۱۳۹۳ تیر ۱۷, سه‌شنبه

اقدام به خودکشی در میدان هفت تیر


حوالی ظهر امروز یک جوان ۳۶ ساله به بالای پل عابر پیاده میدان هفتم تیر رفت که ماموران اورژانس اجتماعی و نیروهای آتش‌نشانی به همراه تشک نجات در محل حاضر شده و پس از صحبت با وی، او را از بالای این پل عابر پایین آورده و تحویل عوامل نیروی انتظامی حاضر در محل دادند.
گفته می‌شود این فرد کاوری بر تن داشت که روی آن دروغ ، فقر و اختناق دلیل اقدام خودکشی نوشته شده بود.
عکس: حمیدرضا دستجردی - ایسنا














۱۳۹۳ تیر ۱۶, دوشنبه

رحیم لوقمانی: در ایران خدمتی به زبان كردی نشده است



رحیم لقمانی شاعر و نویسنده كرد می‌گوید سخن گفتن، تفكر و اندیشیدن به زبان مادری مایه عقب ماندگی جامعه نیست بلكه نشان دهنده عشق به مقام مادر و احترام گذاشتن به زبان، تفكر و اندیشه اوست.
رحیم لوقمانی در ویژه برنامه ادبی- هنری كه به مناسبت روز قلم در موسسه فرهنگی ترنج برگزار شد، از کردستانیان خواست كه با زبان مادری با فرزندانشان سخن بگویند و گفت سخن گفتن، تفكر و زندگی كردن با زبان كردی موجب احیای فرهنگ ملت كرد می شود.
وی با اشاره به اینكه تاریخ نشان داده است كه هیچ ملتی از بین نمی رود مگر با از بین رفتن زبانش، تصریح كرد: که‌ ما مردمان كرد ضمن احترام به دیگر زبان ها برای زنده كردن زبان و ادبیات كردی نیز گام برداریم.
وی با بیان اینكه فعالان فرهنگی نباید با كار كردن برای زبان كردی احساس خستگی داشته باشند، كار كردن برای زبان و ادبیات كردی بسیار مهم و حایز اهمیت است چراكه به دیگر زیان های دنیا خدمات خوبی شده است اما خدمتی به زبان كردی نشده است.
در ادامه این برنامه دكتر خسرو سینا، استاد دانشگاه های كردستان نیز گفت متاسفانه فیلم نامه نویسی و نمایش نامه نویسی به زبان كردی در كردستان بسیار ضعیف است.
این نمایش نامه نویس و سینما كار كردستانی با بیان اینكه ادبیات كردی در حوزه شعر پیشرفت ها و آثار خوبی داشته است، اظهار كرد: متاسفانه ادبیات كردی در زمینه نمایش نامه و فیلم نامه نویسی ضعیف عمل كرده است كه می طلبد ادیبان و نویسندگان جوان كردستانی در این راستا نیز گام بردارند.
این نمایش نامه نویس خاطرنشان كرد: هویت كردی در فیلم های كردی بسیار كلیشه ای است و هیچ تغیر ی پیدا نمی كند كه باید با خلق نمایش نامه و فیلم نامه های جدید این روند را نیز تغییر داد.

ازدواج ۳۰ هزار دختر نوجوان زیر ۱۵ سال در کشور گًل و بلبل ما !


بر اساس همین آمار طی این هفت‌سال همواره بیش از یک‌سوم زنانی که ازدواج آنها ثبت شده، زیر ۱۹سال بوده است.
روزنامه شرق نوشت: سازمان ثبت‌احوال ایران اخیرا نمودار ﺗﻮزﻳﻊ ﺳﻨﻲ زوﺟﻴﻦ در زﻣﺎن ازدواج در ۹ ﻣﺎﻫﻪ ﺳﺎل ۹۲ را منتشر کرده است.
بر اساس این نمودار ۳۰ هزار و ۹۵۶نفر از مجموع ۵۷۹هزار و۸۷۱ ازدواج مربوط به ازدواج دختران زیر ۱۵سال بوده که ۵/۳ درصد مجموع کل ازدواج‌ها را شامل می‌شود. بر اساس همین آمار طی این هفت‌سال همواره بیش از یک‌سوم زنانی که ازدواج آنها ثبت شده، زیر ۱۹سال بوده است.
بر اساس این گزارش، در ۹ماهه سال ۹۲ بیشترین ترکیب ازدواج ثبت‌شده مربوط به ترکیب سنی مردان ۲۴-۲۰ساله با زنان ۱۹-۱۵ساله بوده که تعداد آن برابر با ۹۸هزار و ۹۸۳ واقعه است










