كاری‌ بۆ ده‌كه‌ن چونكه‌ ئێستا هه‌لومه‌رجی‌ كورد به‌گشتی‌ له‌هه‌مو پارچه‌كانی‌ كوردستاندا، جگه‌ له‌ئێران جوڵاوه‌. چاوه‌ڕوانی‌ هه‌ندێك ئاڵوگۆڕ ده‌كرێت به‌سه‌ر ئه‌و ناوچانه‌ی‌ كوردی تێدا دابه‌شكراوه‌، بارودۆخی‌ رۆژهه‌ڵاتی‌ ناوه‌ڕاست بڕێك له‌نائارامیدایه‌، جوڵه‌ هه‌یه‌ به‌ره‌و گۆڕانی‌ زیاتر له‌وه‌ی‌ هه‌یه‌ به‌له‌به‌رچاوگرتنی‌ هه‌مو ئه‌وانه‌ پێموایه‌ ئێستا كاتێكی‌ باشه‌ كه‌ كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ باسی‌ له‌سه‌ر بكرێت كورد بتوانێت له‌و وه‌زعیه‌ته‌ی‌ له‌رۆژهه‌ڵاتی‌ ناوه‌ڕاست هاتوه‌ته‌ پێشه‌وه‌ به‌په‌یامێكی‌ یه‌كگرتو ویست‌و داخوازیه‌كانی‌ خۆی‌ بگه‌یه‌نێت.
ئاوێنه‌: چاوه‌ڕوان ده‌كه‌ن كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ چ خزمه‌تێك به‌ئێوه‌ وه‌ك ئۆپۆزیسیۆنی‌ رۆژهه‌ڵاتی‌ كوردستان بكات؟
مسته‌فا هیجری‌: هه‌ر حه‌ره‌كه‌تێك له‌جیهه‌تی‌ به‌ره‌وپێشچونی‌ كاروباری‌ كورددا بێت‌و له‌داخوازیه‌كانی‌ كورددا بێت له‌هه‌ر به‌شێكیدا بێگومان كاریگه‌ری‌ له‌سه‌ر به‌شه‌كانی‌ تریش ده‌بێت، به‌تایبه‌تی‌ له‌كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌ییدا باس له‌سه‌ر مه‌سه‌له‌ی‌ به‌شه‌ جیاوازیه‌كان ناكرێت باس له‌سه‌ر مه‌سه‌له‌ی‌ كورد به‌گشتی‌ ده‌كرێت، ره‌نگه‌ له‌و په‌یوه‌ندیه‌دا ئه‌گه‌ر به‌باشی‌ بچێته‌ پێشه‌وه‌، ئێمه‌ش وه‌كو كوردی‌ رۆژهه‌ڵات قازانج‌و به‌رژه‌وه‌ندیمان ده‌ستبكه‌وێت له‌به‌رئه‌وه‌ی‌ كه‌ ئه‌و به‌شه‌ ئه‌كتیڤ باسی‌ بكرێت‌و بێته‌ ناو باس‌و كۆبونه‌وه‌كان.
ئاوێنه‌: ئایا پشتیوانی‌ له‌وه‌ ده‌كه‌ن مه‌سعود بارزانی‌ سه‌رۆكی‌ كۆنگره‌كه‌ بێت یان وه‌ك په‌كه‌كه‌ ده‌ڵێت پێویسته‌ سه‌رۆكایه‌تی‌ كۆبونه‌وه‌كان به‌شێوه‌ی‌ خول بێت؟
مسته‌فا هیجری‌: ئێمه‌ زۆرتر بیرمان له‌وه‌ نه‌كردوه‌ته‌وه‌ كه‌ سه‌رۆكی‌ كۆنگره‌كه‌ كێ‌ بێت‌و چۆن بێت، ئه‌وه‌ی‌ زۆرتر بیری‌ لێده‌كه‌ینه‌وه‌و كاری‌ له‌سه‌ر ده‌كه‌ین ئه‌وه‌یه‌ ناوه‌ڕۆكی‌ كۆنگره‌كه‌ ده‌وڵه‌مه‌ند بێت، هه‌ژمون‌و ده‌سه‌ڵاتخوازی‌ هیچ لایه‌نێكی‌ له‌سه‌ر نه‌بێت‌و به‌شێوه‌یه‌كی‌ دیموكراتێك مافی‌ هه‌مو به‌شه‌كان له‌به‌رچاوبگیرێت، ئه‌وه‌ زۆرتر مه‌به‌ستی‌ ئێمه‌یه‌ ئه‌گینا زۆر گرینگ نیه‌ سه‌رۆكی‌ كۆنگره‌ دیاری‌ بكرێت.
ئاوێنه‌: كه‌واته‌ هیچ كێشه‌یه‌ك نیه‌ ئه‌گه‌ر مه‌سعود بارزانی‌ سه‌رۆكایه‌تی‌ كۆنگره‌كه‌ بكات‌و به‌خول نه‌بێت؟
مسته‌فا هیجری‌: نه‌خێر هیچ كێشه‌یه‌ك نیه‌.
ئاوێنه‌: وه‌ك باس ده‌كرێت به‌ڕێزتان له‌پارتییه‌وه‌ زۆر نزیكن‌و ته‌نانه‌ت له‌میوانه‌ تایبه‌ته‌كانی‌ بارزانیشیت، ئه‌م په‌یوه‌ندییه‌ له‌سه‌ر چ بنه‌مایه‌كه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: ئێمه‌ نزیكایه‌تێكی‌ تایبه‌تی‌‌و ئه‌وتۆمان نیه‌، ئێمه‌ له‌كوردستانی‌ عێراقدا له‌گه‌ڵ‌ به‌شێكی‌ هه‌ره‌ زۆری‌ لایه‌نه‌ سیاسیه‌كان په‌یوه‌ندی‌ دۆستانه‌مان هه‌یه‌ به‌تایبه‌تی‌ له‌گه‌ڵ‌ پارتی‌‌و یه‌كێتی‌ كه‌ دو هێزی‌ سه‌ره‌كین، په‌یوه‌ندیه‌كانمان ده‌گه‌ڕێته‌وه‌ بۆ مێژویه‌كی‌ زۆر كۆن‌و ئێستاش ئه‌و په‌یوه‌ندیه‌ هه‌رماوه‌.
ئاوێنه‌: ده‌وترێت پارتی‌‌و بارزانی‌ ئه‌وكاته‌ له‌ئێوه‌ نزیكتربونه‌وه‌ كه‌ ئه‌و باڵه‌ی‌ نێو حیزبی‌ دیموكرات له‌یه‌كێتییه‌وه‌ نزیكبون‌و مامۆستا رابه‌رایه‌تی‌ ده‌كردن، كرانه‌ ده‌ره‌وه‌ له‌حیزب؟
مسته‌فا هیجری‌: من له‌حزبی‌ خۆماندا جیاوازیه‌كی‌ ئه‌وتۆ نابینم له‌نزیكایه‌تیمان له‌به‌ینی‌ یه‌كێتی‌‌و پارتی‌ له‌و كاته‌ی‌ مامۆستا عه‌بدوڵا سكرتێری‌ حزب بوه‌ یان ئێستا، من جیاوازیه‌ك نابینم، سیاسه‌ته‌كه‌ هه‌ر ئه‌و سیاسه‌ته‌یه‌و هه‌ر به‌و شێوه‌ش چۆته‌ پێشه‌وه‌ به‌له‌به‌رچاوگرتنی‌ ئیحترام بۆ هه‌ردولای‌ یه‌كێتی‌‌و پارتی‌ بوه‌ كه‌ ئه‌وانیش ئیحترام بۆ ئێمه‌ داده‌نێن، به‌و شێوه‌یه‌ ئێمه‌ په‌یوه‌ندیه‌كانمان درێژه‌ پێداوه‌و ئێستا هه‌م له‌یه‌كێتی‌ نزیكین‌و هه‌م له‌پارتیش.
ئاوێنه‌: رات چییه‌ به‌رامبه‌ر به‌درێژكردنه‌وه‌ی‌ ماوه‌ی‌ سه‌رۆكایه‌تی‌ بارزانی‌، ئایا راسته‌ ده‌ڵێن ئێوه‌ یه‌كێك بون له‌وانه‌ی‌ كه‌ داواتانكردوه‌ درێژكردنه‌وه‌ی‌ ماوه‌كه‌ قبوڵ‌ بكات؟