۱۳۹۳ تیر ۱۵, یکشنبه

پدری در استان کرمانشاه، دختر ۱۸ ساله‌اش را سر برید


عاطفه نویدی دختر دبیرستانی ۱۸ساله، اهل شهرک حسن‌آباد کنگاور در استان کرمانشاه، به‌دلیل داشتن دوست پسر توسط پدر خود سر بریده شد.
هرانا، وب‌سایت مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نوشته است این قتل روز شنبه سوم خردادماه جاری رخ داده است.
جسد عاطفه نویدی که در کلاس دوم دبیرستان به تحصیل مشغول بود پس از طی مراحل قانونی در پزشکی قانونی کرمانشاه، عصر روز یک‌شنبه چهارم خردادماه به خاک سپرده شد. پدر وی هم‌اکنون در بازداشت نیروهای انتظامی است.
یک منبع آگاه به هرانا گفته است پدر عاطفه یک مسافرکش بود که از شهر تا روستاهای اطراف مسافران را جابه‌جا می‌کرد و معتاد هم نبود
به‌گفته این منبع آگاه، این پدر تهدید کرده است پس از آزادی از بازداشت، دختر دیگر خود را نیز به قتل خواهد رساند.
روزنامه اعتماد نیز در گزارشی در این‌باره نوشته است به‌هنگام مرگ روسری‌ای نیز به دور گردن این دختر جوان پیچیده شده بود که نشان می‌داد پدر وی حتی قصد خفه کردن او را داشته است، اما آثار درگیری بر بدن وی وجود نداشت
پدر عاطفه نویدی گفته است: «شنبه بود، دیگر از کارهای دخترم خسته شده بودم. خبر‌دار شده بودم که چند روز قبل از این حادثه نیز با دوستانش و چند پسر بیرون رفته بودند. مشکلات خانوادگی و فشارهای دیگر نیز باعث شد تا تصمیم بگیرم به زندگی او پایان دهم. بنابراین با چاقو ضربات متعددی به بدنش زدم. قصد داشتم با روسری‌ای که دور گردنش پیچیده بودم خفه‌اش کنم که با همان ضربه چاقو جانش را از دست داد.»
این رخداد درست پنج روز پس از قتل دو دختر جوان به دست پدرشان در تربت جام خراسان رضوی روی داد. در این حادثه نیز پدر بدبینی به‌دلیل سوءظن، دو دخترش را به قتل رسانده بود. این مرد پس از دستگیری گفته بود که دیگر از دست «آبروریزی‌ها»ی دخترانش خسته شده بود به همین دلیل تصمیم گرفت تا آن‌ها را بکُشد.
چند هفته پیش نیز مردی به نام عارف عزیزی در یکی از شهرک‌های اطراف ارومیه، دخترش مهناز را به دلیل «مسائل ناموسی و اخلاقی» به قتل رساند.
قتل ناموسی، به ارتکاب خشونت (اغلب منجر به مرگ) در مورد دختران و زنان یک خانواده توسط مردان خویشاوند آنان گفته می‌شود. این زنان و دختران به علت آن‌چه «لکه‌دار شدن شرافت و آبروی خانوادگی» خوانده می‌شود، به این مجازات گرفتار می‌شوند.
کردستان، خوزستان، آذربایجان، ایلام، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، لرستان، همدان، فارس و خراسان از جمله استان‌هایی هستند که بیشترین قتل‌های ناموسی در آن‌ها رخ می‌دهد.

۱۳۹۳ تیر ۱۴, شنبه

واشنگتن پست: ایران را در شرایط یک فاجعه و بی ثباتی قرار گرفته‌ است


واشنگتن پست درمقاله ای با اشاره‌ به‌ بازی باخت قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس در منطقه می نویسد اشتباه محاسبه های سپاه قدس و فرمانده آن در حال حاضر ایران را در چشم انداز یک فاجعه و بی ثباتی قرار داده است.
این گزارش گسترش نفوذ ایران درسوریه، لبنان وعراق با تلاشهای قاسم سلیمانی را پیش درآمد چشم انداز بی ثباتی بسیار پر خطر در مرزهای ایران می داند و می نویسد درست است که آمریکا در وضعیت بحرانهای جاری خاورمیانه دچار اشتباه‌هائی شده، اما اگر درست فکر کنیم ظهور داعش برای ایران با ۹۰۰ کیلومتر مرز با عراق، یک فاجعه است.
بنا بر این گزارش عملیات بیرحمانه سلیمانی در سوریه، لبنان و سپس عراق حالا تندروهای سنی عرب را به صحنه آورده و این مقام نظامی امنیتی با خطاهای مکرر خود فرصتهای گرانبهایی را در مسیر حفظ منافع ایران از دست داده است: این گزارش می‌گوید اعلام خلافت اسلامی در عراق از هر لحاظ برای ایران فاجعه است و قاسم سلیمانی تلاش دارد با بسیج عراقی ها جلو داعش را بگیرد و مانع افتادن فرودگاه بغداد به دست آنها شود و حالا که می‌بیند ارتش عراق جلو چشمانش آب می شود از شبه نظامیان شیعه کمک می خواهد، همان کسانی که توسط سپاه قدس او آموزش دیده اند. اما این اقدام فرقه گرایانه بازخوردی بدتر دارد و به جنگ شیعه و سنی بیشتر دامن می زند همان چیزی که داعش می خواهد.
واشنگتن پست می‌نویسد مشکل دیگر ایران کردستان عراق و تصمیم رهبران آن به اعلام استقلال است زیرا کشور کردستان احساسات ناسیونالیست کردهای ایران را تحریک خواهد کرد و به بی ثباتی ایران دامن خواهد زد و تنها راه ایران برای حفظ وحدت عراق، فاصله گرفتن از دوستان شیعه و تقویت مواضع سنی ها در دولت مرکزی و طرفداران سعودی ها در عراق است و این به‌ معنای باختن ایران در این معادله‌ است.




























۱۳۹۳ تیر ۱۰, سه‌شنبه

سخنان دکتر گلمراد مرادی پژوهشگر و فعال سیاسی کورد ،در مورد ترور رهبر فرزانه ی کورد دکتر قاسملو برسرمیز مذاکره با نماینده گان جمهوری اسلامی