مسته‌فا هیجری‌: نا وانیه‌، ئه‌وه‌ راست نیه‌ ئێمه‌ داوامانكردبێت، به‌ڵام ئێمه‌ پێمانوایه‌ قازانج‌و به‌رژه‌وه‌ندی‌ كورد له‌و به‌شه‌ی‌ كوردستانی‌ عێراقدا به‌هه‌ر جۆرێك بگونجێت له‌به‌رژه‌وه‌ندی‌ هه‌ر گروپ‌و تاقمێك‌و حزبێك بێت‌و ده‌بێ‌ ئه‌وه‌ كوردستانی‌ عێراق بڕیاری‌ له‌سه‌ربدات نه‌ك ئێمه‌.
ئاوێنه‌: ئێوه‌ ئه‌و درێژكردنه‌وه‌ به‌باش ده‌زانن؟
مسته‌فا هیجری‌: ئه‌وه‌ی‌ له‌هه‌واڵه‌كان بیستمان سازانێكی‌ زۆر كراوه‌ له‌نێوان ژماره‌یه‌كی‌ زۆری‌ لایه‌ن‌و حزبی‌ سیاسی‌‌و به‌ته‌وافقی‌ هه‌مویان ئه‌و ماوه‌یه‌ درێژكراوه‌ته‌وه‌، مادام رای‌ زۆربه‌ی‌ حزبه‌كانی‌ له‌گه‌ڵه‌، ئێمه‌ش رێزی‌ بۆ داده‌نێین‌و پێمانباشه‌.
ئاوێنه‌: به‌بڕوای‌ تۆ تا چه‌ند غیابی‌ مام جه‌لال كاریگه‌ریی له‌سه‌ر په‌یوه‌ندییه‌ حیزبی‌‌و شه‌خسییه‌كانی‌ ئێوه‌و یه‌كێتی‌ نیشتمانی‌ كوردستان ده‌بێت؟
مسته‌فا هیجری‌: بێگومان كاتێك مام جه‌لال حزوری‌ هه‌بو باشتر بو، له‌گه‌ڵ‌ ئه‌وه‌ی‌ ئێمه‌ تا ئێستا هه‌ست ناكه‌ین په‌یوه‌ندی‌ ئێمه‌ له‌گه‌ل یه‌كێتی‌ نیشتیمانی‌ لاواز بوبێت یان كێشه‌ی‌ تێكه‌وتبێت، به‌ڵام بونی‌ مام جه‌لال وه‌كو كه‌سایه‌تیه‌كی‌ به‌هێز له‌ناو یه‌كێتیدا كاریگه‌ری‌ خۆیی‌ هه‌بوه‌، هه‌م له‌گه‌ڵ‌ حزبی‌ دیموكرات هه‌م له‌گه‌ڵ‌ لایه‌نه‌كانی‌ تری‌ كوردستانی‌ عێراق، هه‌م له‌گه‌ڵ‌ لایه‌نه‌ سیاسیه‌كانی‌ عێراقداو ئێستاش ئێمه‌ په‌یوه‌ندیمان باشه‌ له‌گه‌ڵ‌ یه‌كێتی‌.
ئاوێنه‌: په‌یوه‌ندیتان له‌گه‌ڵ‌ بزوتنه‌وه‌ی‌ گۆڕان‌و حیزبه‌ ئیسلامیه‌كان له‌چ ئاستێكدایه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: په‌یوه‌ندیمان له‌ناو حزبه‌ ئیسلامیه‌كاندا له‌گه‌ڵ‌ یه‌كگرتوی‌ ئیسلامی‌ كوردستان په‌یوه‌ندیه‌كی‌ دۆستانه‌یه‌، له‌گه‌ل گۆڕانیش په‌یوه‌ندیمان هه‌یه‌.
ئاوێنه‌: شه‌ممه‌ی‌ رابردو، نێچیرڤان بارزانی‌ به‌سه‌ردانێك گه‌یشته‌ تاران، ئایا ئه‌م جۆره‌ سه‌ردان‌و په‌یوه‌ندییه‌ نزیكانه‌ی‌ ده‌سه‌ڵاتدارانی‌ هه‌رێم زیانی‌ به‌ئێوه‌ ئۆپۆزیسیۆنی‌ كورد نه‌گه‌یاندوه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: به‌گشتی‌ بۆ ئێمه‌ شتێكی‌ زۆر سروشتیه‌ كه‌ حكومه‌تی‌ هه‌رێمی‌ كوردستان په‌یوه‌ندی‌ سیاسی‌ خۆیی‌ له‌گه‌ل وڵاتانی‌ دراوسێ‌و له‌گه‌ڵ هه‌مو دونیا په‌ره‌ پێبدات، سه‌فه‌ری‌ به‌ڕێز نێچیرڤان بارزانی‌ بۆ به‌شداری‌ له‌رێوره‌سمی‌ سوێندخواردنی‌ سه‌رۆك كۆماری‌ تازه‌یه‌ كه‌ ئه‌و به‌شداری‌ تێدا ده‌كات، ئه‌و په‌یوه‌ندیانه‌ی‌ ئه‌وان له‌گه‌ڵ ئێران هه‌یانه‌ ئه‌وه‌نده‌ی‌ ئێمه‌ی‌ لێئاگاداربین به‌زیانی‌ ئێمه‌ نه‌بوه‌‌و ئێمه‌ له‌كوردستانی‌ عێراقدا ئازادین.
ئاوێنه‌: پێتوایه‌ ئه‌م گه‌شتانه‌ی‌ نێچیرڤان له‌ماوه‌ی‌ هه‌فته‌یه‌كدا بۆ ئه‌نقه‌ره‌و تاران په‌یوه‌ندی‌ به‌به‌ستنی‌ كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌ییه‌وه‌یه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: به‌شێكی‌ وه‌كو خۆیان باسی‌ ده‌كه‌ن ئه‌و گه‌شته‌ی‌ بۆ توركیا كردی‌ په‌یوه‌ندی‌ به‌كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌ییه‌وه‌ هه‌بو، ئه‌وه‌ی‌ تازه‌ی‌ كه‌ چۆته‌ تاران بانگهێشتكراوه‌ بۆ به‌شداریكردن له‌رێوره‌سمی‌ سوێندخواردنی‌ سه‌رۆك كۆماری‌ تازه‌ی‌ ئێران‌و بێگومان له‌وێدا چاوپێكه‌وتنی‌ تری‌ ده‌بێت‌و ره‌نگه‌ یه‌كێك له‌و باسانه‌ی‌ دێته‌ پیشه‌وه‌ باسكردنی‌ كۆنگره‌ی‌ نه‌ته‌وه‌یی‌ بێت.
ئاوێنه‌: ماوه‌یه‌ك له‌مه‌وبه‌ر مه‌سه‌له‌ی‌ یه‌كگرتنه‌وه‌ی‌ هه‌ردو دیموكراته‌كه‌ قسه‌وباسی‌ گه‌رمی‌ لێوه‌كرا، ئه‌و هه‌وڵانه‌ به‌كوێ‌ گه‌یشتن؟
مسته‌فا هیجری‌: هه‌وڵه‌كان هه‌ر به‌رده‌وامن له‌و ماوه‌ی‌ كه‌ ئێوه‌ ئیشاره‌ی‌ پێ‌ ده‌كه‌ن ئێمه‌ هه‌ردولامان تێكۆشاوین په‌یوه‌ندیه‌كانمان به‌یه‌كه‌وه‌ ئاسایی‌ بێته‌وه‌ به‌دانیشتن‌و به‌شۆره‌تكردن‌و باسكردنی‌ ئه‌و مه‌سه‌له‌ سیاسیانه‌ی‌ كه‌ په‌یوه‌ندی‌ به‌ئێران‌و كوردستانی‌‌و ئه‌وانه‌ی‌ په‌یوه‌ندی‌ به‌نێوانی‌ خۆمانه‌وه‌ هه‌یه‌و ئه‌و نزیكایه‌تیه‌ درێژه‌ی‌ هه‌یه‌و هیوادارم له‌داهاتودا ئه‌وه‌ بگات به‌نه‌تیجه‌ی‌ یه‌كگرتنه‌وه‌.