کبوتر سفیدی را دیدی! با بالی صلح آمیز
به افق هدفش پرواز می کرد، دشواره است، مگرنه؟
در فوق ترجمه بند اول یک شعر کردی است که در مورد دکتر قاسملو و پیوستن اش به ابدیت، ازطرف جوانی شیفته ی آزادی کردستان سروده شده است. من حیفم آمد، این بند را برای فارسی خوانان عزیزم، ترجمه نسبی نکنم. بله دکتر قاسملو واقعا پیام آور صلح بود و با تمام نیرو، می خواست به طریق صلح آمیز، مسئله کردستان ایران را حل کند. پیروان او نیز، بهمین روش باوردارند و همین را می خواهند. پس این یک نویدی باید باشد، برای علاقه مندان و باورمندان به اتحاد، آزادی و دمکراسی.
درست کمی پس ازجام زهر نوشیدن آیت الله خمینی و پایان جنگ ایران و عراق و نهایتا مرگ او، بازماندگان اش به وحشت افتاده بودند و نمی دانستند در برابر اپوزیسیون ایرانی و در مقابل مردمان ملتهای ایران با آن همه خسارت جانی و مالی که این جنگ خانمان برانداز وبی حاصل، برایشان بوجود آورده بود، چکار کنند؟ جنگی که دو سال بعداز آن و پس گرفتن خرمشهر، می بایستی بسود ایران خاتمه یابد و حتا دشمن مجبور بود خسارت جنگی را بپردازد و کشورهای عربی نیز آمادگی خود را برای پرداخت غرامت جنگی اعلام کرده بودند. اما آیت الله خمینی، کمتر از غلبه بر قدس از راه کربلا، رضایت نمی داد و با ندانم کاری این همه خسارت ببار آورد. در هر حال باز ماندگان و جا نشینان آیت الله خمینی نمی دانستند چگونه پاسخ گو باشند که بدان ترتیب، از خشم مردم بکاهند؟ آنها بهترین راه را برای نجات خود و سمبل کردن قضیه جنگ ایران وعراق، درمشغول گرداندن سران صلح طلب و دمکرات جهان می دیدند وتنهاراه برای نجات رژیم لرزان خویش، متوصل شدن به تهدید مردم در داخل کشور و ترور سران اپوزیسیون در خارج و در هر جا که صلاح می دیدند، ارزیابی کرده بودند و انجام آن هم، با هر هزینه، نیرنگ و نا جوان مردی که تصورش می رفت، باشد. در اینجا دیگر اخلاق اسلامی که در قرآن مجید زیاد بر آن تکیه می شود و برای مردم موعظه اش می کنند، نه برای خود! و پیش ازهمه ی اینها شرافت و جوانمردی برای حفظ مقام و منزلت را زیرپا می گذاشتند وبعلاوه اینها ازاستفاده از رذیلانه ترین روش برای رسیدن به اهداف خود ابائی نداشتند. بهمین دلیل محبوبترین و والاترین شخصیتهارا که وابسته به اقشارمختلف جامعه باافکار متفاوت بودند و در عین حال موجودیت این افراطیون را به خطر می انداختند، بایستی از میان بر داشته شوند. از برنامه های شوم این مزوران و از ترورهای آغازین آنها از میان رهبران مخالفین، زنده یاد دکتر قاسملو، رهبر حزب دمکرات کردستان ایران، از نخستین کاندیدهای ترور بود! زیرا دکتر قاسملو آنهارا بچالش منطقی کشیده بود و می خواست به این ملاهای قرون وسطائی ثابت کند که کردها به جز پیاده کردن دمکراسی و حقوق برابر با دیگر ملیتها، چیز دیگری را نمی خواهند. این بود که وجود دکتر قاسملو برای آنها خطرناک بود و باید بهر نحوی نابودش کنند. دکتر قاسملو، جمهوری کردستان و شیوه ی سیاست زنده یاد قاضی محمد را دیده بود. او باوصف جوانی اش و ناآگاهی ازتاریخ خون بار ملت کرد در آن زمان، سخاوت و صبر و بلند منشی قاضی را در سیاست، هرگز نمی توانست از یاد ببرد و شیفته آن بود. چه بسا بهمین خاطر مصمم شد در راه قاضی گام بر دارد و آن طور که دیدیم، حزب زنده یاد قاضی محمد را بازسازی کرد. من دراینجا، لازم می دانم، برای احترام به این شخصیت بزرگ و اهداف عالی او که از همان زمان جوانی شکل گرفته بود، بیشتر بشناسانیم، بایستی ببینیم که دیگران درباره اوچه نظری دارند وچگونه دوران جوانی اورا ارزیابی می کنند؟ برای این کار اشاره ای می کنم به خاطرات یک پروفسور، بنام كارل جيچ استاد صاحب کرسی دراولین وقدیمی ترین دانشگاه جهان در پراگ که چندین سال با زنده یاد دکتر قاسملو هم دانشجو و هم اطاقی بوده است و یکی ازنزدیکان و دوستان خانوادگی ایشان بوده. پروفسور جیچ که ترجمه صحبت هایش توسط رحیم گرگولی، با ای میل برایم فرستاده شده، می گوید:
"عبدالرحمان با شهرت قاسملو که نام روستا ودهی پدریش است، من وی را ازجوانی می شناختم، هردوی ما ازجوانان جنگ دوم جهانی بودیم. من درزمان جنگ در جمهوری چک و تحت ستم هیتلر زندگی کرده بودم و او هزار کیلومتر دور تر از ما در ایران زیسته بود. هر دو نیز در عنفوان جوانی هم لذت و پیشرف دمکراسی و هم استبداد رژیمهای ستمگر را چشیده بودیم. رحمان باشکوفه و غنچه های پیروزی جمهوری کردستان انس گرفته بود و هم چنین با ظلم نیروهای جبار را در هنگامه بر اندازی آزادی و دمکراسی و جمهوری کردستان. تراژدی که نسبت به جمهوری کردستان پیاده شده و رحمان دیده بود، هیچ وقت از یاد نبرد و به عنوان بخشی از وجود او در آمده بود. پس ازاین واقعه دل خراش دیگر نتوانسته بود در ایران بماند و لذا به اروپا مهاجرت کرده بود."
بطوری که ملاحظه می شود، دکتر قاسملوی فئودال زاده به آن نتیجه درست و منطقی رسیده بود که به ملت کرد ظلم شده و می شود و با وصف زندگی مرفه دل به مهاجرت و دوری از دیار می سپرد. افکار شکست جمهوری کوچک کردستان اورا بیش از هر چیز زجر می دهد. او فکر می کند: اگر ما سکوت کنیم، این ظلم ادامه خواهد یافت. پس به درستی، خاطره تلخ شکست جمهوری کردستان در مهاباد، هرگز نمی توانست افکار او رارها کند. بهمین دلیل تاپای جان برای واقعیت بخشیدن بشعار "دمکراسی برای ایران و خود مختاری برای کردستان" مبارزه کرد. بدون شک مبارزات دکتر قاسملو، همانند تعداد زیادی ازرهبران احزاب درجهان بی عیب ونقص نبوده، اما بااطمینان کامل او و رهروانش در راه خواستهای مردم گام بر داشته و بر می دارند.
عرف براین است که ما متأسفانه و بنابه عادت صدها ساله، به مرده پرستی ادامه می دهیم. تازمانی که شخصیتی نادر و استثنائی موجود است و درخدمت ملت خود با تمام خوبی ها و بدی هایش و از صمیم قلب فعال است قدراورا کم می دانیم، اما بعد از آنکه دشمن دقیق او را شناسائی کرد و برای موجودیت خود خطرناک دید و بنحوی او را از ما گرفت، عزیز می شود و ما نادمیم که چرا قدر چنین شخصیتی را ندانستیم و چرا میدان به دودلی و تفرقه دادیم و گذاشتیم دشمن اورا ازما بگیرد؟ زنده یاد دکترقاسملو با تمام صفات بد وخوبی که می توانست داشته باشد وهرانسانی داراست که این رامی شود از عکس العمل دشمنان و دوستان بعد از فقدان آن شخصیت، ارزیابی کرد تا جائی که دوستان او را بالاترین ارج می نهند و دشمنان می کوبندش، بمحک زد. در هر صورت اگر فعال سیاسی و یا رهبر حزبی، جان شیرین خود را در کف دست نهاده و تقدیم هدف و راه درست کرده باشد، چه ارزش والائی می توانسته نزدملت و مردمان ملتهای دیگر به دست آورد؟ آنگاه معلوم می شود که ماچه از دست داده ایم! بنظرمن این خطر در برابر همه فعالان و رهبران مردمی احزاب سیاسی و اجتماعی وجود دارد. شما کافی است به سایتها و وبلاگهای بی شمار جمهوری جهل اسلامی، نگاهی بیاندازید، آنگاه متوجه می شوید که چه کسانی در لیست این جنایتکاران تاریخ برای خراب کردن و کوبیدن و یا نابودی بیزیکی آنها در صورت دسترسی، قرار دارد؟ در اینجا من فقط به چند رهبر حزب سیاسی کردستان اشاره می کنم. جمهوری جهل اخیرا در یکی ازسایت هایش (زیرنام افشاگری کومله 1917) یک به اصطلاح نظر سنجی کرده است مبنی بر این که "کدام یک از این تروریستها تروریست تر هستند؟