ئاوێنه‌: ئایا لایه‌نی‌ سێهه‌م هاتوه‌ته‌ به‌ینتانه‌وه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: هه‌ر له‌سه‌ره‌تاوه‌ ئه‌و هاوڕێیانه‌مان له‌حزبی‌ دیموكرات جیابونه‌وه‌ له‌وكاته‌وه‌ تائێستاش هه‌وڵ‌و تێكۆشانی‌ هێزو لایه‌نه‌ سیاسیه‌كانی‌ نیشتیمانی‌ كوردو كه‌سایه‌تیه‌كانی‌ كورد به‌رده‌وام بوه‌ كه‌ داوایانكردوه‌ په‌یوه‌ندیه‌كانمان ئاسایی‌ بكه‌ینه‌وه‌و لێكنزیك ببینه‌وه‌و یه‌كبگرینه‌وه‌ ئه‌وه‌ له‌هه‌مو لایه‌كه‌وه‌ به‌رده‌وامبوه‌و تا ئێستاش هه‌ر به‌رده‌وامه‌، به‌ڵام ئه‌وه‌ی‌ كه‌ ئاسایكردنه‌وه‌ی‌ په‌یوه‌ندیه‌كان‌و ده‌ستپێكردنه‌وه‌ی‌ ئه‌و دانیشتن‌و قسه‌و باسانه‌ی‌ كه‌ به‌یه‌كه‌وه‌ هه‌مانه‌ له‌گه‌ڵ‌ یه‌كتری‌ هه‌ر به‌ده‌ستپێشخه‌ری‌ خۆمان بوه‌ نه‌ك لایه‌نی‌ سێیه‌م.
ئاوێنه‌: هه‌وڵدان بۆ یه‌كگرتنه‌وه‌ی‌ هه‌ردو دیموكرات لای‌ ئێوه‌ ستراتیجه‌ یان تاكتیك؟
مسته‌فا هیجری‌: ستراتیجه‌، چونكه‌ ئێمه‌ له‌كۆنگره‌ی‌ كۆتایدا كه‌ كۆنگره‌ی‌ 15 بو نزیكه‌ی‌ هه‌شت مانگ پێش ئێستا پێكهات، بڕیارێكی‌ وه‌ها په‌سه‌ندكراوه‌ كه‌ ئێمه‌ په‌یوه‌ندیه‌كانمان له‌گه‌ڵ‌ ئه‌و هاوڕێیانه‌ ئاسایی‌ بكه‌ینه‌وه‌و هه‌نگاوی‌ دوه‌م ده‌ستبكه‌ین به‌دانوستان له‌په‌یوه‌ندی‌ له‌گه‌ڵ‌ مه‌سه‌له‌ سیاسیه‌كانی‌ كه‌ په‌یوه‌ندیدارن به‌مه‌سه‌له‌ی‌ ئێران‌و نێوانی‌ هه‌ردوكمان‌و له‌قۆناغی‌ كۆتایدا ده‌بێت كۆتایی‌ بێت به‌یه‌كگرتنه‌وه‌، بۆیه‌ بۆ ئێمه‌ ستراتیجیه‌و بڕیاری‌ كۆنگره‌كه‌مانه‌و كاری‌ له‌سه‌ر ده‌كه‌ین.
ئاوێنه‌: په‌یوه‌ندیت له‌گه‌ڵ‌ مامۆستا عه‌بدوڵای‌ حه‌سه‌ن زاده‌ چۆنه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: دوای‌ ئه‌وه‌ی‌ ئێمه‌ له‌گه‌ڵ ئه‌وان په‌یوه‌ندیه‌كانمان ئاسایی‌ بۆوه‌، خۆشم له‌گه‌ڵ‌ مامۆستا عه‌بدوڵا چاوپێكه‌وتن‌و دانیشتنمان هه‌یه‌، واتا ئێستا په‌یوه‌ندیم له‌گه‌ڵ‌ مامۆستا ئاساییه‌.
ئاوێنه‌: ده‌وترێت دو كه‌س به‌هۆی‌ ناكۆكی‌ شه‌خسیانه‌وه‌ حیزبی‌ دیموكراتیان په‌رتكرد، هه‌ر ئه‌و دو كه‌سه‌ش ده‌توانن كۆتایی‌ به‌ناكۆكی‌‌و په‌رتبونی حیزبه‌كه‌ بهێنن كه‌ ئه‌ویش به‌ڕێزتان‌و مامۆستا عه‌بدوڵایه‌، ئه‌مه‌ وانیه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: لانیكه‌م به‌بۆچونی‌ من وانیه‌، شه‌خسی‌ خۆم چ ئه‌و كاته‌ی‌ له‌گه‌ڵ‌ مامۆستا هاوكاربوین‌و چ دوای‌ ئه‌وه‌ی‌ ئه‌وان له‌حزبی‌ دیموكرات جیابونه‌وه‌، هیچ شتێكی‌ شه‌خسی‌ په‌یوه‌ندیدار له‌گه‌ڵ‌ مامۆستا عه‌بدوڵا نابینم، مه‌سه‌له‌كه‌ حزبیه‌ هیچ شتێكی‌ شه‌خسی‌ له‌به‌ینماندا نیه‌، بۆیه‌ من زۆر په‌یوه‌ندیه‌كه‌ نابه‌ستمه‌وه‌ به‌نێوانی‌ من‌و مامۆستا، به‌ڵكو زۆرتر به‌ستراوه‌ته‌وه‌ به‌په‌یوه‌ندی‌ نێوان ئه‌و دو لایه‌نه‌وه‌ من‌و مامۆستاش هه‌ریه‌ك له‌لایه‌كین.
ئاوێنه‌: قسه‌و باسێك هه‌یه‌ كه‌ ئێستا خه‌ریكی‌ ئاماده‌كارین بۆ ده‌ستپێكردنه‌وه‌ی‌ خه‌باتی‌ چه‌كداریی‌ له‌رۆژهه‌ڵاتی‌ كوردستان، ئایا هێشتا باوه‌ڕتان به‌خه‌باتی‌ چه‌كداریی‌ ماوه‌؟
مسته‌فا هیجری‌: ئێمه‌ هه‌ر له‌ئه‌وه‌ڵه‌وه‌ ده‌ستمان به‌خه‌باتی‌ چه‌كداری‌ كردوه‌، بۆچونمان سه‌باره‌ت به‌خه‌باتی‌ چه‌كداری‌ نه‌گۆڕاوه‌‌و پێمانوابوه‌ خه‌باتی‌ چه‌كداری‌ به‌شێكه‌ له‌خه‌باتی‌ سیاسی‌ حزبی‌ دیموكرات، وه‌كو به‌شه‌كانی‌ تر هه‌ر كامێكیان ده‌بێ‌ له‌كاتی‌ گونجانی‌ خۆیدا كه‌ڵكی‌ لێوه‌ربگرین هه‌ر وه‌كو له‌رابردودا كاتێك كه‌ حزبی‌ دیموكرات پێی‌ گونجاوبوه‌ خه‌باتی‌ چه‌كداری‌ درێژه‌ پێداوه‌، به‌ڵام دوای‌ ماوه‌یه‌ك خه‌باتی‌ دیكه‌ زیاتر به‌رجه‌سته‌بوه‌ له‌وان كه‌ڵك وه‌رده‌گرین له‌داهاتوشدا ئه‌گه‌ر گونجاوبێت‌و به‌قازانجی‌ جوڵانه‌وه‌ی‌ كورد له‌و به‌شه‌دا بێت، حزبی‌ دیموكرات خه‌باتی‌ چه‌كداری‌ درێژه‌ پێده‌دات‌و ئێمه‌ خه‌باتی‌ چه‌كداریمان وه‌لا نه‌ناوه‌ هه‌ربۆیه‌ ئێستا فێرگه‌مان هه‌یه‌، پێشمه‌رگه‌مان هه‌یه‌، پێشمه‌رگه‌ وه‌رده‌گرین، به‌ڵام ئێستا ئێمه‌ به‌قازانجی‌ نازانین خه‌باتی‌ چه‌كداری‌ ده‌ستپێبكه‌ینه‌وه‌.