: عمر ایلخانی زاده، سید ابراهیم علی زاده، عبدالله مهتدی، حسین یزدان پناه، باباشیخ حسینی، عبدالله کهنه پوشی(عه به موش)، مصطفا هجری و خالد عزیزی"؟ خوب، از خوانندگان اش خواسته است که نظر بدهند. با این که این جمهوری جهل هزاران پاسدار حلقه به گوش دارد، اما فقط از میان آنها 115 نفر تاکنون ابله پیدا شده که در این باره نطر بدهند! حتا پاسداران گوش بفرمان نیز می دانند که تروریست تر از جمهوری اسلامی کسی نیست. با تمام این توصیف هوشیار باید بود. در میان این 115 نفردیوانه ترهائی یافت می شوند که برای ده دلار با ارره سر می برند. پس فراموش نکنیم دشمن در کمین است و اگر حالا نتواند ترور کند، اما در تخریب شخصیت فعالین کوشا است. هر ایراد و انتقاد علنی ما، به رهبران و احزابمان بزرگ خواهند کرد و برای خراب کردن شخصیت هر رهبر مردمی در سطح وسیع تبلیغ می کنند. حالا بسیاری از عزیزان ممکن است از بنده ایراد بگیرند که با این جملات من دست این رهبران را باز می گذارم، هر کاری که دلشان خواست انجام دهند! البته این طور نیست. ولی فرض کنیم، این طور باشد، آیا با انتقاد علنی من نوعی و انتقادی که دشمنان در روزنامه های خود آن را درج کنند، بجز شاد کردن این دشمن، نتیجه ای به دست من می رسد و یا آن رهبر درست می شود؟ بدون شک نه، بلکه آن رهبر خواهد کوشید ازموضع احتمالا نادرست خود در ملاء عام دفاع کند و دشمن نیز از انتقاد ما حد اکثر سوء استفاده را ببرد و این برای آینده هر ملتی که آن رهبر از آن می آید خطر ناک است. شما به صفحات روزنامه های جمهوری اسلامی (اینترنتی و کاعذی) نگاه کنید، آنها ابائی ندارند، حتا حرفهای درست رهبران سیاسی مارا بر عکس نشان دهند و علنا برای خراب کردن آن شخصیتها، به آنها دروغ بچسبانند. پس اگر واقعا ما دلسوز جامعه و ملت خود هستیم که در آن رشد کرده و می خواهیم بحق مسلم خویش برسیم، باید اولا دلسوزانه و باتمام وجود فعال باشیم و هر اتفاقی را مربوط بخود بدانیم. دوما اگر از رهبر سیاسی حزبی ایراد و انتقادی داریم، شخصا اورا مورد باز خواست و پرسجو قرار دهیم و معایب کاررا نخست به خودش تذکر دهیم. بدون تردید اگر ایراد ما درست باشد، او را توی فکر خواهد برد و در روند فعالیتهای بعدی از آن ایراد دوری خواهد جست و اگر هم نادرست باشد، احتمالا ما پاسخ دریافت نکنیم، اما آن رهبر سیاسی از صمیم قلب و با تمام وجودش خوشحال خواهد بود که می بیند، شما علاقمند به سرنوشت جامعه هستید و وقتی را برای آن صرف کرده اید و نظر خودرا اگر هم نادرست بوده است، بیان داشته اید و این نیرو بخشیدن و قدرت قلب دادن به ادامه فعالیت حتا تا پای جان است. قاسملوها، قادری آذرها، شرفکندیها، همایون اردلانها و فتاح عبدلیها و نوری دهکردیها و امثال نمونه های بارز آن بوده اند. بدون تردید ما نمی خواهیم از این به بعد خون از دماغ حتا یک فعال سیاسی بیاید. ما می خواهیم روشنگری کنیم. ما نمی خواهیم در برابر نا عدالتیها سکوت کنیم و هر اتفاقی درجامعه ایران بیافتد به ما مربوط است و ما در مقابل آن بی تفاوت نیستیم. شتری که درخانه یک کرد، بلوچ، ترکمن، عرب، آذری وفارس می خوابد، به یقین فردا در خانه ی من نوعی نیز خواهد خوابید. بزرگترین اسلحه دیکتاتوران تفرقه ما است. اتحاد ما مشت محکمی بردهان همه مستبدان تاریخ است و این امکان را از آنها می گیرد که قاسملوهارا ترور کنند. اتحاد ما به آگاهی و انعطاف پذیری ما پیوند نا گسستنی دارد. پس برای اتحاد همه نیروهای اپوزیسیون این دو شرط، یعنی آگاهی و انعطاف پذیری، حیاتی است. آلمانی ها می گویند: زی سیند لیبنز ویشتیگ.










۱۳۹۳ تیر ۷, شنبه

اسماعیل بیشکچی: هر گاه در مورد شرق کُردستان سخنی به میان می‌آید، به یاد دکتر قاسملو می‌افتم



کوردستان میدیا: دکتر اسماعیل بیشکچی در گفتگویی تلویزیونی ضمن سخنانی در مورد تداعی نام دکتر قاسملو در ذهن وی به هنگام بحث در مورد کردستان ایران افزود، رژیم تهران هیچ چیز تازه‌ای برای کُرد ندارد.
اسماعیل بیشکچی نویسنده و اندیشمند ترک و از دوستداران ملت کُرد در مصاحبه‌ای که با کانال تلویزیونی "روداو" انجام داده است، در سخنان خود درباره کردستان ایران می‌گوید: "هر وقت در مورد شرق کُردستان سخنی به میان می‌آید، به یاد دکتر قاسملو می‌افتم که به سال ١٩٨٩ در وین ترور شد، وی به دیدار دیپلومات ایرانی رفته بود؛ اما در واقع طرف مقابل او پاسداری در لوای دیپلومات بود."
این اندیشمند ترک درباره‌ی د. قاسملو می‌‌افزاید: چگونگی ترور دکتر قاسملو از سوی رژیم ایران در شناخت دیدگاه و موضع حکومت تهران نسبت به مسئله کُرد و همچنین موضع جامعه بین‌الملل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، قاتلان دکتر قاسملو در کوتاهترین زمان ممکن وین و اتریش را ترک کرده و این کشور از بررسی و تحقیق دقیق در این باره عاجز بود، هر چند که همسر د. قاسملو تلاش بسیاری برای برملا کردن واقعیات و محاکمه تروریستان انجام داد و برای طرح این مسئله به شیوه حقوقی در دادگاه با میتران نخست وزیر وقت فرانسه، :جورج بوش" ریاست جمهوری ایالات متحده، نخست وزیر بریتانیا و مشاورین عالی رتبه آلمان انجام داد، اما توفیقی حاصل نشد و برای پیگیری این قضیه هیچ دادگاهی تشکیل نگردید، نکته اینجاست که چرا این دادگاه تشکیل نشد؟ حکومت اتریش اعلام کرد که در صورت برگزاری جلسه دادگاه، مناسبات تجاری و سیاسی آنها با ایران مختل می‌شود، لذا کُرد باید به این واقعیت رسیده باشد که حکومت‌ها حاضر نیستند برای حل مسئله کُرد روابط خود را بهم بزنند، این نیز به این دلیل است که کُرد در ملل متحد دارای نماینده خود نیست و چنانچه حقوقش نقض شود و تحت ستم قرار گیرد، برای کشورهای دیگر اهمیتی نخواهد داشت، تنها به این خاطر که کُرد در سازمان ملل متحد حضور ندارد. وقتی از ایران و کُردستان ایران سخنی به میان می‌آید، به یاد دکتر قاسملو می‌افتم، آنچه گفتم تنها خطاب به کُردستان ایران نیست، بلکه کُرد باید به حقیقت تمامی مواضع و دیدگاه‌های جامعه بین‌الملل آگاه باشد و بداند که جامعه بین‌الملل موضع دوستانه‌ای در قبال مسئله کُرد ندارد، من دکتر قاسملو را از نزدیک ملاقات نکرده‌ام، اما او را از طریق رسانه‌های بین‌المللی و کتاب‌هایش می‌شناسم.
بیشکچی در ادامه گفت: می‌بایست کُرد بر مسئله ملی و میهنی خود اشراف کامل داشته باشد و به خصوص رسانه کُردی نقش قابل ملاحظه‌ای از این جهت ایفا می‌کند، حکومت ایران تاکنون چیزی برای ملت کُرد در دست نداشته و علی رغم وعده‌های روحانی در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری به جامعه کُردستان ایران، اما حتی استاندارهای استان‌های کُردنشین را از بین خود مردم کُردستان انتخاب نکرد، به رغم بنده در کردستان ایران، افزایش آگاهی‌های ملی بیش از مواضع حکومت حائز اهمیت است.

‏‎خەڵاتی ئاڵتونی (دایكی ئاشتی) پێشکەش کرا بۆ دایە شەریفە.

‏‎ ‏‎ ١٠/١٢/٢٠١٩ لەشاری هەولێر لە ڕێوڕەسمێكدا كە لە هۆتێل هەولێری نێودەوڵەتی بەڕێوەچی ڕێكخراوی ئاشتی خێرخوازیی، خەڵاتی ئاڵتونی (دایكی ئاش...