دیدار مصطفی هجری، با پروفسور عزالدین مصطفی رسول

کوردستان میدیا: هیأتی از حزب دمکرات کردستان ایران به سرپرستی مصطفی هجری با شخصیت برجسته کورد، پروفسور عزالدین مصطفی رسول دیدار کردند.

به گزارش وب‌سایت کوردستان میدیا، ٢٢ مردادماه ١٣٩٢، هیأتی از حزب دمکرات با عزالدین مصطفی رسول در منزل شخصی وی دیدار نموده و در آن مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات از نزدیک وضعیت سلامت جسمانی این شخصیت برجسته و سرشناس کورد را جویا شد.

پروفسور عزالدین مصطفی رسول یکی از دوستان نزدیک و باسابقه حزب دمکرات کردستان ایران می‌باشد که در فراز و نشیب‌های مبارزە حزب دمکرات با این حزب همراه و همگام بوده است.





گزارشی از یک بی خانمان در جاده کرمانشاه به کامیاران او تنها پدر شرمنده دنیا نیست



فرامرز کارگر ساختمان است، به قول خودش از بچگی یتیم شده و هیچ کس را در این دنیا ندارد. از دار دنیا دو پسر نوجوان دارد که باید از اول مهر دوباره پشت نیمکت ها بنشینند. سقف خانه شان آسمان کوهستان های حد فاصل کرمانشاه-کامیاران است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

جوانرود ، سرپلذهاب ، کرمانشاه و پاوه بیکارترین شهرهای ایران






جوانرود ، سرپلذهاب ، کرمانشاه و پاوه بیکارترین شهرهای ایران


به گزارش مهر، نرخ بیکاری و وضعیت ۳۹۷ شهرستان کشور که بر اساس آخرین سرشماری کشور در سال ۹۰ از سوی مرکز آمار ایران انجام شده است، از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از آمارهای جنجال برانگیز عملکرد ۸ ساله دولت ارائه شد.
طبق این آمار شهر جوانرود با ۴۶.۹ دومین شهر با نرخ بیکاری بالا در کشور است.
سرپل ذهاب و پاوه نیز در بین 20 شهر اول دارای نرخ بیکاری بالا در بین 397 شهر در ایران می باشند.
در بین مراکز استان ها نیز کرمانشاه بعد از خرم اباد و زاهدان با23/8درصد در پله سوم قرار گرفت.
البته طبق این آمار سرباز ، دانشجو و یا یک ساعت کار در هفته و ... شاغل محسوب می شوند!!!.

جنايتكاران اداره آگاهي در شهر ميانه ابوالفضل رجبي جوان 20 ساله را زير شكنجه به قتل رساندند





پدر ابوالفضل رجبي ميگويد كه من فرزندم را سالم تحويل داده بودم و بايستي سالم تحويل بگيرم.


پدر ابوالفضل ميگويد كه پنجشنبه 10 مرداد مأموران فرزندم را از كنار من به اداره آگاهي بردند. روز شنبه( 12 مرداد) به نزد پسرم در آگاهي رفتم او را سر حال ديدم،بدون اينكه روحيه اش را ببازد، او سر و صورتش سياه شده بود و به من گفت بابا مرا خيلي اذييت كرده و ميزنند. براي وي وكيل گرفتيم. اما روز يكشنبه وقتي پيگير وضعيت فرزندم شدم، بدون هيچ مقدمه اي مأموران آگاهي به من گفتند كه خدا پسرتان را بيامرزد. من شوكه شده بودم، مگر ميشود چنين چيزي، چون او را روز قبل ديده بودم، چطوري يك شبه پسر 20 ساله ام را اينطوري كشتند.ديگه زبانم بند آمد و نتوانستم چيزي بگويم. ... خدا ميداند كه صداي من به كجا ميرسد، من خودم يك مستأجر هستم، يك كارگرم...
من جنازه او را تحويل نميگيرم، چون من فرزندم را سالم تحويل داده بودم و او را سالم بايستي تحويل بگيرم.
صداي مرا به تمام جهان برسانيد، چرا اين ظلم به اين بزرگي را در حق من كارگر كرده اند.
قابل ذكر است كه ابوالفضل رجبي متولد ۱۳۷۲. يک کارگر معمولي در شهر ميانه در استان آذربايجان بود، که در کنار پدرش کار مي‌کرده است،مأموران آگاهي ميانه وي را به اتهام سرقت موتورسيكلت دستگير كرده بودند.
عليرضا دقيقي، وكيل ابوالفضل رجبي مي‌گويد: «اولين موضوعي که بايد در اين‌باره بگويم اين است که پليس بعد از مرگ ابوالفضل رجبي به خانواده‌اش گفته است که او ۶۰۰ دستگاه موتور را دزديده بوده، در حالي که شهر ميانه اصلا ۶۰۰ موتور ندارد که حالا او آن‌ها را دزديده باشد. موضوع ديگر که خود دادستان هم آن را قبول دارد اين است که متهم بايد ۲۴ ساعت در بازداشتگاه کلانتري نگه داشته مي‌شد و بعد به زندان برده مي‌شد و اگر کلانتري دوباره به حضورش نياز پيدا کرد با اجازه قاضي زندان او را دوباره به کلانتري برمي‌گرداندند، در حالي که اين اتفاق نيفتاده است.
طبق قوانين کلانتري مجاز بوده است تا ۲۴‌ساعت فرد بازداشتي را در بازداشتگاه کلانتري نگه دارد و بعد او را به زندان بفرستد ولي مسئولان اين کلانتري او را سه روز در بازداشتگاه کلانتري ميانه نگه داشته‌اند.
كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها-21 مرداد 1391

انیستیتوی فرهنگی و هنری احمد خانی پلمپ شد.


انیستیتوی فرهنگی و هنری احمد خانی پلمپ شد.


ساعت یازدە صبح روز یکشنبه ۲۰/۵/۱۳۹۲ برابر با ۱۱/۸/۲۰۱۳ انستیتوی فرهنگی و هنری اندیشه احمد خانی در ارومیە به دستور اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی و توسط ماموران اداره اماکن نیروی انتظامی این استان پلمپ شد. این انستیتو دارای مجوز رسمی فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودە و از سال ١٣٨١ تاکنون با تشکیل کمیتەهای دانشجویی، زنان، هنری، ادبی و پژوهشی در راستای پاسداشت و رشد فرهنگی، هنری و فکری کوردها در ارومیە فعالیت داشتە است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه

آیا کردها همان مادها هستند؟








بسیاری از شرق شناسان اروپائی از جمله پروفسور «سایس» معنقدند که قوم ماد همان مردم کرد بوده اند.«سایس» همچنین اشاره می کند که مادها عشایر کرد بودن که در شرق آشور زندگی می کردند و سرزمینشان تا جنوب دریای خزر ادامه داشت.
برخی از مستشرقین و متخصصین معتقدند که زبان مادی همان زبان کردی امروز است
ویلادمیر مینورسکی دربرگی از کتاب خود تحت عنوان کردها نوادگان مادها عنوان میکند:
اگر کردها کنونی از نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان کاملا واحد تکلم میکنند از کجا آمده اند؟
وجود مقبره های مختلف در مناطق کردنشین مختلف از جمله مقبره هووخشتره(کیخسرو)با عنوان مقبره قزقاپان در سلیمانیه کردستان عراق و همچنین:
پایبند بودن به اسامی کردی از جمله : برای پسران دیاکو (نخستین پادشاه ماد) وبرای دختران میدیا (اشاره به همان سرزمین ماد دارد) را میتوان دلایلی از ده ها دلیل ماد دانستن کردها در کتاب کردها نوادگان مادهای ویلادمیر مینورکسی دانست.

*زبان مادی:
برخی از زبانشناسان معتقدند که زبان کردی به طور قطع از بازماندگان زبان مادی است.اما با این حال برخی دیگر زبان‌های ایران مرکزی را نیز بازمانده زبان مادها می‌دانند.
بی شک میتوان گفت که کردها یکی از اصیل ترین اقوام آریایی هستند چون:
بسیاری از مورخان باستان، به صراحت، مادها را «آریایی» خوانده‌اند. واژگان بازمانده از گویش مادی [مانند: Farnah (= فر)؛ Paradayda (= پردیس)؛ Vazraka (= بزرگ)؛ Vispa (= همه)؛ Spaka (= سگ)؛ Mitra (= مهر)؛ Xshayathia (= شاه) در زبان پارسی باستان، و نیز تصریح «استرابون» به «آریایی» بودن زبان مادها و پیوند و همسانی آن با زبان‌های پارس و بلخ و سغد و سکاها و نیز کلام داریوش بزرگ که زبان مادها و پارس‌ها را در یک گروه قرار می‌دهد نشانهٔ از «آریایی» بودن زبان مادهاست

کودکان اعدامی دهه60


درليست... دههاهزارنفري اعدام شدگان سياسي دهه 60، يك اعدامي هست كه به تنهايي ميزان خشونت جمهوري اسلامي است، او كوچكترين واحد اعدامي است، واحد كشتار است. او نفيسه اشرف جهاني، كودك دبستاني است، كه به جرم محاربه با خدا در دادگاه اسلامي، محكوم به مرگ شد و جلوي جوخه اعدام تيرباران. اين اعدام به تنهايي درعقل نمي گنجيد، واپس زده مي شود. او در ده سالگي زني است در ليست حدود 2000 نفري اعداميان سياسي زن. كه اين خود نه قرينه اي در تاريخ ايران دارد و نه در تاريخ جهان مدرن. نه با عرف قابل توضيح است نه با شرع. برادركشي و پدركشي با گوشمان آشنا بود، پسر كشي سابقه اش به اسطوره مي رسيد و در تاريخ هي تكرار مي شد. کودکان اعدامی دهه60 كشتن دختر بچه ها، زنان و مادران را نه شنيده و نه خوانده بوديم، جمهوري اسلامي رسمش كرد با اعدام بيش از 1500 دختر و زن در فاصله سالهاي 60 و 64. فقط در اين ليست كه كامل هم نيست، در كنار نفيسه اشرف جهاني ده ساله، مريم اسدي يازده ساله، افسانه فارابي دوازده ساله، جزو 9 دختر بچه اعدام شده زير 13 سال اند. فاطمه جبارزاده انصاري، شهلا قرباني، فاطمه ساجدي، سه دختر بچه سيزده ساله، جزو 22 دختر بچه اعدام شده بين 13 و پانزده سال اند. نسرين نوري ماني 15 ساله، فرزانه صبوري و مريم صدرالاشراف هفده ساله (هر سه حاق آويز شده)، جزو 187 دختر نو جوان اعدامي زير 18 سال اند. خطيب شهيدي دختر نوجوان 15 ساله به ميدان اعدام نرسيد، او زير شكنجه كشته شد، او جزو 60 زني است كه زير شكنجه به قتل رسيدند. جنين هشت ماهه طاهره آقا خان مقدم در شكم مادرش تير باران شد، طاهره آقاخان مقدم، يكي است در ليست 47 نفري زنان حامله اعدام شده دراين ليست. سكينه محمدي اردحالي 70 ساله، مادر نه فرزند از اعدام شدگان بالاي 70 سال است. جوانترين اعدامي در اين ليست ده ساله بود. نفيسه جوانترين كودك اعداميست، جوانترين اعدامي زن و جوانترين محارب با خداست در ليست دهها هزار نفري اعدام هاي سياسي. اعدام ها ي جمهوري اسلامي در سال 60 تا 64 بي مثال بود، اما نه در تعداد. كشتار بخش وسيعي از رهبران، كادر ها و هواداران سازمان هاي سياسي، كشتار كمونيست ها يا كه كشتار مخالفان سياسي يا مخالفان عقيدتي و مذهبي و همه اين ها رويهم، حقيقت است، ولي بي مثال نيست. دادگاه ها و احكام شرعي هم به خودي خود ويژگي نبود. ويژگي در اعدام دختر بچه، در اعدام نفيسه بود كه او را با قوانين شرع، در خود روز قيامت هم نمي شد محكوم كرد. ويژگي در نمايش جسد اعدامي نبود. سال 2006 با نمايش جسد صدام در بالاي دار و پائين دار، از نيم رخ و از روبرو به سال 2007 گذر كرد . ويژگي در ممنوعيت بدن اعدامي بود. جسد نفيسه را اگر مي خواستيد هم نمي توانستيد ببينيد. او مثل همه زنان سياسي در سال هاي 60 تا 64 و 67 بي چهره، پوشيده دراونيفورم زندانبانانش، درچادر سياه به قتلگاه برده شد، مثل همه زنان ديگر محارب عليه خدا، و همراه هزاران دختر و زن، متهمين به جنايت عليه عفاف. در آنجا بود كه تفكيك زنداني سياسي از غير سياسي ، اخلاقي از عقيدتي و مذهبي بي معني شد. نفيسه جزو انبوهي، ليست شده و ليست نشده، از اعدامي هاست، كه زير چادر سياه، كه رنگ خون هم به آن نمي نشيند به قتل رسيده اند. او جزو محكوميني است كه نمايش اعدامشان در ملا عام، تنها، نمايش به اهتزاز در آوردن پرچم جمهوري اسلامي است. نگاه كنيد به نمايش چادري بر دار جرثقيل كه همواره تكرار مي شود. مال ديروز يا براي فردا، در اين جا يا در آنجا. کشتن دختر بچه ها، زنان و مادران را نه شنيده و نه خوانده بوديم، جمهوري اسلامي رسمش كرد با اعدام بيش از 1500 دختر و زن در فاصله سالهاي 60 و 64. فقط در اين ليست كه كامل هم نيست، در كنار نفيسه اشرف جهاني ده ساله، مريم اسدي يازده ساله، افسانه فارابي دوازده ساله، جزو 9 دختر بچه اعدام شده زير 13 سال اند. فاطمه جبارزاده انصاري، شهلا قرباني، فاطمه ساجدي، سه دختر بچه سيزده ساله، جزو 22 دختر بچه اعدام شده بين 13 و پانزده سال اند. نسرين نوري ماني 15 ساله، فرزانه صبوري و مريم صدرالاشراف هفده ساله (هر سه حاق آويز شده)، جزو 187 دختر نو جوان اعدامي زير 18 سال اند. خطيب شهيدي دختر نوجوان 15 ساله به ميدان اعدام نرسيد، او زير شكنجه كشته شد، او جزو 60 زني است كه زير شكنجه به قتل رسيدند. جنين هشت ماهه طاهره آقا خان مقدم در شكم مادرش تير باران شد، طاهره آقاخان مقدم، يكي است در ليست 47 نفري زنان حامله اعدام شده دراين ليست. سكينه محمدي اردحالي 70 ساله، مادر نه فرزند از اعدام شدگان بالاي 70 سال است. جوانترين اعدامي در اين ليست ده ساله بود. نفيسه جوانترين كودك اعداميست، جوانترين اعدامي زن و جوانترين محارب با خداست در ليست دهها هزار نفري اعدام هاي سياسي. ***************************************************** اعدام ها ي جمهوري اسلامي در سال 60 تا 64 بي مثال بود، اما نه در تعداد. كشتار بخش وسيعي از رهبران، كادر ها و هواداران سازمان هاي سياسي، كشتار كمونيست ها يا كه كشتار مخالفان سياسي يا مخالفان عقيدتي و مذهبي و همه اين ها رويهم، حقيقت است، ولي بي مثال نيست. دادگاه ها و احكام شرعي هم به خودي خود ويژگي نبود. ويژگي در اعدام دختر بچه، در اعدام نفيسه بود كه او را با قوانين شرع، در خود روز قيامت هم نمي شد محكوم كرد . در اين سال ها، به ويژه در سال ۱۳۵۹، ده ها تن از خلبانان نيروی هوايی، همافران و افسران و درجه داران ارتش نيز به اتهام تدارک کودتا عليه حکومت اسلامی اعدام شدند. محاکمه ی ناعادلانه ی اين افراد که مورد شکنجه های وحشيانه قرار گرفته بودند نيز منطبق با قوانين قضايی و حقوق بين المللی نبود. در کشتار اين سال ها سبعانه ترين رفتار با اسيران و قربانيان روا داشته شد: «….گونی کهنه و کثيف و چرک‌آلود ديگری را آوردند و اين بار معلم و پزشک، نخستين زن مدير کل، نخستين زن وکيل مجلس شورای ملی، نخستين بانوی معاون وزير و نخستين زن وزير و مبارز راستين راه آزادی و تساوی حقوق زنان را به زور در گونی کردند و برای آن که دست و پايی نزند، طنابی را بر پاهای او بستند و طناب ديگری را از روی گونی به دور گردن او پيچيدند و او را به درخت اعدام آويزان کردند. طناب دار را که بالا کشيدند، طناب پاره شد و فرخ‌رو پارسای، در فاصله يک متری به زمين افتاد. حالا ديگر به کلی از حال رفته و بی‌هوش شده بود. طناب را از سر و رو و بدن او باز کردند و او را به داخل حياط بردند و در کنار حوض کثيف و آب خزه گرفته‌ای مشتی آب بر سر و روی او زدند و مجددا او را به هوش آوردند. خانم پارسای که به هوش آمد نفسی به راحتی کشيد و تصور می‌کرد… با پاره شدن طناب بی‌گناهی او نيز به اثبات رسيده و مورد لطف خداوندی قرار گرفته است. کمی آرام گرفته بود و ديگر گريه و زاری و ناله هم نمی‌کرد. پس از گذشت نزديک به يک ربع ساعت مجددا او را به محل قتلگاه بردند. کارش به جنگ تن به تن کشيده بود. اين بار سيم قطور و مقاوم بکسل آوردند و به بالای درخت بستند و سپس سيم دار را بر گردن فرخ‌رو پارسای انداختند و چند جعبه خالی پپسی را زير پای او گذاردند و دقايقی بعد يکی از دژخيمان مرگ لگد محکمی به جعبه‌ها زد و جعبه‌ها را از زير پای خانم پارسای به گوشه‌ای پرتاب کرد…» ساعت يک و نيم صبح روز ۱۸ ارديبهشت ۱۳۵۹ بود. سه تير خلاص بر پيکر بی‌جان وی شليک شد.» (خاطرات و دست‌نوشته‌های فرخ‌رو پارسای نوشته منصوره پيرنيا ) کشتار اين سال ها به فتوی و فرمان و رهنمود آيت الله خمينی انجام شد. اعدام های زنان: از سال ۱٣۶۰ تا سال ۶٣ غروب و یا صبح زود و روز یکشنبه یا چهارشنبه و دوشنبه یا سه شنبه ۵ شنبه به جز جمعه زندانیان شاهد ان بودند که زنان زندانی از( ۱۴ ساله تا ۷۰ ساله) اکثریتشان زنان بسیار جوان شامل می شد.در پشت بلند گو اتاق های بند نامشان می خواندند. آنها را می رفتند. رفتنی بی بازگشت اعدام می نمودند بنا به شواهد مختلف، در بین این اعدامیان، چند زن حامله هم وجود داشت اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱٣۶۷:واقعه‌ای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی در ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ١٣۶٧ اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی سازمان مجاهدین خلق همچنین طیف‌های مختلف گروه‌های چپ و بودتعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت است. بیشتر اعدام‌شدگان زندان‌های تهران در واقعهٔ تابستان ۶۷ در گورهای دسته‌جمعی گورستان خاوران به خاک سپرده‌شدند . منبع : خاطرات فرخ رو پارسای نوشته ی منصوره پیر نیا ، ایرج مصداقی ، لیست اعدام شدگان کانون حقوق بشر

اسامی 83 زندانی سیاسی- عقیدتی محکوم به اعدام در زندانهای ایران

آخرین تحقیقات " کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی" نشان می دهد که هم اکنون حداقل 83 زندانی که با اتهام های سیاسی - مذهبی و امنیتی مواجهند در زندان های کارون اهواز ، رجایی شهر کرج ، ارومیه سنندج، اوین ، زاهدان ، سمنان، ، سقز و برخی از زندانهای دیگر در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.
گفتنی است که قبلا لیستهای توسط ( هرانا ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و کمپین بین المللی حقوق بشردر ایران) منتشر شده بود که آخرین اسامی و یا تکمیلی این اسامی زندانیان محکوم به اعدام که از سوی نهاد " کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی " تدوین شده است.
البته باید به این نکته توجه کرد که این اسامی تنها اسامی هستند که منتشر شده اند و گمان آن میرود که اسامی محکومین به اعدام بسیار بیشتر باشد.

۱۳۹۲ مرداد ۱۹, شنبه

ماده‌ 15 قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی








دروغ دروغ دروغ و توهین به شعور ما کوردها...




ماده‌ 15 قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی، تعریف افکار عمومی و یک دروغ بزرگ با ملت کورد و دیگر ملت‌های چهار چوب ایران.

تحصیل به زبان مادری حق طبیعی هر فردی است

علت ممانعت رژیم از به اجرا گذاشتن ماده ۱۵ چیست؟!
خوشحال میشویم اگر لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
لطفا به اشتراک بگذارید.

مادده‌ی 15ی یاسای بنه‌ڕه‌تی رژێمی کۆماری ئیسلامی، چه‌واشه‌کاری و درۆیه‌کی گه‌وره‌ی له‌ گه‌ڵ کورد و نه‌ته‌وه‌کانی تری ئێران. خوێندن به‌ زمانی زگماکی مافی سروشتی هه‌ر تاکێکه‌..،.

تکایە پارڤەی بیکەن
وە گەورای خوەدان پارڤەی بکەن

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز پنجشنبه دهم مرداد ماه ۹۲، ماموران امنیتی با حمله به یکی دیگر از کلیساهای خانگی در شهر اصفهان


به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز پنجشنبه دهم مرداد ماه ۹۲، ماموران امنیتی با حمله به یکی دیگر از کلیساهای خانگی در شهر اصفهان، با ایجاد ارعاب و تهدید افرادی که در آن محل مشعول نیایش هفتگی بودند، ضمن تفتیش محل و حاضران، خانمها صدیقه امیرخانی، صاحب محل مذکور، همچنین مهناز رفیعی و همچنین وی آقای محمدرضا پیمانی را دستگیر و به محلی نامعلوم منتقل کردند. گزارش مذکور تصریح کرد که ماموران امنیتی لباس شخصی مجهز به بیسیم و سلاح، بوده و ضمن ضبط مدارک شناسایی حاضران در محل، خاطرنشان کردند که بزودی با آنها تماس گرفته خواهد شد و همچنین از رسانه های کردن این موضوع اکیدا خودداری کنند.
هنوز از محل بازداشت و وضعیت این نوکیشان مسیحی خبری منتشر نشده و پیگیری خانواده‌ها و دوستان این بازداشت‌شدگان، بی‌نتیجه مانده است. طی ماههای گذشته نیز، تعداد دیگری از نوکیشان مسیحی در استانهای فارس و اصفهان، مورد حمله و بازداشت ماموران امنیتی قرار گرفته بودند. چند روز گذشته ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، از صدور حکم ده سال حبس تعزیری برای مصطفی (محمدهادی) بردبار، شهروند نو کیش مسیحی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب خبر داده بود.

مصطفی پورمحمدی بعنوان وزیر دادگستری







در بیست پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی واکنش وبلاگ نویسان و فعالین حقوق بشر به انتخاب پورمحمدی بعنوان وزیر دادگستری
در بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی، معرفی مصطفی پورمحمدی، عضو هیات مرگ که هزاران زندانی سیاسی بی‌گناه به امضای او در مرداد و شهریور ۶۷ اعدام شدند، به عنوان وزیر دادگستری، واکنش وبلاگ نویسان و فعالان و کنشگران حقوق بشر را برانگیخته است برخی این انتخاب را یک شوخی تلخی می دانند. پورمحمدی، به عنوان دادستان انقلاب خراسان، مسئول اعدام اولین گروه زندانیان سیاسی زن در مشهد بوده که به برخی از آنها به شهادت اسناد و مستندات متقن تجاوز شده است. او در سال ١٣٦٧ و در ٢٩ سالگی، یکی از ٣ عضو هیئتِ مرگ منتخبِ روح الله خمینی شد و حکم اعدام و تیرباران صدها و صدها منتقد و مخالف و دگراندیش را صادر کرد. او در ٢ دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، معاون برون مرزی علی فلاحیان، وزیر اطلاعات بود. در زمان ماموریت او مخالفان سرشناسی همچون عبدالرحمان قاسملو در وین، کاظم رجوی در ژنو، فریدون فرخزاد در فرانکفورت، حسین نقدی در رم، صادق شرفکندی و نوری دهکردی در برلین و ... ترور شدند. مرحوم آیت الله منتظری – از مراجع تقلید مخالف با دولت و تنها قائم مقام خمینی – پورمحمدی را به عنوان کسی که نقشی اساسی در قتل عام زندانیان سیاسی و مخالفان دیگر در سال ۱۳۶۷ در زندان اوین تهران برعهده داشت شناسایی می کند. در آن زمان پورمحمدی نماینده رسمی وزارت اطلاعات در کمیته‌ای سه نفره بود وظیفه صدور احکام زندانیان سیاسی را داشت. پورمحمدی مسئولیت بازپرسی از زندانیان را بر عهده داشت.

۱۳۹۲ مرداد ۱۴, دوشنبه

طاق گرا یا طاق شیرین بر سر راه باستانی ابریشم







طاق گرا یا طاق شیرین بر سر راه باستانی ابریشم.
طاق‌گرا یا طاق شیرین را بهتر بشناسیم:

طاق‌گرا به کوردی پاتاق یا طاق شیرین، بنای باستانی مربوط به دوره ساسانیان در گردنه‌ی پاتاق ۱۵کیلومتری شهرستان سرپل ذهاب استان کرماشان قرار دارد. این بنا بر سر یکی از قدیمی ترین راههای بازرگانی وادامه جاده ابریشم می باشد بنای تاریخی به نام طاق گرا معروف است، جالب است بدانید که از گردنه پاتاق با عنوان دروازه آسیا ، دروازه زاگرس وعقبه حلوان نیز نام برده می شود. شاید نام طاق گرا از یک کلمه کردی به معنی قوس بزرگ باشد، گرا درلغت به معنای مسیری برای نشانه گرفتن به وسیله توپ انداز می باشد تاکنون علت نامگذاری طاق گرا کاملاً مشخص نشده است. در برخی منابع به صورت طاق کرا / گرا ( در لغت به معنای سرتراش ودلاک آمده است ) ودر جاهای دیگر به نامهای گره – گیره یا احتمالأ گریوه در اوستا وگریوگ در فارسی میانه به معنای گردنه آمده است. این راه و بنای طاق گرا اکنون در شیب‌ های پایین جاده آسفالته اصلی قرار گرفته‌ است. بنای طاق فضای ایوان مانندی که تماماً از سنگ می باشد این بنا مستطیل شکل وبه ابعاد ۸۶/۴ متر در ۷۰/۷ متر و ارتفاع ۶۴/ ۱۰متر وعرض دهانه طاق ۳۰/۴ متر وعمق آن ۱۰/۳ متر می باشد که ورودی به طرف جنوب و مشرف به جاده سنگ فرش باستانی است . طاق گرا یا طاق شیرین بر سر راه باستانی ابریشم
در مورد زمان ساخت این بنا اختلاف نظرهایی وجود دارد برخی آن را به دوره اشکانی و برخی دیگر آن را به دوره ساسانی نسبت می‌دهند. اما آنطور که از مدارک باستانشناسی به دست آمده ظاهرا این بنا در اواخر دوره ساسانی و احتمالا زمان حکومت خسرو دوم (۶۲۸-۵۹۰م) ساخته شده‌است به همین علت لقب طاق شیرین را نیز به این بنا داده اند. اگرچه تاکنون کارکرد واقعی این بنا مشخص نشده، اما برای آن کارکردهای متفاوتی از جمله «یادگار احداث راه کاروانرو»، «توقف گاه موکب شاهی»، «اریکه سلطنتی»، «پاسگاه مرزی» و «بنای یادبودی از پیروزی» ذکر کرده‌اند. از لحاظ ساختاری این بنا به وسیله بلوکهای سنگی ساخته شده است که به صورت مکعب مستطیل تراشیده شده اند ، مصالح داخلی دیوارها نیز از لاشه سنگ وملات گچ است. بنای طاق گرا در تاریخ ۱۳۸۴/۰۴/۱۹ به شماره ۳۳ در فهرست آثار ملی ثبت شده است. بنای طاق گرا به دلیل اینکه سر راه جاده اصلی قرار داشته است ،بعد از حمله اعراب به ایران مورد حمله قرار گرفت و نیمی از این بنا و سقف آن را تخریب شد در سال ۱۲۸۰ خورشیدی این بنا بازسازی شده است.

۱۳۹۲ مرداد ۱۳, یکشنبه

شاعر بزرگ و نامدار کورد شیرکو بی کەس زندگی را وداع گفت





شیرکو بیکس (به کردی: Şêrko Bêkes) (زاده دوم ماه مه ۱۹۴۰) شاعر معاصر کرد عراقی است که از سوی انجمن قلم سوئد برنده جایزه توچولسکی (Tucholsky) شد. سروده‌های او به زبان کردی هستند.
شیرکو در سال ۱۹۴۰ میلادی در شهر سلیمانیه عراق به دنیا آمد. پدرش فائق بیکس از شاعران بنام روزگار خود بود. بیکس بخاطر مشکلات سیاسی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ در سوئد زندگی می‌کرد و پس از آن به عراق بازگشت.
در ۱۹۶۸ اولین مجموعه شعر شیرکو بنام مهتاب شعر منتشر شد و از آن زمان تا کنون چندین مجموعه شعر، دو نمایشنامه منظوم و ترجمه پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی و عروسی خون اثر لورکا به زبان کردی از او به چاپ رسیده است .
از جمله دفترهای شعر این شاعر می‌توان از دو سرو کوهی، عقاب، رود، سپیده دم، آفات، کرکس، عطشم را شعله فرو می‌نشاند، دره پروانه‌ها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر، سایه و آزادی، این واژه بی‌آبرو نام برد که به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی و غیره ترجمه و چاپ شده اند. در ایران نیز در مجموعه‌هایی از او همچون منظومه بلند دره پروانه (ده‌ربه‌ندی په‌پووله) و آزادی، این واژه بی‌آبرو با همت محمد رئوف مرادی ترجمه و به چاپ رسیده است .



۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

این جنایت ایدئولوژی تند روی اسلامی است






اینان نوباوگان کورد اند .... این جنایت ایدئولوژی تند روی اسلامی است ... اسلامی که با رحمان و رحیم آغاز میشود اما در ساحت سیاست و قدرت تنها قاسم الجبارینش را میفهمند و عمل میکنند ...چه فرقی است بین فاشیسم و نازیسم و راسیسم و هزار و یک ایسمی که مرگ جمعی و نسل کشی را به بلوغ رساندند و دینی که همان ها را با نام خدا و برای خدا انجام دهد ...
من در مسخ سکوتم ... من در روزه ی لالی ام ... نمیتوانم بنویسم ... اما جای تعجب دارد سکوت همه ی صفحات و پیج ها و دوستان بر این جنایات قرن جدید .... اما برای جدایی دین از سیاست همه روشنفکر و تئوری پرداز میشوند ... برای آزادی نداشته و معنا نشده ، همه کاسه ی داغ تر از آش ... ای کاش انسانیت با خدا نمی مرد ....این نه زلزله ست نه شیمیایی نه سیل نه طوفان
این فقط یک جنایت و نسل کشیست توسط اسلام ناب محمدی در مناطق
کُرد نشین سوریه ، اسلامی که جهاد علیه کردها رو صادر کرده و
با کشتن هر کرد کلید بهشت را به آنان ارزانی میدارد . تف به ناموس
نداشته و ذهن عقب مانده اشان .

۱۳۹۲ مرداد ۱۰, پنجشنبه

لقمان و زانیار مرادی در بدو ورود به پنجمین سال زندانی شدن خود ،نامه ای خطاب به نهادهای حقوق بشری







زانیار و لقمان مرادی در حالی وارد پنجمین سال حبس خود می‌شوند که گزارش‌ها حاکی از افزایش فشارها بر آنها میباشد. این دو زندانی سیاسی کورد در مجموع ماها در بندهای انفرادی چندین زندان و تحت سخت‌ترین شرایط روحی و روانی به سر برده‌اند. زانیار مرادی فرزند اقبال ۲۱ ساله ساکن شهر مریوان، در تاریخ پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ مرداد ماه سال ۸۸ توسط نیروهای اداره اطلاعات شهر مریوان بازداشت شد و بعد از ٩ ماه نگهداری در بازداشتگاه ستاد خبری اداره‌ اطلاعات سنندج همراه با لقمان مرادی هم پرونده‌ خود، به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب کوردی، از سوی شعبه‌ی ١٥ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم گردید. این حکم در ۱۸ تیرماه سال ۹۰ از سوی دیوان عالی کشور تائید شد.
زانیار و لقمان مرادی در پنجمین سالروز زندانی شدن خود در نامه‌ای که متن کامل آن در اختیار "کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی" قرار گرفته است چنین می گویند:
"شورای عالی حقوق بشر سازمان ملل!
نهادهای حقوق بشر، نیروهای مترقی و آزادیخواه ، مردم متمدن و شریف ایران
ما 'زانیار و لقمان مرادی' در حالی وارد پنجمین سال حبس خود میشویم که در این مدت تحت فشارهای شدید نهادهای امنیتی و جابجایی میان چندین زندان و بازداشتگاهای متعدد و بازجوئیهایی بوده‌ایم که در همه آنها بطور کاملا مغرضانه و سیلقه ای با ما برخورد شده است. اکنون هم علارغم تحمل آنهمه شکنجه‌ و تهدید و سپری کردن سختترین شرایط سلولهای انفرادی، در انتظار روشن شدن حقایق و رهایی از این وضعیت اسفنکاک هستیم. اگر پس از چهار سال بازهم سخن از تحمل درد و رنج نکنیم ؛ اما از انتظاراتمان می توانیم بگوییم. وقتی ناخودگاه و ناگزیر کینه‌‌توزیها، انتقام جوییها، تسویه حسابها و بی‌عدالتی‌های عقیدتی و ارزشی هر روز جلوی سیر قانونی پرونده‌مان را می گیرد، پس باید باردگر از انتظاراتمان بگوییم. در واقع انتظار ما از فعالین حقوق بشری این نیست که آنچنان که ایدال ماست ما را درک کنند و معجزه بکنند. ما می دانیم که فعالین و نهادهای حقوق بشری در سطح وسیعی با مشکلات روبرویند و شاید مسائلی وجود داشته باشد که مانع از درک واقعی همه کیسها و موارد حقوق بشری توسط ایشان باشد. ولی بر این مبنا که نهادهای حقوق بشری را تنها پناه و مامن خود میدانیم و خواهان اجرای عدالت و تشریح روند ناسالم پرونده‌مان هستیم که پس از بارها و بارها نامه‌نگاری و درخواست اعاده دادرسی از مقامات قضایی همچنان بی‌پاسخ مانده است بدون اینکه خواهان برخورد با آنهایی باشیم که شکنجه‌مان کرده‌اند و آنهمه رفتار غیرانسانی و غیراخلاقی بر ما روا داشته‌اند. همچنین انتظار ما از امام جمعه مریوان این است آنگونه که شایسته شان و جایگاه دینیشان است نسبت به و پرونده ساختگی اقدام بکنند. انتظاری که پس از چندین و چند بار وعده برای پیگیری پرونده‌مان، صادقانه و شجاعانه پیش نرفته است. اینک بار دیگر خطاب به اما جمعه محترم مریوان میگوئیم، از آنهایی که همیشه دروغ گفته‌اند و ما را هم وادار و ناچار به دروغ کرده اند، از آنهایی که همیشه دشنام بر لب داشته اند و جوابمان را با بد اخلاقی و شکنجه داده اند انتظاری نداریم، اما شما می‌توانستید و می توانید با اذعان بر بی‌گناهی ما و بیرون کشیدن پای خود از این ظلم بزرگ گامی جدی در روشن شدن حقایق و نهایتا آزادی ما بردارید. اکنون نیز با گذشت پنج سال از بازداشتمان، به عنوان دو جوان دربند که زمان و روال بازداشتمان را بدور از عدالت و رفتار انسانی میدانیم، بار دیگر ضمن پناه بردن به نهادهای حقوق بشری، از اما جمعه محترم مریوان هم میخواهیم که بنا به مسئولیت شرعی و انسانی خود و با اتکا به جایگاهی که دارند بیشتر از این از این ظلمی که در حق ما روا داشته اند چشم پوشی نکنند و نگذارند که ما بیشتر از این قربانی انسداد ناعادلانه روند قانونی پرونده‌مان بشویم. همچنین در همین راستا از نهادهای حقوق بشری میخواهیم که صدای حق طلبی ما را به گوش جهانیان برسانند تا از این طریق تغیری در وضعیت و شرایط ما ایجاد شود.

هرانا؛ محکومیت یک نوکیش مسیحی به ۱۰ سال حبس تعزیری






خبرگزاری هرانا – "مصطفی (محمدهادی) بردبار" شهروند نو کیش مسیحی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، "مصطفی بردبار" از شهروندان نوکیش مسیحی ساکن رشت طی حکمی که به وکیل وی "شیما قوشه" ابلاغ شده به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

این حکم که طی روز جاری ۹ مرداد ماه به وکیل وی ابلاغ شده است، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی "پیرعباسی" به اتهام "تبانی و اجتماع و شرکت در جلسات کلیسای خانگی" صادر شده است.

وی که متولد سال ۱۳۶۵ خورشیدی است، پس از یورش ماموران امنیتی لباس شخصی به محل گردهمایی جمعی از نوکیشان مسیحی در تاریخ پنجشنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۱ که بمناسبت فرا رسیدن کریسمس و سال نو میلادی دورهم گرد آمده بودند، بازداشت شد.

"مصطفی بردبار" پیش از این نیز در سال ۱۳۸۸ در شهرستان رشت به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در کلیسای خانگی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. وی همچنین از سوی بازپرسی شعبه یک محکوم به "ارتداد" و پس از طی مراحل دادگاهی به قید وثیقه آزاد و این محکومیت نیز به عنوان سابقه کیفری در پرونده ایشان درج شده است.